userinfo close

پیام های کوتاه

مریم بختیاری , maryamban00
salam behtarin ja ize malemire(sosan.tagh tavile/eshkafte salman.
3 سال پیش
   

بهادر بابادی

marghab

مرد 41 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
6 سال و 2 ماه و 7 روز سن کلوبی ،
bahador_b1350@yahoo.com عاشق صداقت
 
17:52 1384/11/1

  چهار محال و بختیاری

استان چهارمحال و بختیاری باوسعتی برابر16507 کیلومترمربع ازجمله مناطق کوهستانی جنوب ایران محسوب می شود . شکل اصلی طبیعت آن برمبنای ارتفاعات میانی رشته کوه زاگرس استوار گردیده است.
شاخص ترین این کوهها رشته زردکوه بختیاری است و بلند ترین قله آن کلونچین با4536 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد می باشد .یخچالهای طبیعی این رشته کوه که معروفترین رودخانه های دائمی جنوب غربی ومرکزی ایران یعنی کارون ، زاینده رود و دز از آنها سرچشمه میگیرند از جاذبه های آن میباشند
وجود جنگلهای بلوط ،زالزالک وبرخی دیگر ازگیاهان پهن برگ و همچنین سرشاخه های کوچک و بزرگ سه رودخانه مذکور در سطح منطقه این موقعیت رافراهم آورده تا در مناطق کوهپایه و دشتهای بزرگ و کوچک چهارمحال و بختیاری آبگیرهای مختلفی به صورت دریاچه و تالاب فراهم آید که زیستگاه انواع پوشش گیاهی- جانوری باشد و زمینه را برای رشد ونمو نمونه های مختلف فراهم آورد . برهمین اساس علاوه برجاذبه های کلی طبیعی ، این منطقه در حال حاضر دارای پنجاه وهشت نقطه شناخته شده طبیعی مستعد گردشگری است و از آن جمله میتوان به برخی از این جاذبه ها به تفکیک شهرستانها اشاره کرد :

الف ): شهرستان شهرکرد :
1- منطقه حفاظت شده تنگ صیاد (فرخشهر )
2- منطقه شکار ممنوع شیدا (سورشجان )
3- چشمه مایک (سورشجان )
4- چشمه زنه (هفشجان )
5- چشمه زاغی (سورک )
6- گردشگری بابازکی (فرخشهر )
7- دریاچه شلمزار (شلمزار )
8- گرداب بن (بن )
9- محدوده پل زمانخان (سامان )


ب ) شهرستان بروجن :

1- چشمه سیاسرد (بروجن )
2- تالاب چغاخور (بلداجی )
3- باغ آوردگان ( آورگان )
4- تالاب گندمان (گندمان )
5- گردشگاه گرد بشه (گردبیشه )
      


ج ) شهرستان لردگان :
1- آبشار آتشگاه ( دویست کیلومتری شهرکرد )
2- بوستان جنگلی پروز (دویست کیلومتری شهرکرد )
3- چشمه سندگان ( سندگان )
4- چشمه برم (لردگان )


د) شهرستان اردل :
1- چشمه مولا( صدوبیست کیلومتری شهرکرد )
2- چشمه سراب (رستم آباد - صدوبیست کیلومتری شهرکرد)
3- چشمه سرخون (سرخون - صدوبیست کیلومتری شهرکرد)
4- چشمه شلیل (شلیل –صدو هشتاد کیلومتری شهرکرد )
5- آبشار دره عشق (دورک –صدو سی کیلومتری شهرکرد )
6- آبشار کردی سبز کوه (دویست کیلومتری شهرکرد )
7- تالاب سولقان (هفتاد کیلومتری شهرکرد )
8- منطقه حفاظت شده سبز کوه (صد کیلومتری شهرکرد )


ذ) شهرستان چهارمحال و بختیاریان :
1- چشمه پیر غار (چهارمحال و بختیاریان )
2- غار سراب (بابا حیدر )


و) شهرستان کوهرنگ :
1- چشمه دیمه
2- چشمه پرک (هفتاد و پنج کیلومتری شهرکرد )
3- چشمه سرداب (غلام آباد )
4- چشمه مروارید (بیرگان )
5- چشمه آب معدنی کوهرنگ (چلگرد )
6- غار چما (شیخ علیخان )
7- دشت لاله های واژگون (دیمه )


گوناگونی جلوه های طبیعت منطقه شکلهای مختلف زندگی انسانی را در این دیار رقم زده است که مستقیماَ موجبات رشد شیوه های مختلف تولید اقتصادی در نواحی بختیاری و چهارمحال در انواع کوچ نشینی با بردهای(کوههای) بلند و کوتاه و یک جانشینی به صورتهای روستایی و شهری را فراهم آورده است .
از ادوار و اعصار گذشته تاریخی – فرهنگی مردم این دیار آثار جالب توجهی برجامانده که هر چند به مرور ایام بسیاری از آنها راه زوال را در اثر هجوم عوامل طبیعی - گذشت زمان و بی التفاتی واختلاف قدمای این محال پیموده اند با این همه امروزه در قالب چهل و یک اثر شناخته شده تاریخی – فرهنگی قابل دیدار می باشد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود .


شهرکرد :
مسجد جامع – مسجد نو – مسجد اتابکان – مسجد جامع چالشتر – مسجد جامع کیان – اتاق آینه – سقاخانه باب میرزا – قلعه آزاده چالشتر – عصار خانه صالحی فرخشهر – کاخ قلعه شمس آباد – کاخ قلعه مشروطیت دزک - – کاخ قلعه سردار جنگل سورک – امام زادگان حلیمه و حکیمه خاتون – امامزاده سید بها الدین محمد شیخ شبان – امام زاده سید بابا پیر احمد سامان – پل زمانخان


بروجن :
مسجد حاج شیخ علی (مدنی ) –مسجد جامع نقنه – امامزاده حمزه علی بلداجی – امامزاده مادر و دختر گندمان – امامزاده قیس


لردگان :
پل کره بس (محور بروجن – لردگان ) پل بارز – پل ارمند – امامزاده شهسوار


اردل :
امامزاده حکیمه خاتون سرپیر – امامزاده اسماعیل شلیل – امامزاده مریک – ایل راه سنگفرش دزپارت (تنگ درکش ورکش ) – کاروانسرای شلیل
چهارمحال و بختیاریان :
کاخ قلعه سردار اسعد دوم بختیاری جونقان – امامزاده حیدرابن مالک باباحیدر – طاقهای سنگی خان اوی جونقان – سنگ نوشته های مشروطیت ده چشمه


کوهرنگ :
مجموعه برد گوریها (برد عروس – برد سیلا- گوردهمه – استودان - )بهمن آباد و دوآب صمصامی


ویزگیهای سیاسی – اجتماعی :
استان چهارمحال وبختیاری تا سال 1352 تحت عنوان فرمانداری کل به نام یکی از شهرستانهای پیوسته به استان دهم (اصفهان ) شمرده می شد واز این هنگام به بعد به عنوان یک استان مستقل فعالیت خود راشروع و هم اکنون با دارا بودن عناصر ذیل در نقشه جغرافیایی کشور جمهوری اسلامی ایران موجودیت خود را در همسایگی استان هایی چون اصفهان از شمال و شرق - خوزستان از مغرب – کهگیلویه و بویر احمد از جنوب و لرستان از شمال غربی ابراز می نماید:
شش شهرستان - بیست و شش شهر- شانزده بخش - سی و شش دهستان - پانصد و نه روستا- نهصد و بیست و نه نقطه جغرافیایی و جمعیتی بالغ بر 770000 نفر .


دیدنیهای استان

زاینده رود

تمامی مسیر زاینده رود از قراقوش در انتهای مرز شمالی تا چلوان در نزدیکی سامان از جاذبه های اصلی و کانون های عمده تفرجگاهی استان به شمار می آید. این ناحیه با روستاهای زیبای قراقوش کرم گوگان مارکده قوچان , صادق آباد , قار تطوع , پونه وارهوره دشتی , چم کاکا , چم جنگل چم چنگ , هرساله هزاران خانوار بومی و غیر , بومی را به سوی خود جلب می کند.



