تبلیغات


__
بشنو
12 مرداد 87 - 18:56

بشنو صدایم را وقتی كه از افقهای دوردست فریادت میكنم و نامت را می خوانم

بشنو صدایم را وقتی كه در تنهایی و سكوت غمبار پس كوچه های زندگی فریادت میكنم

بشنو صدایم و دریاب مرا وقتی كه در ثانیه های پر ابهام زندگی دچار تردیدم

وقتی دلم میگیرد هیچ كس و هیچ چیز نمی تواند طوفان دلم را آرام كند تنها نگریستن

به چشمهای همیشه نگران توست كه درونم را آرام میكند.....

 

  • ارسال نظر (1)
All or nothing
23 خرداد 87 - 15:19

I know when she's been on your mind
That distant look is in your eye
I thought with time you'd realize
It's over over
It's not the way I choose to live
And something somewhere's got to give
As sharing this relationship gets older older
You know I'd fight for you
But how I can fight someone who isn't even there
I've had the rest of you now I want the best of you
I dont care if that's not fair

Cause I want it all
Or nothing at all
There's no where left to fall
When you reach the bottom it's now or never
Is it all
Or are we just friends
Is this how it ends
With a simple telephone call
You leave me here with nothing at all

There are times it seems to me
I'm sharing you with memories
I feel it in my heart
But I dont show it show it
And then there's times you look at me
As though I'm all that you can see
Those times I don't believe it's right
I know know it

Don't me make me promises
Baby you never did know how to keep them well
I've had the rest of you
Now I want the best of you
It's time for show and tell

Cause you and I
Could lose it all if you've got no more room
No room inside for me in your life
Cause I want it all
Or nothing at all
There's no where left to fall
It's now or never

 

آدما
21 فروردین 87 - 21:37
آدما از آدما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا می ذارن
آدما آدمو تنها می ذارن
یادته اون عشق رسوا یادته
اون همه دیوونگی ها یادته
تو می گفتی كه گناه مقدسه
اول و آخر هر عشق هوسه
آدما آی آدمای روزگار
چی می مونه از شما ها یادگار؟؟؟
آدما آی آدمای روزگار
چی می مونه از شما ها یادگار؟؟؟
دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم

 

2dh7at2.jpg


همسفر تنهاییم
23 اسفند 86 - 23:59

در این شب شكستنی همسفر تنهائیم

حادثه از سرم گذشت هم قدم رهائیم

رهایی از هرچه كه بوده بین ما

رهایی از خاطره های آشنا

كتیبه ی شكست من رو دوش این ثانیه هاست

حك شده توو نگاه من شعری كه تلخ و بی صداست

ترانه ای كه هم مسیر گریه هاست

سپیده ای كه خواب پشت شیشه هاست

زمزمه های بی كسی موسیقی شعر غمه

سرگیجه ی نبودنت یه حس گنگ و مبهمه

یه بغض كهنه و عجیب كه می شكنه

مثل یه قلب پرتپش كه می زنه

player.php?v=149b514&s=3

 

دوست
15 اسفند 86 - 18:12

دوست عزیز نظرات تو تا همیشه در دیرینکده ام خواهد ماند ، تو را به دست عزیز ترین سپردم هر چند مدتها بود از یادم رفته بودی ولی حال مهر تاییدی بودی بر فارغ شدنمان

 

 من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو

هرکسی میخواهد وارد خانه پر مهرو صفامان گردد

شرط وارد گشتن شستو شوی دلهاست

شرط آن داشتن یک دل بی رنگ وریاست

بر در خانه گلی میکوبم

تا بدانند همه خانه دوستی ما اینجاست

غبار در باد
15 اسفند 86 - 04:09
3ywtrph.jpg
همه بند پایانی قصه ایم...همه آخرین بیت یک تک غزل...تمامی عبوریم بر رهگذار...همه ذره هاییم در این غبار...تمامی فراموش یک لحظه یاد...تمامی غباریم در دست باد...
غباریست در دست باد...
دمی چشم برهم گذاریم و بعد...همان دم غباری شده دور دور
میان شگفتی میان هراس...همه خوا بها سواری شده بر ستور
غباریست در دست باد...
تمامی غبارست در دست باد...
همان ساز پیشین که می خواند باد...
چنان قطره بر پهنه ی بی کران،
همه کر ده هامان ز هم بگسلد بر زمین...
هر آنسان که نادیده انگاریش، هرآنسان که چشمت بگوید نبین...
غباریست در دست باد..
تمامی غباریم در دست باد...
چه بیهوده آویز بودن شدیم...همه در زوالیم جز آسمان، جز زمین
چه آرام این لحظه ها می رود... وقارون نشاید که بازش ستد یک دمی...
غباریست در دست باد
تمامی غباریم در دست باد...
تمامی غبارست در دست باد
2qdwk1j.jpg
__