Cabbage 18 مرداد 87 - 22:35 |
(after " I like that stuff " by Adrian Mitchell)
Humphrey Bogart died of it People are terrified of it Cancer I hate that stuff
Peter Sellers was laid low with it One in five of us will go with it heart attack I hate that stuff
Monroe’s life turned sour on it Hancock spent his last half hour on it Sleeping pills I hate that stuff
Jimi Hendrix couldn’t wait for it Chemistshops stay open late for it heroin I hate that stuff
Mama Cass choked on it Blankets get soaked in it vomit I hate that stuff
Women learn to live with it No one can live without it blood I hate that stuff
Hospitals are packed with it Saw my mother racked with it pain I hate that stuff
Few like to face the truth of it We’re all living proof of it death I hate that stuff
Schoolkids are forcefed with it Cattle are served dead with it cabbage I hate that stuff
by: Roger Meguf |
الکساندر سولژنیتسین 18 مرداد 87 - 21:53 |
الکساندر سولژنیتسین نویسندهی مشهور روسی که در سال ١٩٧٠ جایزهی نوبل را از آن خود کرد، در سوم آگوست ٢٠٠۸ در خانهی ییلاقیاش در حومهی مسکو به علت ایست قلبی در گذشت. این رماننویس که بیست سال به علت افشاگریجنایات استالین در رمانهایاش، در تبعید به سر میبرد در سال ١٩٩٤ به روسیه بازگشت. اکثر کارهای معروف او به فارسی ترجمه شده است ازجمله دو رمان معروف او که جزو شاهکارهایاش شمرده میشوند به نامهای مجمع الجزایر گولاک و یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ. وی را در صومعهی دانسکی که خود پنج سال پیش از مرگاش تعیین کرده بود به خاک سپردند. او از وجدانهای بیدار قرن بیستم روسیه و وارث داستایوفسکیست. سال گذشته ولادیمیر پوتین نخستوزیر روسیه، بالاترین نشان آن کشور را به دلیل خلق آثار انساندوستانه به وی اعطا کرد.
عکسی از مراسم ادای احترام به پیکر او:
|
انصاف 15 مرداد 87 - 17:38 |
از انگور، شراب به رغم فقر آب را به نور
پل الوار |
ترانه ی اشک و آفتاب 13 مرداد 87 - 23:14 |
دوستت دارم 7 مرداد 87 - 23:55 |
مهمون من کمی شاد و رها باش، دوست وبلاگ خون من
شنبه رو خیلی دوست دارم ، چون تو به من امید میدی
افشین میر معزی خواننده: روزبه نعمت اللهی دانلود:
|
ترس 7 مرداد 87 - 15:00 |
رودخانه و سنگ ... 6 مرداد 87 - 16:47 |
رودخانه گفت
یانا برانوا ترجمه:امیرحسین افراسیابی |
جهان را بگذار ... 5 مرداد 87 - 17:51 |
داغان کردن کفش سرخ 2 مرداد 87 - 12:29 |
روز تانگوی سامورای از راه میرسد ------یک زندگی ------باید شجاع باشی ------جا خالی دهی ------گلولههایی را که پسانداز کرده بودند ------حرف آخر با دختران بد.
------باید وروره جادوی رمئوی زیر سن قانونی را قورت دهی ------آقایان ------پسران.
------انعکاس چهرهات را ببینی در حوضچهی سبز که هفت سال در گریه بود درگیر افسانهی قدیمی منتظر پری پری که یادش رفت سری به داستان بزند چرا که در رقص بود.
----- عزیزم بیا برقصیم.
شعر از کریستینا ویتی
|
صدای پای تو ... 2 مرداد 87 - 00:04 |
صدای پایت را به یاد نمی آوری چون همیشه همراهت است ولی من آن را به خاطر دارم چون تو همراه من نیستی و صدای پایت بر دلم نشسته است
بیژن جلالی (شاعر محبوب من)
|



