لردگان
حواشی رودخانه لردگان که محل مزارع و شالیزارها است چشم اندازهای بسیار جالب توجهی دارد و از این نقطه نظر به ویژه در فصول پاییز و زمستان بسیار زیبا و دیدنی است.



قلعه دزک
این بنا در جنوب شرقی روستای دزک قرار دارد و در دو طبقه و به صورت باشکوهی ساخته شده است. طبقه اول دارای یک هشتی ورودی در وسط است که از طرفین به محوطه بزرگ قلعه منتهی می شود. در طرفین هشتی چهار ایوان قرار دارد که دو ایوان رو به شمال و دو ایوان دیگر رو به جنوب قرار گرفته است و شامل چند اتاق و انبار است



پل زمان خان

این پل یکی از بناهای با ارزش و قدیمی استان است که در 29 کیلومتری شمال شهر کرد قرار دارد. در ادوار گذشته ایلات و عشایر بختیاری از روی آن آمد و شد می کردند. پل به دست یکی از روسای عشایر به نام زمان خان به صورت دو دهنه هشت متری احداث شده است.



پیر غار
سنگ نوشته های مشروطیت پیرغار از تفریحگاه های منطقه چهارمحال است که در بخش میزدج قرار دارد. در این محل چشمه های آب از داخل سنگ ها در جریان است.

صنایع دستی و سوغاتی ها

زمینه های بافت چوخا , خور و خورجین قالی و قالیچه , سیاه چادر , گلیم , دستکش و کلاه پشمی و ... است.

بازارهای داخلی و خارجی به فروش می رسد. مهمترین صنایع دستی عشایر چهارمحال و بختیاری عبارتند از :
خورجین بافی - گیوه دوزی - کلاه مالی - نمد مالی - چوخابافی - قالی بافی - نمکدان -خور - وریس - جاجیم بافی - بافت سیاه چادر - گلیم بافی - قفل سازی - جل - کمچه دان - پلاس - کلاه و دستکش

بهادر  01/11/84


  • ارسال کامنت(1)
18:50 1384/10/28

معماری بی مانند تاق تویله، اثر منحصر بفرد و تنها جایگاه باستانی شهر ایذه کارشناسان را در پاسخ به سوالات بی‌شمار ناكام گذاشت
گروه استان‌ها_زهراكشوری: درهای چهار طرف تاق تویله ایذه و معماری اعجاب‌انگیز داخلی آن باستان‌شناسان را با یكی بی‌نظیرترین و پیچیده‌ترین معماری‌های دوره ایلخانی روبرو كرده ‌است. پیچیدگی معماری این مجموعه پس از سه فصل كاوش، معماران را در پاسخ به سوالات بی‌شمار ناكام گذاشت. باستان‌شناسان تاكنون هیچ كاربری مشخصی را برای این مجموعه تعریف نكرده‌اند.
تاق تویله در غرب شهر ایذه و در خیابان محمد رسول الله واقع است. زیربنای این بنای تاریخی كه از سنگ ساروج ساخته شده  14 هزار متر مربع است. این بنا در دو طبقه ساخته شده است.
"جعفر مهركیان"، باستان شناس و مدیر پروژه آیاپیر در باره وضعیت اخیر این اثر گفت: «تاق‌تویله یك اثر منحصر بفرد و یك بنا بسیار زیبا و گسترده است كه زیباترین تزئینات كاشی را دارد.كاشی‌كاری‌های معرق، تركیب آجر كاشی، گچ‌بری‌های رنگین و سازه‌های معماری پیچیده كه تاكنون كاربری آن مشخص نشده‌ و سوالات بی شماری را پیش‌روی باستان‌ قرار داده ‌است.»
او گفت: «این بنا نزدیك به ده‌ها در بیرونی و یك پلان معماری چهارضلعی دارد. اما درون آن یك حیاط هشت ضلعی وجود دارد كه در دو مرحله ساخته ‌شده‌است. فراوانی‌ درها نشان می‌دهد ضروتی برای حفاظت آن احساس نمی‌شده شاید این بنا یك بنای عمومی بوده كه تدابیر امنیتی برای آن اندیشه نشده است.»
تاق تویله داری نفیس‌ترین كاشیكاری‌های دوران ایلخانی و تیموری است. كاشی‌كاری‌های برجسته چون زرین فام، چلیپا و كاشی‌های با نقوش گیاهی مثل سلطانیه و كاشی‌های چون مسجد جامع اصفهان متعلق به دوران تیموری این اثر را منحصربفرد كرده‌است.
مهركیان گفت: «این بنا با یك پلان هشت ضلعی دارای دو پلكان بسیا زیبا و عریض‌تر از پلكان عالی‌قاپو است كه ظرافت این معماری نشان از مهارت سازندگان خود دارد. همچنین در این كاوش‌ها وجود تن‌پوشه‌های سفالی بسیار زیبایی بدست آمد. این احتمال وجود دارد كه آب این مجموعه بوسیله این تن‌پوشه‌ها و از چشمه‌های نورآباد تامین شده‌باشد.»
قلعه تاریخی «طاق طویله» متعلق به دوره اتابكان لر و حدود قرن هفتم هجری است. حریم این قلعه حدود 25 تا 30 هزار متر است و تاكنون چهار گوشه بنا با دیوارها3 و اتاق سالم از قلعه در حفاری ها به دست آمده است. قلعه «طاق طویله» در ابتدا كاروانسرا و پس از آن اصطبل خان های بوده است. قلعه «تاق تویله» هم اكنون در منطقه مسكونی و تجاری شهر «ایذه» قرار دارد. «ابن بطوطه» در سفرنامه خود آورده است كه 3 شب در این قلعه كه كاركرد كاروانسرا داشته است، بیتوته كرده است

 


  • ارسال کامنت(0)
18:43 1384/10/28
 جاذبه های گردشگری
جنگل های بلوط نزدیک دهدز - نزدیک ایذه

کوچ گله ها از گذرگاه باستانی دسبارت - دهدز - ایذه

بلوطهای پیر و کهنسال دشت سوسن - ایذه

مرد بختیاری - ایذه

دشت زیبای سوسن

کتیبه و نقوش برجسته دوره ایلامی - کول فره - ایذه

نقوش برجسته کول فره ( دوره ایلامی ) - ایذه

نقوش برجسته کول فره ( دوره ایلامی ) - ایذه

نقوش برجسته اشکفت سلمان ( دوره ایلامی ) - ایذه

شیرهای سنگی بر گور پهلوانان و دلاور مردان ایل بختیاری - ایذه

کشتزارهای برنج - میداود - اطراف ایذه


22:07 1384/10/27
‌روستای تاریخی ” ‌بنه‌وار“ واقع در 25 كیلومتری شهرستان لالی و 85 كیلومتری مسجدسلیمان واقع است. این روستا نه تنها یك روستای عادی نیست بل‌كه زیربنای یك تمدن كهن است و قدمت آن به دوره اتابكان باز می‌گردد و شاید به‌تر این است كه آن‌را شهر باستانی ” بنه‌وار “ بنامیم. »

وی افزود:« ویژگی خاص ” بنه‌وار “ نوع معماری بناها و سقف آن‌ها است كه هنوز برخی از این بناها سالم برجا مانده‌اند و عشایر بختیاری در زمستان در آن‌ها سكنی می‌گزینند. »

مدیر اداره میراث فرهنگی و گردش‌گری مسجدسلیمان یادآور شد:« از جاذبه‌های ویژه این روستا می‌توان به نقارخانه، زندان بنه‌وار، سه آسیاب قدیمی، میدان سواركاری و مركز فرمان‌روایی (‌اژدر) منسوب به جهان‌گیر خان یكی از خوانین بختیاری و قبرستان قدیمی بنه‌وار اشاره كرد. »

زراسوندی‌علی‌پور با ابراز ‌تاسف از این‌كه این میراث ارزش‌مند نیز هم‌چون بسیاری از آثار دیگر استان در حال از بین رفتن است، تصریح كرد:« بیش از 30 خانوار در این روستا سكنی گزیده‌اند و با توجه به عدم حفاظت از بناها و ساخت و سازهای جدید اهالی بافت قدیمی آن آسیب فراوان دیده و زندان زیبای آن با سبك خاص معماری تبدیل به آغل گوسفندان و احشام شده است. »

شایان ذكر است روستا ” بنه‌وار “  در سال 1382 به شماره 9964 در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسیده است

 


02:05 1384/10/27

مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود كه احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی عمیقی است كه میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شكل مشهود است.

