|
صحبت درباره روابط عاشقانه گذشته: صحیح با غلط
6 مرداد 88 - 19:02 |
|
طبقه بندی: سایر تردیدی وجود ندارد که خانم ها نسبت به آقایون خیلی بیشتر صحبت می کنند. معمولاً خانم ها همیشه در پی آن هستند که همسرشان در مقابل آنها احساساتش را ابراز کند و هر چه در دل دارد را بر زبان بیاورد. این در حالی است که آقایون ترجیح می دهند خانم دست از سرشان بردارد و آنها را تنها بگذارد. به هر حال زمانی که نوبت به گفتگوی باز میان زوجین می رسد، صحبت کردن در مورد "نامزد قبلی" و یا روابطی که هر یک از طرفین در گذشته تجربه کرده اند، می تواند تاثیرات مهمی بر روی رابطه بگذارد. زمانیکه دو نفر قصد آن را دارند که در کنار هم یک رابطه ی قوی و پویا را ایجاد نمایند، درست نیست که همواره صحبت از یک نفر دیگر در ارتباط آنها به میان کشیده شود؛ اما باز هم باید به این سوال پاسخ داد: "اگر یکی از طرفین مرتباً در مورد رابطه ی قبلی خود صحبت می کند، آیا این بدان معناست که او در حال حاضر از ارتباطی فعلی اش ناراضی است؟" به هر حال بروز احساساتی نظیر حسادت، سوء ظن، و شک و تردید اجتناب ناپذیر است. طرف دیگر همواره به این مسئله فکر می کند که به چه علت شریک او تا این حد از نامزد قبلی خود برای او تعریف می کند. اما ایا اگر کسی در مورد روابط قبلی خود صحبت کند به راستی بدان معناست که از ارتباط فعلی خود ناراضی است؟ به این سوال نمی توان یک جواب "بله" و یا "خیر" قطعی گفت. هر ارتباطی متفاوت است و از این مهمتر همه ی انسان ها نیز با هم فرق می کنند. فقط به این خاطر که شریک شما مرتباً در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند نمی توانید مطمئن شوید که تمایل دارد مجدداً رابطه ی خود را با فرد مورد نظر از سر بگیرد. در یک چنین شرایطی ممکن است شخص تصور کند که چون شریکش دائماً از رابطه ی قبلی خود تعریف می کند، بنابراین به ارتباط گذشته بیش از ارتباط فعلی علاقمند بوده است. اما لزوماً صحبت از تجربیات گذشته نمی تواند یک چنین مفهومی در بر داشته باشد. پیش از اینکه هر گونه قضاوتی کنید، باید ببینید که ارتباط قبلی او چه مدت زمانی به طول انجامیده. اگر آنها ارتباط طولانی مدتی با هم داشتند، بنابراین باید این انتظار را داشته باشید که هرزگاهی جملاتی در مورد نامزد قبلی شریک خود بشنوید. دلیلش هم این است که به هر حال برای مدت زمانی با هم بوده اند و در حال حاضر او جزئی از زندگی گذشته ی همسرتان را تشکیل می دهد. البته باید به شدت توجه داشته باشید که صحبت کردن در مورد نفر قبلی، صرفاً به آن معنا نیست که شریک زندگیتان احساس خاصی نسبت به فرد مورد نظر دارد. او فقط حقایق و اتفاقاتی را که برایشان افتاده برای شما تعریف می کند. شما همچنین باید به این مطلب توجه کنید که شریکتان در چه زمینه ای در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند. اگر به طور مکرر شما را با نامزد قبلی اش مقایسه می کرد بنابراین باید نتیجه بگیرید که: "بله، با مشکل بزرگی روبرو هستید." اگر شریک شما عادت به مقایسه کردن داشته باشد و همیشه شما را با نامزد قبلی (و یا هر کسی دیگری) مقایسه کند، پس باید متوجه باشید که مشکل از جانب اوست و این رابطه از سلامت مناسب اجتماعی برخوردار نمی باشد. همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، باید بدانید که همه ی انسان ها متفاوت هستند و شما تحت هیچ شرایطی نباید احساس کنید که شریکتان شما را با کسی مقایسه می کند. این مسئله را نیز باید در نظر بگیرید که اگر گاهی اوقات به برخی از رفتارهای متداول شریک قبلی شان اشاره کردند، درست نیست بیش از اندازه حساسیت به خرج دهید، چراکه قصد آنها فقط بازگو کردن شرایط عادی زندگی شان است. اگر متوجه شدید که نامزد قبلی و شریک فعلی زندگیتان اصرار دارند که به هر طریقی که شده به ارتباط خود با هم ادامه دهند، حتی در حد یک دوست کاملاً عادی، آنوقت باید کمی مراقب باشید. اگر چنین اتفاقی روی داد، نگران شدن شما یک امر کاملاً طبیعی است. اگر نامزد قبلی سعی می کرد که حضور خودش را حفظ کند و نامزدتان نیز مجدداً شروع کرد به صحبت کردن در مورد او، باید احتمال دهید که شاید مجدداً شعله های عشقشان در حال روشن شدن است. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که احساسات واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذارید و به او بگویید که چه مسائلی باعث ایجاد نگرانی در شما شده اند. شاید به شرایطی برخورد کنید که نامزد قبلی و شریک شما بخواهند به رابطه ی دوستانه ی خود ادامه دهند. در این حالت تصمیم گیری با شماست که در این رابطه باقی بمانید و ارتباط آنها را از نزدیک کنترل کنید و یا او را ترک کنید.
|
|
با یک آرایش ساده چشمان خود را دودی کنید!
4 مرداد 88 - 11:13 | |||
| |||
|
در صورتی که تنها سررشته ای از هک و امنیت را داشته باشید میدانید که بسیاری از هکرها برای نفوذ به سیستم قربانی از IP او استفاده میکنند. با استفاده از این ترفند میتوانید کاری کنید که IP شما برای همیشه دور از دسترس این افراد باشد و به نوعی به طور کامل IP خودتان رو از دسترس دیگران مخفی نگه دارید.
برای این کار:
1- ابتدا از منوی Start به Run رفته و در محیط Run عبارت MMC را تایپ نمایید.
2- در محیط جدید ، از منوی File به قسمت Add/Remove Snap-in بروید.
3- در پنجره باز شده بر روی دکمه Add کلیک کنید.
4- در پنجره جدید ، بر روی IP Security Policy Management کلیک کرده و دکمه Add را بزنید.
5- سپس Finish را زده و خارج شوید.
6- در پنجره قبلی بر روی Ok کلیک کنید.
