فراموش شده 4 بهمن 86 - 14:53 |
سالهاست که کور شده ایم
قرن هاست که کر شده ایم
حتی صدای تپش قلب خویش را از یاد برده ایم
سالهاست که قلب را انکار کرده ایم و در سر زندگی می کنیم
سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه گرفته ایم
|
موج 20 دی 86 - 22:13 |
من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریزو در گذارم نمی مانم به یکجا بی قرارم
سفر یعنی من و گستاخی من همیشه رفتنو هر گز نماندن
هزاران ساحلو نادیده دیدن به پرسشهای بی پاسخ رسیدن
من از تبار دریا از نسل چشمه سارم رها تر از رهایی حصار بی حصارم
ساحل حصار من نیست پایان کار من نیست
هم درد و یار من نیست کسی که یار من نیست
در انتظار من نیست
|
بازی بی برنده 30 آذر 86 - 17:12 |
ناگهان با من هم قدم شدی و ....هم بازی !
با هم یک بر صفر ظهور می کند ...
کاش - دست کم - بازی مان داور داشت
تا
بی دلیل برنده نشوی
و من سکوت را در آغوش نگیرم !
|
فانوس های کودکان سرزمین ماه 24 آذر 86 - 19:11 |
می ترسم از یک هبوط ، می ترسم از یک خیال که شبانه در سرداب تاریکم آتش ، همه ی ایمان ها را بسوزاند و از خاکستر شدن حضورم فراموش شوم .
امروز است که من این گونه در حضور تو و در نگاهت از آن بلندا در می یابیم که وقت عصیان است
و در این دنیا درنگ های درهم و کور ناباورانه ی امید که تا سوی بی نهایت پرواز کرده است سخن می گویم . هر گاه به محنت عشق رسیدم آن وقت است که آسمان در وجودم نقاشی می کند .
من هنوز در کودکی ام از ایمانم و از زندگی که با من کینه داشت و از روح آزاد و پاکی که در دام حسرت زندانی است ، سخن می گویم .
سال ها در غنچه ی محنت های شبانه ام که تمام باغ امیدم را بلعیده است ، می خواندم و تنها از گل سرخی که دور این حصار برایم گذاشته است سخن می گویم .
اما تاریکی جانم را در خلوت بی درنگ می گیرد و با خوشبختی هایی که تنها خواب آلودگی ام را آرام می کرد به یاد آسمان می روم و در انتظار آن بالا دلتنگی های لبخند زده را به سرانجام می رسانم .
روزی می رسد که من به یک باران سیراب شدم و با یک نسیم به سوی تو می آیم اما امشب از عشق و مرگ در دلم ویرانگاهی عبوس و پر مهر ساخته است که هر دم دلم را می سوراند .
|
حرف دل ! 16 آبان 86 - 02:57 |
با کلبه با سیاهی خود خو گرفته ام
ایمان من به پنجره یا نیست یا کم است
ای باد سینه سوخته آهسته تر بکوب
گرداب سخت و تجربه ی ناخدا کم است
یا ایها الخلوص دو دستم به دامنت
کاری بکن که رابطه ام با خدا کم است
|
سلام آخر 13 آبان 86 - 23:02 |
سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمیمانی ای مانده بی من تورو میسپارم به دلهای خسته تورو میسپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تورو میسپارم به رویای فردا به شب میسپارم تو را تا نسوزد به دل میسپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نو بهار همیشه
|
درد 11 آبان 86 - 18:56 |
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد .
این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید
|
بی رخصت ...! 8 آبان 86 - 18:04 |
آنی تو
آن کنایه مرموز
که در جنون عشق روانست
دانستنش ضرور و گفتنش محال
تو ... آنی تو
از من گذشت
از ما گذشت
باید که عشق را به ابر بیاموزی
تا از عطش ، گیاه نمیرد
باید به قفل ها بسپاری
با بوسه ای گشوده شوند
بی رخصت کلید
|
همراه شو عزیز ! 1 آبان 86 - 13:41 |
همراه شو عزیز
این درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمی شود
|
زشت و زیبا 24 مهر 86 - 14:47 |
نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم نه میشه خوب من بشی نه میشه با تو بد بشم نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم نه پای موندن منی نه میتونم رهات کنم نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو نه میتونم بگم بمون نه میتونم بگم برو کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام قصه مو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام چجوری از تو بگذرم تویی که معنی منی تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی نه ساده ای نه خط خطی نه دشمنی نه همنفس نه با تو جای موندنه نه مونده راه پیش و پس نمیشه با تو باشمو اسیر دست غم نشم فقط می خوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم
این لینک برای دانلود آهنگ این شعر زیباست |








