پاره ای از زندگی نامه خودم 12 تیر 85 - 07:56 |
.بسم رب سید الشهدا ساعت5:30بعدازظهربودمدرسه ی ما تعطیل شد.من وعده ای از بچه ها منتظر سرویس مدرسه بودیم.هرچه انتظار كشیدیم سرویس نیامد.تصمیم گرفتیم با پای پیاده به سمت خانه هایمان كه در فاصله دوری از مدرسه قرار داشت ، حركت كنیم.راه افتادیم در راه بچه هابرای هم تنقلات می گرفتنداما من حس غریبی داشتم.كم كم داشتیم به میدان آزادی نزدیك می شدیم ومن حسم شدیدتر می شد.به میدان كه رسیدیم بچه ها به دنبال گرفتن تاكسی بودئدتا اینكه سید محمد نصیری كه سال سوم راهنمایی بود یك تاكسی كرایه كرد.بچه ها یكی پس از دیگری سوار تاكسی می شدندمن به خاطر ترسی كه از دزدیدنم داشتم سوار نشدم انگار به سیدمحمد الهام شده بود مرتب به من می گفت حمید سوار شو... به زور دست مرا گرفته بوداما من می ترسیدم وسوار نشدم.تا اینكه بچه ها رفتند. من پسربچه ا ی تنهادرآن تاریكی شب درخیابان پرازماشین آزادی در حركت بودم ازمیدان كم كم دورمی شدم وبه سه راه شریف آبادرسیدم به چراغ خطر هیچ توجهی نكردم ومی خواستم به آن طرف خیابان بروم به راه افتادم. باسرعت می دویدم. خدارحم كرد اولین ماشین به من نزد.چون یك ده تن بود.همین طوربه دویدنم ادامه می دادم، كه درعرض چند ثانیه سپرجلوی ما شین راننده ای كه در نیروی انتظامی خدمت می كردبه من برخوردكرد. نفهمیدم چه اتفاقی رخ داد.به روی زمین افتادم. خوب بود كیفم رابه پشتم انداخته بودم وسرم به زمین نخورد.درآن لحظات مردم اطراف من رااحاطه بودند اماهیچ كس جرات بلند كردن من رانداشت بعدازبیست دقیقه ناگهان یك مردخدایی رسید ومراازروی زمین بلند كردوبه داخل ماشینش برد. سربازمی ترسیدوگریه می كرد.من در آن لحظات دیدم كه خون تمام وجودم راگرفته .در حال رسیدن به بیمارستان بودیم. به بیمارستان كه رسیدیم سربازمرابلندكردوبه سرعت من را به سوی اورژانس برد و روی تخت خوابان. همه با لباسهای یك دست سفیدبه طرف من می آمدند.یكی به سرعت پای مراباندپیچی می كرد یكی آدرسم رامی پرسید.تا اینكه آن مرد خدایی دانست كه فامیل من كیهانی است ،عمویم را شناخت وبه طرف خانه ی عمویم حركت كرد.مراوارداتاق عكس برداری كردندهنوزازاتاق بیرون نیامده بودم كه خبر به پدرومادر وهمسایه ها وهمكاران پدرم رسیده بود. وقتی از اتاق بیرون امدم مادرم ازیك طرف گریه وزاری می كرد و دیگران هم از طرفی دیگر. دكترها جواب رد داده بودند.پدرم تصمیم داشت هرچه زودترباهرچه امكان داشت مرا به تهران برساند .حتی قرار شدمراباهواپیمابه تهران برسانند.اما دكترهامی گفتند اگراین واقعه درامریكارخ می داد به احتمال 99% این پارا قطع می كردند. اگراین بچه رابخواهیدبه تهران ببرید درراه جانش را از دست می دهد . به همین دلیل تصمیم به قطع پایم كردند. مرا به سوی اتاق عمل می بردند.همه جا سبزبود .روی سرمن چندچراغ روشن بود.مثل اینكه لحظه ی مرگم رسیده بود. پرستارها مرا برای قطع پا آماده می كردند. مردخدایی متوجه ی چیزی شد. انگاربه او الهام شده بود كه پایم قطع نمی شود. دیدم كه او یكد فعه نماند. بعداز چند دقیقه با یك مرد از سادات واردبیمارستان شد. او فوق تخصص قلب وعروق بود وقتی كه از جریان پای من مطلع شد ، گفت: دراین جا امكانات لازم برای پیوندپا وجود ندارد.همه ی امیدها از دست رفته بود دكتر امیری، فوق تخصص اورتوپد می خواست از پدرم اجازه ی قطع پایم رابگیرد. پدرم كه هنوز در شك بود ازحرف های دكتر چیزی متوجه نمی شد.عمویم به جا ی پدر م قبول كرد دكتر، عمو وپدرم را برای گرفتن آمپول قطع پابیرون فرستاد. بعدازچنددقیقه آن دو به بیمارستان رسیدند. وارد بیمارستان كه شدندبه سرعت از پله ها بالا می رفتند كه عمویم به خاطر شكی كه از دیدن من داشت، روی پله ها افتاد.به هر طریقی كه می توانست بلندشد. هر دو به طر ف اتاق عمل آمدند تاآمپول را به دكتر بدهند همین كه می خوا ستند آمپول را به دكتربدهند صبری آمد. انگارخداآن را رساند .دكتر برگشت دكتری كه با آن بیمارستان هیچ قراردادینداشت ،وضو گرفت وبه همه گفت دعا كنید من یك وسیلم همه چیز در دست خداست. اوست كه به دستم فرمان میدهد ومن آن را اجرا می كنم . ساعت8:30بود دكتر وارد اتاق عمل شد باخود فكر می كردم آنان كه لباس سبز رنگی به تن دارند حتما فرشته اند، فرشتگان این كره خاكی اطرافم را احاطه كرده اند. یكی از این فرشتگان كم كم نزدیك من می شود. انگار می خواهد مرا به آسمان تاریك ببرد. به من رسید .