تبلیغات


__
پاره‌ای از "جامه‌دران"
29 تیر 87 - 03:50

...

ساقی، به دو جام دگرم با تو دو حرف است

گر گوش كنی ، نوش كنی شادیِ آن را

 

ما دیرزمانی‌ست كه در جام نخستین

با شادی "ایران" بگشاییم زبان را

 

جامی به سرافرازی ایران كه در این عهد

گویی به قفس می‌نگرم  شیر ژیان را

 

جامی به وفاداری هر جمع كه دارند

پاس هنر و مهر و صفای دگران را

 

 

(زنده یاد فریدون مشیری)

 

18 تیر ، بغضی فروخورده
18 تیر 87 - 02:25

آزادی !

ما تو را در آن هنگام

که هنوز در سفره هایمان نانی بود

و پیاله ای آب ،

با سینه های زخم خورده

از دشنه و گلوله ،

جستجو می کردیم ..

 

و امروز هم تو را می جوییم

بی آنکه دیگر سفره‌ای باشد و لقمه‌ای نان !

 

آزادی !

تو بر بلندای کدامین آسمان در پروازی

 

که در 7 توی آسمان این کهنه دیار

حتی نشانی هم از پرواز تو نیست ؟!

 

1215519082.jpg

تیرگان خجسته
9 تیر 87 - 18:17

 

كماندار !

ای امید خاك پاك میهنم ، برخیز

كه ایران سخت در بند است ..

 

تویی "آرش" !

و اینك "تیرگانی" نو

كنون برخیز و با این تیرگی بستیز ..

 

 

عصر ما !
30 خرداد 87 - 02:37

یزدگرد هنوز مالیات می‌گیرد

و مردم در صفوف شلوغ نان

نوبت خود را خمیازه می‌كشند ..

 

دلم به حال فردوسی می‌سوزد

چرا كه در روزگار ما

رستم هم معتاد می‌شود

سیاوش كنار شیر دستشویی خودكشی می‌كند

و سودابه‌های پست

 رُژ می‌زنند و رژه می‌روند ......

 

اهریمن
5 خرداد 87 - 02:45

دولتت خفته باد اهریمن / خوابت آشفته باد اهریمن

 

از کف کوچه ها ، خیابان ها / نفست خفته باد اهریمن

 

تیرباران و تیرباران‌گاهت / همه بنهفته باد اهریمن

 

بر لبانت که گریه می طلبد / خنده نشکفته باد اهریمن

 

واژه‌ی عشق در کتاب تو نیست / از تو نشنفته باد اهریمن

 

تا سقوطت سرود ای ایران / همه جا گفته باد اهریمن

 

بهاریه!
5 اردیبهشت 87 - 02:38

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست ؟
چه افتاد این گلستان را ،‌ چه افتاد
كه آیین بهاران رفتش از یاد ؟..
چرا خون می چكد از شاخه گل ؟
چه پیش آمد ؟ كجا شد بانگ بلبل ؟
چه دردست این،چه دردست این،چه دردست
كه در گلزار ما این فتنه كرده است ؟
چرا در هر نسیمی بوی خون است ؟
چرا زلف بنفشه سرنگون است ؟..
چرا پروانگان را پر شكسته است ؟
چرا هر گوشه گرد غم نشسته است ؟
چرا مطرب نمی خواند سرودی ؟
چرا ساقی نمی گوید درودی ؟
چه آفت راه این هامون گرفتست؟
چه دشت است این‌كه خاكش خون گرفتست ؟
چرا خورشید فروردین فرو خفت ؟
بهار آمد ؟ گل نوروز نشكفت !
مگر خورشید و گل را كس چه گفته‌ست؟
كه این لب بسته و آن رخ نهفته‌ست؟
مـگـر دارد بـهـارِ نـو رسیـده
دل و جانی چو ما،‌ در خون كشیده ؟..

بهارا تلخ منشین ! خیز و پیش آی
گره وا كن ز ابرو ، چهره بگشای
بهارا خیز و زان ابر سبك‌رو
بزن آبی به روی سبزه‌ی نو
سرو رویی به سرو و یاسمن بخش
نوایی نو به مرغان چمن بخش.
.

