تبلیغات


__
دل
29 خرداد 87 - 23:36

یکی یک دل به صد دل می بنده.

یکی صد دل به یک دل می بنده.

یکی دلی نداره تا دل ببنده.

یکی یک دل می بنده تا آخرش پایبنده.

یکی دل می بنده تا بخنده.

یکی هم مونده به کی دل ببنده

28 مهر 85 - 01:51
الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوی خودت
از نشانه های ظهور
30 تیر 85 - 07:08

سلام ... تنها ترین تنها  لطف کردن احادیث زیبایی رو برای من فرستادن که من هم با اجازه ایشون می ذارم اینجا تا همه بخونن..

 

بسم رب سید الشهدا
احادیث درمورد ایران،عراق،وفلسطین درآخر الزمان
برگر فته از كتاب نشانه های شگفت آور آخر الزمان محمد جواد مهری كرمانشاهی
روایت اول :
حضرت علی (ع) فرمودند :
از نشانه های ظهور امام زمان (عج)در آخر الزمان حكومت مردی از مازندران بر ایران است كه الگوی لباس راتغیر می دهد .وشكل لباسهای اسلامی رابه غیر اسلامی تبدیل می كند.((از جنایت های رضا شاه این بود كه احكام الهی را تعطیل كرد،چادر زنان را گرفت ولباس بلند مردان را قیچی كرد ،حسینیه ها راتعطیل نمودوعمامه از سر علمای ایرانی برداشت)).
روایت دوم
امام صادق(ع)فرمودند :
وسرزمین ایران بخاطر خونهای كه در ماه محرم ریخته می شود دچار تحولات سخت می گرددتا آنكه پادشاه ایران برای آنكه او را دستگیرنكنند فرارمی كند وبا غم و اندوه نابود می شود.((در ماه محررم 57خونهای فراوانی از جوانان ملت ما ریخته شدوشاه در 26دی ماه سال57فرار كرد.ودر دیارغربت با غم واندوه نابود شد))
روایت سوم
عبدالله بن عمر از رسول اكرم(ص)روایت می كند كه آن حضرت فرمودند:
مردی از اولاد حسین(ع)از جانب مشرق (ایران)قیام می كند كه اگر كوه ها در مقابل او قد علم كنندهمه ی آنها را نابود می كند وازدرون آنها راه باز می نمایدوبه حركت خود ادامه می دهد.
روایت چهارم
امام باقر(ع) می فرماید :در یكی از روزها عمروابوبكر وزبیر ابن عوام وعبدالرحمن بن عوف در منزل رسول اكرم(ص)جمع شدند.رسول اكرم(ص)در جمع آنان نشست در حالی كه نعلین حضرت پاره شده بودبه علی(ع)داد تا اصلاحش نماید در این حالت فرمود :گروهی ازمادرطرف راست عرش خدابرمنبرهایی ازنورقراردارندكه صورتهایشان نیزنورانی است ونورچهره شان چشم بینندگان راخیره میكند.ابوبكروزیبرو
عبدالرحمن (هركدام)سوالی كردنداینها چه كسانی هستند؟رسول اكرم(ص)سكوت كرد.سپس علی(ع)فرمود:یا رسول الله اینها چه كسانی هستند؟
فرمود:آنها كسانی باشندكه بواسطه روح الله دوست هم می گرند ومتحد می شوند بدون اینكه اغراض مادی یا خویشاوندی داشته باشند وآنها شیعیان توهستند وتویاعلی امام آنهایی.
حضرت حجتة الاسلام والمسلمین دشتی(ره) فرمودند):پس از پیروزی انقلاب اسلامی یكی از اساتید مانقل می كرد كه شهید آیت الله صدوقی درملاقاتی به خدمت امام خمینی (ره)گفت :گفت آقا این روح الله كه در حدیث (تحابوابروح الله)وجود دارد شما هستید؟زیراامروز تمام اقشار مردم به واسطه رهبری ودوستی شما متحد شدند.وامام(ره)بالبخندی گذشت)).
روایت پنجم
