userinfo close

پیام های کوتاه

سایه روشن , saye_40
Migoyand mesle bachaye adam raftar kon va man salhast mandeam kodam ra entekhab konam habil ra ya ghabil ra !!!!!
3 هفته پیش
   
محراب شفق , masoud40
در نگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد
3 هفته پیش
   
پریوش آپ , gjjhgjhjhjk
به ندای قلبت گوش بسپار؛ قلبت همه چیز را میداند؛ زیرا قلب تو همان جاییست که گنجه ات در آن نهفته است ..........
3 هفته پیش
   
بهترین  نام , benamin_bfab
متاسفانه من در سر زمینی زندگی مینکم که زبانش پارسی و بدون رسمیت در دنیاست... اما به آن فارسی می گویند ؛ چون عربی "پ" ندارد.
1 ماه پیش
   
محراب شفق , masoud40
زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهایی وچه خوب است لحظه ای غفلت آن زندانبان بعد آن هم پرواز..
1 ماه پیش
   
        بدترین و خطرناك ترین كلمات اینست : همه اینگونه اند

محراب شفق

masoud40

مرد 48 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
4 سال و 10 ماه و 16 روز سن کلوبی ،
سلام .خواهی از من که بدانی کیستم ؟من نه شبم نه روز نه دیروزم نه امروزم نه فردا.منم سکوت سرد خاطرات فراموش شده.هجوم یه حس...
 
18:38 1390/11/18

قصه من قصه محراب عشقِ

 قصه شب های یلدا ، زیر کرسی

قصه دلهای شکسته

قصه یک راه دورِ

قصه یک مهرِ و ...

قصه سنگ صبور

قصه پروانه ها

قصه ماهی های تنگ بلور

قصه عشقهای کور

 با همه شرم و حیا

با همه شور و صفا

وای از این قصه های پر شور و ناز

وای از این راز و نیاز

وای از این راه دراز

وای از این ...

  • ارسال کامنت(1)
18:34 1390/11/18

رحمه گلدون نه گوزل منله مدارا  ائلدون

نده قلبیمده کی بو درده مداوا   ائلدون

 قره گوز اوسته قرا قاشلار ایتی خنجرتک

  پیلدی باغریمی گوزیاشیمی دریا  ائلدون

آغ یوزونده قره خالون منی ایتدی قره گون

ادیمی دیللره سالدون منی رسوا ایلدون

دارادون تللری توکدون یوزوه شام و سحر

باغلادون ال قولومی محشر کبری  ائلدون

تار زلفونله چکوب داره منی اولدوردون

صونرا ویردون گئنه جان معجز عیسا ائلدون

هارا گیتدون گوزلیم منده دالونجان گلدیم

من گوزوم اوسته دئدوم هر نه تمنا  ائلدون

سویلیردیم ئوزومه وصلیوه بیر کون چاتارام

 منی سالدون اودا یاندوقجا تماشا  ائلدون


18:33 1390/11/18

زیراسمان دلتنگی خانه ای دارم

كه خورشیدش همیشه در حال غروب است

خانه ی من تك اتاق است وتمام لحظاتم

را در آن اتاق می گذرانم

پنجره اش به روی انتظار باز می شود

و پرده هایش از جنس فاصله هاست

دیوار هایش به رنگ سیاه است و

نوای سكوت فضای خانه ام را پر كرده

 تنها همخانه و همسایه ام غم است

زنگ در خانه ام صدای افتادن اشك

از چشم منتظر است،

هر چند كه در خانه ام همیشه قفل است

وكلید خانه هم در دست اوست

می گذرانم روزها را با نگاه از پشت پنجره

و به  تماشای انتظارمی نشینم

تا او مرا از این قفس آزاد كند

كه كلید خانه ام در دستان اوست

 و او فقط می تواند باز كند این در بسته را

امیدوارم كه همانند رهگذری از كنار

 خانه ام رد نشود

نام خانه ی من تنهاییست


18:10 1390/11/18

 

گوزلیم گوزلریم رحم ال آغلاتما منی

عشقیمین قدرینی بیل آیری سینا ساتما منی

من سنه یار دمیشم باغریمی قان ایلمیشم

بو غریبانه لرین محفلین ساتما منی


17:23 1390/11/18
اگر می دانی در این جهان كسی هست
كه با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می كند
وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد ،
مهم نیست كه او مال تو باشد ،
مهم این است كه فقط باشد :
زندگی كند ، نفس بكشد
و لذّت ببرد
.
6294.gif

17:07 1390/11/18

دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام

نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام

شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر

پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام

از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار

کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار

آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام

دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس

من بی تو دست از این سرو سامان کشیده ام

تنها نه حسرتم غم هجران یار بود

از روزگار سفله دو چندان کشیده ام

بس در خیال هدیه فرستاده ام به تو

بی خوان و خانه حسرت مهمان کشیده ام

دور از تو ماه من همه غم ها به یکطرف

وین یکطرف که منت دونان کشیده ام

ای تا سحر به علت دندان نخفته شب

با من بگوی قصه که دندان کشیده ام

جز صورت تو نیست بر ایوان منظرم

افسوس نقش صورت ایوان کشیده ام

از سرکشی طبع بلند است شهریار

پای قناعتی که به دامان کشیده ام


16:31 1390/11/18

روزی که رفتم قلم را نیز به دست باد سپردم

در خیالم سفر از من نیلوفری دیگر خواهد ساخت

که دیگر در پی کلمات جنون آمیز زندگی اش نخواهد بود

خواستم همه جیز را به دست باد بسپارم

حتی ماهی را که تا صبح برایش از قصه ی غصه هایم می خواندم....