7- حال در همان محیط اولیه هستید. در حال حاضر آیکون کناری عبارت IP Security Policy Management زرد رنگ است. اکنون میبایست یکبار بر روی آن کلیک کنید تا رنگ آن به سبز تغییر پیدا کند.
موسیقی درمانی رشته های موسیقی ودرمان را باهم تلفیق و ترکیب می کند تا درمان و وسیله ای خلاق را فراهم کند این روش الگوه های موسیقی رابا رویکردهای انسانی ، روان پویایی، رفتاری وبیولوژیکی – طبی تلفیق می کند تا کمک کند که درمان جویان به اهداف درمانی که معمولاً ماهیتی روانی، جسمانی ، عاطفی ، اجتماعی ویا معنوی دارند، نائل شوند . مشکلات یا نیازها از طریق رابطه درمانی میان درمانجو وموسیقی درمانگر وهمچنین مستقیماً از طریق خود موسیقی مورد بررسی قرار می گیرند .
موسیقی یکی از اجتماعی ترین انواع هنر است که به شیوه های بسیار مختلفی بین انسانها ارتباط برقرار می کند. بررسی های متعددی درخصوص تغییرات فیزیولوژیکی مفیدی که توسط موسیقی برروی خلق وخو ، فشار خون ، تنفس ، ضربان قلب ، تعرق ، بازده قلبی ، نبض ، کشش عضلات ، درد وتسکین درد به وجود می آید ، انجام گرفته است . موسیقی به لحاظ درمانی به عملکرد جسمانی ، روان شناسی ، شناختی ، رفتاری ، ویا اجتماعی می پردازد .
متخصصان موسیقی درمانی درشرایط گوناگونی باافرادی که دچاراختلال عاطفی هستند،
با معلولین ذهنی باافرادی که دچار ناتوانی یادگیری هستند،وباافرادی که دچار مشکلات
جسمانی هستند ، کار می کنند . متخصصین موسیقی درمانی همچنین با درمان جویان دچار اختلالات روانی ، افراد دارای مشکلات ناشی از مصرف الکل ومواد مخدر ، وافراد مبتلا به اختلالات نورولوژیکی وافرادی که بطور علاج ناپذیری بیمار هستند ، کار می کنند . متخصصین موسیقی درمانی خدمات خود را در مراکز مراقبتی ماهرانه ومتوسطه ، درمراکز مراقبتی وپرورش بزرگسالان ، دربیمارستان های توانبخشی ، در تسهیلات مراقبتی منازل مسکونی ، دربیمارستان ها ، درمراکز مراقبت های روزانه بزرگسالان ، درمراکز بازنشستگی ،در مراکز وخانه های سالمندان ، دربرنامه های ارزیابی سالمندان ، درمراکز درمان بیماریهای روانی ، ودرسایر مراکز ارائه می دهند . متخصصین موسیقی درمانی همچنین برای موسسات تامین کننده مراقبت های درمانی درمنازل نیز کار می کنند . ازموسیقی درمانی همچنین درمورد افراد سالم وتن درست برای کمک به کاهش استرس ، درزایمان کردن خانم ها ، ودر بازخورد بیولوژیکی استفاده می شود . فرصت های پیش رفته برای تحصیل ومشاغل خصوصی نیز دراین زمینه امکان پذیر است .
موسیقی درمانی برای خانواده ها وکودکان
· زمینه ای برای تشریک تجربیات ولذت وخوشی مشترک به عنوان یک زوج یا خانواده را فراهم می کند .
· به شیوه ای مثبت وخلاق به گذران وقت وزمانی که با یکدیگر صرف می شود معنا می بخشد .
· ازطریق تعامل درمانی کلامی وغیر کلامی برای خانواده ها اتحاد وصمیمیت را حاصل می نماید .
· تمامی حواس را تحریک می کند وکودک را درسطوح مختلف شامل می گردد . این رویکرد "چندحالتی" مهارتهای رشد وپیشرفت را ترویج می کند.
· امکان وقوع طبیعی و مکرر نمایش را فراهم می کند.
· تضادهارا برطرف می کند ، وبه روابط قویتر خانوادگی وگروه همسالان وهمچنین تغییرات مثبت در خلق وخو وحالات احساسی وعاطفی منتهی می گردد .
· می تواند به کودک دراداره موقعیت استرس زا کمک کند .
· اجتماعی شدن ، بیان حال ، برقراری ارتباط وپیشرفت وتکامل حرکتی را تشویق می کند وهمچنین به کشف احساسات شخصی ومسائل درمانی از قبیل عزت نفس یا بینش شخصی کمک می نماید .
· آزمون واقعیت ، حل مسائل ، تمرکز حواس ، حیطه توجه را بهبود می بخشد وهمچنین استقلال ومهارتهای تصمیم گیری را ایجاد می کند .
· چون مغز، موسیقی را درهردو نیمکره مغز پردازش می کند ، بنابراین موسیقی می تواند عملکرد شناختی را تحریک کند ومی توان از موسیقی برای ترمیم بعضی از مهارتهای کلامی / یا زبانی استفاده کرد . (بارتلت ، کافمن ، اسملت کوپ ،1993 ؛ بولت ،1996) .
موسیقی درمانی می تواند به عنوان دریچه مثبت برای تعامل بکار رود ، وفعالیتهای تفریحی را فراهم سازد که والدین ،فرزندان وخانواده های گسترده را شامل گردد . اغلب اوقات موسیقی درمانی این امکان را به وجود می آورد که خانواده ای با تظاهر یافتن نقاط قوت فرزند خود درمحیط موسیقی درمانی با دید دیگری به فرزند خود نگاه کنند . موسیقی درمانی می تواند درمانی التقاطی باشد که مفاهیم موجود در روان درمانی "راجرزی" (انسانی) رفتارگرایی شناختی (یعنی گفتار شخصی مثبت ) وروان درمانی "یونگ" ( آنالیتیک یا روان تحلیلی ) رادربرمی گیرد تابه درمان جویان برای نیل به اهداف درمانی آنها کمک کند .
متخصصین موسیقی درمانی درشرایط بسیار متنوعی درکار باافراد دچار آشفتگی عاطفی، افراد دچار ناتوانی یادگیری، افراد عقب مانده ذهنی ، وافراد دارای مشکلات جسمانی موفق بوده اند .
