تبلیغات


__
سنه یازیرام ....تا..
25 مرداد 87 - 10:41
سوگلیم سن کی بیلیرسن بو غریب دنیا یالاندیر .... اینانیرسان اوجا داغلار باشی چوخ شهلی دوماندیر...... اینسانین یاخشیلیغی تکجه بو دنیادا قالاندیر.
  • ارسال نظر (0)
اوخی هله سورا گولرسن گولوم...
27 تیر 87 - 21:17
سلام به همه جمع صمیمی دوستان کلوبی...پایدار و سربلند باشید در پناه حق...

 

غضنفر دیر میرسه سر کلاس، یه خورده بعد هم خوابش میبره و صدای خرو پفش حسابی در میاد معلمه دیگه طاقت نمیآره سرش داد میزنه میگه: ببین اینجا کلاسه , نمی تونی اینجا بخوابی غضنفرمیگه: اگه شما اینقدر سرو صدا نکنید، میتونم..19.gif25.gif

 

توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟سرباز میگه: وقتی یک فرمانده میترسه و عقب نشینی میکنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه..05.gif

 

غضنفر با قایقش وسط دریا بوده، یک یارو رو در حال غرق شدن میبینه، بهش نزدیك میشه، میپرسه: داری غرق میشی؟یارو بزور سرشو از آب درمیآره میگه: آره، چطور مگه؟14.gif

 

یک معتاده میره دوره سربازی، همون صبح روز اول یارو سرگروهبانه شروع میکنه به دستور دادن نرمشهای بدنی و دویدن و … میبینه معتاده خیلی آرومه و هیچ کاری نمیکنه، خلاصه واسه اینکه هم حال اینو بگیره و هم به بقیه درسی بده ، به معتاده میگه باید 10 بار دور میدون بدویی، بعدشم بیای اینجا 50 تا شنا بری, بعدشم 50 تا بارفیکس بری بعدشم از اینجا تا میله پرچم سینه خیز بری
 یارو معتاده به سرگروهبانه میگه: جناب شروان، مگه دوره شرباژی , شش شال شده..04.gif19.gif

 

غضنفر بچه اش درس نمیخونده میخواسته تهدیدش کنه میگه: اگه درس نخونی میفرستمت حوزه علمیه بری آخوند بشی28.gif
 
از لره می پرسن: اگه گفتی کی به همه محرمه؟ یک خورده فکرمیکنه میگه: سوپر مارکت سر کوچه! میگن: چرا؟میگه: چون به همه شیر میده

 

زن و شوهری تو تئاتر نشسته بودند و مرتب با هم پچ پچ میكردند. یک مرده از ردیف عقب با حالت اعتراض، به شوهر میگه: آقا، ما حتی یك كلمه هم نمی فهمیم, مرده با عصبانیت میگه: اصلا” به شما هیچ ربطی نداره كه من و زنم به هم چی میگیم..

 

زن: تموم بچه ها عقلشون رو از من به ارث بردن.   مرد: … حق با تست، چون عقل من سر جاشه

 

اصفهانی میره خدمت سربازی...وقتی مرخصی میاد...بابا و داداششو با کلی ریش میبینه "میزنه زیر گریه و میگه:چی شده؟من طاقت ندارم..باباش میکه کره خر چرا ریش تراشو با خودت برده بودی...

 

((کمربند شلوار ضامن سلامتی شماست)) روابط عمومی شهرداری قزوین

 

میدونی فرق شما با فرغون چیه:فرغون گل میبره "شما دل میبری
گوزللره سلام اولسون..
7 تیر 87 - 11:36

داغلارین چیچكلری باغلارین پیچكلری سوزلرین گوچکلرینی دولانیب تاپمشام بوتون بولاریبیر دونیا عشقینن سانا یازمشام

تورک سئوزی...
26 خرداد 87 - 16:15

ایسترم گوزلریوین نقشینی تصویره چکم

نیلیم سنسیز عزیزیم نیه دنیا ده تکم

سن منیم نازلی گولومسن

گوزلیم دردین آلیم

اوزون انــصـا ف ایــلــه

ســـنـــسیــز نــجــه دنـــیــا ده قـاـلـیم

اللها توکل...سنه ارادت
25 خرداد 87 - 19:55

یک جایی خواندم که:

وقتی خدا بهت میگه باشه چیزی را که میخواهی بهت میده ٬ وقتی میگه صبر کن چیز

بهتری بهت میده ٬وقتی میگه نه داره بهترینها را برات آماده میکنه.

پس خدایا من همچنان صبر میکنم برای بهترینهایت ...