 

 

 برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه است. در ایل بختیاری وقتی كسی فوت كند، ایل یكپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌كنند،(چوقا) از تن بیرون می‌كنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل (سید پیر شاه) یا (سید امامزاده)‌های اطراف مسیر و مكان كوچ و استقرار را خبر می‌كنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاك می‌سپارند. خاك كه گودی گور را پر كرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه كه (گاگریو) گفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام توشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام (چپی) می‌نوازند. بعد از این مراسم (خیرات) شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌كند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و (سرباره) می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را كاهش می‌دهد. این مراسم تا یك سال به طول می‌انجامد، چرا كه شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امكان حضور به موقع پیدا نكرده باشد.

 

وقتی كلانتر یا یكی از سرشناسان ایل بمیرد، مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب كه زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین كه یك سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی كه دهنه آن به دست یك نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را (یال پوش) می‌گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند.

شکوه ودبدبه عروسی ایلات و عشایر بیش از شهرهاست و شایان هزاران تحسین و تمجید می باشد بدواٌ باید خاطر نشان کرد که حضرات اناث در ایلات مثل زنها ی شهر چهره خود را مستور نمی دارند و تمام اهالی یکدیگر را دیده و اقلاً قیافه وظاهر همدیگر را می شناسند .نامزد نمودن در انجا ها بیشتراز سایر نقاط معمول است ورسوم و ترتیبات آن در اینکه بین یک ایل باشد یا عشایر مختلفه تغییر می کند . تشریفات با نهایت جلال و طمطراق در میان دو ایل معمول می شود که بدان وسیله قدرت و ثروت وشان خود را نشان بدهند . هر کس که داماد می شود باید اول هر سال از طرف خود تحفه و تعارفی به اسم عروش بفرستد و اهمیت ان بسته به دستگاه مکنت طرفین دارد . غالباً جواهرات از قبیل سنگهای قیمتی یا طلا یا گردنبند و پارچه های قیمتی و غیره است لازم است این مسِِـله ذکر شود که در ایلات باید عروسی بین دونفر که از حیث تجابت مساوی هستند معمول گردد و اگر کسی در صدد عقد قرداد مواصلت میان دو خانواده که از حیث اصالت مساوی نیست بیفتد با تمام قوا از این اقدام جلوگیری می شود بر خلاف آنچه در شهرها ی بزرگ متداول است در ایلات طایفه ای که درجه نجابتش کمتر است به سهولت نمی تواند به خویشی با خانواده محترم نایل گردد حتی در میان عشایر بعضی ها هستند که به غیر دختر نمی دهند برخی دیگر پا بند این مسایل نیستند.

ولی از بستن اتحاد عروسی با اهالی شهرها جدا خوداری می کنند .

اما وقتی هنگام عروسی می رسد مدت چندین روز یا چند هفته مشغول جشن و عیش وشاد ی هستند 7یا 8 الی 20روز و گاهی هم 40 شبانه روز متوالی در این گونه جشنها آواز ساز و رقص آماده بوده و مجلس ترتیب می دهند که اسباب مشغولیات برای همه فراهم است زنها و مردها بطور دایره وار شروع به رقصیدن می کنند و از روی آهنگ موزیک پاها را حرکت داده و دست در دست همدیگر می رقصند

بختیاری...بختیاری...راستی بختیاری یعنی چه؟این کلمه از چه زمان به این قومی که از شواهد و قرائن پیداست از دیرباز در این منطقه ساکن بوده اند،اطلاق شده است؟آیا این کلمه ای است مرکب از «بخت + یار + یای نسبت» یا این که برگرفته از باکتر یا همان باختر معمول خودمان است؟

نقل قولها و گفته ها در این خصوص بسیار است.این جا گفتاری از شاعر هم تبار حسین پژمان بختیاری را می آورم که در این باب توضیحاتی را به تفصیل ارائه نموده،تطویل کلام شاید با ذات رسانه ای چون وبلاگ در تضاد باشد اما برای ثبت در این دنیای مجازی و نیز اطلاع رسانی می نویسم آن چه که پژمان بختیاری گفته است:

«هنگامی که سرگرم تهیه ی فرهنگ و ترتیب دستور برای گویش بختیاری بودم،دریافتم که پیوستگی آن لهجه با زبان پهلوی و اندکی هم با لسان پارسی باستان خیلی عمیق تر از گویشهای دیگر ایران زمین است.از این دو مطمئن شدم که بختیاریان یکی از کهنسال ترین اقوام آریایی هستند که توانسته اند قرنها در پناه جبال سر به فلک کشیده و پوشیده از جنگلهای انبوه استقلال گونه ای داشته و خود را از تعرض جهانگیران به ویژه بیگانگان حفظ کنند.به همین علت زبانشان تا حدی خالص،نژادشان تقریبن سالم ،سنن و عاداتشان تحقیقن محفوظ،حتا اشعارشان کاملن برقرار باقی مانده، تابع افاعیل عروضی عرب نشده است.پس باید  اثر وجودی آنان در حوادث گوناگون و تسلسل تاریخ ایران خاصه قبل از اسلام در جایی ثبت شده باشد و یگانه وسیله ای که ممکن بود رهنما و یاریگر نگارنده در آن پژوهش شود نام بختیاری و رابطه ی معنوی آن با اسم باختر بود.اما بختیاری کجا و باختر کجا؟ چندی بعد بر آن شدم که نمایش منظومی از جوانمردی کورش بزرگ بپردازم،و بهترین موضوع برای آن قصه ی پانته آ بود

مدتی این مثنوی تاخیر شد.بماند تنبلیهای اساسی که راز اصلی تاخیرهای تاریخی مان است و سِر ماندگیمان...

فکر می کنم دودلی و شک ام 2 علت اساسی داشت:

اول این که موضوعی را انتخاب کردم که به هر حال یکه و اختصاصی است به این صورت  که من هر مطلبی را که بخواهم بنویسم باید ارتباط اساسی به موضوع مورد انتخابم داشته باشد(بختیاری) و این مورد برای من که به صورت حرفه ای نویسنده نیستم اساسن مشکل است که بنا به قول معروف:عشق آمدنی است نه آموختنی...

دوم نکته شاید اساسی تر و بنیادی تر باشد و آن این که عظمت کار و هیبت موضوع مرا لرزاند،ترساند و برجای خود نشاند.من یک لا قبای بی سواد کجا و قوم بزرگ وکهن بختیاری کجا؟از بختیاری و بختیاریها نوشتن کار مردم شناسان و جامعه شناسان است که سالهای سال در این خصوص مطالعه کرده اند و دیده اند و کوچیده اند...منی که تش و تبار و ایل خود را زورکی می شناسم آیا می توانم راوی صالحی در این مورد مهم باشم؟...

کلنجار طولانی بود...و چون کشتی بی لنگر این ذهن توفان زده کژ می شد و مژ می شد...که چیست تدبیر؟ماندن یا رفتن؟ایستادن در جا یا این که با همه بی بضاعتی درباره نیاکان و اجدادم بنویسم...و مثل این که روح بزرگ و آزاده ی مردمان سلحشور بختیاری این گونه در گوشم سرود می خواندند:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم...

بنابراین می نویسم و در این راه دست تمامی هم تباران و دوستانم را برای پربار کردن این سیاه مشقها می فشارم و می بوسم که من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم... 

می خواهیم همه با هم از دی بلال بگوییم...از رقص سه پا...از تاراز...از شینبار...از علیداد...از حیدر...از سردار اسعد...از چغاخور...از اشکفت سلمان...و از عشق به این سرزمین اهورایی...

