BF لازم ! 28 تیر 87 - 03:00 |
یک پسر خوشگل و خوش تیپ و با اندکی پول و سرمایه شماره تلفن بزاره باهاش تماس میگیرم
با تشکر سازمان سنجش اعتماد به نفس پسران !
|
عاشق نموندی رفتی ... !! 13 تیر 87 - 18:08 |
مهدی مقدریان
عاشق نموندی رفتی
عاشق نموندی رفتی با من نموندی رفتی بی تو میمیرم ، بی تو میمیرم
لایق نموندی رفتی ، با من نموندی رفتی ، بی تو میمیرم ، بی تو میمیرم
یادته که می گفتی با منی ، عاشق میمونی اما نموندی ، ذره ذره سوزوندی من سوختم و ساختم
یادته که می گفتی با منی ، عاشق میمونی اما نموندی ، باختمو ولی کاش اینجور نمیباختم
هرچی که داشتم گذشت شد برام خاطره ، دلم نمیخواد خاطره م از یادت بره
هرچی که داشتم گذشت شد برام خاطـــــــــــــره
دلم نمیخواد خاطره م از یادت بــــــــره
|
از من میشنوی غرورتو نشکن ! 10 تیر 87 - 02:06 |
عجیب جاییه این جامعه مجازی کلوب دات کام !
یکی رو توی همین جامعه پیدا میکنی ! تا حد مرگ دوستش داری ! اما واسه خاطر همین جامعه مجازی از دستش میدی ! کلی ازش فحش و بد بیراه و توهین میشنوی !
خیلی سعی میکنی که فراموشش کنی ! سخته . اما به نظرت ممکنه .
بالاخره فراموش میشه . اما ! و اما ...
بعد مدتی ... سر و کله ش پیدا میشه . خودش میاد . یادداشت . پیام .... و کلی خبرای دیگه !
آخه عزیزم . خوشگلم . ناز من . مهربونم . چرا اون موقع که تا حد مرگ دوست داشتم اون بودی . حالا واسم این شدی ؟
عزیز دلم ، دوست داشتم درسته اما حتی 1% هم احتمال نده که ممکنه اون روزا برگرده . من خر بودم . گاو بودم . بچه بودم . حالیم نبود .
وقتی فکرشو میکنم میبینم بهتر که منو نخواستی . آره خیلی رک میگم . من خواستم و تو نخواستی ! اما حالا ورق برگشته .
نه ! من نمیخوام اذیتت کنم . کاری که تو باهام کردی رو !
اما ازت خواهش دارم . سعی نکن شماره جدید منو پیدا کنی . سعی نکن از طریق دوستات جلو بیای . امیدوارم که بهت رسونده باشن که من خیلی عوض شدم . اونی نیستم که میشناختی . عوض شدم و دیگه عمرا بتونی بشناسی .
بدون که من تورو کامل فراموشت کردم . چیزی که ازت یادمه فقط اسمت و اینکه تو شماره 8 داشتی !!
از این بیشتر جلو نیا . بدون که نمیخوام خودت و شخصیتت خورد شه . واسه همین دارم خیلی جدی و دوستانه میگم بیشتر از این جلو نیا . بازم میگم من عوض شدم . برات خیلی بد میشه ...
حرف گوش کن و جلو نیا . نه از طرف خودت نه دوستانت .
