تبلیغات


__
درد
27 بهمن 86 - 22:35

   قاصدک غم دارم
غم آوارگی و در به دری
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من،همه از خویش مرا می رانند
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
مادر من غم هاست
مهد وگهواره من هم غم هاست
قاصدک دریابم روح من عصیان زده و طوفانیست
آسمان نگاهم  بارانیست
قاصدک غم دارم
 غم به اندازه سنگینی عالم دارم
قاصدک حال گریزش دارم
می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
می گریزم به جهانی که مرا نا پیداست
  • ارسال نظر (0)
شکستن
7 بهمن 86 - 00:06

هرکس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

 گانه اگر می شکند حرفی نیــست

من در عجبم دوسـت چرا می شکــــند

مسافر
22 دی 86 - 00:06

غصه نخور مسافر اینجا ماهم غریبیم

از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم

فرقی نداره بی تو ،بهارمون با پاییز

نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز

غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست

اینجا ولی اسمون باریدنم بلد نیست

غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت

فدای برق ناز اون چشمای قشنگت

ادمک
3 دی 86 - 21:24
آدمـک آخـرِ دنیـاسـت،
بخنـد... آدمـک مـرگ همیــن
جـاسـت، بخنــد... آن خــدایــی کــه
بــزرگــش خــوانــدی بــه خــدا، مثــل تــو
تنهاست، بخند... دستخطی که تو را عـاشـق کـرد
شـوخـیِ کـاغـذی مـاسـت، بخنــد... فکــر کــن دردِ تــو
ارزشمند است فکر کن گریـه چـه زیبـاسـت، بخنـد... صبـحِ
فـردا بـه شبـت نیسـت کـه نیسـت، تـازه انگـار کـه فـرداســت،
بخند... راستی آنچه به یادت دادیم پَـر زدن نیسـت کـه درجـاسـت،
بخنــد... آدمــک نغمــهء آغــاز نخــوان بــه خــدا آخــر دنیــاســت ، بخنــد
س
31 مرداد 86 - 13:59
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
__