متنی زیبا دكتر شریعتی به نام *دلیل بودن تو* 3 مرداد 86 - 01:06 | |||
| |||
9 اسفند 85 - 02:28 |
عقل آن است كه همواره شب و روز مضطرب و بی قرار باشد از فكر و جهد و اجتهاد نمودن در ادراك باری ، اگر چه او مدرك نشود و قابل ادراك نیست. عقل همچون پروانه است و معشوق چون شمع ، هر چند كه پروانه خود را بر شمع زند بسوزد و هلاك شود ، اما پروانه آن است كه هر چند بر او آسیب آن سوختگی و الم می رسد از شمع نشكیبد و اگر حیوانی باشد مانند پروانه كه از نور شمع نشكیبد و خود را بر آن نور بزند او خود پروانه باشد و اگر پروانه خود را بر نور شمع می زند و پروانه نسوزد آن نیز شمع نباشد ، پس آدمی كه از حق بشكیبد و اجتهاد ننماید او آدمی نباشد و اگر تواند حق را ادراك كردن آن هم حق نباشد، پس آدمی آن است كه از اجتهاد خالی نیست و گرد نور جلال حق می گردد بی آرام و بی قرار و حق آن است كه آدمی را بسوزد و نیست گرداند و مدرك هیچ عقلی نگردد. به نقل از فیه ما فیه – جناب مولانا جلال الدین حق یارتان بدرود . |
24 آذر 85 - 02:50 |
هنگام سپیده دم خروس سحری*** دانی كه چرا همی كند نوحه گری؟*** یعنی كه نمودند در آیینة صبح*** کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری! ... |
24 آذر 85 - 01:06 |
حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده فکنم عیان نشد که چرا آمدم کجا بودم دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم |
19 آبان 85 - 03:10 |
امروز منتظر فردا هستیم و فردا که شد انتظار پس فردا را داریم و پس فردا منتظرهفته بعد و آن هفته منتظر سال بعد و سال بعد منتظر سالهای آینده می باشیم تاوقتیکه جوان هستیم تصور می کنیم انتظار ما برای تشکیل خانواده است و پس ازاختیار همسر و بوجود آمدن فرزندان تصور می کنیم که انتظار ما برای پس انداز و گردآوردن اندوخته جهت روزگار پیری است ، در روزهای سالخوردگی هم مرتبا انتظار فردارا داریم و شگفت اینجاست که نظیر عاشقی که در انتظار معشوق باشد و دقیقهشماری نماید ، سعی می کنیم که هر چه زودتر امروز بگذرد و روز دیگر بیابد. یک وقتمتوجه می شویم که انتظار ما برای وصول فردا هیچ علتی نداشته جز اینکه منتظرمرگ بوده ایم ...آری آنچه از آغاز حیات در انتظارش بودیم همین است. |
آوای زندگی ... 12 آبان 85 - 11:51 |
|







