تبلیغات


__
bahale
6 تیر 87 - 11:42
negah

 

دلم برای سكوت شیشه ای چشمهایت امشب چه بیقرار است

برای ناز نگاه مهربانت

برای گرمی دستان همیشه نوازش گرت

چقدر امشب میان گلدان تنهایی كنار پنجره پژمرده است غرور قلب غمگینم

دستهایم چه بیقرار دستهایت

نگاهم در پس پنجره می زند تقه بر شیشه باران خورده

وباز دستی نیست امشب

نگاهی كه بخواند

و نازی كه براند

مرا از پس پنجره

 تا دیدار فردا

چقدر امشب میان قاب غبار گرفته خاطره ها

پرسه زنم

تا شاید

بخواند نگاهت از پشت پرده

میان قاب تنهایی پنجره های دیروز و فردا

غم تنهایی و دلتنگی ام را16.gif16.gif16.gif16.gif
  • ارسال نظر (1)
dige nemikham ashegh basham.ok????
23 خرداد 87 - 11:46

دلو از دنیا بریدم

این همه سختی کشیدم

امان از دست تو ای وای

ببین به کجا رسیدم

یه روزی یه روزگاری

همه عشق من این بود

بشم همون که تو میخوای

فرصتم ندادی ای دوست

یه روز میشه تنها بمونی

اون وقته قدرمو بدونی

اما اون روز خیلی دیره

کاش میشد اینو بدونی

بدونی هیچکی نمی تونه

مثه من عاشقت بمونه

آخه تنهایی خیلی سخته

اینو دلت نمی دونه

دیگه نمی خوام من دستاتو

دیگه نمی خوام من اشکاتو

دیگه از قلبم تو رفتی...

تو رفتی...

عزیزم!

دیگه نمی خوام عاشق باشم

دیگه نمی خوام صادق باشم

دیگه از قلبم تو رفتی...

تو رفتی ...

عزیزم!

ای وای...

bekhoonesh
23 خرداد 87 - 11:37

من پری کوچک غمگینی را می شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد
آرام آرام پری کوچک غمگینی
شب از یک بوسه می میرد
و اینک هر سحر در قلب من نیلوفری نمناک می روید 



www.hamtaraneh.com

 

بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید. هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما كوری را به خاطر آرامش تحمل مكن! (دكتر شریعتی)
صداقت و درست كاری تو را در جامعه آسیب پذیر می كند با این حال صادق و راستگو باش. (فائو)
 
مرا از یاد خواهی برد
و من از دیدگان سرد یک روز می خوانم
سرود تلخ و غمگین خدا حافظ
*
مرا از یاد خواهی برد و از یادم نخواهی رفت
من این را خوب می دانم که
روزی هم مرا از خویش خواهی راند
و قلبت را که روزی آشیان گرم عشقم بود خواهی برد
*
چه تلخ است آهنگ خدا حافظ
چه غمگینم از این رفتن
و از این روزهای سرد تنهائی بیزارم
 

www.hamtaraneh.com
 

دوست داشتن همیشه گفتن نیست ...

گاه سکوت است .......گاه نگاه ...........

غریبه این درد مشترک من و توست که گاه نمیتوانیم

در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم ....
 
دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمی گنجد
 
78890865.RlOSwHLs.jpg

گفتمش:بی تو چه باید کردن

عکس رخساره ی ماهش را داد

گفتمش:مونس شبهایم کو

تاری از زلف سیاهش را داد

وقت رفتن همه را میبوسید

به من از دور نگاهش را داد

یادگاری به همه داد و به من

..انتظار سر راهش را داد

 
If you are not big enough to lose, you                        
are not big enough to win                                                     
 گر این قدر قوی نیستی که ببازی ..مسلما  توانایی برتده شدن را نیز
 نخواهی داشت   
 
khoda ra kheili doost midaram.....
9 خرداد 87 - 09:29

خدا را خیلی دوست دارم یكی از بزرگترین نعمتهایی كه خداوند به من عطا كرده مرا زن آفرید می دانی چرا؟!- ...............زن عشق می كارد و كینه درو می كند
دیه اش نصف دیه توست و مجازات
زنایش با تو برابر

می تواند تنها یك همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار
همسرهستی...
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـاجازه
لازم است ولی تو هر زمانی بخواهی

به لطف قانونگذار می توانی ازدواج
كنی!
در محبسی به نام بكارت زندانی است
و تو!!!