بله با تزریق آمپول مرا به آسمان تاریك برد. عمل آغاز شد . همه پشت در اتاق عمل منتظر بودند ،مادرم دعا می كرد پدرم طاقت نمی آورد. عمویم پر جنب و جوش بو د . لحظات یكی پس از دیگری می گذشت . همه منتظر بیرون امدن من بودند لحظات انتظار به اتمام رسید. من را ساعت4:30صبح از اتاق عمل بیرون آوردند .همه دور اطرافم گرفته بودند. به داخل بخش رسیدم. مرا سوار مر كبی كردند دكترها به پدرم گفته بودند اگر خون از داخل شریان پا بگذرد . این عمل با موفقیت انجام شده واحتیاجی به قطع پا نیست .همه منتظر عبور خون بودند. پدرم هر چند لحظه یك بار نبض پای من را می گرفت. نبض نمی زد. نا امید شده بود. دست به دعا برداشت .موقعه اذان فرا رسید پدرم انگشتش را روی پایم گذاشته بود همین لحظه بانگ((الله اكبر)) مؤذن از بلند گوی بیمارستان بلند شد. خون از داخل پایم عبور كرد وپدرم سجده ی شكر به جاآورد.همه خوشحال بودند. واما منتظر ادامه ی داستان باشید.این هم یكی از عنایتهای خداوند بزرگ بود امیدوارم كه خوشتان آمده باشد .دوست دار شما حمید رضا همیشه به خدا توكل كنید وظهور آقارو ازش بخواید . به یاد عدل گستر جهان التماس دعا |
نامه ای به رهبر انقلاب 23 اردیبهشت 85 - 08:14 |
بسم رب سید الشهدا من مادر دو شهید بنام های رجبعلی وعباسعلی خالقیان از شهر كلاته شاهرود هستم .روز جنگ ما باتمام توان اسماعیلهای خود را به قربانگاه فرستادیم واز جان خود گذشتیم تا امروز سایه ولایت بر سرمان باشد وبسی خوشحال وخرسندیم چرا كه حضور شهیدان التیام بخش تنهای هایم است . - آقا جان ، یك چیزی همیشه برایم آروزی بزرگی بوده است و می ترسم با وجود بیماری كه دارم به آن دست نیابم وآن روز آرزوی دیدار شماست. - آقا جان ، امروز پس از سالها رنج ومشقت در این زمانه تنهایی آیا دیدار روی شما ولی امر مسلمین آرزوی محال است ؟ - فرزند پاسدارم می گفت كه شما بسیار به خانواده شهدا سر می زنید و گاهی سر زده به نزد آنها می روید .آقا جان اجازه بدهید این بار من رنج سفر راتحمل كنم وبه پابوسی شما بیایم. - آقا جان ،اجازه دهید این دم آخر ،چهره ی نائب امام زمان (عج)را ببینم. چراكه نه مكه ،نه كربلا ونه .... نصیب این مادر دو شهید نشده است . اگر دیدار شما هم نصیب نشود بسی سخت است. - چشم انتظار دیدار شما می مانم همانطوری كه در انتظار فرج آقا امام زمان(عج) چشم انتظار هستم . سمنان : كبری خالقیان مادر دوشهید |
جهاداكبر 4 اسفند 84 - 23:50 |
بسم رب سیدالشهدا جهاداكبر (( وامره آن یكسر نفسه من الش هوات ویزعها عندالجمحا ت ،فان النفس امارت بالسؤالام رحم الله )) (فرازی ازفرمان امام به ما لك اشتر) واورا(مالك)امرمی كند كه نفس خودراهنگام شهوات وخواهش هابازداردوتاعنان به دست اونیفتاده ودرسختی هایش نیفكنده آن را مهاركند.حضرت دستورمی دهد كه نفس خود رابازداردوبشكند؛زیرانفس انسان سركش است.اگرانسان اورابه اختیارخودبگذاردآدم راباخطرهای شدیدمواجه می سازدوازقله های عزت به انتهای دره های ذلت پرت می كند.نكته ای كه دراین قسمت ازفرمان حضرت وجوددارداین است كه نمی فرمایدمثلا"مواظب باش كه شهوت برتوغلبه نكند،بلكه دستورمی دهد *جهادبانفس بالاترین جهاد بالاترین جهاد،جهادبانفس است.انسان موفق كسی است كه قبل ازهرچیزبانفس خودش كه نفس اماره است وهمیشه هم می خواهد حرف خود را به كرسی بنشاند مبارزه واوراپشیمان بنماید . حضرت امام موسی بن جعفر(ع)از پدران خود(ع)روایت كرده است كه امیرالمؤمنین علی (ع)فرمود: رسول خدا(ص)گروهی از لشكریان را به جنگ فرستاد . چون باز گشتند،فرمود: خوشا به حال گروهی كه از جهاد اصغر فراغت یافته اند وبرای آنان جها د اكبر باقی مانده است . گفتند :یا رسول الله ! جهاد اكبر دیگر چیست ؟فرمود: جهادبا نفس .سپس فرمود : با لاترین جها،جهاد كسی است كه با نفس خود مبارزه كند . دشمن دو نوع است :یكی دشمن خارجی ،دیگری دشمن داخلی . دشمن خارجی كسی اسست كه با آدم دشمنی دارد و می خواهد به انسان ضربه بزند . به انسان حمله كند. به جان انسان به مال انسان ،آدم با این دشمن راحت می تواند مبارزه كند واورا شكست بدهد ولیكن دشمن داخلی كه در درون انسان است و آن نفس اماره است . انسان اگر لحظه ای غفلت كند ضربات كاری به انسان وارد می كند،لذا حضرت می فرماید :با لا ترین جهاد،جهاد كسی است كه نفس خود مبارزه كند وبر او پیروز بشود او را قانع كند وسر جای خودش بنشاند . خدمت گزار كلوپ مهدویون http://www.cloob.com/club.php?id=5460 التماس دعا |
وصیت امام علی (ع)به امام حسین(ع) 4 اسفند 84 - 15:40 |