یک جایی خواندم که:

دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش
بادها دلتنگند ، دستها بیهوده ، چشمها بی رنگند
دوستم داشته باش
شاخه ها می لرزند ، برگها می سوزند ، یادها می گندند
باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز ، آشتی كن با رنگ ، عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش
سیبها خشكیده ، یاسها پوسیده ، شیر هم ترسیده
دوستم داشته باش
عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه چه كوتاهند
دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران ، گرمتر از لبخند، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت
شادتر خواهم شد ، ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش
برگ را باور كن ، آفتابی تر شو ، باغ را از بر كن
دوستم داشته باش
عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه چه كوتاهند
خواب دیدم در خواب آب آبی تر بود، نور پر سوز نبود، زخم شرم آور بود
خواب دیدم در تو، رود از تب می سوخت، نور گجسو می بافت، باغچه گل می دوخت
دوستم داشته باش
عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه چه كوتاهند.19.gif11.gif

گفتم : دل و جان در سر کارت کردم
هرچیز که داشتم نثارت کردم

گفتا : تو که باشی که کنی یا نکنی ؟
آن من بودم که بی قرارت کردم ...10.gif19.gif

وقتی خدا بهت میگه باشه چیزی را که میخواهی بهت میده ٬ وقتی میگه صبر کن چیز

بهتری بهت میده ٬وقتی میگه نه داره بهترینها را برات آماده میکنه.

پس خدایا من همچنان صبر میکنم برای بهترینهایت ...

 

ای گوزل اللهیم...
25 خرداد 87 - 19:44
پروردگارا
دستان پر تمنایم را به سویت دراز کردم
تنهایم مگذار که بی تو تنهاترین تنهایم.
 
پروردگارا
عشقت را بر من بتابان
تا گرمای عشقت وجودم را فرا گیرد
مرا رها مکن که در این بیابان سرگشته ترینم.
 
پروردگارا
تنهایم ، تنهاترم مگذار ...
سلام به بهار..
25 خرداد 87 - 19:41
سلام.....وباز سلام.

 

هیچ زمستانی طولانی نیست،حتی اگر همه شبهایش یلدایی باشد.

بهار می آید،با سماجت از پشت جوانه ها بر شاخه های ترد یاس،چسبیده به پای نازک

پرنده ای بر شاخه خشک و در بازی انگشتان دخترک در آب تنگ ماهی قرمز و در

نجوای ناودان بر آسفالت شکسته پیاده روهای شهرمان.

بهار با همه جلوه های حیاتش می آید تا به زیستن سرمازده و زمستانی با شکوه زندگی

ببخشد. در واپسین لحظه سال یادمان نرود قول و قرارهایمان با خودمان،اگر پیام مهر

ودوستی داریم هر چه زودتر فریادش بزنیم.
خدایا سرای محبت کجاست..
6 خرداد 87 - 21:18
دراین دنیا نكردم من گناهی/// فقط كردم به چشمانت نگاهی/// اگر باشد نگاه من گناهی// مجازاتم بكن هر طور که خواهی

 

گر مهر بودم می تابیدم،

ابر بودم می باریدم،

اگر خدا بودم می آفریدم تا بدانی دوستت دارم،

 اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم،

 اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم،

اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم،

اگر خدا بودی به تو ایمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم،

اگر هیچ بودی از تو ابر سپیدی می ساختم،

 از تو خورشید با شکوهی بوجود می آوردم،

 تو را نسیم ملایمی می کردم

 از تو خدایی بزرگ می ساختم،

تا بدانی که فقط تو را دوست دارم

یولداش...قارداش
16 دی 86 - 09:33

صدایم در برابر صدایت بی صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابیناست، خنده هایم در كنار خنده هایت خالیست، پس بدان بی تو هیچم، تنهایم نگذار تا با تو هم آواز شوم

 

 

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی قلم خشكیده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم رفیقان یك به یك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

 

می خواستم برایت هدیه ای بفرستم نسیم گفت مرا بفرست تا موهایش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشویم و اشکهایش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدی.

 

شبی از شبها تو به من گفتی كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی كه تو فانوس شب من باشی

 

 

   

 

یک استکان چای.....
25 آبان 86 - 19:06

عصر رنگ و ریا
من
صدای اب
و یک اهنگ قشنگ...
سکوت کلام
در رگه های خاموش من
رقص حباب بر سینه اب
واین همه نیرنگ...
هزار عقربه گذشت
از ساعت پنج و نیم عصر
اما تو نیامدی...
قرار ما

در کنار اب
یک استکان چای
مقداری شکر
و یک بغل اندوه...
دلکم !
درختان سالهاست
که ایستاده میمیرند....
اسمان پارس
دشت ستاره هاست..
کی رخ می نمایی بر تنهایی من....!
__