یک نکته بیش نیست غم عشق و این عجب

کز هر زبان که می شنوی نامکرر است

آیا در زمانه ی مدرن که تمامی شواهد و قراین حکایت از تحقق رویا یا کابوس جهان وطنی و دهکده جهانی دارند دمیدن در  سرنای قوم و قبیله و عشیره چندان گوش نواز خواهد بود؟آیا وقتی که بشریت در دو قرن پیاپی فعلی بیشترین جنایات و کشتارها را از قومیت گرایی و خاک و سنگ پرستی دیده حکایت این گونه گفتن بتری و شر نیست؟و یا باید باژگون تعبیری را به دست داد که در وانفسایی که غول رسانه هویتت را چنان تحت تاثر قرار داده که گاه نمی دانی اینجایی هستی یا آنجایی و وقتی که از در و دیوار همسانی و همگونی و البته کوتولگی تبلیغ می شود شاید پربیراه نباشد از خود گفتن و شنودن...که اینجا قوم نه نژاد ژرستی و راسیسم که عنصری برای ایجاد علقه و بستگی فرهنگی است....قرار نیست اینجا مهتری نژادی تبلیغ شود.قرار نیست بر طبل برتری جویی قومی کوفته شود که عمر این کوته نظریها سالهاست به سر آمده

اما چرا بختیاری؟مهمترین دلیل این که من بختیاریم و طبیعتن نمی توانم مثلن از اینکاها بنویسن یا قرناطه نشینان.می خواهم از چیزی بگویم که دیده ام و شنیده ام و حس کرده ام.می خواهم از قوم بگویم که ریشه اش چنان در تاریخ این دیار رسوخ کرده که برخی ها آنرا به زمان کوچ آریاییها از سیبری و حتا قبل تر نسبت می دهند.می خواهم از آداب و رسوم وسنن دیرپا و غنی ای بگویم که متاسفانه به علت فقدان فرهنگ مکتوب و مدون که ذات زندگی عشیره ای است در حال نابودی و انهدام است.می خواهم بنویسم از ظلم و ستمی که در سالیان متمادی بر این رنج کشان همیشه ی تاریخ این دیار رفته است.می خواهم از زنان و مردان سلحشورش بخوانم.می خواهم رقص بی نظیر موسیقی یکتا اشعار دلنشین و...این مردمان را در این دنیای مجازی بپراکنم.که البته این همه و بیشتر از تاب و توان حقیرم بی شک خارج است اما چه جای شکر و شکایت که باید به قدر وسع کوشید...

از بختیاری بیشتر می گویم... 


19:54 1384/10/26

اوضاع جغرافیایی مسجدسلیمان

مسجدسلیمان در شمال شرقی استان خوزستان و در 125 كیلومتری اهواز واقع شده است . این شهرستان از شمال به دزفول ، از شرق به استان چهارمحال بختیاری و ایذه ، از جنوب به رامهرمز و از غرب به شوشتر محدود می گردد . مساحت آن بر اساس آخرین بررسی های انجام شده 6986 كیلومتر مربع است . ارتفاع متوسط در محدوده ی این شهرستان 364 متر از سطح دریا است . میزان بارندگی در سال بین 200 تا 450 میلیمتر متغیر است كه عموماً از سمت شمال به طرف جنوب از میزان بارندگی كاسته می شود . درجه حرارت در تابستان به حداكثر 54 درجه می رسد . مسجدسلیمان از لحاظ اقلیمی دارای آب و هوای نیمه صحرائی است . نواحی شمالی آن به دلیل واقع شدن در حاشیه سلسله جبال زاگرس دارای زمستان های سرد همراه با برف و تابستان های معتدل بوده امّا نواحی جنوب دارای بهاری دل انگیز ، تابستانی گرم و خشك ، پائیزی مطبوع و زمستانی معتدل است . مهمترین كوه های مسجد سلیمان عبارتند از : آسماری ، دِلاْ ، تاراز ، مُنار ، كِیِ نُو ،  اُدِیْو ، لَندروستْروُن . رودهای كارون ، تمبی و شور درآن جریان دارد . وسعت مراتع مسجد سلیمان 200/292/ 5 هكتار بر آورد گردیده است . این شهرستان دارای 3 بخش (مركزی ، لالی ، اندیكا) و 13 دهستان بوده و محصولات عمده كشاورزی آن گندم ، جو ، صیفی جات و نباتات علوفه ای می باشد . جمعیت مسجدسلیمان در سال 1370 ه.ش 191/041 نفربود (استانداری خوزستان : بررسی اوضاع شهرستان مسجد سلیمان ، اهواز ، بی تا ، صص 7 ، 8 ، 132)

در كاوش های باستان شناسی ، آثاری كهن مربوط به زندگی غارنشینی و دوران ما قبل تاریخ در این سرزمین كشف شده است . در فاصله اواسط سده ی نهم تا اوایل سده هفتم قبل از میلاد یك قوم آریایی به نام (پارس) از دامنه های شمال غربی زاگرس و كوه های بختیاری به جلگه خوزستان مهاجرت نموده و منطقه مسجدسلیمان از جمله مناطقی بود كه درآن مسكن گزیدند . این قوم نیمه بدوی كه متكی بر معیشت شبانی و به ویژه تربیت اسب بودند ؛ بعد از آشنایی با كشاورزی و ترك كوچ نشینی ، در نواحی كوهپایه ای جلگه ، شهر تازه ای ساختند و آن را به یاد سرزمین گذشته خود كه پارسوا (در نزدیكی دریاچه ارومیه) نامیده می شد ، پارسوماش خواندند . بنابر نشانه های بر جای مانده از جمله تپه ای دست ساز بنام سرمسجد كه پشت به كوه داده و بازمانده بنایی بزرگ با دیوارهایی از سنگ سترگ و ایوان های پایدار می باشد ، این شهر در محل مسجدسلیمان كنونی ساخته شده بود .

شهر پارسوماش یا مسجدسلیمان كنونی در زمان حیات خود از لحاظ مذهبی ، اهمیّت فراوانی یافته و آتشكده ای نیز در آن ایجاد گشت (اوضاع اقتصادی واجتماعی خوزستان-شهرستان مسجدسلیمان- تهیه شده در سازمان برنامه و بودجه خوزستان- معاونت برنامه ریزی- توسط: علی بروایه ، بهار1373، صفحه3)

 

این خطّه در زمان ایلامی ها ، مادها، پارس ها ، سلوكیان ، اشكانیان و ساسانیان دارای اهمیّت فراوانی بوده و ‌‌آثار بر جای مانده از آن دوران شاهد این مدعاست . مسجدسلیمان زادگاه چیش پش پارسی بوده است.

این شهر در قرن هشتم قبل از میلاد جزء سرزمین ایلام بوده در دوران پارسها (پارسوماش) نامیده می شد . در قرون وسطی نیز ( تُلْغُر) نامیده می شده سپس به (جهانگیری) و (میدان نفتون) معروف گردید. بعد از اینكه آثار آتشكده سر مسجد برای همگان مشخص شد و پس از بازدید رضاخان از این اثر تاریخی در سال 1303 بنا به پیشنهاد وی و تصویب مجلس شورای ملّی در سال 1305 خورشیدی به (مسجدسلیمان ) تغییر نام یافت . انگلیسی ها به این شهر M.I.S می گفتند كه به نقلی اختصار یافته MASJID.I .SULAIMAN می باشد.

 

 

*  *  *

پروفسور گیرشمن می گوید : نیایشگاه سرمسجد و برد نشانده هیچ شباهتی به معماری ایلامی ، بابلی و آشوری ندارد اما خیلی شبیه ساختمانهای تمدن باستانی اورارتو می باشد . او تپّه های سرمسجد و برد نشانده را اسلاف تخت جمشید می داند كه اصول ایجاد آن هنوز طرق قدیمی را كه پارسیان از زمان ورود به ناحیة جنوب غربی ایران بكار می بردند آشكار می سازد.

طلوع دوباره این نخستین شهر پارسیان با فوران چاه شماره یك خاورمیانه در سال 1287 خورشیدی (1908م) و فعالیت مهندسین شركت نفت دارسی آغاز شد كه سرفصل جدیدی در حیات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی كشورمان بوجود آورد و بعد از آن بود كه ایران وارد مرحله جدیدی شد .

چاههای نفت یكی پس از دیگری حفر گردید كه جمعاً 316 حلقه چاه به بهره برداری رسید . در كنار این چاهها ، مسجدسلیمان رشد و توسعه نمود و جویندگان كار از اقصی نقاط كشور به این محل هجوم آوردند و مدنیّت آن را تشكیل دادند و بدین ترتیب نخستین شهر صنعتی ایران بوجود آمد .

