تبلیغات


__
MARG
3 شهریور 85 - 10:07

 

(مرگ)

 

 

باور نکن دله من، تو دست مرگ اسیره  

     هرکی میگه دعاش کن، بگو بذار بمیره

 

به ابرویه کمونیت، یه وقتی خم نیاری     

رو چشمایه خمارت، حیفه که اشک بزاری

 

 

ببین واست تنم رو، رو دستاشون میارن   

  جلوی اون نگاهت، چند بار زمین میذارن

 

بازم تو این شلوغی دارم واست می رقصم 

     میون دسته گلها، چقدر قشنگه عکسم

 

 

دلم می خواست ببینیش، چه نقشه ای کشیده         

   همه سیاه پوشیدن، لباس من سفیده

 

نذار کسی ببینه، می خنده اون نگاهت  

       قرمز پوشیدی امروز، زیر لباس سیاهت

 

 

وقتی تنم رو آروم، بردن به خاک سپردن     

       دسته گله سفیدی، برای من آوردن

 

نذار دلت بفهمه، باعث مرگ من بود        

  واسه همیشه بی تو، قلب من اینجا آسود

 

دیگه با این تن من فاصله ای نداری      

       کافیه روی این خاک بیای تو سر بزاری

موسیقی : شریف زاده . آرمین( آ ره بابا خودمم!!)

ترانه سرا :  نعمت الهی  .ایمان (کتاب: خسته از باد)

 

  • ارسال نظر (9)
ترانه ای تقدیم به تو !!!!!!!!
23 تیر 84 - 05:01

( شبنم)

 

 

یه درخت با شاخه های خشکیده ، که داره گوشه جنگل جون میده

از خدا می خواد صداش و بشنوه ، خیلی وقته رنگ بارون ندیده

 

ریشه هاش تو خاک نگاش سمت خدا ، شب و روز کارش شده فقط دعا

می ترسه همین روزا تو بی کسی ، روح پاکش بشه از تنش جدا

 

دیگه خسته شده بود از سرنوشت ، که خدا تقدیر تازه ای نوشت

قطره ای شبنم رو شاخه هاش  چکوند ، دنیا براش شد بازم مثله بهشت

 

این درخت یه بار دیگه جَونه کرد ، واسه خوبی فکر آشیونه کرد

با این که عشق  رو دیگه باور نداشت ، اما شبنم عشق و باز بهونه کرد

 

اون درخت منم که بی تو میشکنم ، اون که با تو جون گرفته این تنم

اون شبنم تویی و میمیرم اگه ، یه روز بگی تو فکر رفتنم

 

__