- 1
- 2
بخوانید و کلی بخندید:D 3 اسفند 86 - 18:49 |
پنج سوال مهم در زندگی زناشویی به چی فکر می کنی؟... |
خداحافظی به سبك ایرانی ! :D :D :D 22 بهمن 86 - 14:56 |
دیشب خیلی خسته بودم به همین دلیل تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم گرم شده بود كه یكدفعه از خواب پریدم.
|
جواب نامردی 20 بهمن 86 - 07:29 |
دخترجوانی ازمکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل می شود.پس از دوماه، نامه ای ازنامزدمکزیکی خوددریافت می کند به این مضمون:«لورای عزیز، متأسفانه دیگرنمی توانم به این رابطه ازراه دورادامه بدهم وباید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست.»باعشق:روبرتدخترجوان رنجیـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه 56 تا بودند باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:«روبرت عزیز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قیافه تورا به یادنیاوردم، لطفاً عکس خودت راازمیان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان.» |
دیوانه می شوم.... 19 بهمن 86 - 11:00 |
آخر از عشق تو،من خاک کلیسا می شوممی کشم پا از مسلمانی مسیحا می شومآنقدر در کشتی عشقت نشینم همچو نوحیا به عشقت می رسم یا غرق دریا می شوم... |
.......؟ 28 دی 86 - 08:39 |
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد.... |
پسورد کلوبمو به کمک تیم پیدا کردم 10 آذر 86 - 21:50 |
سلام دوستای گلم من بازم با همون آی دی قبلیم برگشتم پسوردمو بعد از کلی به کمک تیم مدیریت کلوب گرفتم خوشحالم دوباره می بینمتون ممنون از دوستایی که تو آی دی جدیدم ادم کرده بودن مرسی یک دنیا و خوشحالم بازم پیشتونم |
این یکی از شعرای خودمه امیدوارم خوشتون بیاد 2 آبان 86 - 16:59 |
بی تو ... بیا که بی تو خسته ام سوار دل شکسته ام من و تمنای دل و این دل پینه بسته ام بیا به حق دوستی به حق مهر و راستی خزان دستان مرا بهار کن چو خواستی بیا به لحظه های من امید ده به زندگی پرتو ماهتاب شو به فصل دل شکستگی بیا سرود جویبار به قلب داغ دیده باش بیا و چون دم مسیح روح به جان مرده باش بیا جهنم را بهشت کن پر از سرور پر از امید زندگی پر از ترانه پر ز نور بیا برای لحظه ای فضای خانه مرا پر از هوای تازه کن، ببین نیاز دانه را خزان دست خسته ام سوار دل شکسته ام به لحظه های بی امید من دست پینه بسته ام جهنم و بهشت من این بخت و سرنوشت من ثانیه های بی رمق این قلب یأس کشت من همه بهانه تو و من عاشق بهانه ام... |
می نویسم از تو... 27 مهر 86 - 13:31 |
من هستم و تو هستی و این روزهای بد می خواهم از تو شعر بگویم نمی شود من هستم و تو هستی و حسی که بین ماست تا باد تو ی کوچه همین طور می وزد درباره تو، چشم تو تا فکر می کنم صدها هزار خاطره از ذهن می رود می خواهم از خود بنویسم چه می کشم اما غریبه غصه رهایم نمی کند این روزها بدون تو من غصه می خورم این روزها اگر تو بیایی چه می شود... پنهان نمی کنم به تو محتاجم و هنوز می خواهم از تو شعر بگویم نمی شود...
|
به یاد یک دوست... 11 مهر 86 - 19:40 |
آخرین دیدار است من نگاهم پر اشک ولبانم بسته بسته از شکوه تکراری عشق او باز هم می خندد، خنده اش شیرین است با تلنگر به بیان پیشین ، باز هم می پرسد! گوییا باورش نیست که من من افسرده و تنها دیگر دیگر از کوچه تنهایی او به ملاقات دلش باز نخواهم آمد باز هم می پرسد« من تو را فردا به چه ساعت و کجا باز هم خواهم دید؟» باز هم می پرسد! و جوابش تنها دیده گریان من است ته آن کوچه پیر «زیر گیسوی بلند آن بید» باز هم می آیی؟ دستم از گرمی دستش تب دار می فشارد محکم با بیانی قاطع ولی این بار به لحنی دیگر من تو را خواهم دید « دل قوی دار قوی» قوی چون یک مرد....
|
برای همه خاطرات تلخ و شیرین گذشته 9 شهریور 86 - 12:43 |
در سایه های قافیه ماندیم یاران به آفتاب رسیدند....... امروز به یاد تک تک لحظه هایی که با دوستام بودم افتادم و واقعاً دلم گرفت حالا دیگه بیشترشون نیستن اینجا ،خوب رسم روزگار اینه "دنیا را بد ساخته اند" تقصیر ما نیست
|
- 1
- 2