امام موسی كاظم(ع)فرمودند: شخصی از اهل قم مردم را به حق می خواند ودر اطراف او كسانی جمع می شوند كه چونان قطعه های آهن مقاومند از جنگ خسته نمی شوند ونمی ترسندوهیچ باد سركش تندی،آنها راتكان نمی دهدوبه خدا توكل می كنند و عاقبت ازآن متقین است .
خواننده عزیز در این فرمایش حضرت موسی بن جعفر(ع)خوب فكر كن ،ببین مصداق روشن وآشكار آن در زمان ما،فرزند آن حضرت، مرحوم
امام رحل (ره)ویاران وفادار وامت قهرمان او هستند یا نه ؟
روایت ششم
امام باقر(ع) می فرماید: (( گویا می بینم كه مردمی در شرق(( ایران)) قیام كرده حق را طلب می كنند(سال 42شمسی) به آنها نمی دهند،دوباره حق را می طلبند(سال56و57)به آنها داده نمی شود وقتی مردم اوضاع را چنین دیدند شمشیرهای خود را برشانه ها می گذارند وقیامشان گسترده می شود ،حال سردمداران حكومت حاضر می شوند حق آنها را بدهند كه دیگر مردم قبول نمی كنند (شاه گفت من متعهد می شوم كه اشتباهات گذشته تكرار نشود )تا اینكه قیام می كنند وحكومت تشكیل می دهند واین پیروزی وحكومت جز به صاحب زمان تحویل نمی دهند.كشته های آنها شهید می باشند.آگاه باشید اگر من شخصا آن زمان را درك كنم خود را برای صاحب این امر نگه می دارم)).
روایت هفتم
رسول اكرم(ص) فرمدند ((مردمی از شرق ایران قیام می كنند وضمینه برای انقلاب جهانی مهدی(عج)فراهم می سازند.
روایت هشتم
امام صادق فرمودند بزودی كوفه از مردم خالی می شود وعلم از آن می گریزد وپنهان می شود آنگونه كه مار در سوراخش پنهان می گردد سپس علم در شهری بنام قم ظاهر می گردد وشهر قم كانون علم فضل شده چنان دنیا به حقایق آشنا می سازد كه در روی زمین مستضعفی در دین باقی نماند حتی زنها در حجله ها ،وچنین زمانی نزدیك ظهور قائم آل محمد (ع)است سپس خداوند قم واهل او را قائم مقام حجت خود قرار می دهد كه اگر چنین نشود زمین بر اهل خودش خراب می گرددوحجتی باقی نمی ماند آنگاه علم (علوم اسلامی)از قم به تمام دنیا می رسد ومشرق ومغرب عالم را فرا می گیرد پس حجت خدا بر خلق تمام می گردد زیرا در تمام روی كره زمین كسی با قی نمی ماند كه دین وعلم به او ابلاغ نشده باشد وآنگاه امام زمان(عج)ظاهر می شود)).
روایت نهم
امام صادق(ع)فرمودند: آنگاه كه بلاها ودشواریها به شما رسید به شهر قم روی آورید كه قم جایگاه امن فرزندان فاطمه(ع)است.
روایت دهم
امام موسی بن جعفر(ع) فرمودند:
زمانی كه ناپدید شود(غیبت كرد)پنجم از فرزندان من ،رحمت از دلهای شیعیان ما كنده می شود تا اینكه قائم(عج)ظاهر شود خدارا فراموش نكنید ودر نگاهداشتن دینهای خود ،زایل نكند كسی دینهای شما را ،زیرا كه ناچار است از این كه صاحب این امرغیبت كند وبر گردند در زمان غیبت او ،مردمانی بسیار از دین خود ،از كسانی كه قائل به این امر می باشند.
روایت یازدهم
امام جواد(ع)می فرماید:
گویا می بینم روزنامه های پراكنده ای را ،كه خوانده می شود وبنامهای پراكنده مختلف كه نمی بینیم برای صاحبان آنها رشد و هدایتی وحفظ نمی كنند صاحبان آنها دین خود را ،از هر طرفی كه میل كنند طرف دیگر از ایشان باطل وناچیز می شود.