*  *  *

آمار و ارقام نشان می دهد در اوج فعالیتهای شركت نفت بین سالهای 1330 تا 1335 خورشیدی جمعیت شهر بالغ بر 77 هزار نفر بود و شهر از امكانات وسیع برخوردار بوده است و عروس شهرهای ایران نام داشت . بین سالهای 1330 تا 1355 خورشیدی از شهرهای توریستی ایران محسوب می شد و شخصیت ها و مقامات مختلف خارجی و داخلی از این خطه بازدید می كردند . زمانی نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد اتومبیل را در سطح خاورمیانه داشت . اولین خط آهن خاورمیانه ، اولین كارخانه های تقطیر ، اولین كارخانه برق خاورمیانه ، اولین جاده ارتباطی ، اولین خیابانهای آسفالته ، نخستین مسكن مدرن ، نخستین بیمارستان مدرن و مجهز خاورمیانه ، اولین سیستم مخابراتی ، نخستین سیستم لوله كشی آب و گاز خاورمیانه ، اولین باشگاههای خاورمیانه ، اولین فرودگاه ، اولین سیستم روشنائی برق خاورمیانه ، اولین سیستم های بهداشتی خاورمیانه و . . . در آن بوجود آمد . طبق آمار مستند مسجدسلیمان در گذشته از نظر سطح تخصصی و سواد ، بالاتر از سایر نقاط كشور بوده است و از امكانات آموزشی خوبی برخوردار و به استناد همین آمار در سال 1335 در این شهر 9310 نفر مشغول بكار بوده كه در همین سال در كل مناطق شهری ایران تنها 9698 نفر شاغل در بخش معدن مشغول به كار بوده اند یعنی شهر از نظراقتصادی و بهره وری از نیروی انسانی فعال و درصد بسیاركمی بیكاری درحد مطلوبی بوده است .

در حال حاضر مسجدسلیمان بیش از 20 هزار نفر بیكار دارد . جمعاً با این همه خدمات اقتصادی ، ملّی و صنعتی كه سالیان متمادی به كشور ارائه نموده ، اكنون جای آن است كه مجدداً شكوفایی گذشته اش احیاءگردد و از زوال قطعی نجات یابد .

 

*  *  * 

نقش منطقه در جنگ تحمیلی

از ابتدای جنگ تحمیلی شهر مسجدسلیمان مرتباً مورد حملات هوایی و موشكی قرار می گرفت و دراین رابطه تعدادی از اهالی شریف شهر از جمله زن و مرد و كودك بیگانه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. در صحنه های جنگ حق علیه باطل حضور گسترده مردم این خطّه بخوبی مشهود و شهدای گرانقدر و مجروحین و معلولین و اسرائی كه تقدیم اسلام و قرآن نمودند موءید این مطلب است .

 

 *  *  *

 

مناطق صنعتی چون تمبی ، بی بی یان ، گُلگیر، شهرك صنعتی و تُلْ بزْان در بخش مركزی واقع است. اكثر تاسیسات صنعتی ، خطوط لوله نفت و گاز و راههای قدیم و جدید ماشین رو در این بخش قرار دارد. مراكز سیاحتی، آثار باستانی، بناهای تاریخی و مذهبی بخش مركزی عبارتند از : پل گُدارْلَنْدَر، هفت شهیدان ، آثار تنگ صَئُولَك، سرمسجد، بردْ نِشانْده قلعه مدرسه ، علَم داری، پرنِوِشْته، تنگ تُك آب ، سبزپوشِ عنْبلْ، سبزپوش بتوند، آخُوررَخْش، قلعه تُرك دِزْ، تپه باستانی كَلْگه زَرّی ، تپه باستانی گُلْگیر، بقعهء پاگَچ امام رضا(ع) ، چاه شماره یك ، كارخانه برق تمبی، كارخانجات بی بی یان ، فرودگاههای قدیمی یمه و تُلْ بْزان ، تختگاه ( تَهده گُون ) آب كَرِه ،زیارتگاه بی بی بتُول، زیارتگاه  بی بی زهرا، كلیساهای ارامنه و خارجیان .

 

بقعهء امامزاده سلطان ابراهیم

بقعهء امامزاده سلطان ابراهیم در منطقه ( كارْتا) واقع است كه مورد احترام بختیاریها می باشد. مردم از استانهای دیگر جهت نذر،نیازو رفع حاجات خویش به زیارت آن می آیند وبوسیلهء قایقهای موتوری از دریاچه پشت سد شهیدعباسپور گذشته و به این محل می رسند.

وی فرزند دوم امام موسی كاظم(ع) می باشند و به سیّد المرتضی(تاج الدّین)معروف است.وی مردی فاضل و دانشمند بود و روایت شده كه (70) شتركتابخانه او را حمل می كردند. در زمان خلیفه مامون می زیست و صاحب كرامات فراوانی بوده است (دانش عباسی شهنی ،تاریخ مسجدسلیمان، انتشارات هیرمند، تهران، چاپ اول، 1374)

 

بقعهء متبركه بی بی بتولی

این بقعه در سمت راست جاده مسجدسلیمان به اهواز ، نرسیده به پل دو درون قرار دارد . فاقد سنگ نوشته و زیارتگاه مردم مسجدسلیمان است كه هر روز عده زیادی به زیارت بقعه متبركه مشرف می شوند . بعضی از زائرین و اهل محل كه كرامت این بانو شامل حال آنان شده عقیده دارند مشارالیها یكی از فرزندان امام موسی كاظم (ع) می باشد .

 

بقعه هفت شهیدان

سادات تُلْغُر هفت نفر بودند كه به سیّد عبدالله بن موسی كاظم (ع) نسبت می رسانند و اسلاف این سلسله همگی از مشاهیر اهل معرفت و حقیقت و تبار مشایخ طریقت بوده اند.

سیّد احمد ملقب به تُلْغُر جدّ آن بزرگواران بوده كه از نجف اشرف به شوشتر آمده بود . آنها دارای نفوذ زیادی بوده و موقوفات نیز داشته اند.  مدفن آنها همین مكان است . املاك اینجا به امضای شاه طهماسب ماضی مورخ به سال نهصدو پنجاه و دو رسیده كه به اسم سیّد محمد تلغری صدور یافته . (عبدالله بن نورالدین جزایری : تذكره شوشتر،كتابخانه صدر، تهران ، ص 40 و 39)

ساختمان بقعه آنان مربوط به عصر صفویه است. این اثر مذهبی در كنار جاده مسجدسلیمان – لالی قرار دارد .

بقعهءامام زاده سیّد صالح

 

ایشان فرزند امامزاده حسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی (ع)می باشند كه در دوران القادر باللّه خلیفهء عباسی می زیست . ولی سادات معتقدند كه امام زاده سید صالح فرزند سید حمزه بن امام موسی كاظم (ع)می باشند كه در دوران متوكل عباسی می زیست . این بقعه حدود 60 كیلومتری جنوب شرقی شهرستان مسجد سلیمان ، در ناحیه(مرغاب)و دامنه كوه (جِریَك) واقع است.

 

 

بقعهء امام زاده بابا احمد

بقعهء این امام زاده در میان كوه معروف اُدیوو دیراَو(دور آب)واقع شده .امام زاده دارای آسیاب و حمام است در زمان میرزا تیموری ساخته شده فاقد سنگ نوشته و قبر است و شجره اش مشخص نمی باشد ولی پیش كارانش نسب ایشان را به امام كاظم (ع)می رسانند و می گویند فرزند آن حضرت است،امام زاده دارای كرامات بسیار است و زوار زیادی به زیارتش مشرف می شوند.

 

بقعهء متبركه بوِیر

این بقعه در سمت راست جاده منار و پایین تر از دو راهی امام زاده شاهزاده عبدالله قرار دارد . دارای گنبد سفید و پلكانی است كه در زمان شاهرخ میرزای كنونی ساخته شده است این امامزاده دارای سنگ نوشته و قبر است و معروف به علی بن برهان می باشد . به علت عدم دسترسی به شجره نامه ایشان مشخص نیست فرزند كدام یك از امامزادگان (ع) است.