متخصصین موسیقی درمانی همچنین با درمان جویان دچار اختلالهای روانی ، افراد دارای مشکلات استعمال مشروبات الکلی ومواد مخدر ، افراد دچار اختلال های نورولوژیکی ( عصب شناختی وافرادی که دارای بیماریهای علاج ناپذیر هستند ، کار می کنند . از موسیقی درمانی همچنین درمورد افراد سالم استفاده می شود تابه آنها درکاهش استرس ، در زایمان ، ودر بازخورد بیولوژیکی کمک کند (بارتلت، کافمن ، اسملت کوپ،1993 ، بولت ،1996 ) .
http://irpsy.blogfa.com
|
شقایق ، مدل و خواننده خوش سیمای ایرانی
4 مرداد 88 - 23:46 | |||
| |||
![]()
|
باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر
اسماعیل اسد پور - كارشناس ارشد مشاوره خانواده
فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب میشود. شاید كمتر انتخاب دیگری ممكن است تا این اندازه در طول زندگی زوجها مركز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحهی دروان معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه میشوند و مشكلات اساسی را در ازدواج نادیده میگیرند و یا این كه آنها را بررسی نمیكنند. علاوه بر این نگرشها و عقاید خاصی در جامعهی ما رواج یافته است كه موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر میگردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود كننده به نظر میرسند. باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود كننده) درباره انتخاب همسر كه به عنوان باورهای شخصی تعریف شدهاند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود میكنند.
ب - تلاش برای پیدا كردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط میكنند.
ج - از بررسی اندیشمندانهی تواناییها و ضعفهای بین فردی و شناختن فاكتورهای قبل از ازدواج كه در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری میكنند.
د- مشكلات و موانع انتخاب همسر را تداوم میبخشند و گزینههای بعدی برای حل مشكلات را به حداقل میرسانند.
به عنوان مثال یكی از این عقاید محدود كننده میتواند اینگونه باشد كه زوجها با این اعتقاد وارد زندگی شوند كه تنها عشقشان نسبت به یكدیگر برای غلبه كردن بر تمام مشكلات كافی است.
نگرشها و طرز تفكر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یكی از فاكتورهای بسیار مهمی است كه میتواند ازدواج را با موفقیت یا شكست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد دربارهی نگرشها و طرز تفكر و عقیدهی خودشان دربارهی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقعبینانه میتواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناختها ، باورها، عقاید و واقعیتها (دانستهها) است كه حاوی ارزشیابیهای مثبت و منفی (احساسات) باشد.
نُه باور غیر منطقی (محدود كننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی كه به طور وسیع در پیشینهی تجربی كه در زمینهی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر میباشد. از بررسی سوابق موجود در زمینهی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی كه افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان كرده است.
*اعتقاد به اینكه من فقط میتوانم عاشق یك نفر باشم.
شخصی كه دارای این عقیده است گمان میكند كه تنها یك نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفكر بسیار شبیه این عقیده است كه ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمهی دومی داریم كه با ازدواج با او همهچیز به تكامل میرسد.این افكار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا كه باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام میرسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی كه چشمانداز یك ازدواج خوب را نوید میدهد.
*همسر كامل.
اعتقاد به تفكر كه «تا زمانی كه فردی كامل برای زندگی پیدا نكنم، نباید ازدواج كنم». كسی كه این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا كه هیچ فردی كامل نیست و شاید برای پیدا كردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.
*تكامل خود.
كسی كه اینگونه فكر میكند و میگوید:«تا زمانی كه نتوانم به خودم به عنوان یك همسر اعتماد كنم، نبایدازدواج كنم». این اعتقاد نیز محدود كننده و غیر منطقی است از آن جهت كه هیچ كس كامل نیست و احساس كامل بودن به عنوان یك همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب كند.
*ارتباط كامل.
صاحب این عقیده این چنین میاندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت كنیم كه ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاكتورهای پیش بینی كنندهی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارتهای حل مشكل و تشابه و همانندی ارزشها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری كه این مهارتها و قابلیتها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا كه موفقیت در ازدواج را نمیتوان تضمین كرد، برای كم كردن محدودیت این تفكر میتوان اینگونه اندیشید كه هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمیباشد.
*تلاش بیشتر.
این اعتقاد با این تفكر شكل میگیرد كه من با هركسی كه برای ازدواج انتخاب كنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن كه به قدر كافی تلاش كنم.لارسن (1992) تأكید میكند كه تلاش دو همسر برای حل مشكلات و مؤثر ساختن یك ازدواج ، دو فرد بالغ و متفكر را میطلبد. از آنجا كه هر كسی آنقدر متمایل به حل مشكلات نخواهد بود. بنابراین كمیدقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر میرسد.
*عشق كافی است.
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق كسی شدن برای من دلیل كافی برای ازدواج است». جامعهی غربی عشق رمانتیك را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند میشمارد.
در واقع، اشخاص كمیهستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر تواناییهای اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.
*همزیستی.
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی كنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».مرور سوابق همزیستی و موفقیتهای بعدی در ازدواج نشان داده است كه افرادی كه قبل از ازدواج با هم زندگی میكنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا میباشند در مقایسه با كسانی كه با هم همزیستی نكرده اند.این ارتباط معمولاً با خصوصیات كسانی كه همزیستی میكنند به نسبت كسانی كه همزیستی نمیكنند مشكلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل كمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.
*فرد مكمل و تضاد.
در این نگرش شخص اینگونه میاندیشد: «من باید با كسی ازدواج كنم كه خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد». اگر چه تفكر رایج مبنی بر آنكه افراد با خصوصیات كاملاً متفاوت میتوانند كامل كنندهی ضعفها و قوتهای یكدیگر باشند، اما فاكتورهای پیشبینی كنندهی موفقیت در ازدواج نشان میدهند كه قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزشها، نگرشها و خصوصیات شخصی است.
*انتخاب باید آسان باشد.
این عقیده كه انتخاب یك همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یك شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور كند كه برای انتخاب همسر به جای عمل كردن باید در انتظار یك اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.
مواردی كه عنوان شدند فقط تعدادی از نگرشها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر میباشند.
نحوهی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درك شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود كننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی كه این نگرشها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواجهای مؤفق در جامعه خواهیم بود.و همچنین با توجه به مشكل ساز بودن نگرشهای نادرست، میتوان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری كرد تا به افراد كمك كنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.
منبع: روانشناسی به زبان ساده برای همه

راههایی برای ایجاد آرامش در زندگی زناشوئی
از این به بعد هر گاه دیدید که در حال جر و بحث با همسر خود هستید، این توصیه های پاولا هال، روان درمانگر مسایل زناشویی را به یاد داشته باشید تا بتوانید به درگیری تان به آرامی و با خوشی خاتمه دهید.
