تیتر 2 آذر 86 - 13:38 |
برگهای سپید دفتر من 3 مهر 86 - 18:25 |
در دل خسته ام چه میگذرد؟ این چه شوری است باز درسر من؟ باز ،از جان من ، چه می خواهند برگهای سپید دفتر من ؟ * روزگاری است های و هوی دارم. ناله ای دردناک و روح گداز، بر سر گور آرزو ، دارم. * این خطوط سیاه سردرگم دل من ، روح من، روان من است آنچه از عشق او رقم زده ام شیره جان ناتوان من است * دفتری را چرا سیاه کنم؟ شمع بالین مرگ خود باشم کاهش جان خود نگاه کنم. * گرچه دل ناله می کند : (( بس نیست!)) برگهای سپید دفتر من، از شما روسیاه تر ، کس نیست، |
غمگینی 1 مهر 86 - 21:08 |
ای دریا قلبم را با تمام تنهائی بتو خواهم بخشید |