بسم رب سیدالشهدا موضوع:وصیت امیرالمومنین به حسین بن علی (ع) راویان روایت كرده اندكه وقتی ابن ملجم حضرت رامورد ضربت شمشیرخودقراردادایشان رابه درون خانه بردندهرازگاهی به حالت اغمافرومی رفتند درهمان شبی كه به شهادت رسیدند فرزندان خودراجمع كرده ونسبت به امامت حسن وحسین(ع)تصریح فرمودند وفرزندان خودرابه اطاعت ازایشان توصیحه كردندوبه آنها فرمودند:شمارابه تقواسفارش می كنم ومباداكه شیفته دنیاشویداگرچه شماراشیفتۀ خود سازدوبرچیزی ازآن كه بدان دست نیافتید،افسوس مخورید یارستمدیده ودشمن ستمكارباشیدوسپس روبه فرزندانش وكسانی ازبنی هاشم كه دراطراف اوگردآمده بودندنمودوفرمود:ای نوادگان عبدالمطلب زنها دستها یتان رابه خون مسلمانان آغشته نكنیدوبه بهانۀ این كه امیرالمومنین كشته شدسراین وآن راباشمشیرنزنید برای خونخواهی من تنهاقاتل مرابكشیدببینیداگرمن ازاین ضربتی كه اوبر سرم وارد آورد زندگی رابدرود گفتم كه شماهم بایك ضربت كارش رابسازیدمباداكه پیش ازكشتن ،شكنجه اش بدهیدویاپس ازآن ویا پس ازآن دست وپایش رابریده هریك ازآنها رادرجایی بنهید من ازرسول (ص)خدا بارها شنیده ام كه می گفت:ازشكنجه- دادن و دست وپاوبینی بریدن،حتی دربارۀ سگ هابپرهیزید.وازجمله مواردی كه بنا به آنچه در الاعجازابن منصورالثعالبی آمده به امام حسین(ع)توصیه كرد، این بودكه:فرزندم هیچ دشواری وسختی كه پس از آن بهشت باشد،سخت ودشوارنیست وهیچ خیروراحتی كه پس ازان دوزخ باشدخیروراحتی نیست وهر آسایشی بدون بهشت ،پر رنج ودرد است وهر بلایی كمتر از دوزخ ،عافیت است ،فرزندم بدان كه هر كس عیب خود را شناخت به دیگران كار ی ندارد وهر كس به قسمت خدا خشنود باشد به خاطر آنچه كه از دست می دهد افسوس نمی خورد وهركس شمشیر كین برافرازد خود را می كشد وهر كس برای برادرش چاه كند خودش درون آن می افتد وهر كس پرده از حجاب دیگران بر گیرد نادیدنی ها ی خانه اش برملا شود وهركس گناه وخطای خویش را فراموش كند گناه دیگران در نظرش بزرگ جلوه می كند وهر كس كارها را دشوار گیرد هلاك می شود وكسی كه خود را به دریا افكند،غرق می گردد وهر كس ازخود راضی شود،گمراه می گردد وهر كس از خرد خود یاری نگیرد خوار گردد وهر كس نسبت به مردم تكبر ورزد ،زبون می شود وهر كس نادانشان انگارد ،مورد بی احتراسی واقع می شود وهر كس،به كارهای زشت نزدیك شود مورد نكوهش دیگران قرار می گیرد وهركس با پلیدان وفرومایگان معاشرت كند تحقیر گردد وهر كس با علما نشست وبرخاست كند ،وقار میابد. فرزندم ،از خود راضی بودن هر كس دلیل بر سبكی عقل اوست ادب آن است كه آنچه را برای دیگری نمی پسندی برای خود نپسندی وهمان وظیفه ای كه تو نسبت به برادرت داری اونیز نسبت به تو دارد... واز این گونه پندها وراهنمایها كه حضرت بنا به آنچه در اعجاب الایجاز ثعالبی ودیگر مجامیع حدیث وكتب تاریخ آمده ،امام حسین را بدانها ،فراخواند. خدمت گزار كلوپ مهدویون http://www.cloob.com/club.php?id=5460 |
بسم رب سید الشهدا 4 اسفند 84 - 00:35 |
بسم رب سید الشهدا علائم ونشانه های ظهور می دانیم كه درمورد امام زمان(عج) كتاب وسایتهای انحرافی وجود دارد كه درمورد كتاب شناسی امام زمان(عج) چند نكته در این جا باید گفت : 1- از كتاب های استفاده كنیدكه احادیث نقل شده درآن دارای سند در پاورقی كتاب باشد . 2- از سایتهای استفاده كنید سند های احادیث نقل شده را آورده باشد . این احادیث بر گر فته از نشانه های شگفت انگیز محمد جواد مهری كرمانشاهی الف)معنی كلمه ی آخر الزمان معنی كلمه ی آخر الزمان از امورنسبی به شمار می رود، به این معنا : زمان فعلی كه مدت یكهزار و چهار صد واندی سال از هجرت پیامبر اكرم (ص) می گذردنسبت به آن زمان كه آن حضرت مبعوث به رسالت وپیغمبری شده می توان گفت : آخر الزمان است ومدت پانصد یا هزار یا دو هزار سال آینده رانسبت به زمان فعلی ما می توان گفت :آخرالزمان است و...... بنابر این ،آخر الزمان یك زمان معلوم ومحدودی نیست تا بتوان گفت : فلان زمان آخرالزمان است ؟همنطور كه نمی توان زمان وموقع ظهور حضرت مهدی (عج) راتعیین نمود همانطور هم نمی توان آخرالزمان را محدودومعلوم كرد دراینجا لازم است كه خود حدیثی را بیاورم(.كسی كه وقت ظهورا تعین كند دروغ گو است) آری از یك طریق تا اندازهای می توان معنی كلمه ی آخرالزمان را دریافت وآن این است : وقتی آن موضوعاتی كه پیامبر(ص) وآل اطهر آن حضرت خبر داده اند عملی شوند . چناچه قسمتی از آنها عملی شوند .