- 1
- 2
.... 4 مهر 86 - 17:35 |
مردم همیشه به درختی سنگ پرتاب میکنند که میوه دارد..... |
....... 19 خرداد 86 - 15:44 |
بنگر خورشید چگونه از دل تاریكی سربرمی آورد....... |
......... 19 اردیبهشت 86 - 03:23 |
بحق ترین و بیرحمانه ترین كیفر آن فراموشی كامل و پرآرامش چون فراموشی گورستان ، كه می گذارد مهر از كسانی ببریم كه دیگر دوستشان نمی داریم همین است كه حدس بزنیم همین فراموشی نصیب حتمی كسانی هم خواهد بود كه هنوز دلبسته شانیم ..... |
سكوت ...... 7 آبان 85 - 03:32 |
گاه در صبر و سكوت بر سر درد ، قدرتی است كه در بی تابی فریاد نیست ............... |
درخت غریب.... 21 مرداد 85 - 02:00 |
دیدم در آن كویر درختی غریب را محروم از نوازش یك سنگ رهگذر تنها نشسته ای ، بی برگ و بار ، زیر نفسهای آفتاب در التهاب ، در انتظار قطره باران در آرزوی آب . ابری رسید ، - چهر درخت از شعف شكفت . دلشاد گشت و گفت : « ای ابر ، ای بشارت باران ! آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت ؟! » غرید تیره ابر ، برقی جهید و چوب درخت كهن بسوخت !
|
پائولو كوئلیو 31 اردیبهشت 85 - 05:50 |
سعی نكنید ، همواره سازگار باشید . هرچه باشد ، پولس قدیس گفته:خرد جهان در دیدگان خداوند جنون است . سازگاری به معنای آن است كه همواره كراواتی ببندیم كه به جوراب ما می آید . به معنای آن است كه فردا هم همان عقیده امروز را داشته باشیم . پس حركت سیارات چه ؟ كجا می روند ؟ تا زمانی كه به دیگری آسیب نمی رسانید ، هر از گاهی تغییر عقیده بدهید . بی احساس شرم خودتان را نقض كنید . این حق شماست . مهم نیست كه دیگران چه می اندیشند ...... چون در هر صورت فكرش را می كنند . پس آرام باشید . بگذارید جهان راه خودش را برود . لذت غافلگیر كردن خود را كشف كنید . پولس قدیس گفته:خداوند روی زمین دیوانگی ها را خلق كرد تا خردمندان را شرمنده كند . |
.............. 31 اردیبهشت 85 - 05:43 |
پنداشتی ، چون كوه ، كوه خامش دَمسردم ؟ بی درد ، سنگ ساكت بی دردم ؟ - نی ؛ قله ام ، بلندترین قله غرور . اینك درون سینه من التهابهاست . هرگز گمان مبر ، شد خاطرات تلخ فراموشم هرچند نستوه كوه ساكت و سردم - لیك آتشفشان مرده خاموشم . |
........ 30 اردیبهشت 85 - 07:21 |
دیگر برای دیدن او نیست ؛ بی گمان كاین راه صعب را همه شب بر خود ، هموار می كنم . او مرده است او مرده است در من و دیگر وجود او از یاد رفته است . در من تمام آنهمه شبها و روزها ، برباد رفته است . اینك ، من با عصای پیری خود در دست بر جان خود تمامی این راه سخت را ، هموار می كنم . اما برای دیدن او ؟! - هرگز ! من از مزار عهد جوانی خویشتن ، دیدار می كنم . |
عشق 18 مهر 84 - 21:00 |
عشق میزبانی مهربان است گرچه برای میهمان ناخوانده خانه عشق سراب است و مایه خنده ! |
عشق 18 مهر 84 - 20:58 |
عشق رازی است مقدس برای کسانی که عاشقند عشق همیشه بی کلام می ماند اما برای کسانی که عشق نمی ورزند عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست .... |
- 1
- 2