مردمان متحیر وسر گردان می شوند مانند اشخاص مست ،نه مسلمانند ونه مسیحی (( كنایه از شدت ابتلاءوفساد آن زمان وبی پرواشدن اهل آن زمان است )).
روایت دوازدهم
امام علی (ع)می فرماید :
عربها بر ایرانیان میتازند ودر اطراف اهواز زمین گیر می شوندآنگاه ایرانیان قیام می كنند وبر عربها پیروز می شوند وشهر بصره را به تصرف خو در می آورند .
روایت سیزدهم.
در اخبار معراجیه خداوند متعال به رسول اكرم(ص) می فرماید:
شهر بصره به دست مردی از اولاد تو خراب می شود كه مردانی تشنه ی حق {یا چون دسته های ملخ انبوه} او را اطاعت می كنند.
روایت چهاردهم
حضرت علی( ع) در یكی از خطبه ها (خطبةالبیان)حوادث آخرالزمان را بر می شمارد وسپس می فرماید :
وچیزهای كه در شهر همدان فرود می آید(اشاره به بمبباران های هوای توسط هواپیماهای عراق )وكشور عراق به لرزه در می آید وسخت تكان می خورد.
روایت پانزدهم
امام علی (ع) فرمودند :
آگاه باش ! ای وای بر شهر بغداد ،از جانب رای( تهران)بلای كه متوجه او می شود از قتل ومرگ وترس كه شامل همه ی مردم عراق می گردد هر گاه جنگ در عراق واقع شود آنقدر از مردمش كشته می شود تا آنجا كه خدا بخواهد...در آن زمان عجم(ایرانیان) قیام می كنند وبصره رافتح كرده وتصاحب می نماید.
روایت شانزدهم
امام علی (ع) فرمودند :
آگاه باش !وای بر مردم فلسطین از فتنه ها وجنگها كه در آن واقع می گردد وانسان طاقت آن را ندارد . ووای بر مردم دنیا ، تمام كشورهای شرق وغرب وجنوب وشمال، از جنگهای وفتنه های كه واقع می شود ....
روایت هفدهم
امام علی (ع)فرمودند:
زود است كه یهود از غرب برای ایجاد كشور ودولت فلسطین بیاید . پرسیدند عربها كجا هستند؟ فرمود : در آن زمان عربها از هم جدا و متفرقند واتحاد وانسجام ندارند. اما به زودی نیروهایی اهل كارزار از عراق حر كت می كنند كه بر پرچمهای آنان كلمه ((قوة)) نوشته شده است {در آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آیه((واعدلهم مااستطعتم من قوة)) ثبت شده است)واسلام وعرب باهم متحد و شریك می شوند وهمه حر كت می كنند برای آزادی فلسطین ،معركه ومیدان كار زاری بر پا خواهد شد چه معركه ای ؟! كه در كنار دریا مردم در خون رفته وشنا می كنند ومجروحین از روی بدن كشتگان راه می روند.قسم بخدا كه همه یهودیان (صحیونیسم)راچون گوسفند سر می برند تا اینكه یك یهودی هم در فلسطین باقی نمی ماند.
روایت هیجدهم
امام صادق (ع)می فرملید :شهری در آخرالزما ن بنا می گردد بنام بغداد،كه شفای دل خود را در ریختن خون ما وشیعیان ما می دانند وبا بغض وعداوت با ما به ستمگران دنیا نزدیك می شوند ودر دشمنی با ما دوستی های خود را تحقق می بخشند وجنگ با ما وشیعیان مارا واجب می دانندوكشتن شیعیان ما را یك امرضروری می پندارند.
این احادیث نقل شده از كتبی مانند:
1- بحاروالانوار 2- آینده وآینده سازان 3- الزام الناصب 4- نوائب دهر
5-كنزالعمال و....
لذادر صورت استفاده از این احادیث از سند آین احادیث استفاده كنید.

