تبلیغات


__
امتحان پایان ترم !
11 تیر 87 - 20:20

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند . بنابر این آنها برای توجیه غیبت در امتحانشان فكری كردند !
آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم. استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال این بود:

کدام لاستیک پنچر شده بود...؟!!

روز مادر مبارک
8 تیر 86 - 21:50

كودكی كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید:«می‌گویند فردا شما مرابه زمین می‌فرستید، اما من به این كوچكی و بدون هیچ كمكی چگونه می‌توانم برای زندگیبه آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یكی را برای تو درنظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد كرد.ش اما كودك هنوز مطمئن نبود كه می خواهدبرود یا نه : اما اینجا در بهشت، من هیچ كار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینهابرای شادی من كافی هستند

خداوند لبخند زد فرشته تو برایت آواز می‌خواند، و هر روز به تو لبخند خواهدزد . تو عشق او را احساس خواهی كرد و شاد خواهی بود.

كودك ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها رانمی دانم؟

خداوند او را نوازش كرد و گفت: فرشته تو ، زیباترین و شیرین ‌ترین واژه‌هاییرا كه ممكن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهدداد كه چگونه صحبت كنی.

كودك با ناراحتی گفت: وقتی می‌خواهم با شما صحبت كنم ، چه كنم؟

اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت: فرشته‌ات، دستهایت را دركنار هم قرارخواهد داد و به تو یاد می‌دهد كه چگونه دعاكنی.

كودك سرش رابرگرداند وپرسید: شنیده‌ام كه در زمین انسانهای بدی هم زندگیمی‌كنند. چه كسی از من محافظت خواهد كرد؟

فرشته‌ات از تو محافظت خواهد كرد، حتی به قیمت جانش تمام شود.

كودك با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل كه دیگر نمی‌توانم شماراببینم ، ناراحت خواهم بود.

خدواند لبخند زد و گفت:‌ فرشته‌ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهدكرد و بهتو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه دركنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد. كودك می‌دانست كهباید به زودی سفرش را آغاز كند.

او به آرامی یك سئوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا ! اگر من باید همین حالابروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگویید.

خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد:

«نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد.

می توانی به راحتی او را مادر صدا كنی

اینو پارسال گذاشتم... دیدم خالی از لطف نیست امسالم بزارم...

روز مادر پیشاپیش مبارک

نامه ی یه کارمند بیچاره به آقای رئیس و جواب آقای رئیس :
7 تیر 86 - 23:41

 نامه ی کارمند بیچاره :

Dear Bo$$

   In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you $hould be under$tanding of the need$ of u$ worker$ who have given $o much $upport including $weat and $ervice to your company.
I am $ure you will gue$$ what I mean and re$pond $oon.
Your$ $incerely,
Norman $

حالا بخونید جواب رییس رو:


Dear NOrman,

   I kNOw you have been working very hard. NOwadays, NOthing much has changed. You must have NOticed that our company is NOt doing NOticeably well as yet.
NOw the newspaper are saying the world`s leading ecoNOmists are NOt sure if the United States may go into aNOther recession. After the NOvember presidential elections things may turn bad.
I have NOthing more to add NOw. You kNOw what I mean.
Yours truly,
Manager

 

وصیت های یک مرده !!!
2 مهر 85 - 12:08
كارت شناسایی مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست *دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند  .


قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم .بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرارده به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم وارث هاحق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است...
__