غریب آشنا 24 اردیبهشت 87 - 21:15 |
یه نفر هستش که بدجوری منو غافلگیر کرده اون کیه؟ یه جورای غریب آشناست |
سر کلاس ادبیات 9 خرداد 86 - 13:00 |
Selection has been replaced. سر کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتی ... رفت... ساکت می شوم، می خندم، ولی خنده ام تلخ می شود. استاد داد می زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من می گویم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شادیم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است...کارم از گریه گذشته است به آن می خندم |
12 آذر 85 - 22:49 |
عشق از سه حرف تشکیل شده ، عین ، شین ، قاف این جور تعریف شده علاقه شدید قلبی معنی شده ،دوست داشتن با عشق درگیر شده ...
معلم اظیزم اظ عین کح صواد خاندن و نوشطن را بح من آموخطی اظ شما مطشکرم. |
برای بیات عزیز 5 آذر 85 - 20:52 |
فقط میتونم بگم خیلی غریب رفتی... |
غرور شکسته 13 مرداد 85 - 20:44 |
ای آنکه در کوچه فریاد میزنی چینی های شکستیتان را بند میزنم به سراغ من آی که چینی غرورم ترک برداشته است. |










خوش اومدید .