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی
شوی

او می زاید و تو برای فرزندش نام
انتخاب می كنی
او درد می كشد و تو نگرانی كه
كودك دختر نباشد.
او بی خوابی می كشد و تو خواب
حوریان بهشتی را می بینی

او مادر می شود و همه جا می پرسند
نام پدر....
و هر روز او متولد میشود؛
عاشق می شود

مادر می شود
پیر می شود و میمیرد

وقرن هاست كه او

عشق می كارد و كینه درو می كند

چرا كه در چین و شیارهای صورت
مردش به جای گذشت زمان
جوانی بر باد رفته اش را می بیند

و در قدم های لرزان مردش ، گام
های شتابزده جوانی برای رفتن

و درد های منقطع قلب مرد ، سینه
ای را به یاد می اورد كه تهی از
دل بوده
و پیری مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده
می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می
شود در قلب مالامال از درد.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن
و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است
و از احساس سر شار از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا'' قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته
باشند.
-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود:بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود:نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است،
تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها
واقعا'' حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان
می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یك عیب دارد
فرشته پرسید:چه عیبی ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند !!

aeine mohebbat
11 بهمن 86 - 14:58
به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک

اگر باز پرسد ز ما

چه شد دین زرتشت پاک

چه شد ملک ایران زمین

کجایند مردان این سرزمین

به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر دید و پرسید از حال ما

کجایند میران سر مستتان

چه آمد سر خوی ایران پرستی

چه کردید با کیش یزدان پرستی

به شمشیر حق ، نیست دستی

که بر تخت شاهی نشسته است

چرا پشت شیران شکسته است


هوا خواه آزادگی ،

پس چرا بی صداست

چرا خامش و غم پرستید، های

کمر را به همت نبستید، های

چرا اینچنین زار و گریان شدید

سر سفره خویش مهمان شدید

چه شد عِرق میهن پرستیتان

چه شد غیرت و شور و مستیتان

سواران بی باک ما را چه شد

ستوران چالاک ما را چه شد

چرا مُلک تاراج می شود

جوانمرد محتاج می شود

چرا جشنهامان شد عزا

در آتشکده نیست بانگ دعا

چرا حال ایران زمین نا خوش است

چرا دشمنش اینچنین سر کش است

چرا بوی آزادگی نیست، وای

بگو دشمن میهنم کیست، های

که تا غیرتم باز جوش آورد

ز گورم صدای خروش آورد

به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک
biyamoozimo bekar bebarim
28 مرداد 86 - 15:54

هیچ کس خیلی فکر نمی کندآنجا که همه مثل هم فکر می کنند ، .

انسان در همان لحظه كه تصمیم می گیرد آزاد باشد، آزاد است .

وسعت دنیای هركس به اندازه وسعت تفكر اوست .

تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند.

آنانکه می دانند رنج می برند و آنانکه نمی دانند به دیگران رنج می دهند .

نتیجه اراده ضعیف، حرف است ونتیجه اراده قوی، عمل .

وقتی با انگشت به كسی اشاره می كنیم ، به یاد داشته باشیم كه سه انگشت دیگر به طرف خودمان بر گشته اند .

آنان كه نمی توانند خود را اداره كنند ‌ناچار از اطاعت دیگرانند.

حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند .

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سكوت كن .

هر کس که بداند چقدر می ارزد، به آنچه که می ارزد می رسد.
 

آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .

اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان میشوند و بعد صاحبخانه.

عفو از كسانی نیكوست كه توانائی انتقام دارند .

اگر می خواهی اندوهگین نباشی ، حسود مباش .

آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم .

هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکر کردن نیست .

مردم از ترس شکست می بازند .

ترسناک ترین تنهایى خود پسندى است .

از آغاز حرفی در میان نبود . گفتن این حرف ، حرفی به میان آورد .

آن كه خوشی خود را در رنج دیگران بجوید ، هر گز روی خوشی نمی بیند .

زر اندوزانی كه برای مال دنیا كیسه دوخته اند بدانند كه لباس آخرت جیب ندارد .

بزرگترین نفرین آنست كه همه چیز را تجربه كنی .

تا تو مرا بد خواهی و خود را نیك ، نه مرا بد آید و نه تو را نیك .

افتادن برگ از درخت نشانه امدن زمستان نیست بلکه نشانه تمام شدن یک عمر است .

فهمیدن بهتر از دانستن است .

هر كس مرتكب اشتباهی نشده، اكتشافی هم نكرده است .

کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند .

انسان تنها مخلوقی ست كه نمی خواهد همان باشد كه هست .