رفتار غیر طبیعیاین بسیار مهم است که بحث ها و اختلاف ها را جزیی عادی از زندگی زناشویی بدانیم. همه ما با هم تفاوت داریم و هر جایی هم که تفاوت باشد، عدم توافق هم موجود خواهد بود. ولی وقتی که جر و بحث به بخش غالب زندگی تبدیل شود و باعث شود که احساس کنید که خسته و آزرده شده اید و یا این سئوال پیش بیاید که آیا تمایلی به ادامه زندگی مشترک دارید یا نه، وقت آن رسیده است که آرامش را برقرار کرده و اوضاع را بهبود بخشید. اولین گام برای انجام این کار فهمیدن این است که واقعاً در مورد چه مسایلی جر و بحث می کنید و نگاهی عمیق به نحوه جر و بحث تان داشته باشید.وقتی روی هر دوی این مسایل دقت کردید می توانید از برخی از روشهای زیر برای حل و فصل مسایل استفاده نمایید. بعضی از آنها را می بایست به تنهایی انجام دهید و برخی دیگر نیز نیازمند همکاری همسرتان می باشد.اگر جر و بحث ها خشن بودند:خودآگاه باشیدخود آگاهی و خود مسئولیتی گامهای اولیه برای حل و فصل مسایل و جلوگیری از بروز درگیری است. شما نمی توانید همسرتان را تغییر دهید، ولی اگر رفتارتان را تغییر دهید، واکنشها در برابر رفتارتان نیز در اکثر موارد تغییر خواهد نمود. بهترین حالت را فرض کنیددر مورد همسرتان همیشه بهترین فرض را در نظر بگیرید ، مگر اینکه شواهدی خلاف آن داشته باشید.به وجدان خود رجوع کنیدآیا به جر و بحث می پردازید تا از انجام کاری نظیر عذر خواهی، جبران کردن و یا گذشت نمودن شانه خالی کنید. توجه کنید که نمی بایست برای حفظ غرورتان جر و بحث نمایید. فکر کنید آیا تحت تاثیر چیز دیگری قرار نگرفته ایدقدرت محیط خارج را دست کم نگیرید. آیا مضطرب، خسته، دچار تغییرات هورمونی و یا عصبانی از چیزی هستید؟یک فرد بالغ باشیدآیا معمولاً رفتارهایی بچگانه نظیر رو ترش کردن، سرزنش کردن و یا یکدندگی را بروز می دهید. یا اینکه همانند والدین موشکاف، به مهربانی و انتقاد و تنبیه می پردازید؟ یک فرد بالغ آرام و متمرکز است و گوش می کند و گفتگو می نماید.مالک احساساتتان باشید همسرتان نمی تواند شما را مجبور نماید احساس خاصی داشته باشید. احساساتتان تحت کنترل شماست. اگر عصبانی هستید بگویید: «من عصبانی هستم چون...» و نه اینکه « تو مرا عصبانی می کنی».ارتباطاتتان را بهبود بخشیدارتباطات مناسب نقشی حیاتی در ایجاد آرامش دارد. اغلب اوقات جر و بحثها همچنان ادامه می یابد زیرا یکی از همسران و یا هر دوی آنها احساس می کنند که طرف مقابل به حرف آنها گوش نداده است.نکات زیر احتمال اینکه همسرتان به شما گوش دهد را افزایش می دهد و به شما کمک می کند که به همسرتان نشان دهید که در حال گوش دادن به صحبت هایش هستید. گوش کنید- این مهمترین بخش برای ارتباط موثر است. به همسر خود گوش کنید بدون اینکه در مورد سخنانش قضاوت و پیشداوری نمایید.کاوش کنید- سئوالاتی بپرسید تا واقعاً متوجه شوید که همسرتان چه می گوید. مشتاق باشید تا از همه زوایا صحبت های او را بررسی نماید.شرح دهید- این بخشی دیگر از کاوش است. آماده باشید تا هر قدر اطلاعات که همسرتان برای درک دیدگاههای شما نیاز دارد را به او بدهید. انتظار نداشته باشید همسران بتواند ذهن شما را بخواند. همدردی کنید- خودتان را جای همسرتان قرار دهید. احساسات او را حس کنید و بگذارید همسرتان بفهمد که شما وی را درک می کنید؛ مثلاً بگویید که « من می فهمم که احساس عصبانیت می کنی».حرف خود را درست بیان کنید- آنچه منظورتان است را بگویید و منظورتان همانی باشد که می گویید. با شفافیت صحبت کنید. بخندید- شاید این نکته عین جر و بحث عجیب بنظر برسد ولی استفاده بجا از شوخی می تواند روشی مطلوب برای خنثی سازی یک جر و بحث باشد. اگر مطلب شادتری داشتید از آن استفاده نمایید. خشم خود را مدیریت نمایید- دانستن این مساله بسیار ضروری است که خشم می تواند حس مثبتی باشد که به ما کمک می کند نیازهای خود را برآورده سازیم، ولی اگر خشم از کنترل خارج شود جلوی هر احتمال برای رسیدن به توافق را می گیرد. انجام یک گفتگوی مناسب با کسی که عصبانی است غیر ممکن است. اگر هر یک از شما دو نفر احساس خشم شدید داشتید، گفتگو را متوقف کنید وگرنه اوضاع بدتر می شود.تکنیک های مشترک- بهترین روشهای ایجاد آرامش آنهایی است که قبلاً در مورد آنها با یکدیگر توافق نموده اید. برادر بزرگتر- فرض کنید فردی که برای نظراتش ارزش قائلید بحثتان را نظاره می کند. متعجب خواهید شد که چقدر هر دوی شما مودب و منطقی خواهید شد. از کلمه رمز استفاده نمایید- توافق کنید که هر گاه بحثتان بسیار احساسی شد و یا در هنگام بحث به جای اول باز می گردید از کلمه ای استفاده نمایید. سپس قبل ار آغاز مجدد گفتگو مدتی استراحت نمایید.عملگرا باشید- تمرینات حل مشکل را که به شما در حل مسایلتان کمک می کند را انجام دهید.قبول کنید که ممکن است همچنان با نظر یکدیگر مخالف باشید- گاهی اوقات این ساده تر است. همه نبردها نیاز به برنده و بازنده ندارند.بصورت مفید بحث کنید- نسخه ای از روشهای بحث کردن مفید را چاپ کرده و در جاییکه بتوانید آنرا ببینید قرار داده و هر دو سعی نمایید به آن عمل نمایید.نوبت را عوض نمایید- اگر احساس می کنید که زمان کافی برای حرف زدن ندازید، بر سر تعویض نوبت با هم توافق کنید. از یک ساعت مچی برای زمان سنجی وقتهای پنج تا ده دقیقه ای استفاده کنید تا نحوه ارتباطتان بهبود یابد.