 

 

چاه شماره یك

 

اولین چاه نفت خاورمیانه در شهرستان مسجدسلیمان حفرگردید، كه به بهره برداری هم رسید.

 

شروع حفاری : 23 ژانویه 1908 م. برابر با سوم بهمن ماه سال 1286 خورشیدی .

 

سر مهندس عملیات حفاری : مهندس ژرژبرنارد رینولدز G.B.Reynolds انگلیسی .

 

خاتمه حفاری و زمان فوران : 26 ماه مه 1908 م.برابر با 5 خرداد ماه 1287 خورشیدی در ساعت 4 بامداد 

 

عمق چاه : 1180 فوت برابر با 360 متر

 

تولید روزانه : 8000 گالن برابر با 36000 لیتر

 

این محل هم اكنون به محلی توریستی و سیاحتی تبدیل شده و سمبل فعالیتهای صنعت نفت خاورمیانه و ایران به شمار می رود .

 

 

سر مسجد

این محراب متعلق به قرن 7 و 8 قبل از میلاد است كه شامل یك سكو به اندازه های 20× 25 پا می باشد. در بخش شرقی محراب قسمتی كه اكنون آتشكده می باشد برای عبادت ایرانیان بنا شده بود . سمت غرب ایوان مقدّس ویژه خدایان یونانی بود . در سمت غربی آتشكده سه معبد برای سه تن از خدایان قدیم اختصاص داشت كه دو تن از آنان هراكلیوس و آتنا می باشد.

یك پلكان به عرض 25 متر . مومنان را به روی صفه نزدیك محل مقدس هدایت می كرد و از آنجا كه در پایان مراسم نیایش نبایستی از همان راه كه آمده اند باز گردند . یك پلكان دیگر در گوشه دیگر ظلع شرقی برای پایین رفتن ساخته اند . به عقیده پروفسور گیرشمن سابقه استقرار یكی از قبایل پارس در مسجدسلیمان باید به اواخر قرن هشتم ق.م برسد.

ظروف سفالی، سكه های قدیمی، مجسمه های باستانی و آثار كهنی از این بنای تاریخی بدست آمده است كه در موزه های داخل و خارج نگهداری می شود . همه ساله از سراسر ایران و حتی خارج از كشور، جهانگردانی جهت بازدید از این اثر ارزشمند باستانی به محل مذكور   می آیند و از مكان مزبور عكسبرداری و فیلمبرداری می كنند.

 

 

بردْ نِشانْده

یكی از آثار باستانی موجود ،در حوالی شهرستان مسجدسلیمان تپه باستانی برد نشانده است كه در عین حال یكی از مهمترین آثار باستانی خوزستان است این بنا در مسیر مسجدسلیمان به سمت سد شهید عباسپور واقع است و در نوع خود منحصر به فرد است . بنایی با خصوصیات قابل توجه كه هر چند در كنار دیگر آثار موجود ، در مسجدسلیمان مورد بازدید مستشرقین و باستان شناسان زیادی قرار گرفته اما آن گونه كه شایسته است تا كنون معرفی نشده است. ‌

از مجموع مستندات . . . چنین بر می آید كه برد نشانده از نخستین مراكز تجمع پارسیان در جنوب غربی ایران بوده و علاوه بر نیایشگاهی كه بر فراز تپه جهت پرستش اهورامزدا وجود داشته خانه هایی نیز در اطراف آن وجود داشته است كه اطلاعات بیشتر پیرامون آن منوط به حفاری و كاوش گسترده در اطراف تپه می باشد. در مجموع . . . می توان اینگونه برداشت نمود كه برد نشانده از آن دسته آثار و بناهایی است كه حیات تاریخی خود را طی حداقل سه دوره (هخامنشی، سلوكی، پارتی) حفظ نموده است . اشیاء و مسكوكات و حجاریهای مكشوفه از این محل در موزه های لوور پاریس و ایران باستان تهران موجود . . . است .

 

 

 

 پرْنِوِشْتِه

این مكان پَرِه ای (كوهی) بزرگ دارد كه با خط كوفی بر روی آن حكّاكی شده است. اثر مذكور نرسیده به دوراهی لالی و عنبل، سمت راست جاده علَم داری قرار دارد.

 

 

پل نگین

سنگ بزرگی است كه توسط فرامرز اشكانی به دو نیم شده و آب شط شِیمبار (شیرین بهار) از آن خارج می شود ، تا اینكه مصَب آب شیمبار از آن بسوی سوسن سرخاب سرازیر گردد . 

 

 

آثار شیمبار

كتیبه ای با نقش های بر جسته ای در این ناحیه موجود است كه در میان انبوه درختان و اشجار پوشیده شده و روی یكی از صخره ها تصویر12 نفر كه گویا سربازانی می باشند كنده كاری شده و تمام اعضای آنها معلوم و سر آنها به مرور زمان محو شده است . در كنار این اشكال چند سطر هم به خط پهلوی نوشته شده كه از عهد اشكانیان است . این پیكرها در حال اجرای مراسم مذهبی می باشند .

 

 

 

سوسن

این محل حكومت اقوام گذشته بوده و بخاطر وضعیت سوق الجیشی خاصی كه داشته بیشتر حكومتها در آنجا مانده و حتی در زمان ایلامی ها، هخامنشی ها، ساسانی ها و اشكانی ها در سوسن حكومت كرده اند . حوض معروف دانیال پیغمبر در آنجا است شوش را بنام آن محل نامیدند زیرا سوسن شوش كبیر است و شهر شوش نیز شوش صغیر است . در سوسن محلی است كه ساختمان در زیر آب فرو رفته ( و آن محل بنام چال شه سوسن معروف است) و حتی حوض دانیال پیغمبر نیز در زیر آب چال شه پیداست . هر ساله تعدادی از محققین خارجی از این محل دیدن می نمایند.

 

 

نخستین كوره ذوب آهن ایران

ایرانیان قدیم در محلی بنام شلا ، نرسیده به سوسن ( شوسیان ) نزدیك قلعه اَرَك ( ارخ ) در زمان باستان كه ذوب فلزات مس و قلع شروع شد، سنگ آهن را هم شناختند و چون آهن در كوره ای كه مس را ذوب می كرد  ، ذوب نمی شد آن را   « آ- گن » یا «آ- هن» یعنی غیر قابل ذوب می دانستند تا اینكه كوره را بلند تر نمودند و آهن ذوب گردید . هنوز سوخته های باقی مانده آهن در ته كوره مزبور موجود است به همین دلیل باستان شناسان معروف فرانسوی و آلمانی گفته اند: اگر ملّت ایران آهن را ذوب نمی كرد و با آن ادوات گوناگون نمی ساخت شاید تمدن صنعتی دنیا هزار سال به عقب می افتاد.


04:51 1384/10/25
 
سرزمین پارسیان
 

معماری آتشكده جاویدان در مسجدسلیمان الهام بخش معماران تخت جمشید

آتشكده جاویدان (صفه سرمسجد) در مسجد سلیمان، بنایی متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است كه بنا بر نظر برخی كارشناسان، معماران برای ساخت تخت جمشید از آن الهام گرفته اند.