چنانكه قسمتی از انها عملی شده (وبعداز این درصفحات آتی خواهیم خواند )آن زمان را می توان آخرالزمان گفت ودر انتظار ظهور مهدی(عج)بود. ب)روایات پیرامون ظهور درمورد علائم ظهور ، روایات وارده گوناگون و متنوع است وبا زبانهای مختلف سخن گفته است زیرا بعضی از این روایات جو اجتماعی وبه ویژه وضع جوامع اسلامی را پیش از ظهور تشریح می كند وبرخی دیگر حوادثی را كه نزدیك به ظهور واقع می شوند شرح می دهد ،برخی هم بروز حوادث عجیب را بیان می كند وبعضی روایت هم به حوادث پس از ظهور اشاره دارند اینك به برخی ازآن روایات اشاره می كنیم . عمل نكردن به دستورات الهی حذیفه می گوید دیدم رسول خدا(ص) پرده ی كعبه را گرفته وگریه میكند. عرض كردم یا رسول الله! چه چیزی شما را به گریه آورده است؟خداوند چشمان شما را نگریاند.فرمودند:ای حذیفه! دنیا از بین رفته یا مثل اینكه تو در این دنیا نبودی .عرض كردم پدر ومادرم به قربانت باد! آیا علائمی هست كه دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد ؟فرمودند :آری حذیفه! مطالبی كه می گویم به قلبت بسپار و با چشمانت ببین وباانگشتانت شمار كن 1-وقتی كه امت من نمازراضایع كنند.2- واز شهوت پیروی می كنند (از هوا ها وخواهشهای نفسانی وشهوات تبعیت وپیروی كنند ). 3- وخیانت درمیان مرد زیاد شود (خیانت به انواع واقسام مختلف در میان همه طبقات زیاد شود .4- وامانت وامانتداری كم شود(وبه آن بی اعتنا باشند وافراد امین كم شوند).5- ومشروبات الكلی بنوشند(شرب خمر كنند).6- وامنیت از راههای هوایی وزمین برداشته شود .7- ومردم همدیگر راسب ولعن كنند .7- خانواده هها در دامن فساد سقوط كنند (مانند بی حجاب ،رقاصی ،قمار و...) 8- مردم در زندگی گرفتار تجملات ومدپرستی شوند وسرانجام قناعت ومیانه روی متوك گردد .9- افراد جامعه نسبت به یكدیگر بدبین شوند(سوءظن وعدم اعتماد بر جامعه سایه افكند).10- درختكاری زیاد شود ومحصولها اندك شود .11- قیمتها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سر سام آور بالا برود تا جایی كه زندگی را تبدیل به جهنم سوزان كند).12- عمل شنیع لواط علنی شود .13- عمل خلاف،پسندیده شود .ناسزا وفحش دادن به پدران وماادران را وسیله سرگرمی ومزاح قرار دهند. 14- آشكارا ربابخورند(وكوچكترین ترسی از خدا نداشته باشند).15- زنا وبی عصمتی در میان مردم رواج پیدا كند. 16- افراد نادان وسفیه زمام امور را به دست گیرند 17- افراد از اخلاق وكار خویش تعریف كنند.18- مردم خانه های خود را بیارایند ودیوارهای آنرازینت دهند وقصرها وخانه ها بلند ساخته شوند(مانند ساختمانهای چند طبقه ای كه آسایش وامنیت را از همسایه ها سلب می كند). 19- باطل رابه لباس حق جلوه دهند.20-زشتی دروغ از بین ببرود بحدی كه لباس راستی بر آن بپوشانند.21- خاموشی وسكوت را ،بی خردی بدانند.22- كارهای ناپسند براعمال خوب غلبه پیدا كند (مردم طرفدار كارهای بد شوند).23- محبت نسبت به یكدیگر وصله ی رحم از دلها ی مردم برداشته شود.24- ومردم كارهای باطل وناچیز را نیكو می شمارند . 25- جامه ی نرم وزیبا ونازك بپوشند(وبدن آنها از روی لباس پیدا باشد).25- رغبت به دنیا پیدا كنندوآنرا بر آخرت مقدم بدارند.26- رحم از دلهای همه مردم برود .27- فساد جنبه ی عمومی پیدا كند (خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو).28- قرآن رابه بازی بگیرند(از نام آن وآیاتش به نفع اهداف شوم خود سوءاستفاده كنند).29- اموال بیت المال را ((وجوه شرعیه)) بدانند(یا حقوق شرعیه مال خود را ندهند وبگویند مال خودمان است ).30- مسكرات را با تغییر نام حلال بدانند. 31- ربا را به نام خرید وفروش بگیرند .32- به نافرمانی از خداوند (گناه كردن)مباهت كنند. 33- دلهای مردم پر از تكبر ونخوت شود. 34- درچنین وضعی دیندار باید دین خود را بردارد و از یك طرف به آن طرف واز این قله كوه به آن قله واز این دره به دره دیگر برود تا سلامت دین داشته باشد.35- از اسلام باقی نمی ماند جز اسمی .36- واز قرآن باقی نماند جز رسمی (قرآن در دلها كهنه شود وفقط اسم ورسمی از آن باقی بماند ).37-در این هنگام مساجد شان آباد باشد اما دلهایشان را از تقوا وایمان تهی وخالی (مساجد از لحاظ ساختمان مزن می سازند در صورتی كه از محتوای آن یعنی تقوا خبری نیست .) تنها محبوب مردم دینار ودرهم باشد ( ثروت دنیا از هر راهی كه باید حلال یا حرام ، مانعی نداشته باشد). اوصاف مردم آخر الزمان روایت دوم : (( در این روایت نبی نبی معظم (ص) به بعضی از علائم ظهور امام عصر روحی فداه اشاره می كنند )) جابر بن عبدالله انصاری از آن حضرت نقل می كند كه فر مودند :1- زكات دادن متروك شود وزكات دادن را زیان و ضرر تلقی كنند. 2- وسخن معمول وهمگانی شما دروغ. 3- میوه ونقل مجالس شما غیبت .4- وآنچه به دست می آورید حرام باشد 5- در آنزمان بزرگان بر كوچكان رحم نمی كنند.6-وكوچكان نیز احترام بزرگان را نگه نمی دارند .7 مرد از همسر خود اطاعت كند .8- درباره همسایه جفا كنند 9- با ارحام قطع ارتباط كنند 10- حیای كوچكان كم گردد. 11- ساختمانها رامحكم بنا كنند .12- وشهادتشان ازروی هوی هوس باشد .13- مرد پدرش رالعنت كند 14- برادر نسبت به برادر حسد ورزد15- شركاء در معاملاتشان به یكدیگر خیانت كنند.16- وفا كم شود 17- مردان خود رابه لباس زنان بیارایند .18- پرده ی حیاء از زنها برداشته شود.19- كارهای خوب كم شود وجرایم وبدیها ظاهر شود. 20- از آخرت غفلت كنند وتمام توجه خود را به دنیا معطوف دارند .21- ورع وپرهیزگاری كم شود .22- وطمع زیاد شود.23- یندگان خدا ومؤمنین در جامعه ذلیل ومنافقان در میان مردم عزیز ومحترم باشند.24- انواع خواریها درباره مؤمن واهل ایمان اعمال كنند.25- در این هنگام می بینی كه صورت این مردم چهره ی آدمی است اما قلبهای آنان دلهای شیاطین است (پر از مكروحیله وتكبروامثال این صفات رذیله وبد).26- سخنان آنان از عسل شیرین تر ،اما دلهایشان از زهر كشند . اینان گرگهای درنده ای هستند (یعنی دلشان خالی از رحمت وعطوفت انسانیاست وچیزی از مهر ومحبت در دلهایشان یافت نمی شود)كه به لباس آدمیان درآمده اند... باز آن حضرت فرمود: 1- زمانی بر امت من بیاید كه مردم دارای آراء مختلف خواهند شد . 2- وقرآن را با آواز ومزامیر وبه صورت غنا می خوانند(باسازها ونوازها)بدون اینكه از خداوند ترسی داشته باشند.3- پس چنین عصری ترانه ها وسازها وآواز ،آدمیان را به طرب می آورد آن چنان كه نفسهایشان گویی در طرب می آید .4- مردها به مرها اكتفا می كنند زنان به زنان اكتفا می كنند(اشاره به لواط ومساحقه). 5- ساز و آواز در میان آنان رواج می یابد و در جوامع خودشان از آن استفاده می كنند و كسی آنها را نهی نمی كند بلكه تشویق می كنند با اینكه یكی از گناهان كبیره بودنش بر آنها پوشیده است پس وای بر آنها از جزاء دهنده ی روز زستاخیز ، وشفاعت من به آنان نخواهد رسید و كسی كه راضی به اعمال آنها باشد وآنان را از این عمل نهی نكند نیز در روز قیامت پشیمان شود ومن از او بیزارم . روایت سوم نزال بن سبره نقل می كند كه حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) خطبه می خواندند. پس از حمد وثنای الهی فرمودند((سلونی قبل ان تفقدونی)). پس صعصعة بن صوحان كه از یاران ان حضر ت بودند برخاست و عرض كرد:یا امیرالمومنین!دجال كی خروج می كند ؟ فرمودند: برای خروج دجال علایم و نشانه هایی است كه یكی پس از دیگری واقع میشود البته پی در پی وطابق النعل بالنعل واگر بخواهی برای تو بیان میكنم صعصعة عرض كرد:بفرمایید یا امیرا لمومنین . امیرالمومنین (ع) فرمودندمطالبی كه میگویم به خاطربسپار وبدان كه علائم خروج دجال(آخرالزمان) به شرح زیر است .1- (مردم)دروغ گفتن را حلال می شمارند .2- رشوه خواری در میان مردم رواج پیدا می كند .3- دین را به دنیا می فروشند یعنی برای دست یافتن به دنیا ونعمتهای زودگذر آن از ارتكاب هیچ گناهی باك ندارند.4- نابخردان ومردم كم عقل را بر كاربگمارند. 5- زنان در كارهای اجتماعی وشخصی طرف مشورت قرار می دهند .6- شهادت دادن بر اساس زور بوجود می آید (یعنی از قدرتهای فردی واجتماعی سوء استفاده می شود ومردم را وادار می كنند كه به نفع آنان شهادتهای دروغین بدهند).7-بهتان وبرخلاف واقع گوی نسبت به مردم رایج می شود.8- زنان با مردانشان به جهت حرص به دنیا در كار تجارت شركت مكنند.9- هنر پیشه ها آوازه خوان تربیت می شوند. 10- زنها سوار بر زینها می شوند (اسب سواری،رانندگی،و...)11- زنان شبیه مردان می شوند ونیز مردان از نظر لباس وقیافه شباهت به زنها پیدا می كنند . روایت چهارم امام صادق (ع) از وجود مقدس حضرت علی (ع) روایت می كنند كه آن سرور فرمودند: مسلما زمانی بر مردم خواهد آمد كه افراد فاجر وگناهكار را مورد احترام خاص قرار می دهند .