سواد عاطفی در ازدواج
یافتن همسر خوب مشكل است. اكثر مردم فهمیده اند كه نظام قدیمی سلطه گر / سلطه پذیر، كه در آن معمولاً مرد ابتكار عمل را در دست می گیرد و زن از او پیروی می كند ، دیگر منسوخ شده است. یكی از مهم ترین دلایل این امر آن است كه در پیوندهای زناشویی قدیمی ، نیازهای عاطفی مرد حق تقدم داشتند و نیازهای زن معمولاً درك نمی شدند و اگر درك می شدند كودكانه تلقی گشته و مورد استهزاء قرار می گرفتند و از آنها چشم پوشی می شد. در نتیجه بعد از گذشت چند سال از ازدواج ( تقریباً 7 سال ) اكثر زنان قادر نبودند این بی توجهی را تحمل كنند و طغیان می كردند یا دچار نومیدی می شدند.
امروزه هنوزهم افرادی كه قلبا اعتقاد به تساوی حقوق مرد و زن دارند اغلب به دام همان الگوهای سنتی و قدیم تبعیض آمیز می افتند. در روابط بین زنان و مردان ، مردان هنوز تمایل به برتری دارند ، در حالی كه زنان به سختی می توانند از حقوق خویش دفاع كنند. زنها باید آماده و مراقب باشند و دائم تلاش كنند تا بتوانند در رابطه زناشویی به حق و حقوقشان دست یابند و نیازهای عاطفی خود را به طور همسان با مرد ارضا كنند.
آدمها در واقع ، در مورد نحوه برقراری رابطه با یكدیگر دچار مشكل هستند. تعجبی ندارد كه خیلی از افراد به سادگی تسلیم می شوند و در تنهایی زندگی می كنند. برای زن و شوهرهایی كه می خواهند رابطه ای عادلانه مبتنی بر تساوی حقوق با یكدیگر داشته باشند، داشتن سواد عاطفی ضروری است.
آنها می توانند بر پایه اصول زیر با هم به زندگی بپردازند :
*اعتقاد به حقوق مساوی در زندگی زناشویی
*توافق بر سر این موضوع كه هیچ كس حق زورگویی ندارد
*تعهد به درستكاری و صداقت.
برابری حقوق ، صداقت و توافق
توصیه من به زوجهایی كه می خواهند رابطه ای بر پایه سواد عاطفی داشته باشند این است كه هر چه زودتر توافقنامه ای بر اساس تساوی حقوق و صداقت برقرار سازند. در یك رابطه مبتنی بر تعاون و همكاری:
*هیچ یك از طرفین سعی نمی كند بر دیگری سلطه جویی كند ،
*هیچ یك كاری برخلاف میل دیگری انجام نمی دهد ،
*هر کس هر چه می خواهد با آرامش ومهربانی از دیگری طلب می كند و
*هر كس با همدلی و صمیمت به نیازهای دیگری گوش فرا می دهد.
ضمانت اجرایی این تعهدات آن است كه بر الگوهای قدیمی سلطه جویی ، دروغگویی ، و ایثارگری در راه دیگری غلبه كنیم. تغییر الگوهای قدیم كار ساده ای نیست ویك شبه امكان پذیر نمی باشد؛ اما به محض آن كه اقدام به این كار كردید ، چنان نیرویی می یابید كه هر نوع رابطه ای ، خواه نو ، خواه قدیمی را تقویت خواهد نمود. وقتی كه هر از چند گاه اشتباهات عاطفی رخ می دهد ، معذرت خواهی ها و اصلاح رفتارها ، رابطه زناشویی را همچنان مستحكم و بانشاط باقی نگه می دارد.
برابری حقوق
مساوات و برابری در زندگی زناشویی بر پایه این عقیده قرار دارد كه زن و شوهر دارای حقوق یكسان هستند و باید برای تحكیم وموفقیت رابطه خود به طور عادلانه با یكدیگر همكاری كنند. این عقیده كه زن و شوهر دارای حقوق مساوی هستند به این معنی نیست كه آنها نمی توانند با هم تفاوت داشته باشند. تساوی حقوق ، به ویژه در مورد زن و مرد ، كه از بسیاری لحاظ با یكدیگر تفاوت دارند ، به این معنی است كه تفاوتهای آنها نباید باعث آن شود كه یكی بر دیگری برتری یابد و بر او سلطه جویی كند.
همكاری عادلانه و مساوی زن و شوهر اصلاً به این معنا نیست كه زن و شوهر باید هر دوبه یك اندازه كار كنند و به یك اندازه حقوق بگیرند و كارهای خانه را به طور مساوی بین خود تقسیم كنند. در رابطه زناشویی متكی بر سواد عاطفی ، مساوات به معنی آن است كه زن و شوهر كارها را به گونه ای با هم تقسیم می كنند كه هر دو از انجام سهم خود احساس رضایت كند. اگر یكی از طرفین نسبت به سهم خود ناراضی باشد باید این آزادی را داشته باشد كه آن را بیان كند و با همكاری یكدیگر به سمت توافقی عادلانه حركت كنند.
درستكاری و صداقت
صداقت مهم ترین توافقی است كه در یك رابطه انسانی متعادل صورت می گیرد. بی شك هیچ كس حاضر نیست در رابطه جدی خود با دیگران عدم صداقت ببیند. در حقیقت دو نفر كه به هم عشق می ورزند ابداً نباید به یكدیگر دروغ بگویند. در مراسم رسمی ازدواج مشاهده می كنیم كه طرفین را قسم می دهند كه « در فقر یا ثروت ، در بیماری یا سلامت ، و در همه لحظات سخت زندگی در كنار یكدیگر باشیم و...» اما این سوگندها شامل صداقت و راستگویی نمی شود. شاید به این خاطر كه در اكثر روابط انسانی ، حداقل یكی از طرفین قبلاً راجع به چیزی دروغ گفته است ؛ بعضی اوقات نیز هر دو در مورد موضوعی به همدیگر دروغ گفته اند! حتی در صادقانه ترین پیوندهای انسانی، همیشه چیزی در پرده ابهام است و از دیگری مخفی نگه داشته می شود. شاید زن همیشه اشتیاق داشته است كه تعریف و تمجید بیشتری راجع به ظاهر و قیافه اش بشنود ، اما شرم و حیا مانع از بازگویی این نیاز شده است؛ یا مرد شاید هیچ گاه عدم رضایت خود از رابطه جنسی با همسرش را با او در میان نگذارد.