نوع معماری این بنا «اورارتویی» است كه مهم ترین مشخصه آن استفاده نكردن از ملاط و گذاشتن سنگ خشك روی سنگ خشك دیگر است.
بنا به نوشته های پروفسور گیرشمن، باستان شناس فرانسوی در كتاب «ایران از آغاز تا اسلام»، تخت جمشید نیز با استفاده از همین الگو ساخته شده است، هرچند معماران آن تغییراتی هم در ساخت بنا داده اند.
«
قباد باقری» كه در سالهای 1348 تا 1352 به عنوان مسئول حفاظت از آثار تاریخی خوزستان با گیرشمن همكاری می كرده است ضمن اعلام مطلب فوق به میراث خبر گفت: «باور گیرشمن این بود كه آریایی ها هنگامی كه از سیبری مهاجرت كردند در ارومیه توقف كوتاهی داشتند و در همین زمان با گونه ای از معماری اورارتویی آشنایی پیدا كردند. آنها سپس به مهاجرتشان در امتداد سلسله جبال زاگرس ادامه دادند و در ارتفاعات آن كه امروزه مسجدسلیمان و ایذه و .... را در بر می گیرد، ساكن شدند
مولف كتاب «بختیاری در گذر زمان» در ادامه افزود: «آریایی ها در این منطقه معماری خاص خود را به نام «بادبرده» به وجود آوردند. آتشكده جاویدان را در قرن هفتم قبل از میلاد بنا كردند و پس از گذشت حدود 150 سال در 550 قبل از میلاد تخت جمشید یا پاسارگاد را با استفاده از همین معماری اورارتویی ساختند
از سوی دیگر «علیرضا ظاهری عبده وند» مسئول بخش پژوهشی انجمن دوستداران میراث فرهنگی مسجد سلیمان اعتقاد دارد وجود این آتشكده به دوره پیشدادیان و هوشنگ پیشدادی بر می گردد.« طبق آنچه در منابع مختلف تاریخی آمده است، هوشنگ نخستین پادشاه سلسله پیشدادی برای كشتن ماری، سنگی را به سوی او پرتاب كرد. سنگ به مار اصابت نكرد و به سنگ دیگری برخورد كرد و از جرقه حاصل از این برخورد آتش به وجود آمد. در بعضی از روایتها از جمله كتاب «تذكره شوشتر» آمده كه مكان این اتفاق در شهر مسجد سلیمان بوده كه در آن زمان به نام «پارسومانش» خوانده می شده است. مردم هم از آنجا كه آتش برایشان تقدس داشت و این آتش بدون هیزم افروخته شد و باقی ماند، دورمحل برافروخته شدن آن دیواری كشیدند. از آنجا كه نفت و گاز در سطوح زیرین این منطقه به وفور جریان داشت، باعث شعله ور ماندن آتش شد و از آن زمان ، این محل به نام آتشكده جاویدان شناخته شد. آتشكده ای كه هیچ گاه آتش آن خاموش نمی شود.» باقری درباره صحت و سقم ماجرای الهام گرفتن معماری تخت جمشید و فرضییه هوشنگ پیشدادی، می گوید:« البته این مسئله هنوز یك تئوری است ولی تا زمانی كه فرضیه جدیدی كه آن را با استنادات علمی باطل كند به وجود نیاید، می توان بر آن تكیه كرد
وی كه هم اكنون درباره تاریخ و فرهنگ منطقه خوزستان پژوهش می كند تاكید كرد: «بنا به گفته گیرشمن اولین حكومت محلی پارس ها در مسجد سلیمان به وجود آمده است. در آن زمان این منطقه به نام «پارسومانش» یا «پارسومانژ» خوانده می شده است.
این پژوهشگر در ادامه به ذكر ویژگی های بنای آتشكده جاویدان پرداخت و گفت: (مساحت این آتشكده حدودا 50 در 45 متر است و در وسط آن آتشگاهی وجود داشته كه الان از بین رفته است. یك طرف این آتشكده به كوه های زاگرس تكیه دارد. در شمال غربی این آتشكده نیز معبد آناهیتا واقع شده است.(
كمی پایین تر از آتشكده، معبد هركول قرار دارد. باقری علت وجود این معابد را تصرف این منطقه به دست اسكندر مقدونی و سلوكیان دانست و گفت:«این دو معبد نشانه ای از زوال پادشاهی هخامنشی در دوره حمله اسكندر به ایران است. چون سلوكیان بر ایران مسلط شدند برای نیایش رب النوع های خود در این مناطق، معابدی برپا كردند
دیواری، آتشكده جاویدان را از معبد آناهیتا جدا می كند كه در حقیقت میان پیروان دو ایدئولوژی مرزی می كشیده است.
بنا به اظهارات باقری ، گیرشمن در حفاری خود در قسمت جنوبی آتشكده كه محل نذورات مردم بوده است، مهره های تاس مانندی یافت كه نقوشی بر روی آنها حكاكی شده بود. وی در كتاب هایش ذكر كرده است كه این مهره ها غنائمی هستند كه ایرانیان پس از فتح بابل به دست كمبوجیه ، از آن جا به ایران آورده اند.
بنا به گفته «ظاهری عبده وند» آتشكده جاویدان كه دوره های مختلف تاریخی را از زمان عیلامی ها تاكنون پشت سر گذاشته است در زمان رضاشاه در سال 1306 به نام صفه «سر مسجد» تغییر نام داد.
باقری درباره تغییر نام این آتشكده گفت: (از زمان ورود اعراب به ایران نام این آتشكده تغییر كرد و به نام مسجد خوانده شد. ممكن است علت این تغییر نام، هراس از تخریب و تبدیل بنا باشد.(
پرویز ورجاوند پژوهشگر و صاحب نظر حوزه میراث فرهنگی درباره تئوری الهام گرفته شدن معماری تخت جمشید از معماری این آتشكده و داستان هوشنگ پیشدادی، گفت: (البته من هم وجود شباهت هایی میان این دو بنا را تایید می كنم اما این گونه فرضیه ها نیاز به بررسی های دقیق و عمیق تاریخی و آشنایی كامل با جغرافیایی شاهنامه دارد و به سادگی نمیشود آنها را تایید یا رد كرد.(
بنای آتشكده جاویدان در سال 1377 به همت كارشناسان میراث فرهنگی مرمت شد اما پس از دوباره به حال خود رها شد. به گفته «محمد زراسوند علیپور» رئیس انجمن دوستداران میراث میراث فرهنگی مسجد سلیمان، هم اكنون این بنا كه معرف هویت ایرانی ماست بر اثر زلزله و خسارت های دیگر به شكل مخروبه ای در آمده و بدون محافظت رها شده است. مسئله حفاظت و مرمت این بنا در جلسه اعضای این انجمن با فرماندار شهر مسجد سلیمان نیز در میان نهاده شده است و به گزارش انجمن دوستداران میراث فرهنگی مسجد سلیمان، فرماندار این شهر قول همكاری و مساعدت برای حفظ و احیای بناهای تاریخی این منطقه را داده است.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1383/12/13ساعت 16:48  توسط کورش  |   =text/ >GetBC(31);  5 نظر
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

04:38 1384/10/25
Welcome to...
EveryTongue.com/bakhtiari
 
A website for the 900,000
Bakhtiari people of Iran.
 
 
 
صفحة اصلی ایران
Iran Home
 
فهرست ایران
Iran big list
 
کمک میخواهید؟
Need help?
 
تماس با علی
Contact Ali
 
همة زبانهای دنیا
All the world
خوش آمدید به ...
اِوّری‌تانگ دات كام/بختیاری
سایت اینترنتی برای ٩٠٠٠٠٠ نفر مردم بختیاری زبان ایران
 
Here are some  pictures of  speakers of this language in Iran. You have my permission to copy this photo.

تعدادی عكس از مردمی كه به این زبان گویش می‌كنند را در اینجا ملاحظه می‌كنید. كپی كردن این عكس‌ها آزاد است.

Welcome to my page. My name is Ali and I am from Iran.  I am from one of the small language groups.  My goal in making this site is help people in Iran to be proud of their minority languages.

به سایت من خوش آمدید. اسم من علی است. من به یكی از گروه‌های كوچك زبانی در ایران تعلق دارم. این سایت طراحی شده است تا به مردم كمك كند از زبان و گویش خود احساس سربلندی نمایند.

 

The Bakhtiari live mainly in Chahar Mahal Bakhtiari province and though Farsi is their language of commerce they speak Bakhtiari at home.  This is not Luri language but many people say it is since some Bakhtiari people call their language Lur.  Many Bakhtiari people still live in black goat hair tents and are nomads.  They migrate in search of water and food for their animals. The Bakhtiari language is part of the Persian family of languages and is not Turkic.

بختیاری‌ها عمدتاً در استان چهار محال بختیاری زندگی می‌كنند. اگر چه فارسی، زبان رسمی می‌باشد اما آنها در منزل به زبان بختیاری صحبت می‌كنند. چون بسیاری از مردم بختیاری زبان خودشان را لُری می‌نامند، بعضی آن را با لُری لرستانی اشتباه می‌گیرند. بسیاری از مردم بختیاری هنوز زندگی كوچ‌نشینی داشته و در سیاه چادرهای بافته شده از پشم بز زندگی می‌كنند. آنها در جستجوی آب و غذا برای حیواناتشان از نقطه‌ای به نقطة دیگر كوچ می‌كنند. زبان بختیاری به خانوادة زبان‌های فارسی تعلق دارد و نه تركی.

