- 1
- 2
تنهایی 19 مهر 86 - 15:58 |
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی, نه غمگساری
|
تنهایی 11 مهر 86 - 19:12 |
شمع می سوزد و پروانه به دورش چرخد
من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم |
تنهایی 22 شهریور 86 - 13:39 |
من در اینجا یک غریبم
همچنان که در شهر و دیار خود مرا کسی نخواهد شناخت و گویی کسی مرا نمی بیند
می روم٬ بی وقفه فقط می خواهم که بروم تا به جایی آشنا
ای مردمان غریب نما مرا شهری ست آشنا می روم................. همچنان خواهم رفت
روزی شهر من پیدا خواهد شد می دانم..................... می دانم.....................
|
اسامی خداوند 17 بهمن 85 - 03:40 |
![]() |
ما 9 بهمن 85 - 04:36 |
مازنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست |
بهترین دوست 3 بهمن 85 - 03:10 |
پیرمردبه من نگاه کردوپرسید |
1 آبان 85 - 18:02 |
گفتمش: دل میخری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود، تا به خود باز آمدم، او رفته بود، دل ز دستش روی خاک افتاده بود، جای پایش روی دل جا مانده بود. |
27 مرداد 85 - 08:25 |
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم ا امید زهرکس که بریدیم بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخواست نشیند از گوشه بامی که پریدیم پریدیم رم دادن صید خود از آغاز غلط بود حالا که رماندی و رمیدیم رمیدیم کوی تو که باغ ارم روضه خلد است انگار که دیدیم،ندیدیم ،ندیدیم |
27 مرداد 85 - 04:07 |
نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی كه از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی كه بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی كه برایم شكستی .... .. بخاطر غروری که برایم فرو ریختی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی .... نمیبخشمت اینبار نمیبخشمت..... |
بیداری شبانه 19 تیر 85 - 21:54 |
ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد.
پشت خط مادرش بود.پسر با عصبانبت گفت:چرا این وقت شب مرا بیدار کردی؟
مادر گفت:۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی٬ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...
پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد٬صبح سراغ مادرش رفت.
وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیم سوخته یافت٬ولی مادر دیگر در این دنیا نبود....
بیاییم یاد بگیریم که سپاسگزار مهربانترین انسان عالم باشیم.یادمان باشد که او همه چیزش را به پای ما ریخت .
دوستت دارم مادرم و در غم از دست دادنت هنوز هم در سکوت میسوزم.
ای کاش تو اکنون هم در کنارم بودی... |
- 1
- 2