|
ZaMooNeW ! 19 خرداد 87 - 16:39 |
<,,< زمونــــه >,,>
هرکی میگه دوسم داره تو روم داره دروغ میگه حرف توئم مثل حرف اوناس آره بزار برو بسه دیگه
عشق کی تو این دوره زمونه مثل عشق پاک من میمونه حرف دل منو بشنو خدا میخوام راحت بشم از این دنیا
من تنم میلرزه وقتی فک میکنم چه روزگاری قراره واسه تو به وجود بیاد بعد من
حالا اگه خیلی کمم تو برو با یکی دیگه ببین چه جوری بات تا میکنه آره ای عشق من
تو چاره نداری راه برگشت نداری به طرف من حرف دلتو بزن و برو از پیش من
خب نامه ها و عکسا پارس هرچی مونده یه خاطره س پس میمیری واسه همیشه آره تو قلب من
یه حس بدی داره بهم میگه که نفسای آخر این دله مرگ دل پایان رابطهء ماست اینو من نمیگم خب دله میگه
میشکنم شیشهء عمر خودمو تا نبینم یه بار دیگه تورو وقت رفتن نمیرم ولی بی تو دنبالم نیا دیگه بزار برو
هرکی میگه دوسم داره تو روم داره دروغ میگه حرف توئم مثل حرف اوناس آره بزار برو بسه دیگه
|
... !! 28 اردیبهشت 87 - 21:26 |
قهرمانی پرسپولیس یا همون پیروزی رو به طرفداراش تبریک میگم
|
فقط بخند 18 اردیبهشت 87 - 16:16 |
2 سال و 3 ماه و 16 روز
به کجا رسیدم ؟ چی رو بم دادن ؟ کی رو دادن ؟ چی به دست آوردم ؟
جز اینکه با یه سری آدما آشنا شدم که اونا هم مثل خودم عین همه آدمای دیگه توی گرفتاری های خودشون دارن دست و پا میزنن !!
خیلی جالبه که یه دختر 19 ساله فقط به خاطر دیدن روز مرگش زنده باشه
خیلی باحاله این دختر از این دنیای به این بزرگی فقط نیستیش رو درخواست کنه
خیلی خنده داره تنها دلیل زندگی همین دختر مرگش باشه
جالب تر از اون اینه که خودش به همه این نا امیدی ها امیدواری میده و به این آینده سیاهش میخنده
----------
این زندان بزرگی که همه توی انفرادیش داریم با چنگ و دندون خودمونو زنده نگه میداریم یک بار به ماها نگفت که چرا به حبس ابد محکوم شدیم !
چرا نمیگه به چه جرمی اینقدر شکنجه میشیم
آیا تخفیفی برامون هست ؟ آیا زمانی میرسه که صاحب این زندان بزرگ مارو از این سیاه چال بیرون بکشه ؟
یعنی جوونی گناهش اینقدر بزرگه که تقاصش یک عمر تنهاییه ؟
راسته که میگن ما خودمون خواستیم این طوری باشیم ؟؟
آیا حق انتخابی و اختیاری که صاحب این زندان بزرگ به ما داده اینه ؟؟
معنی انتخاب و اختیار اینه که از بین یک راه ، راهی رو انتخاب کنیم؟؟
ای صاحب این زندان بزرگ اگه در عوض این همه لطف و محبتی که به عربا داری یه نیم نگاه به ما حبس ابدین بندازی واسمون کافیه
فقط به امید یک نیم نگاه
|
عاشق میشُویم ... 16 اسفند 86 - 13:02 |
تا حالا هرکی از عشق واسم میگفت بهش میخندیدم و مسخره اش میکردم چون خودم تا قبل این عاشق نبودم . اما حالا میفهمم که اونا چی میگفتن . زندگی بدون عشق هیچ قشنگی نداره . اون عشق آدم رو به خودش امیدوار میکنه به آیندش به داراییش به همه چی حتی به عشقش . حالا میفهمم زندگیم قبلا زیبا نبود فقط یه تاریکی محضی بود که توش بی مهابا قدم میزدم . آره عاشق شدم . عاشقی که حاضره خودش جونش زندگیش نفسش روحش تموم داراییش رو بده اما روز غم عشق و معنای زندگیش رو نبینه . حالا که عاشقم تازه فهمیدم زندگی یعنی چی !
بدون هیچ ترسی و با تمام وجودم افتخار میکنم و فریاد میزنم که استقلالم دوستت دارم
|
