حتی كوچكترین دروغ یا راز ، تأثیر زیانباری بر رابطه دوستی یا زناشویی می گذارد، زیرا ممكن است آغازی برای دروغگویی های بزرگتر بعدی باشد و بعد از مدتی طولانی ، موقعیت آن رابطه را به خطر بیندازد. وقتی كه زن و شوهر بعد از سالها سعی می كنند دروغها و رازهای نهفته خود را برای یكدیگر آشكار كنند ، آنگاه اسراری برملا می شود كه به راستی می تواند آنها را ناراحت كند؛ مثلاً برداشت پنهانی پول از حساب مشترك بدون گفتن به دیگری ، یا ناراحتی و عدم رضایت از نوع رابطه جنسی ، یا ظاهر و قیافه طرف مقابل یا هوش و استعداد او وغیره. به نظر من بهتر است موضوع آشكاركردن رازها در حضور شخص سوم مثل یك دوست مطمئن یا یك روانشناس انجام گیرد.
شما لباسعروسی تان را در آورده اید ، کیک را خورده اید و نامه ی تشکرتان را نیز نوشته اید.ازحالا زندگی زناشویی به طور واقعی شروع میشود .اما برای بعضی زوج ها این یک سیر قهقرایی بزرگ است. پاولا هال که یک روان درمانگر ارتباطات است به چگونگی دوری از این نزول کردن می پردازد.
افسردگی وابسته به بعد از عروسی
تخمین زده شده که از هر 10 زوج که سیر قهقرایی زندگی زناشویی آنها بسیار طاقت فرساست، یکی به افسردگی بعد از عروسی مبتلا می شوند . این شرایط که بسیار رایج است می تواند ماه ها ادامه داشته باشد و احساس یأس و سردر گمی و حتی این سوال که "آیا ازدواج کردن اشتباه بود؟" را در فرد مبتلا به جا بگذارد.
اما تا وقتیکه اینقدر در یک جشن عروسی سرمایه گذاری می شود تعجبی نیست که افراد چنین نزولی را تجربه می کنند.
بهای واقعی جشن عروسی
مالی: با توجه به گذارش سال 2004 توسط موسسه بین المللی مینتل، میانگین هزینۀ یک جشن عروسی در حال حاضر 16000 پوند است که نسبت به سال 1998 تا به حال 50 درصد افزایش داشته است. به این معنی که بسیاری از زوج ها وام های کلانی در سالهای اول ازدواج می گیرند و لذت آرزوی خریدن اشیایی برای خانه ، بیرون رفتن هنگام عصر یا آخر هفته از نظر مالی ممکن نیست.
جسمی: بسیاری از زوج ها قبل از جشن عروسی و به ویژه در هفته ی آخر در حال ترشح آدرنالین هستند. سرانجام وقتی آنها فرصتی برای استراحت می یابند طبیعی است که بدن های خسته یا فرسوده شوند و به ویروسی مبتلا شوند که سیستم ایمنی بدن آنها تا به حال با آن نبردی نداشته است.
عاطفی: به مراتب بزرگترین سرمایه گذاری در یک جشن عروسی سرمایه گذاری عاطفی است. اوج آرزوها و انتظارات از ازدواج ، تردید های آزارنده خاص و یک سری آرزوهای بزرگ که برای خود این روز وجود دارد.مجله های عروسی یک سری آرزوهایی که شبیه افسانه پریان هست را برای این روز تبلیغ می کند. همچنین لذت و اضطرابی ازگردآوردن دوستان و اقوام در کنار یکدیگر در یک جا وجود دارد.
تعجبی نیست که بعد از اتمام جشن عروسی بسیاری از زوج ها احساس کسلی و بی دل و دماغی می کنند. راه آهن هیجانی به پایان راه رسیده و اکنون وقت پیاده شدن از آن و سوار شدن بر ادامۀ زندگی است.
به آرامش رسیدن
جا افتادن در زندگی روزانه به عنوان یک زن یا شوهر امکان دارد زمان ببردحتی اگر شما قبل از جشن عروسی با هم زندگی کرده باشید. کاملا" طبیعی است که گاهی احساس حسرت شدیدی برای روزهای تنهایی خود داشته باشید.
برخی افراد ماه های اول زندگی زناشویی را سرشار از تفاوت عقاید می دانند. زوجین می خواهند مطمئن شوند که همه چیز از همین ابتدا خوب است به همین دلیل اغلب موضوعات جزئی، بزرگتر از اندازه واقعیشان می شوند.
اغلب مشکلات حول انتظارات متفاوت از زندگی زناشویی می چرخد. همسری ممکن است در انتظار گرمی و محبت شبانه در خانه باشد در حالی که دیگری بیشتر زمانش را صرف تمرکز بر کارش میکند.
بسوی آغازی مطلوب
در این بخش تعدادی از رایج ترین حوزه های اختلاف نظر در زندگی زناشویی به علاوۀ مقاله هایی برای اداره کردن آنها وجود دارد.
پول: پول بزرگترین دلیل مشاجرۀ بین زوجها است و عمیقتر از آن این است که چگونه باید پول خرج کنیم. پول نشان می دهد که ما چگونه اشیاء را ارزش گذاری می کنیم و همچنین نشان می دهد ما چقدر نفوذ داریم . به مقاله مشکل مالی مراجعه شود.
کارهای خانه: کارهای خانه ممکن است موضوع جزئی برای ایجاد مشاجره به نظر آید. ولی در بیشتر مشاجرات معمولا" مسائلی نظیر انصاف،احترام،توجه و عشق مطرح می شود. به مقاله کارهای آزار دهنده خانه مراجعه شود.
روابط جنسی: اینگونه فرض می شود که تازه عروس و دامادها زندگی جنسی بی نقصی دارند. اما معمولاً اینگونه نیست. بسیاری از زن و شوهر ها آنقدر گرفتار هستند که وقتی برای روبط جنسی ندارند و خود را درگیر مشکلات جنسی ویا ترس از عادی شدن روابط جنسی می یابند. مقاله ها و تمرینات زیادی در رابطه با آگاهی جنسی، بهبود بخشیدن زندگی جنسی و فائق آمدن بر مشکلات جنسی در مسائل جنسی و سلامتی جنسی سایت بی بی سی وجود دارد.
صمیمیت: روز های اول ارتباط اهمیت خاصی در ایجاد صمیمیت در زندگی روزمره شما دارد.زندگی همیشه گرفتاری دارد اما اگر شما راههای مثبت ارتباط را در خود تثبیت کرده باشید درسراسر زندگی با شما خواهند ماند.تمرین آیا شما احساس عاشق بودن می کنید را امتحان کنید.