سخن چنین وبد زبان را مقرب خود می سازند وافراد با انصاف راضعیف وناتوان می شمارند . روایت پنجم محمد بن مسلم ثقفی می گوید ازامام باقر(ع) شنیدم كه فرمودند : ((قیام قائم ما زمانی خواهد بود كه )) 1- قتل وخونریزی در میان مردم رواج یابد .2-سفیانی از شام بیرون آمد.3- یمانی از یمن حر كت كند . روایایت ششم امام صادق (ع) به یكی از یارانش (حمران) در مورد عصر قبل از ظهور و اینكه فرج در چه زمانی واقع می شود فرمود: 1- وقتی كه دیدی علنا شرب خمر می شود وافرادی كه از خداوند نمی ترسند مجلس شراب را گرم می كنند.2- ودیدی كسی كه امر به معروف می كند(امر به كارهای خوب ومفید)در بین مردم ذلیل می شود .3- صاحب مال (وثروت ودارائی )در میان مردم از اصحاب ایمان عزیز تر است .4- ودیدی كه مردم فعل حرام را حلال وحلال را حرام می شمارند .(تغیر احكام)5- ودیدی كه مردم دین را با رای خودشان تطبیق می دهند (قرائت های مختلف از دین).6- ودیدی كه اهل ایمان در مقابل منكرات جزءبا قلبشان، توان انكار ندارند.7- ودیدی كه زنان بر مردان غالب م شوند وبر خلاف رضای شوهر عمل می كنند و مردشان را از نظر زندگی اراده كنند.8- ودیدی كه كه گناهان در اجتماع آشكار می شود ومردم آنها را می بینند وكسی هم منع نمی كند وجرات بر منع آنها در میان نیست .9- ودیدی كه غیبت كردن را سخنی خوشمزه ودلچسب می دانند و یكدیگر را به غیبت كردن بشارت می دهند .10- ودیدی مردم طرفدار آن كسی هستند كه قدرت در دست اوست .11- ودیدی طالب مال حلال را سرزنش ودوستدار حرام را تمجید وتكریم می كنند .12- ودیدی به كسانی كه حق را می گویند و امر به معروف و نهی از منكر می كنند گفته می شود این موضوع به شما مربوط نیست .13- ودیدی درمیان مردم و محافل عمومی ، تنها نسبت به اغنیاء وثروتمندان احترام می شود .14- ودیدی فرزندان احترام پدر ومادر به جای نمی آورند وآنها را تحقیر می شمارند و بدترین حالات را پدر و مادر دارند نزد فرزندانشان .15- و دیدی كه مؤذن برای اذان و نماز گزاری برای نماز خواندن مطالبه پول می كنند. 16- ودیدی كه قضاوت بر خلاف آنچه خداوند فرموده است قضاوت می كنند.17- ودیدی كه بر سر منبر ها امر به تقوا می كنند اما گوینده خود به آن عمل نمی كنند. روایت هفتم رسول خدا (ص) می فرمودند:بزودی بوده باشد در آخرت امت من ، مردانی كه سوار شوند برمر كبها ، كه زن های آنها شبیه مردانند زنهای ایشان گرچه لباس پوشندگانند برهنگانند بالای سرهایشان رامانند كوهانهای شتران خراسانی است پس آنها را لعنت كنید كه ایشات لعنت شوندگانند .... روایت هشتم رسول خدا (ص)فرمودند :زمانی كه دیدید زنانی را كه انداختند بالای سرهایشان را مانند كوهانهای شتران،پس آنها رااعلام كنید كه نمازشان پذیرفته نمی شود . روایت نهم رسول خدا (ص) فرمودند: بدرستی كه قوم زود باشد كه آزمایش شوند به مالهایشان ومنت گذارند بدینشان بر پروردگارشان ،وآواز كنند رحمت اورا ...حلال كننند حرام او را به شبهات دروغ و هواهای سهوكننده،پس حلال می كنند مسكرات را به تغیر دادن نام او بنام نبیذ وحرام را به نام هدیه وربا را بنام خرید وفروش و... روایت دهم رسول خدا(ص) می فرماید : زود باشد بیاید بعد ازمن گروههایی كه بخورندخوردنیهاپاكیزه رابارنگهای گوناگون وسوارشوندجنبندگان راوزینت كندبه نحو زینت كردن زنها وزینت خودرابه مردم بنمایانندوزنهاهم زینت خودرابه مردم بنمایند وایشان منافقین ودورویان ودوزبانان امت مننددراخرالزمان. روایت یازدهم امام صادق(ع)می فرماید: ودیدی كه مردم باهماهنگی یكدیگربه مردم بداقتدا می كنند(مردم دران زمان لجام گسیخته ومدپرست ومقلدكفارگردند) . روایت دوازدهم امام صادق(ع)می فرماید : دیدی كه شنیدند ایات كریمه قران برای مردم سنگین اماشنیدن سازواواز اسان وشیرین است. روایت سیزدهم رسول خدا(ص)می فرماید: زودباشدبیایددرامت من زمانی كه باطنهای اهل ان زمان پلیدوخبیث باشدوظاهرشان نیكوباشدبرای طمع دردنیا ظاهرسازی ایشان و برای ثوابهای كه نزد خداست نباشدبلكه عبادات وكارهای خیرشان برای ریا ونمایش دادن باشدوخوف در دلهاشان نباشد)) روایات چهاردهم رسول خدا(ص) می فرماید روایت پانز دهم حضرت علی (ع) می فرماید :{(در آخرالزمان )...و گفته می شود كه رای دادن فلان (یعنی عمل به رای شود ورایها از مردم گرفته شود وقیاس به روشهای دیگران شود)ودور انداخته شود اخبار واحادیث وقرآن(یعنی به آنها عمل نشود ) ودر آن زمان شرابهای مست كننده آشامیده شود وبنامهای غیره آن نامیده شود (از قبیل عرق،آب جو،كنیاك،ویكسی وغیرآن).... ومردان لباس حریر وابریشمی پوشند وجوانان سر برهنه راه روند وموه ها ی جلوی سر را ظاهر كنند و صورتها را صاف وصیقلی كنند ومو ها را از بیخ بر كنند و گردن بند كه تكمه آنها طلا یا نقره باشد بر گردن بندندوآنها جامه های تنگ بپوشند (یا جامعه تنگ برآنها بپوشانند )وكمربند بر روی آن ببندند وجامه نازك بپوشند زیر آن نمایان باشد}. روایت شانزدهم پیامبر (ع) فرمودند: ((..