پیرخرابات 20 مرداد 87 - 01:12 |
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست/ درحق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست/ بنده پیر خراباتم که لطفش داعم است/ورنه لطف شیخ و زاهدگاه هست و گاه نیست |
شور 28 تیر 87 - 15:54 |
چه فریادیست درقلبم/همه آه وهمه ناله/کجارفته شور عشق/که تنهایم در این خانه/شدم قطره جداگشتم زدریایم/چه بارانی میباردبه روی ابرپلکهایم/ومن برلوح تنهایی حک کردم حرفهایم /شکست آن لوح ازآه سخنهایم/به دریاگفتم از ساحل که تبدارست/به خود پیچیدوبی تاب و پریشان گشت/ منم ماندم ز کنج غم کسی آید به دیدارم/ ولی چشمی نگشت دریا زسوزورنج و غم هایم |
عاشق 27 تیر 87 - 13:33 |
دلی داشتم پراز مهرومحبت/ نمیخواستم تک و تنهابمونه/ بهش گفتم هوادارتوباشه / دلم پر زد هنوزتوو آسموونه /نشستم تادلم برگرده از راه / هنوزم عاشق وچشم انتظاره / گمون کردم یه روزآروم میگیره / هنوزم که هنوزه بیقراره / دلم میخواست بسازه با جدایی / ولیکن دشمن جوونه جدایی / دل من بال و پر زدچون کبوتر/ من عاشق که بال و پر نداشتم /هزاران پرده بین ما کشیدند/ ولی من دیده از تو بر نداشتم / نگفتم با کسی حرف دلم رو/ ولی از این و آن خیلی شنیدم / من عاشق شدم وردزبونها/ نگو ازعاشقی خیری ندیدم |
تنهایی 27 تیر 87 - 12:33 |
کاش در پشت حصار تنهایی/ منظره ای از همدلی میدیدم |