به هر ناراحتی كوچك خشمگین شدن و به دیگران پریدن ، نشان غرور بی اندازه یا كم عقلی است .

آنچه را كه نمی توانی فرموش كنی ببخش و آنچه را كه نمی توانی ببخشی فراموش كن.

مواظب افكارت باش كه گفتارت میشود ، مواظب گفتارت باش كه رفتارت می شود ، مواظب رفتارت باش كه عادتت می شود ، مواظب عادتت باش كه شخصیتت میشود و مواظب شخصیتت باش كه سرنوشتت می شود.

نومیدی انسان را پیش از مرگ می كشد .

حسن معاشرت، تركیبی است از فداكاری ها و گذشت های كوچك.

زندگی چون نردبانی آهنی است ، روزی نیز این نردبان افتادنی است ، هرکسی کو بالاتر نشست ، استخوانش بیشتر خواهد شکست.

تنهایی من زمانی ولادت یافت که انسانها ، لغزشهای حاصل از پرگویی مرا ستودند و فضایل خاموشی ام را ناچیز شمردند.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.

همانگونه كه می اندیشی ، همان خواهی شد .

هرگز نمی توانی در حالیکه دستهایتان را در جیب خود فرو برده اید از نردبان موفقیت بالا بروید.

مهمترین درس زندگی اینست که بپذیریم گاهی اوقات احمق ها هم درست می گویند .

تغییر کن تا تاثیر کنی !

کسانی که در عشق عاقلند ، بیشتر عاشقند و کمتر حرف میزنند .

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند .

تمایلات خود را میان دو دیوار محكم اراده و عقل حبس كنید .

كسی كه دیگران را می شناسد عالم و دانشمند است و كسی كه خود را می شناسد عاقل و فهمیده است .

بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند .

گاهی برخی از بركات خداوند با شكستن تمامی شیشه ها وارد می گردند .

فقط کسی رنگین کمان را میبیند که تا آخر زیر باران بایستد .

هر رفتاری از دیگران كه موجب آزار ما می شود موجب شناخت بیشتر خودمان خواهد شد.

هرکسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.

تجربه همیشه به نفع انسان نیست چون هیچ حادثه ای دو بار به یک شکل رخ نمی دهد .

بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند ، مثل اینكه كسی كلاه روی سرش باشد و آن را بجوید .

در “زندگی” هرگاه از “یخ” خانه ای ساختی بر آب شدنش اشك مریز.

جهان سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند ، خانه اش خراب می شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد ، باید در تخریب مملكتش بكوشد .

فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشد به یاد خالقش نمی افتد .

برای داشتن چیزی كه تا بحال نداشته اید باید كسی باشید كه تا بحال نبوده اید .

بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید ، چشم بیندازید و دل مبازید ، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت .

از پیری پرسیدم چه زمانی انسان پیر میگردد ، فرمود درست آن زمان که از گذشته خود پشیمان شده افسوس آن را بخورد .

زندگی کوتاه است پس وقت خودتو برای کارهائی صرف کن که فرصت لذت بردن از تتیجه کارات رو داشته باشی .

تا كه بودیم نبودیم كسی ،  كشت ما را غم بی همنفسی ، تا كه رفتیم همه یار شدند ، خفته ایم و همه بیدار شدند ، قدر آئینه بدانیم چو هست ، نه در آن وقت كه اقبال شكست

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری ، کوچکتر خواهی شد .

عادت کنید به چیزی عادت نکنید .

باید گرفتارم شوی تا من گرفتارت شوم ، با جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم ، من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران ، اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم .

زندگی دو چهره بیشتر نداره ، یا به بازیت میگیره ، یا به بازیش میگیری ، انتخاب با توست .

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید به دست آورید وگرنه مجبور خواهید شد چیزهایی که به دست آورده اید دوست بدارید .

سازنده ترین كلمه گذشت است … آن را تمرین كن پرمعنی ترین كلمه ” ما ” است … آن را به كار ببر عمیق ترین كلمه “عشق” است … به آن ارج بنه. بی رحم ترین كلمه “تنفر ” است … از بین ببرش سركش ترین كلمه” تنفر” است … با آن بازی نكن. خودخواهانه ترین كلمه ” من ” است… از آن حذر كن. ناپایدارترین كلمه ” خشم” است… آن را فرو ببر. بازدارنده ترین كلمه ” ترس” است … با آن مقابله كن. با نشاط ترین كلمه ” كار ” است … به آن بپرداز .