سالروز رحلت آیت الله محقق تهرانی
16 آبان 84 - 03:22

سر افرازی در یک ماه تزکیه ی نفس و روزه داری ..عید بزرگ فطر ...بر همه ی شما مبارک باد

 

 

11 سال پیش بود . هنوز نمی دونستم داغ از دست دادن یه عزیز چقدر بزرگه ! مدتی بود آفا جون مریض شده بود . بعد ازمرحوم خندق آبادی مدتها پیش نماز مسجد خندق آباد مولوی بود . 

در قسمتی از محله های قدیم تهران خندقی بزرگ وجود داشت که بعد ها به اسم خندق آباد معروف شد . بزرگ این محل مرحوم حاج شیخ احمد خندق آبادی از نوادگان شیخ مفید بود . تمام کارهای محل به دوش اون شیخ بزرگ بود . از قضاوت گرفته تا رفع مشکلات و ریش سفیدی بین مردم محله ی قدیم تهران . بعد از شیخ احمد تمام فرزندان و نوادگانش همه روحانی و از اهل علم شدند  که از جمله مرحوم حاج شیخ جعفر خندق آبادی بود و باز بعد از ایشون هم مرحوم حاج شیخ حسین خندق آبادی استاد فن بیان که در شب قدر بالای منبر سکته می کند و جمعیت عظیمی در تهران وی را با پای پیاده تا ابن بابویه تشییع می کنند . استاد حاج حجت الله کسری از مداحان معروف پای منبر ایشان بود. برادر ایشان مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد خندق آبادی ( سعیدمحمدی ) شاگرد آیت الله بروجردی و استاد فلسفه و اخلاق استاد شهید مطهری و از اساتید شیخ حسین انصاریان و همچنین استاد آیت الله مجتهدی که آیت الله مجتهدی توسط ایشان عمامه گذاری می شوند و نیز استاد اخلاق و فلسفه ی بسیاری دیگر از علمای بنام معاصر بود .  آیت الله محقق تهرانی از دیگر شاگردان آیت الله بروجردی و صاحب رساله ی عملیه و 70 جلد کتاب حقائق الفقه بود که باجناق آیت الله خندق آبادی ( سعیدمحمدی ) بود و سالها در مسجد خندق آباد اقامه ی نماز می کرد .

دائم ناراحت این بود که مبادا عمر تمام شود و نتونه تالیف کتابش رو تموم کنه . یادمه هر وقت می رفت مسجد وسط دو تا نماز شروع می کرد به نوشتن فسمتی از کتابش و یا تحقیقات این چنینی . یعنی کوچکترین فرصت رو از دست نمی داد . هر وقت میومد خونمون کتاب و قلمش همراهش بود .

اون سالهای آخر اتاقش رو با اتاق روبروش یکی می کنن و هر سال اونجا هیات بر پا می کردند  . هر سال شام غریبون حضرت ابی عبدالله هم ، اهالی محل و مسجد به یاد پسرش - شهید علی محقق - می اومدن اونجا تو حیات فدیمیش دور حوض چرخی می زدند و سینه می زدند و عزاداری می کردند .

یادش بخیر! هنوز اون آجرای قدیمی و درخت پنبه ای  که کنار درختای چنار دور تا دور حیاط بالا رفته بود یادم نمی ره .

وقتی چراغا خاموش می شد . از ایوون دو طبقه ای  که سمت راست حیاط رفته بود بالا نور شمع ها سو سو می زد . جای سوزن انداختن نبود . یه کوچه پایین تر حسینیه ی آیت الله شجاعی بود . (سخنران و استاد فن بیان معاصر ) ایشون دائم منزل آقا جون سخنرانی داشت .

اما اون روزا دیگه به شدت مریض شده بود . خیلی لاغر و ضعیف شده بود . مخصوصا بعد از اینکه از اتاق عمل بیمارستان اومد بیرون ...

