userinfo close

محسن احمدی

memariranian

مرد 27 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
4 سال و 10 ماه و 24 روز سن کلوبی ،
کلیک کن بخون! ---> *من عاشق خدام...تنها کسی که همه حرفامو بهش میگم...تنها کسی که چشمای یواشکی خیسموهمیشه میبینه......
 
00:34 1390/05/11

485_45.jpg

توی این خونه پوسیدم خدایا

مگه دیوار اینجا در نداره

چقدر باید تحمل کرد بی عشق

مگه دنیا درو پیکر نداره

چشام کم سو شد از بس گریه کردم

نمی دونم کی از این خونه میرم

دارم می پوسم و چشم انتظارم دارم می میرم و از رو نمیرم

هی سر به راه تر هی سر به زیر تر

هی گوشه گیر تر

هر لحظه خسته تر

هر لحظه تلخ تر هر لحظه دیر تر

دنیای من تویی دنیا ولی میگن زندون مومنه

آخه چه جوری از خیر تو بگذرم

این غیر ممکنه

درست از اولین باری که رفتی درست از اولین باری که مردم

درست از آخرین برگی که باختی درست از آخرین دستی که بردم

درست از روز اول رفته بودی همون روزی که من از دست رفتم

عزیزم عشق تو بن بست من بود منم تا آخر بن بست رفتم

Tags:

 


  • ارسال کامنت(7)
17:39 1390/04/15
دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا(دکترعلی شریعتی)

1173529189103_0_36303.jpg

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج

کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک

چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند


غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

 

منبع: http://simorghkavir.blogfa.com


  • ارسال کامنت(2)
10:18 1389/12/16

دیشب بهم زنگ زدن که خاله ام فوت کرده...

سریع آماده شدمو خودمو رسوندم شهرخودم...

حدود یک ماه مشهد تو بیمارستان.تواتاق اکسیژن بودن...

زندگی پر فراز و نشیب و سختی داشتن...

امیدوارم اون دنیا در آرامش باشه...

باوجود راز و نیازی که باخدا داشت و خدایی بود...

چندساعت دیگه میرسند و مراسم خواهد بود...

روحت شاد خاله جان

محسن

89/12/16

pouri_ashpazonline_weblog_21293693513.jpg

 


14:55 1389/09/30

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست ، من جزومو بهش دادم ، بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم . --------------------------------------------------------------------- تلفن زنگ زد ، خودش بود ، گریه می کرد ، دوست پسرش قلبش رو شکسته بود ، ازمن خواست که برم پیشش ، نمیخواست تنها باشه ، من هم اینکار رو کردم ، وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم ، تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود . آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه ، بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم ، اما... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم . --------------------------------------------------------------------- روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد ، گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد". من با کسی قرار نداشتم ، ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچ کدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر"، ما هم با هم به جشن رفتیم ، جشن به پایان رسید ، من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود ، آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه منو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم . --------------------------------------------------------------------- یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره ، میخواستم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم . --------------------------------------------------------------------- نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی محضر، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد ، با مرد دیگه ای ازدواج کرد ، من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از محضر بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم" میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم ، اما ... من خیلی خجالتی هستم ... علتش رو نمیدونم . --------------------------------------------------------------------- سالهای خیلی زیادی گذشت ، به قبری نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته ، این چیزی هست که اون نوشته بود : " تمام توجهم به اون بود ، آرزو میکردم که عشقش برای من باشه ، اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم ، من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه ، من عاشقش هستم ، اما ... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره . ای کاش این کار رو کرده بودم ... با خودم فکر می کردم و گریه ! اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتو پشت القاب و اسامی مخفی نکن ، منتظر طرف مقابل نباش ، شاید اون از تو خجالتی تر و عاشق تر باشه .

 

 

خجالتی

 

 

 

love story


01:31 1389/09/21

    چیه چیزی شده ؟ چرا ساكتی ؟ دوست داری من نباشم تا كنارت باشه كی ؟

شنیدم از من دلسرد شدی به تازگی

شادیاتو تقسیم میكنی با یكی ..

دیگه كه دوسش داری و تو روش حساسی ..

روش داری عقاید خیلی شیك و وسواسی..

اینقده اونو میخوای كه اگه با اون بودی و منو اتفاقی جایی دیدی نشناسی ..

گفتم غرورمم  زیر پاهات بذار له بشه

رفتی نذاشتی حتی دوستیمون به سال بكشه

تو عین نداریا واسه تو هر كاری كردم و بی معرفت نیومد یه بار به چشت

هرچی راجع بهت فكر میكردم شد نقش بر آب .. آواره آمارت  بدجور همه جا پخشه الان

كاری كردی كه حتی زندگی سخت شه برام .. بگو بینم كی تو زندگیت پر نقشه الان ؟

اونم مثل منه و تعصب داره رو تو ؟

دوست داره همه جوره حفظ كنه آبروتو ؟

مثل من حاضره با دنیاهم عوض نكنه حتی .. یه دونه از اون تاره موتو ؟

یا كه بر عكس نسبت به تو بی ارزشه  ؟بگو چی كم گذاشتم واست این رسمشه ؟ !