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند…. و گنجشکها جدی جدی می میرند. آدمها شوخی شوخی زخم می زنند …. و قلبها جدی جدی می شکنند. آذمها شوخی شوخی لبخند می زنند…. و دلها جدی جدی عاشق می شوند .

بعد از مرگم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همگان ببینند که پس از این همه رنج و سختی چیزی با خود از این دنیا نبرده ام .

آدمها برای مردن به دنیا می آیند . جوری زندگی کنیم که در لحظه مرگ به خاطر غرورمان افسوس نخوریم .

التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است .

تفاوت حماقت و نبوغ در این است که نبوغ محدودیت دارد .

برای شاد بودن ، تنها به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داری .

زندگی تراژدی است برای آنکه احساس می کند و کمدی است برای آنکه می اندیشد .

این گونه زندگی کنیم : ساده اما زیبا ، مصمم اما بی خیال ، متواضع اما سربلند ،مهربان اما جدی ، سبز اما بی ریا ،عاشق اما عاقل .

مردان بزرگ اراده دارند و مردان کوچک آرزو .

بسیار کمتر از آنچه میدانیم، می اندیشیم؛ بسیار کمتر از آنچه دوست داریم ، میدانیم؛ بسیار کمتر از آنچه باید دوست داشته باشیم ، دوست میداریم و در حد دقیق ، بسیار کمتر از آنیم که هستیم .

افسوس…. آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی میکنیم . آن زمان که دوستمان دارند ، لجبازی میکنیم و بعد ، برای آنچه از دست رفته آه میکشیم .

چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه .

مثل رود باش ، مثل خورشید باش ، مثل شب باش ، مثل مرگ باش ، مثل خاک باش ، مثل دریا باش ، مثل آینه باش .

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

زندگی ریاضیات است . خوبی ها را جمع كنید ، دعواها را كم كنید ، شادی ها را ضرب كنید ، دردها را تقسیم كنید ، نفرت ها را زیر رادیكال ببرید . عشق را به توان برسانید .

زندگی مثل پیانو است ، دكمه های سیاه برای غم ها و دكمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت كه دكمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی .

قوانین شاد زیستن : ۱- اگر شما چیزی را دوست دارید از آن لذت ببرید . ۲ - اگر شما چیزی را دوست ندارید از آن دوری جوئید. ۳ - اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از ان دوری کنید آن را تغییر دهید. ۴ - اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از آن دوری کنید و نمی توانید آن را تغییر دهید آن را بپذیرید. ۵ - با تغییر نگرشتان نسبت به چیزهایی که انها را دوست نمی دارید انها را بپذیرید .

زندگی دو نیمه است ، اولی در انتظار نیمه دوم ، نیمه دوم در انتظار نیمه اول .

منتظر باش اما معطل نشو ، تحمل کن اما توقف نکن ، قاطع باش اما لجباز نباش ،صریح باش اما گستاخ نباش ، بگو آره اما نگو حتماً ، بگو نه ولی نگو ابداً ( این یعنی همه چی باش و هیچی نباش ) .

اشکال دنیا این است که جاهلان مطمئن هستند وعاقلان مردد .

یادت نرود که همه مردم از چیزی وحشت دارند ، به چیزی عشق میورزند و چیزی را از دست داده اند .

با خودت فکر کن که اگر کلید خانه ات را به دوستت بدهی ، آیا خیالت از هر جهت راحت خواهد بود یا نه ؟! اگر پاسخت منفی است ، بهتر است دنبال دوستان بهتری باشی .

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیریم .

زندگی آنچه که زیسته ایم نیست بلکه خاطراتی است که از گذشته داریم .

هیچ وقت مغرور نشو ، برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند .

نقیض یک قضیه صادق یک قضیه کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است.

بسیاری از مردم مانند واگن های قطارند . آنها با اراده خود نمی توانند کاری را انجام دهند ، باید به کار کشانده شوند.فقط عده کمی مانند لکوموتیو هستند که هم قادرند با اراده و اختیار خود کار کنند و هم دیگران را به کار وادارنمایند .

انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته .

زندگی مثل یك پیانوست . همان چیزی را می شنوی كه می نوازی .

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت است و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن.

شنا کردن در جهت جریان آب، از عهده ماهی مرده هم بر می آید.

به هم رسیدن شروع است با هم ماندن پیشرفت است با هم كاركردن موفقیت است.

عصبانیت انتقام اشتباهات دیگران را از خود گرفتن است .

__