- 1
- 2
سنه یازیرام ....تا.. 25 مرداد 87 - 10:41 |
سوگلیم سن کی بیلیرسن بو غریب دنیا یالاندیر .... اینانیرسان اوجا داغلار باشی چوخ شهلی دوماندیر...... اینسانین یاخشیلیغی تکجه بو دنیادا قالاندیر. |
اوخی هله سورا گولرسن گولوم... 27 تیر 87 - 21:17 |
|
گوزللره سلام اولسون.. 7 تیر 87 - 11:36 |
![]()
داغلارین چیچكلری باغلارین پیچكلری سوزلرین گوچکلرینی دولانیب تاپمشام بوتون بولاریبیر دونیا عشقینن سانا یازمشام |
تورک سئوزی... 26 خرداد 87 - 16:15 |
ایسترم گوزلریوین نقشینی تصویره چکم نیلیم سنسیز عزیزیم نیه دنیا ده تکم سن منیم نازلی گولومسن گوزلیم دردین آلیم اوزون انــصـا ف ایــلــه ســـنـــسیــز نــجــه دنـــیــا ده قـاـلـیم |
اللها توکل...سنه ارادت 25 خرداد 87 - 19:55 |
یک جایی خواندم که: وقتی خدا بهت میگه باشه چیزی را که میخواهی بهت میده ٬ وقتی میگه صبر کن چیز بهتری بهت میده ٬وقتی میگه نه داره بهترینها را برات آماده میکنه. پس خدایا من همچنان صبر میکنم برای بهترینهایت یک جایی خواندم که: دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش گفتم : دل و جان در سر کارت کردم وقتی خدا بهت میگه باشه چیزی را که میخواهی بهت میده ٬ وقتی میگه صبر کن چیز بهتری بهت میده ٬وقتی میگه نه داره بهترینها را برات آماده میکنه. پس خدایا من همچنان صبر میکنم برای بهترینهایت ...
|
ای گوزل اللهیم... 25 خرداد 87 - 19:44 |
پروردگارادستان پر تمنایم را به سویت دراز کردمتنهایم مگذار که بی تو تنهاترین تنهایم.پروردگاراعشقت را بر من بتابانتا گرمای عشقت وجودم را فرا گیردمرا رها مکن که در این بیابان سرگشته ترینم.پروردگاراتنهایم ، تنهاترم مگذار ... |
سلام به بهار.. 25 خرداد 87 - 19:41 | ||||
| ||||
خدایا سرای محبت کجاست.. 6 خرداد 87 - 21:18 |
دراین دنیا نكردم من گناهی/// فقط كردم به چشمانت نگاهی/// اگر باشد نگاه من گناهی// مجازاتم بكن هر طور که خواهی
گر مهر بودم می تابیدم، ابر بودم می باریدم، اگر خدا بودم می آفریدم تا بدانی دوستت دارم، اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ایمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هیچ بودی از تو ابر سپیدی می ساختم، از تو خورشید با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسیم ملایمی می کردم از تو خدایی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوست دارم |
یولداش...قارداش 16 دی 86 - 09:33 |
![]() ![]() صدایم در برابر صدایت بی صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابیناست، خنده هایم در كنار خنده هایت خالیست، پس بدان بی تو هیچم، تنهایم نگذار تا با تو هم آواز شوم![]()
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی قلم خشكیده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم رفیقان یك به یك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
|
یک استکان چای..... 25 آبان 86 - 19:06 |
![]()
عصر رنگ و ریا یک استکان چای مقداری شکر و یک بغل اندوه... دلکم ! درختان سالهاست که ایستاده میمیرند.... اسمان پارس دشت ستاره هاست.. کی رخ می نمایی بر تنهایی من....! ![]() ![]() ![]() |
- 1
- 2












سلام به همه جمع صمیمی دوستان کلوبی...پایدار و سربلند باشید در پناه حق...