كه جواب خوبیمو بدی با بدیات

مگه نمیگفتی فرق كردی با قدیمات ؟!!

خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شو

بدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو

چه خوش خیالم به فكر اینكه دوباره تو بهم زنگ میزنی شبا تا صبح بیدارم ..

عیب نداره تو این شبا كه واسه ما سخته خواب

تو با خیال راحتت بگیر تخت بخواب

نگران منم نباش و آروم یواش .. چشماتو ببند بودن از ما داغون تراش

كه حالا همه چی رو سپردم به دست فراموشی

خوب میدونم كه حالا با كس دیگه هم آغوشی

اینا رو میبینم و میسازم بازم با غمتو

اینو بدون یه روزی میگیره آهم دامنتو

آخه تا من یادمه تو با راحتی ..منو تنها گذاشتی تو اوج ناراحتی

كاری كردی كه به یه فكر خراب رسیدم .. فكر كثیفمو حتی تا خلاف كشیدم

وقتی میدیدم نیستی اما یادت اینجاست وقتی نمیشد من و تو با هم ما بشیم باز

خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شو

بدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو

هنوزم بوی عطرت چندتا دونه ی مشكی از اون موی لختت

روی تخته .. تختی  كه همیشه میشدی  روش تو بفلم ولو

تو كه رفتی .. نمیشكوندی اقلا دلو

با زخم زبونت ..

رسم زمونه اینه رابطه هایی كه به هم وصله نمونه

خیله خوب دیگه همه چی بسه تمومه هر چی خدا بخواد همه چی دسته همونه

ولی بدون تو هم یه كم نه آخرشی

منه ساده رو بگو ساختم با همه چی

نمیخوام سر صحبت الكی هی بی مورد واشه .. اصلا تو خوبی هر چی تو میگی باشه ..

دیگه اسمتم تو زندگیم باشه نحصه

هر بلاییم سرم آوردی ناز شصتت

بهتره اصلا نمونیم با هم ما یه لحظه ..امیدوارم دل تو هم باشه از من باشه خسته

خاطراتو فراموش میكنم مو به موشو برو با هر كی كه دلت میخواد رو به رو شوبدون دیگه واسه من مرده كسی كه یه روزی با دنیا عوض نمیكردم یه دونه موشو

MP3

Download

OGG

Download

 

 




 


01:44 1389/08/23

daryab.jpg

به من بفهمون کجای سرنوشتم

 

دارم میرم جهنم یا راهی بهشتم

 

از این دو راهی دل خوشی ندارم

 

یا می خورم به پاییز یا می رسه بهارم

 

باز تا ابرا همش تبعید می شم

 

با هیچ کوهی سر سازش ندارم

 

یه موجم که با دریا قهر کرده

 

بدون تو من آرامش ندارم

 

گمت کردم ولی غافل از اینکه

 

خدا با این بزرگی گم نمی شه

 

مواظب بودی از دستت نیفتم

 

 هوامو داری و داشتی همیشه

 

دارم نابود می شم دود می شم

 

بذار آتیش این دوری تموم شه

 

خودم دیدم همین نزدیکی یایی

 

 نذار عمرم با جون کندن حروم شه

25916.jpg

112.jpg

 

 


16:16 1389/08/9

night-angel-643730.jpeg 

از اینور اونور شنیدم داری عروس میشی گلم

مبارکت باشه ولی آتیش گرفته این دلم

خیال میکردم با من مال منی عشق منی

فک نمیکردم یه روزی راحت ازم دل بکنی

باور نمیکردم بخوای راس راسی تنهام بزاری

آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری

گفته بودی عاشقمی به پای عشقم میشینی

میگفتی هرجا بری خودت را با من میبینی

رفتی سراغ دشمنم یه پست نامرد حسود

یکی که حتی بخدا لنگه ی کفشمم نبود

بذهنشم نمیرسید حتی نگاش کنی یه روز

آخ که چه دردی میکشم ای دل بیچاره بسوز

با این همه ولی هنوز عشقت برام مقدسه

همین که تو شاد باشی و بخندی واسه من بسه

تاج عروسیتو برات خودم هدیه میخرم

غصه نخور حرفاتو من پیش کسی نمیبرم

هرکی بپرسه بش میگم خودم ازش خواستم بره

میگم برای هردومون اینجوری خیلی بهتره

با این که میدونم برات همدمو غمخوار نمیشه

آرزو میکنم دلت یه لحظه غصه دار نشه

با این که میدونم یه روز تورو پشیمون میبینم

همیشه از خدا میخوام چشماتو گریون نبینم

با اینکه از دوری تو دلم داره میترکه

ولی بخاطر تو هم شده میگم مبارکه

مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
خب انشالله که فقط در حد یه شعر باشه اما اگه حقیقت باشه ........
 