Click here to hear a recording in Bakhtiari language.
Click here (part 1)   (part 2)
(Note: The links play using software that is probably on your computer.  If not then click here to dowload the free RealPlayer softeware to listen to these recordings or to watch the videos.)
 
 
در لینك‌های زیر می‌توانید آثاری را به زبان بختیاری بشنوید.
كلیك كنید (# ١) (# ٢)
[توجه: لینك‌های فوق با نرم‌افزاری اجرا می‌شوند كه احتمالاً روی كامپیوتر شما نصب است. در غیر اینصورت آنرا بصورت رایگان از اینجا دریافت دارید تا بتوانید آثار را ببینید یا بشنوید.]
Are you a Baktiari person from Iran? Can you understand these recordings? Please e-mail me and tell me if you could understand them.  Click on this address: Bakhtiari@EveryTongue.com  

آیا شما لارستانی هستید؟ آیا آثاری كه در لینك‌های فوق شنیدید را توانستید بفهمید؟ لطفاً با من تماس بگیرید و بگوئید چقدر این آثار قابل فهم بودند: كلیك كنید 

The map below shows in red where these language speakers live.

قسمت قرمز از نقشة زیر، محل زندگی بختیاری‌ها را نشان می‌دهد.
اطلاعات زیر دربارة مردم بختیاری از كتاب نژادشناسی چاپ ٢٠٠٠ گرفته شده است:

This is the information about this language from the year 2000 edition of the book Ethnologue :

- LURI [LRI] 4,280,000 in Iran (1993) including 680,000 Bakhtiari (1989). Population total all countries 4,280,000 or more.  Alternate names: LUR, LOR, LORI.  Dialects: LURI, FEYLI, LEKI (LAKI, ALAKI), BAKHTIARI, KELHURI.  Classification: Indo-European, Indo-Iranian, Iranian, Western, Southwestern, Luri.  Closely related to Kumzari. Bilingualism in Farsi. Ethnic groups: Lor, Bakhtiari (Haftlang, Chaharlang), Mamasani (perhaps 75,000 in 1982), Bovir-Ahmadi and Kuhgiluyeh (200,000 in 1982). Posht-Kuh: nomadic, Pish-Kuh: agriculturalists, Bakhtiari Haft-Lang: nomadic pastoralists: sheep, Bakhtiari Cahr-Lang: settled. Shi'a Muslim.  Also spoken in Iraq where it is closely related to Kumzari of Oman. 

 
Here are some other links about this language.
http://www.bakhtiaritribe.net
http://www.bakhtiari.com
http://www.iran-telecom.com/numbering/bakhtiari.htm
 
چند لینك دیگر دربارة مردم بختیاری:
http://www.bakhtiaritribe.net
http://www.bakhtiari.com
http://www.iran-telecom.com/numbering/bakhtiari.htm
Here are some Farsi links I like.
www.Farsinet.com
www.PersianSpring.org
 
چند لینك فارسی مورد علاقة من:
www.Farsinet.com
www.PersianSpring.org
Is there a website? YES
Is there a recording? YES
Have speakers verified this recording? NO
Are we in contact with people from this group? YES
 
آیا سایت اینترنتی دارد؟ بله
آیا كار ضبط شده‌ای دارد؟ بله
آیا مردم، بر كار ضبط شده نظر داده‌اند؟ نه
آیا با افرادی از این زبان تماس داریم؟ بله
Click here to see pages for all the languages of Iran.

برای دیدن صفحة مربوط به همة زبان‌های ایرانی اینجا را كلیك كنید.

 

clickوسیله نخ بازكنی / پژوهشگر علی اصغر شریعت زاده
clickدستگاه زنار بافی / پژوهشگر علی اصغر شریعت زاده
clickیادگارهایی از كارگران كارگاههای مازاری / پژوهشگر رضا تحققی ، بهروز وجدانی
clickیادگارهایی از كارگران كارگاههای مازاری / پژوهشگر رضا تحققی ، بهروز وجدانی
clickیادگارهایی از كارگران كارگاههای مازاری / پژوهشگر رضا تحققی ، بهروز وجدانی
clickیادگارهای كارگران كارگاههای مازاری / پژوهشگر رضا تحققی ، بهروز وجدانی
clickعكس قطعه ای از سند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند مربوط به كل زمینهای تخت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از سند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از ستند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickدستخط برای حل اختلاف در مورد سرقت / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند مالكیت زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند مالكیت زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش زمین و ملك / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقباله زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند انتقال زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند مالكیت زمین مزروعی و مرتع / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش ملك و زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند قسمتی از زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickدستخط خوانین برای حل اختلاف زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند فروش زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند مالكیت زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسند مالكیت زمین / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از سند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از سند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickقطعه ای از سند مربوط به كل زمینهای تحت مالكیت تیره اولاد طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickزیور دختران / پژوهشگر اصغر كریمی
clickتزئینات اسب عروسی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickزیورهای دختران انگشتر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickتزئینات و نظرقربانیهای گهواره كودك / پژوهشگر اصغر كریمی
clickگهواره كودك / پژوهشگر اصغر كریمی
clickوسیله برای خرد كردن گندم و نخود و غیره / پژوهشگر اصغر كریمی
clickوسیله باد دادن گندم / پژوهشگر اصغر كریمی
clickتنگ برای بستن بار روی چهارپایان / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسه نوع حلقه باربند برای بستن بار روی چهارپایان / پژوهشگر اصغر كریمی

clickكوچ / پژوهشگر اصغر كریمی
clickجمع آوری كیسه های آرد و غیره برای آماده شدن برای كوچ / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمال - یك واحد اجتماعی اقتصادی در ایل / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ - طریقه تا كردن چادر برای حركت / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ در كوهستان / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ طریقه جمع كردن سپاه چادر طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ در كوهستان / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسفر در كوهستان / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ رمه بسوی ییلاق قشقایی / پژوهشگر ملك عراقی
clickبرچیدن چادرها / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ - مرحله باركردن / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ - باركردن و حركت كردن طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickكوچ - جمع كردن چادرها ، طایفه بابادی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسنگ گور / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسنگ گور / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسنگ گور / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسنگ گور / پژوهشگر اصغر كریمی
clickطریقه قرار گرفتن چادرها در یك واحد اقتصادی اجتماعی ایل / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسیاه چادر و كپر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن ، سیاه چادر ایل بختیاری (طایفه بامدی) / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسیاه چادر و چادر خاص مهمان / پژوهشگر اصغر كریمی
clickنان پزی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickبرچیدن چادرها / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسیاه چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسیاه چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickخانه و كپر و چادر در كنارهم / پژوهشگر اصغر كریمی
clickانبارها / پژوهشگر اصغر كریمی
clickجمع كردن چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickساختمان كپر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن در ایل بختیاری / پژوهشگر اصغر كریمی
clickبرپا كردن چادر در ایل بختیاری / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن ایلات بختیاری در گرمسیر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickجای گذاشتن مشك آب در گرمسیر ایل بختیاری / پژوهشگر اصغر كریمی
clickداخل چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickبرپا كردن چاد - سنگ چین كردن دور چادر (چل) / پژوهشگر اصغر كریمی
clickبرپا كردن چادر - كوبیدن میخهای چوبی / پژوهشگر اصغر كریمی
clickبرپا كردن چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن - سیاه چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمجموعه سیاه چادرها در ایل بختیاری / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمال - یك واحد اقتصادی اجتماعی در ایل بختیاری / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمال - یك واحد اقتصادی اجتماعی در ایل / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسیاه چادر / پژوهشگر اصغر كریمی
clickسیاه چادر بختیاری / پژوهشگر اصغر كریمی
clickمسكن - آغل تابستانی و زمستانی / پژوهشگر اصغر كریمی

 

 

 

<  language= 1.2>   <  language= >  


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.