  هنوز بساط کرسی رو تو اتاق اون ور حیاطش یادم نمیره . روزای آخر بود . یه خورده حالش بهتر شد . بچه ها با عصا تونستن یه خورده بیارنش تو حیاط تا راه بره . یه خورده داشت وضعیت امیدوار کننده می شد که ....

 شب آخر بود . با همه ی ضعفی که داشت چند بار به طور کامل میشینه و شروع می کنه به محلی خاص نگاه کردن و پشت سر هم سلام دادن . احترام خاصی می کنه . انگار که اشخاص بزرگی به ملاقاتش اومده باشند .

 

فردای اون روز ، روز عید فطر بود . فطریه ها تا نزدیک ظهر جمع آوری میشود و بعد از این که دستورات لازم رو جهت مصرف فطریه ها می فرماید ، حدود ساعت 11 قبل از ظهر دار فانی را وداع می گوید . روحش شاد و یادش گرامی باد .

 

زندگی نامه :

حاج شیخ محمد رضا محقق تهرانی _فرزند مرحوم آقا حسین کرمانی و پدر بزرگوار شهید علی محقق _ یکی از دانشمندان بنام و از مجتهدین معاصر تهران بوده است .

ایشان در سال 1281 شمسی در تهران متولد شده مقدمات و ادبیات را در قم خوانده و پس از آن به مشهد مشرف شده و دروس نهایی را از آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی و آیت الله حاج  شیخ کاظم دامغانی و حاج شیخ حسن پائین خیابانی استفاده و تکمیل نموده در دروس خارج آقا محمد آقازاده کفائی و آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی شرکت نموده و دروس معارف را از مرحوم آیت الله میرزا محمد مهدی غروی اصفهانی استفاده کرده و پس از جریان مسجد گوهرشاد در سال 1314 شمسی و تبعید آیات عظام خراسان و تعطیلی حوزه علمیه مشهد ناچار به تهران برگشته و از محضر مرحوم آیت الله آقا میرزا محمدعلی شاه آبادی بهرهمند شده و سپس به قم آمده و از محضر آیات ثلاثه قم آیت الله حجت و آیت الله خونساری و آیت الله صدر استفاده نموده و به تهران آمده و مدتی اقامت و پس از ورود آیت الله العظمی بروجردی باز به قم برگشته و مدت نه سال تمام به اتفاق باجناقش مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد خندق آبادی ( سعیدمحمدی ) به درس خارج معظم له شرکت و استفاده نموده سپس به مشهد عزیمت و به مدت دو سال توقف و به تدریس پرداخته و پس از آن به تهران بازگشته و در مدرسه مروی به تدریس فقه و اصول مشغول شده تا در سال 1358 شمسی که بعلتی دروس را تعطیل و به تالیف موسوعه ( کتاب هفتاد جلدی ) حقایق الفقه در شرح شرایع الاسلام پرداخته و تاکنون حدود پنجاه جلد از آن چاپ و حدود بیست جلد دیگر در دست تالیف و طبع بوده است . ایشان در مسجد خندق آباد واقع در خیابان مولوی اقامه جماعت می نمودند . وی خیلی نگران این بوده است که مبادا عمرش برای ادامه تالیفات کفاف ندهد . لذا ایشان برای صرفه جویی در وقت حتی در بین نمازهای جماعتی که در مسجد برپا می نمودند مشغول تالیف کتاب می شدند . حدود 20 جلد باقی مانده هنوز چاپ نشده است . وی در سال 1373 در روز عید فطر  پس از جمع آوری و رسیدگی به امور فطریه های نمازگزاران نزدیک ظهر به لقای حق شتافت.مقبره ایشان در صحن مطهر حضرت معصومه واقع در روبروی مقبره آیت الله حاج شیخ محمد جواد خندق ابادی و آیت الله شیخ فضل الله نوری می باشد .   

  

 

انشالله که فاتحه یادتون نمی ره ..

سلام
23 اردیبهشت 84 - 15:40
این هم اولین مطالبی است که در یه صبح جمعه در این صفحه می نگارم . راستی... اگه دوست داشتی بازم بهم سر بزن ...
__