(متن آهنگ امین حبیبی)
 
0273255.jpg

00:51 1389/05/25

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست

Couple in love

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی

 

به سرانجام رسانی .

 

****
 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.

 

Couple in love

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .

 

****

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند.

 

 و تو از او رسم محبت بیاموزی .
 

Couple in love

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.

 

****

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست،

 

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.
 

Couple in love

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست

 

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .

 

****

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی

 

برایش اشک بریزی.

 

Couple in love




21:16 1389/03/21

k46ybr.jpg

من تو رو میخوام:

نمره بیست کلاسو نمیخوام

بهترین هوش و حواسو نمیخوام

دختر خوشگل شهر پریا

اون که جاش تو قصه هاسو نمیخوام

چشای یه کمی شیطون نمیخوام

موهای خیلی پریشون نمیخوام

عشق مخفی عشق پنهون نمیخوام

آره تنهام ولی مهمون نمیخوام

من تو رو میخوام تو رو میخوام اونا رو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام

عاشقی با قد رعنا نمیخوام

چشای خوشگل و گیرا نمیخوام

دوست دارم قایق سواری رو ولی

جز تو از هیچکسی دریا نمیخوام

بی تو هیچ چیزی از عالم نمیخوام

تو فرشته ای من آدم نمیخوام

میدونم خیلی زیادی واسه من

همیشه عادتمه کم نمیخوام نه نمیخوام

نمره بیست کلاسو نمیخوام

بهترین هوش و حواسو نمیخوام

دختر خوشگل شهر پریا

اون که جاش تو قصه هاسو نمیخوام

بی تو وعده ی بهشتو نمیخوام

تو که نیستی سرنوشتو نمیخوام

یکی پرسید اگه آخرش نشه

حتی این خیال زشتو نمیخوام

من تو رو میخوام تو رو میخوام اونا رو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام

بی تو هیچ چیزی از عالم نمیخوام

تو فرشته ای من آدم نمیخوام

میدونم خیلی زیادی واسه من

همیشه عادتمه کم نمیخوام نه نمیخوام

از خدا یه عشق تازه نمیخوام

اون که میگه اهل سازه نمیخوام

من فقط میخوام تو رو داشته باشم

واسه اینم اجازه نمیخوام

نمره بیست کلاسو نمیخوام

بهترین هوش و حواسو نمیخوام

دختر خوشگل شهر پریا

اون که جاش تو قصه هاسو نمیخوام

نامه های راه دورو نمیخوام

عاشقای جورواجورو نمیخوام

واسه چی برم ستاره بچینم

ماه من ماه من ماه من تویی نورو نمیخوام

من تو رو میخوام تو رو میخوام اونا رو نمیخوام

نفسم تویی تو میدونی هوا رو نمیخوام


21:11 1389/03/21

zl7xfo.jpg

شعربگو منو کم داری:                                                         

یه نیمکت تنها یه شعله خاموش                                           

یه لحظه یک رویا منو تو در آغوش                                     

یه یادگار از عشق رو تن درخت پیر                                      

یه قصه ی کوتاه ای وای از این تقدیر                                    

بگو منو کم داری بگو                                                      

بگو کمی غم داری بگو                                                     

بگو تو هم بیقراری یه لحظه آروم نداری                               

مث یه ابر بهاری بگو که هر شب میباری                             

بگو دلت برام تنگ شده                                                     

همون دلی که میگن از سنگ شده                                        

بگو یگه طاقت نداری اشک توی چشمام بیاری                       

بگو منو کم داری بگو                                                       

بگو کمی غم داری بگو                                                     

بگو که نامه هامو خوندی                                                  

بگو برام دل سوزوندی                                                      

هق هق گریمو شنیدی                                                      

بگو که اشکامو دیدی                                                      

بگو دلت برام تنگ شده                                                    

همون دلی که میگن از سنگ شده                                      

بگو یگه طاقت نداری اشک توی چشمام بیاری                      

بگو منو کم داری بگو                                                     

بگو کمی غم داری بگو

 

 

 جواب این شعر : 

 یه دختر تنها یه حسرت دیدار

یه آسمون غربت یه گریه با گیتار 

 یه عکس رویایی تو یه آلبوم قرمز

 دستم تو دست تو بدون تو هرگز

میگم تورو کم دارم میگم

میگم یه عالم غم دارم میگم

آره منم بی قرارم یه دنیا چشم انتظارم

مث چشای تو هر شب کنار عکسات بیدارم

دل منم برات تنگ شده

کی گفته دل من از سنگ شده

معلومه طاقت ندارم اشک تو رو دربیارم

میگم توروکم دارم میگم

میگم یه عالم غم دارم میگم

تمام نامه هاتو خوندم

کنار عکسات نشوندم

تک تک حرفاتو نوشتم

هدیه ی اردیبهشتم

دل منم برات تنگ شده

کی گفته دل من از سنگ شده

معلومه طاقت ندارم اشک تو رو دربیارم

میگم توروکم دارم میگم


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.