ایران در قرن 21 17 تیر 87 - 01:42 |
وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیر ، درگیر
وطن یعنی همین بنزین همین نفت همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی همین سهمیه بندی وطن یعنی کمربند و ببندی
وطن یعنی لیسانس ، علاف ، بیکار کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار
وطن یعنی خیابان خواب ، معتاد پسرهای فرار ، ای داد بیداد
وطن یعنی تموم سهم ملت یه تیکه نونه و باقی خجالت
وطن یعنی من و تو در محافل ز درد اجتماع خویش غافل
وطن یعنی اداره ، زیر میزی اگه بیشتر بدی ؛ بیشتر عزیزی !
وطن یعنی هزاران پشت کنکور فدای مدرک از گهواره تا گور
وطن یعنی امیر قلعه نوعی! ( اونم ما رو گیر آورده به نوعی! )
وطن یعنی هزاران خونه خالی زن کوچه نشین ، مرد زغالی
. . .
وطن یعنی حقوق حقه زن همه مساوی به جز زن و مرد !
وطن یعنی یه دانشگاه آزاد که کلی شهر ها رو کرد آباد!
وطن یعنی لباس برمودایی ( ولی تیپ قشنگیه ؛ خدایی !!! )
وطن یعنی متلك گفتن تو خیابون . . اون موبایل و كیف وكفشتو قربون
وطن یعنی که اصلاحات چینی وطن یعنی یه روز خوش نبینی!
وطن یعنی همین آیینه دق! وطن یعنی خلایق هر چه لایق
وطن یعنی تحمل ، تاب ، طاقت وطن یعنی حماقت در حماقت
وطن یعنی: پس تكلیف ما چی میشه ای بابا اینكه رسمش نمیشه
هر دفعه پای یكی به داره قرعه بنام مردم بیچاره |
با که گویم من نمیخواهم نصیحت بشنوم 15 خرداد 87 - 01:13 |
آن دم که مرا می زده در خاک گذاریدزیر کفنم خمره ای از باده گذاریدتا در سفر دوزخ از این باده بنوشمبر خاک من از ساقه ی انگور بکاریدهر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده ی سافیبنشینم و با دوزخیان کنم تلافی
گویند که دوزخی بود عاشق و مستقولیست خلاف که دل بر آن نتوان بستگر عاشق و می خواره به دوزخ باشندفرداست ببینی که بهشت همچون کف دست باشد
گویند کسان بهشت با حور خوش استمن میگویم که آب انگور خوش استاین نقد بگیر و دست از آن نسیه بدارکاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند که عشق گناه است و می حراممشنو از این حکایت به ما نیز گفته اندترسیده اند فتنه زاید ز حرف راستزان رو دروغ مصلحت آمیز گفته اند
پندم ای زاهد مدهبا که گویم من نمیخواهم نصیحت بشنومآی مردم پنبه در گوشم کنیداز باده مدهوشم کنیدمیثم(
|
یاس 26 تیر 85 - 20:33 |
واسه سه دقیقه تو دلت راه بده مارا
تا من نشون بدم ایران ورابطه ها را
اینها حرفهای امروز ودیروز بر پا
ایران شده اسیر یه ویروس مرگ بار
دیگه احتیاجی به حرفهای سیاسی نداریم
دیگه به دشمنهای خارجی نیازی نداریم
یه جنگ روانیه حالاداخل ایرانه
همه افتادیم به جون هم عاقل ودیوانه
با تنی خسته کوفته خشکیده میریم
تا با مشکلات زنذگی کشتی بگیریم
وقتی میبینبم هوای مشتی یار و یاور
وقتی رفتیم میبندیم به فوش خوار و مادر
نگاه ما به همدیگه شده مثل قاتل
توجه نمیکنیم دیگه به حس باطن
دیگه دور و بر ماها پر حزب باده
هست باهات اگه داشته باشی استفاده
چه دخترها که تا میشنوند اسم تاجر
میگن این بهترین کس واسه ازدواجه
عشق چیه بابا این حرفها را ولش
عشقا دیدی برسون سلام ما را بهش
چه پدرها که به زیر بار هزینه رفتن
بچه ها فکر میکنن پدرها وزیر نفتن
هر کس اسم خودشا بقل کرده
اینا پیشرفت نیست اینا عقب گرده ه ه ه ه
|







) از جان خود سیری