ارتباطات: فارغ از تفاوتهایی که با هم دارید، مهارتهای ارتباطیِ خوب می تواند شما را در سرو سامان دادن سریعِ کارها کمک کند. تمرین های صحبت و گوش دادن و حل کردن مسائل را امتحان کنید.
کنترل تعارض ها.بسیاری از روابط مسائلی دارد که سخت حل می شوند. مقاله ی شما واقعا" برای چه مشاجره می کنید؟ می تواند مقداری شناخت راجع به آنچه که واقعا" پیش می آید به شما بدهد.همچنین می توانید اصول یک مشاجره را در مشاجرات مفید یاد بگیرید.
ازدواج کردن یک تجربه ی جدید است و شما باید انتظار داشته باشید که سازگار شدنتان وقتگیر باشد.اما با عشق، احترام و فهمیدن اینکه شاد زیستن بعد از آن امکان پذیر است.
ترجمه: گروه نیلوفرانه
|
چند توصیه برای داشتن پاهایی سالم و شاداب
30 تیر 88 - 12:16 |
|
طبقه بندی: آموزنده تغییرات طبیعی و غیرطبیعی پا هر فرد به طور متوسط روزانه دههزار قدم برمیدارد، یعنی سه میلیون قدم در سال؛ و در هر قدم، دو یا سه برابر وزن بدن خود را روی پاها می اندازد. با مرور زمان، این مسئله موجب آسیبهایی در پا می شود که با توجه به سن، طبیعی هستند.این آسیبها عبارت اند از: - پا به تدریج درازتر و پهن تر می شود. - قوس پا به مرور صاف می شود. - چربی کف پا و پاشنه کاهش می یابد. - محدودیت حرکت و خشکی مچ و پا به وجود می آید. - تعادل هنگام راه رفتن کاهش می یابد. - هالوکس والگوس (انحراف شست پا به خارج) - خم شدن انگشتان پا - چنگالی شدن انگشتان (خمیدگی شدید انگشتان) - انحراف انگشت کوچک پا به خارج - به وجودآمدن میخچه، تاول، زخم یا عفونت (در اثر فشار زیاد کفش تنگ بر استخوان انگشت) - فشار بر بافت عصبی انگشتان پا - آرتریت (تورم مفاصل انگشتان پا) بسیاری از بیماریهای پا، با تغییر نوع کفش رفع می شوند. ناراحتیهای مزمن پا نیز ممکن است با استفاده از وسایل خاص ارتوپدی درمان شوند. در موارد شدیدتر می توان با مراجعه به متخصص جراحی ارتوپدی راه درمان مناسب را یافت.
کفش نامناسب از نظر اندازه، پا را به بیماریهای بسیاری از جمله انحراف انگشت شست پا (هالوکس والگوس)، میخچه، تاول و خمیدگی انگشتان مبتلا می کند. - از هر ده زن، نُه نفر کفش تنگ و کوچک می پوشند. - از هر ده زن، هشت نفر می گویند کفشهایشان دردناک است. - از هر ده زن، هفت نفر دچار بیماری انحراف شست پا، خمیدگی انگشتان یا سایر ناراحتیهای دردناک پا هستند. - زنان ده برابر مردان به دلیل پوشیدن کفش تنگ، دچار بیماریهای پا می شوند. - از هر ده زن که دچار بیماریهای پا شدهاند، در مورد نُه نفر علت بروز ناراحتی، استفاده از کفش تنگ بوده است. ناراحتیهای پا، اعم از بیماریها یا آسیبهای ناشی از کفش، راه رفتن را دشوار می کنند و باعث زمین خوردن فرد می شوند. همه ما در مقابل آسیبهای پا و مچ ناتوان هستیم، اما با پوشیدن کفشهای مناسب - به طوری که مطابق حالت طبیعی پای ما باشد - می توان از این مسئله در امان ماند. اگرچه نوع کفش نیز بسیار اهمیت دارد؛ نکته مهم در انتخاب کفش جنس آن است؛ به گونه ای که بتواند پاها را به راحتی حفاظت کند. - هنگام خرید کفش هر دو لنگه را به پایتان امتحان کنید. - خانمها نباید کفشهایی با پاشنه بلندتر از پنج و نیم سانتیمتر بپوشند. - سعی کنید بعد از ظهر به خرید کفش نو بروید، زیرا پاها معمولاً در طول روز به دلیل نشستن و ایستادن مکرر، ورم می کنند و بزرگتر میشوند. - کفش باید در قسمت پاشنه و پنجه کاملاً اندازه باشد. - بین انتهای بلندترین انگشت پا و جلوی کفش باید حداقل یک سانتیمتر فضا وجود داشته باشد. - در اکثر افراد یک پا بزرگتر از پای دیگر است. اندازه کفش مورد نظر خود را با پای بزرگتر متناسب کنید. - پس از پوشیدن کفش جدید، کمی قدم بزنید تا از راحتی آن مطمئن شوید. - برحسب نوع کفش، اندازه آن نیز فرق می کند. کفش را براساس مقایسه اندازه آن با پای خود بسنجید، نه براساس شماره نوشته شده بر آن. - وقتی کفش به پا دارید، باید بتوانید آزادانه انگشتان خود را حرکت بدهید. - اگر کفش تنگ است، به این امید که باز می شود و اندازه خواهد شد، آن را نخرید. - بعضی کفشهای پاشنه بلند، پنجهِ نوک تیز هم دارند که به انگشتان پا فشار میآورد و به آنها شکل مثلثی غیرطبیعی می دهد. هرچه پاشنه کفش بلندتر باشد، فشار وارد بر کف پا بیشتر می شود. این فشار به جلوی پا و در نهایت به پنجهها رانده می شود و به انگشتان پا آسیب می رساند. |
|
برای غلبه بر خشم 23 نكته بیاموزید
31 تیر 88 - 08:36 | |||
| |||