از ثلث اول شب تجاوز كرده می خوابند در خوابیدن صبح زیاده روی می كنند..مقنعه حیا از روی زنان برداشته وكنده شود... زنان آن زمان قبله مردان باشند وطلا ونقره دینشان ...ارزش پول آنقدر كم شود كه چون مردی راصد دینار دهند خشمگین شود)). روایت هفدهم اصبغ بن نباته از علی (ع)نقل می كند كه فرمود روایت هجدهم رسول اكرم (ص) فرمودند از علائم نز دیك شدن ساعت (وقت ظهور)این است افراد شرور دارای مقامات بلند گشته واشخاص خوب ولایق كنار رفته وعنوان ومقامی نداشته باشند ودرمیان ملت،حرف وسخن گفتن وادعا،واظهارات ،آزاد وبی مانع باشد ولی از عمل كردن خبری نباشد ودر میان ملت وقوم((مثناة)) قرائت شودوكسی آن را انكار ننماید گفته شد یا رسول الله مثناة چیست؟ فرمود : چیزی كه خلاف كتاب خدا نوشته شود (مقصود احكام وقوانین است كه بر خلاف دین وقرآن نوشته شود ودر میان جمعیت ودر مقابل همه خوانده شود وتصویب می شود وكسی هم انكار نمی كند). روایت نوزدهم رسول اكرم (ص) فرمود: خواهد آمد بر مردم زمانی كه كسی باقی نمی ماند مگر آنی كه ربا خوار باشد واگر هم ازربا خوردن خوداری كند از غبار آن قهرا برخوردار خواهد شد. توضیح : چون در محیطی وضع داد وستد و جریان كسب وتجارت روی قانون صحیح وقواعد اقتصادی اجرا نگردید.صرافی ومعاملات پول ومؤسسه مالی بانكی زیاد می شود وافراد ضعیف روی اعتبارات ووامهای نزول ومعاملات ربحی ،خود را آلوده به ربا نموده واشخاص متمكن به ربا خواری گرایش پیدا می كنند. این احادیث نقل شده از كتبی مانند: 1- بحاروالانوار 2- آینده وآینده سازان 3- الزام الناصب 4- نوائب دهر 5-كنزالعمال و.... لذادر صورت استفاده از این احادیث از سند آین احادیث استفاده كنید. به امید اصلاح جامعه برا ی ظهور تنها منجی عالم برای سلامتی آیت الله خامنه ای و تعجیل در ظهور حضرت مهدی صلوات التماس دعا خدمت گزار كلوپ مهدویون http://www.cloob.com/club.php?id=5460 |
احادیث درمورد ایران،عراق،وفلسطین درآخر الزمان 4 اسفند 84 - 00:22 |
بسم رب سید الشهدا احادیث درمورد ایران،عراق،وفلسطین درآخر الزمان برگر فته از كتاب نشانه های شگفت آور آخر الزمان محمد جواد مهری كرمانشاهی روایت اول : حضرت علی (ع) فرمودند : از نشانه های ظهور امام زمان (عج)در آخر الزمان حكومت مردی از مازندران بر ایران است كه الگوی لباس راتغیر می دهد .وشكل لباسهای اسلامی رابه غیر اسلامی تبدیل می كند.((از جنایت های رضا شاه این بود كه احكام الهی را تعطیل كرد،چادر زنان را گرفت ولباس بلند مردان را قیچی كرد ،حسینیه ها راتعطیل نمودوعمامه از سر علمای ایرانی برداشت)). روایت دوم امام صادق(ع)فرمودند : وسرزمین ایران بخاطر خونهای كه در ماه محرم ریخته می شود دچار تحولات سخت می گرددتا آنكه پادشاه ایران برای آنكه او را دستگیرنكنند فرارمی كند وبا غم و اندوه نابود می شود.((در ماه محررم 57خونهای فراوانی از جوانان ملت ما ریخته شدوشاه در 26دی ماه سال57فرار كرد.ودر دیارغربت با غم واندوه نابود شد)) روایت سوم عبدالله بن عمر از رسول اكرم(ص)روایت می كند كه آن حضرت فرمودند: مردی از اولاد حسین(ع)از جانب مشرق (ایران)قیام می كند كه اگر كوه ها در مقابل او قد علم كنندهمه ی آنها را نابود می كند وازدرون آنها راه باز می نمایدوبه حركت خود ادامه می دهد. روایت چهارم امام باقر(ع) می فرماید :در یكی از روزها عمروابوبكر وزبیر ابن عوام وعبدالرحمن بن عوف در منزل رسول اكرم(ص)جمع شدند.رسول اكرم(ص)در جمع آنان نشست در حالی كه نعلین حضرت پاره شده بودبه علی(ع)داد تا اصلاحش نماید در این حالت فرمود :گروهی ازمادرطرف راست عرش خدابرمنبرهایی ازنورقراردارندكه صورتهایشان نیزنورانی است ونورچهره شان چشم بینندگان راخیره میكند.ابوبكروزیبرو عبدالرحمن (هركدام)سوالی كردنداینها چه كسانی هستند؟رسول اكرم(ص)سكوت كرد.سپس علی(ع)فرمود:یا رسول الله اینها چه كسانی هستند؟ فرمود:آنها كسانی باشندكه بواسطه روح الله دوست هم می گرند ومتحد می شوند بدون اینكه اغراض مادی یا خویشاوندی داشته باشند وآنها شیعیان توهستند وتویاعلی امام آنهایی. حضرت حجتة الاسلام والمسلمین دشتی(ره) فرمودند):پس از پیروزی انقلاب اسلامی یكی از اساتید مانقل می كرد كه شهید آیت الله صدوقی درملاقاتی به خدمت امام خمینی (ره)گفت :گفت آقا این روح الله كه در حدیث (تحابوابروح الله)وجود دارد شما هستید؟زیراامروز تمام اقشار مردم به واسطه رهبری ودوستی شما متحد شدند.