آسمان آن شهر آنقدر بزرگ بود که دیگر جایی برای یافتن لباس تنهایی نبود

همه چیز خوب بود برای رهایی از گذشته ای تلخ و ساختن آینده ای شیرین....

اما آن شهر با هزار رنگش نتوانست بی رنگی مردمان شهرم را

بهانه ای قرار دهد برای دل کندن ....

و حال دوباره برگشته ام

اما نه برای بودن تنها در این شهر

بلکه در دنیایی که ستاره هایش

روشنایی شبهای تارم را نوید خواهند داد....

می خواهم نیلوفری باشم شاعر و عاشق!!!

نیلوفری که برای رسیدن به زندگی و هدفش تلاش می کند و هرگز، تسلیم نمی شود .

نیلوفری که خودش است نه درختی که با وزش نسیمی آرامشش را از دست می دهد.

نیلوفر همیشگی اما متفاوت  !!


16:30 1390/11/18

خیلی وقت است كه با تو زندگی می كنم ..

یعنی ، چشم هایم را كه می بندم تو می آیی ! خب همین بس است برایم ! نه ؟!

یعنی تو رویایت هم آنقدرعزیز و بزرگ است برایم كه راضیم می كند !...

راضی كه نه ! ولی خب ، چاره چیست معنای من ؟!...

شب ها ، همیشه عجولم برای خواب !... برای خواب كه نه ،

 برای بستن چشم هایم و آمدن تو !!

شب ها ، چراغ را خاموش می كنم ، دراز می كشم و با شوق چشم هایم را می بندم و انتظارت را می كشم !

در باز می شود .. تو می آیی ...!

روی دیوار دست می كشی .. به عكس هایت نگاه می كنی و با لبخند كنارم می نشینی ...!

همین است زندگی من !! باورت می شود ؟؟!!...

دیوانه نیستم ! ولی در خیابان كنارم هستی . دستم را می گیری .. برایم حرف می زنی ..

پشت هر میزی كه می نشینم ، تو روبرویم هستی ! لبخند می زنی و بدون اینكه دیگران بفهمند ،

از آن نگاه های قشنگ و معنی دارت می كنی و هر دو می خندیم !!...

آشفته می نویسم امشب ؟ تو ببخش .. بعضی شب ها - مثل امشب - سرم پر می شود از این

حرف های هرگز نگفته ! و تا برایت ننویسم آرام نمی شوم .

به دل نگیر معنای دل ! امشب هم از آن شب های دیوانگی ام است ..

كمی كه بنویسم ، آرام می شوم ...

 

چی بگم

 

احساس می كنم عقلم رو از دست داده م ! یعنی یا دیوانه ام ، یا دچار جنون شده ام !!!

از تنهایی كلافه م ،‌

و روزی هزار بار خودم رو لعنت كنم كه مقصر تنهایی خودم هستم !...

دلم برایت تنگ می شود هر لحظه . حتی وقتی كه چشم در چشم هایم دوخته ای  

و صدایت در گوشم می پیچد !!...

تكراری می نویسم .. تو ببخش معنای من ... 


16:27 1390/11/18

چه سنگینند لحظه ها و چه لطیفند واژه ها ...
تو آسمون دلم یه تیکه ابر سرگردان مشغول گریستنه .
تو این شب که رویاهای اساطیری ام دنبال یه بهونه اند ،عشق تنها واژه ی روشن قلبمه ...

با این حال بیمناکم .
تو کوچه های دلم غزل دلتنگی میخونم و شونه به شونه تنهائی پیش میرم .

زمستان هم مثل من تنهاست با این حال بیمناکم .
باید پیدات کنم . شاید درک حضورت مرهم تمام زخم هامه ،  

و من بی تابم و تو بی مضایقه همیشه هستی
چه هراس بیهوده ای ، تو بی دریغ حضور داری ، این منم که همیشگی نیستم
حس میکنم که اینجایی ...

پیشترها تو فراموش خانه ی احساسم هیچ رنگی نبود . اما حس می کنم یافتمت ،

پس بی مضایقه باش ... باش تا زمستان سرد رو طی کنم اصلا با تو به بهار بنشینم ،
باش تا رهایی پیدا کنم از من ، باش تا از کابوس ها فرار کنم ...

باش تا باشم ، باش تا بمونم
حس میکنم که اینجایی ، نه نه ، حضورت که بی مهابا هست

اما این بار پایان قشنگی برای این عشق زرده .

و چه جالب که یه سنگ داره می تپه ...

 

چی بگم

 

خیالی نیست ...
میان این همه نااهلی
.
اگر ، اهلی  چشمانت شوم که عجیب نیست
.
عجیب این همه تنهاییست
،

بعد از اهلی شدن ...


18:13 1390/11/17

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:"زهرمار!"
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نكردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
.
.
مردی به من نشان بده !!!


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.