۱ - خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشمهای مخرب نخواهید شد. ۲ - خود را از شر توقعاتی كه از دیگران دارید نجات دهید. ۳ - رفتارهای خشم برانگیز را بررسی كنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید. ۴ - در هنگام عصبانیت سعی كنید پیش كسی بروید كه برای او احترام خاصی قایل هستید و او را دوست دارید. ۵ - لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مكان و واقعهای كه باعث عصبانیت شما شده یادداشت كنید. ۶ - از شخصی كه دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت، به شما با گفتار یا اشارههای توافق شده، هشدار دهد. ۷ - پس از بروز خشم اعلام كنید كه خطا كردهاید. ۸ - یاد بگیرید كه اگر چیزی را دوست ندارید. اما از آن عصبانی هم نشوید. ۹ - یاد بگیرید كه هر كس حق دارد چیزی باشد كه خودش انتخاب كرده. ۱۰ - ادای عصبانیت را در آورید. ۱۱ - عصبانیت خود را به تعویق اندازید. ۱۲ - در لحظه خشم، از افكار خود آگاهی پیدا كنید. ۱۳ - شوخ طبعی را در خود پرورش دهید. ۱۴ - زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهید. ۱۵ - زندگی را سخت نگیرید. ۱۶ - خود را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست بگیرند. ۱۷ - یاد بگیرید تا اعمال و عقاید دیگران شما را پریشان و آشفته نسازد. ۱۸ - به خاطر داشته باشید كه دیگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند. ۱۹ - به یاد داشته باشید كه دیگران نمیتوانند همیشه به میل شما رفتار كنند. ۲۰ - اگر فكر میكنید كه با بلندتر كردن صدایتان طرف مقابل ساكت میشود. بیاموزید تا احساس خود را به او نشان دهید، اما كاری نكنید كه عصبانی شود. ۲۱ - یاد بگیرید كه در برابر یأس و ناكامی به شكل تازهای از خود واكنش نشان دهید. ۲۲ - خشم خود را به نحوی كه آثار مخرب نداشته باشد، ابراز كنید. ۲۳ - بیاموزید كه |
|
پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز جهان در آلمان
پروفسور مجتبی ناصری اولین پزشک پیوند دست انسان در اروپا
پروفسور عباس اردهالی جراح و رئیس بیمارستان در آمریکا
پروفسور حسن رستگار استاد دانشگاه و جراح قلب بیمارستان در آمریکا
پروفسور محمد حسین ماندگار متخصص و جراح قلب در ایران
بابک شیخ جراح ارتوپت در آمریکا
محمد حاجی پور جراح ارتوپت در آمریکا
بهمن تیموریان جراح پلاستیک در آمریکا
حمید مسیحا جراح پلاستیک در آمریکا
بهادر عالمی هرندی جراح ارتوپت در ایران
پروفسور حسین الماسی جراح قلب در آمریکا
پروفسور علی امین لاری چشم پزشک در آمریکا
محمد سعید امیری جراح قلب در آلمان
داریوش عرفانیا متخصص بیماریهای کلیوی بیمارستان در آمریکا
حسن عارفی متخصص و جراح قلب در ایران
بهمن جباری متخصص اعصاب در آمریکا
مسلم بهادری متخصص پاترولوژی در ایران
دکتر ورشسب برومند متخصص بیماریهای کلیوی در آمریکا
پروفسور منوچهر دوایی متخصص و جراح دستگاه گوارش در ایران
پروفسور هوشنگ کنگرلو رادیولوژیست در آمریکا
پروفسور مهرداد ناجی متخصص پاترولوژی در آمریکا
شاپور اسفندیاری جراح بیمارستان در آمریکا
ژزف فهیمی جراح بیمارستان در آمریکا
محمد فریور عضو تیم پزشکی بیمارستان در آمریکا
امیر فاطمی عضو تیم جراحی بیمارستان در آمریکا
علی گرجی عضو هیئت پزشکی در ایران
حسین غریب پزشک در آمریکا
مسعود حجازی روانپزشک در آمریکا
پروفسور فرامرز اسماعیل بیگی روانپزشک در آمریکا
کامران خوبهی جراح پلاستیک در آمریکا
بهار باستانی عضو هیئت پزشکی بیمارستان در آمریکا
پروفسور بهمن امامی عضو هیئت پزشکی بیمارستان در آمریکا
سعید جمشیدی جراح مغز و اعصاب در آمریکا
پروفسور جعفر جعفر جراح مغز و اعصاب در آمریکا
پروفسور بهروز کلینی رئیس بیمارستان در آمریکا
علیرضا خوانساری عضو هیئت پزشکی در آمریکا
منوچهر لاله زاریان پزشک در آمریکا
رضا لطفی رئیس بخش رادیولوژی بیمارستان در آمریکا
خسرو مهدوی عضو هیئت پزشکی در آمریکا
پروفسور اسد میماندی روانپزشک در آمریکا
پروفسور میکائیل میراحمدی پزشک در آمریکا
پروفسور وحید محسنین رئیس بیمارستان در آمریکا
پروفسور حمید معتبر عضو هیئت پزشکی بیمارستان در آمریکا
| |||
|
|
غذاهایی که شکم شما را آب می کنند
28 تیر 88 - 00:55 | |||
| |||
|
غذاهایی که شکم شما را آب می کنند
*قطع مصرف هله هوله دکـتر ”لزلی بونسی” از دانشگاه پترزبورگ، بخش پزشکی اظــهار می دارد: ”بسیاری از آبنبات ها و اسنک ها شامل گـلیسـیرین و شــکر بالایی هسـتند. در معده به طور کامل هضم نمی شوند و این امر سبب می شود که شکم شما نفخ کند.” دکتر ”دیانا تیلور” از دانشگاه کالیفرنیا، ایالت سنفرانسیسکو، بخش حفظ سلامتی معتقد است که: ”ورزش های سنگین، فشار و تنش فراوانی را بر روی بدن شما وارد می آورند و همین امر موجب می شود که عضلات برای مدت زمان طولانی نرم و سست باقی بمانند. اما نرمش ملایم و متعادل (مثل یوگا و پیاده روی) به آب شدن چربی ها سرعت می دهد و مشکل شما را در مدت زمان کمتری حل می کند.” مصرف بیش از حد ادویه جات و نمک ها باعث می شود که شکم شما نفخ کند. یک چهارم فنجان سس کچاپ سه برابر مقدار سدیمی که بدن شما در طول روز نیاز دارد، را فراهم می سازد. یک قاشق سوپخوری سس سویا جایگزین مناسبی برای آن خواهد بود. این ماده طبیعی ادرار آور بوده و اثر نفخ آور نمک را از بین می برد. می توانید آنرا در گوجه فرنگی، موز، ماهی قزل آلا، بادام و گیلاس پیدا کنید. نوشیدن آب به میزان لازم، باعث می شود تا آبی که در بدن شما به دلیل وجود نمک جمع شده به آسانی خارج شود و نفخ شکمتان از بین برود. ۱-دراز نشست استاندارد….. ۲-دوچرخه…..۳- دراز نشست عمودی … ۴- ورزش پهلوها |