وامام(ره)بالبخندی گذشت)). روایت پنجم امام موسی كاظم(ع)فرمودند: شخصی از اهل قم مردم را به حق می خواند ودر اطراف او كسانی جمع می شوند كه چونان قطعه های آهن مقاومند از جنگ خسته نمی شوند ونمی ترسندوهیچ باد سركش تندی،آنها راتكان نمی دهدوبه خدا توكل می كنند و عاقبت ازآن متقین است . خواننده عزیز در این فرمایش حضرت موسی بن جعفر(ع)خوب فكر كن ،ببین مصداق روشن وآشكار آن در زمان ما،فرزند آن حضرت، مرحوم امام رحل (ره)ویاران وفادار وامت قهرمان او هستند یا نه ؟ روایت ششم امام باقر(ع) می فرماید: (( گویا می بینم كه مردمی در شرق(( ایران)) قیام كرده حق را طلب می كنند(سال 42شمسی) به آنها نمی دهند،دوباره حق را می طلبند(سال56و57)به آنها داده نمی شود وقتی مردم اوضاع را چنین دیدند شمشیرهای خود را برشانه ها می گذارند وقیامشان گسترده می شود ،حال سردمداران حكومت حاضر می شوند حق آنها را بدهند كه دیگر مردم قبول نمی كنند (شاه گفت من متعهد می شوم كه اشتباهات گذشته تكرار نشود )تا اینكه قیام می كنند وحكومت تشكیل می دهند واین پیروزی وحكومت جز به صاحب زمان تحویل نمی دهند.كشته های آنها شهید می باشند.آگاه باشید اگر من شخصا آن زمان را درك كنم خود را برای صاحب این امر نگه می دارم)). روایت هفتم رسول اكرم(ص) فرمدند ((مردمی از شرق ایران قیام می كنند وضمینه برای انقلاب جهانی مهدی(عج)فراهم می سازند. روایت هشتم امام صادق فرمودند روایت نهم امام صادق(ع)فرمودند: آنگاه كه بلاها ودشواریها به شما رسید به شهر قم روی آورید كه قم جایگاه امن فرزندان فاطمه(ع)است. روایت دهم امام موسی بن جعفر(ع) فرمودند: زمانی كه ناپدید شود(غیبت كرد)پنجم از فرزندان من ،رحمت از دلهای شیعیان ما كنده می شود تا اینكه قائم(عج)ظاهر شود خدارا فراموش نكنید ودر نگاهداشتن دینهای خود ،زایل نكند كسی دینهای شما را ،زیرا كه ناچار است از این كه صاحب این امرغیبت كند وبر گردند در زمان غیبت او ،مردمانی بسیار از دین خود ،از كسانی كه قائل به این امر می باشند. روایت یازدهم امام جواد(ع)می فرماید: گویا می بینم روزنامه های پراكنده ای را ،كه خوانده می شود وبنامهای پراكنده مختلف كه نمی بینیم برای صاحبان آنها رشد و هدایتی وحفظ نمی كنند صاحبان آنها دین خود را ،از هر طرفی كه میل كنند طرف دیگر از ایشان باطل وناچیز می شود. مردمان متحیر وسر گردان می شوند مانند اشخاص مست ،نه مسلمانند ونه مسیحی (( كنایه از شدت ابتلاءوفساد آن زمان وبی پرواشدن اهل آن زمان است )). روایت دوازدهم امام علی (ع)می فرماید : عربها بر ایرانیان میتازند ودر اطراف اهواز زمین گیر می شوندآنگاه ایرانیان قیام می كنند وبر عربها پیروز می شوند وشهر بصره را به تصرف خو در می آورند . روایت سیزدهم. در اخبار معراجیه خداوند متعال به رسول اكرم(ص) می فرماید: شهر بصره به دست مردی از اولاد تو خراب می شود كه مردانی تشنه ی حق {یا چون دسته های ملخ انبوه} او را اطاعت می كنند. روایت چهاردهم حضرت علی( ع) در یكی از خطبه ها (خطبةالبیان)حوادث آخرالزمان را بر می شمارد وسپس می فرماید : وچیزهای كه در شهر همدان فرود می آید(اشاره به بمبباران های هوای توسط هواپیماهای عراق )وكشور عراق به لرزه در می آید وسخت تكان می خورد. روایت پانزدهم امام علی (ع) فرمودند : آگاه باش ! ای وای بر شهر بغداد ،از جانب رای( تهران)بلای كه متوجه او می شود از قتل ومرگ وترس كه شامل همه ی مردم عراق می گردد هر گاه جنگ در عراق واقع شود آنقدر از مردمش كشته می شود تا آنجا كه خدا بخواهد...در آن زمان عجم(ایرانیان) قیام می كنند وبصره رافتح كرده وتصاحب می نماید. روایت شانزدهم امام علی (ع) فرمودند : آگاه باش !وای بر مردم فلسطین از فتنه ها وجنگها كه در آن واقع می گردد وانسان طاقت آن را ندارد . ووای بر مردم دنیا ، تمام كشورهای شرق وغرب وجنوب وشمال، از جنگهای وفتنه های كه واقع می شود .... روایت هفدهم امام علی (ع)فرمودند: |








ان یكسرنفسه)) نفس خودرابشكن.یعنی نفس اماره همیشه ومرتب درتلاش ا ست كه انسان ازهواهاوتمایلات شهوانی و انحرافی ولذایذگوناگون بهره مندشودوآدم رابه آزادی حیوانی سوق دهد .پس در این صورت باید همیشه با او درگیر شده واورا شكست داد واو را از حرص وولع بیش از حدكنترل كردواختیارراازاوسلب نمود.دراین صورت است كه انسان می تواندازشرنفس اماره نجات پیداكندوآدمی هیچ وقت ازدست نفس وازشراودرامان نخواهدبودمگرخداونددست آدم رابگیردوازحملات خطرناك اونجات دهد وآدم عنان نفس رادراختیارخودداشته باشد.
آنگاه