بهارا ، بنگر این دشت مشوش
كه می‌بارد بر آن باران آتش
بهارا ، بنگر این خاك بلاخیز
كه شد هر خاربن چون دشنه خونریز
بهارا ، بنگر این صحرای غمناك
كه هر سو كشته ای افتاده بر خاك
بهارا ، بنگر این كوه و در و دشت
كه از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا ، دامن افشان كن ز گلبن
مزار كشتگان را غرق گل كن ...

ه.ا.سایه

كودك درونم هنوز زنده است !
19 اسفند 86 - 12:07

اگر جانت در خطر بود به جای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .

ارد بزرگ

 

پ.ن 1: پیرو شنیدن اخباری مبنی بر فیلتر شدن سایت وزین(!) كلوب دات كام ، پس از ماهها سری به اینجا زدم و از آنجا كه نمایه(پروفایل) خود را همچنان دست نخورده دیدم ، دم را غنیمت شمرده و تا فیلتر شدن كامل سایت و یا فیلتر شدن خود ، باز هم گاه گداری خواهم نوشت !!

 

پ.ن 2: از تمامی دوستان و سرورانی كه در روزهای سخت دوری‌ام همچنان به یادم بودند و مهر خود را از من دریغ نكردند ، هزاران بار سپاسگزارم .  

 

اعتراض !
21 تیر 86 - 03:14
altsrc
کلوب آی دی : cloobpolice
نام : پلیس کلوب
تولد : 1 فروردین 1319
مرد ، مجرد
 لطفا عکس خود را تعویض کنید!
(بیستم تیر 1386 ساعت 11:23 قبل از ظهر)

با سلام خدمت شما کاربر گرامی

عضو گرامی
متاسفانه به علت عدم تطابق عکس نصب شده شما با قوانین حاکم بر سایتهای اینترنتی،عکس مذکور حذف گردیده است.
لطفا برای جلوگیری از فیلترینگ سایت از عکس مناسبتری استفاده نمایید.
پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم.


خانم یا آقای گرامی !

از اینكه به جای توجه به درخواست من مبنی بر حذف پروفایلم ، اقدام به حذف عكس بنده نمودید سپاسگزارم !!

نگاره‌ی بنده هیچ مشكلی ندارد كه خدای نكرده سایت شما را به خاطرش فیلتر كنند ، چرا كه اصولا چیزی از آن دیده نمی‌شود !!! افزون بر اینكه با این همه سانسوری كه تیم زحمت‌كش شما انجام می‌دهد و همچنین ایجاد فضایی مناسب جهت تخلیه اطلاعاتی آن تعداد انگشت شمار اعضای فهیم این سایت ، به هیچ وجه نگرانی‌ای بابت فیلترینگ نداشته باشید !!

 

بنده از همین لحظه به نشانه ی اعتراض ، فضای پر از نیرنگ  و سانسور جامعه‌ی مجازی شما را ترك می كنم ! 

 

ایراندخت آریانا   مدیر كلوبهای فمنیسم - سرخ‌جامگان - مازیار - اوستا - تن‌پوشِ ملی - عشق وطن - دلسوزان ایران - اساتیر ایران باستان .

 

 

من زنم ، پس هستم !
8 فروردین 86 - 04:42

این جا که منم
زن بودن نفرینی‌ست

زن که باشی
نیمی از حقوق آدمیان را نداری
مادر که باشی اما
حق آدم بودن را هم! 

تمام هویتت را، شعورت را، وجودت را
به نقد از تو می ستانند و
بهشتی نادیده نثارت می کنند
نسیه!

این جا که منم
گاهی حتا حق نداری آه بکشی !
برای دل تنگ بودن،
غمگین بودن،
خسته بودن هم باید توضیحی قانع کننده داشته باشی!

دختر، معشوقه، همسر، مادر
فرقی نمی کند
باید عروسک باشی
عروسکی کوکی.


وظایفت را، وظایفت را، وظایفت را...

آن چنان طوق سنگین افتخار را پر طمطراق بر گردنت می آویزند
که از یاد ببری پیش تر از زن بودن، پیش تر از مادر بودن 
انسان بوده ای...

می شکنندت تا تصویر جاودانه شان دست نخورده باقی بماند!
دختری دل سوز، همسری مهربان و مادری فداکار...


بهایش را اما تو به تنهایی باید بپردازی
بهایی گزاف
به قیمت همه عمر !

چشمانت را ببند
و بار سنگین حماقت را با افتخار بر دوش بکش
نوش جانم
نوش جانت
سنت های آبا و اجدادی !!

 
__