بار اول که تو را دیدم 14 اردیبهشت 87 - 19:32 |
بار اول که تو را دیدم برق چشمانت دلم لرزاند هرم دستانت اسیرم کرد نقش زیبایت گرفتار بار اول که تو را دیدم همه جا گلشن زیبا بود غم و اندوه همه پنهان دیده ام روشن و بینا بود روح خشکم جاریدریا آن بیابان یک گلستان بود بار اول که تو را دیدم آشنای دیرینم بودی انگار نه اولین بارم شاید آخرینم بودی |
كاش بارانی ببارد 21 بهمن 86 - 12:36 |
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
|
زندگی پر از سواله 21 بهمن 86 - 12:35 |
زندگی پر از سواله می دونم رسیدن به تو خیاله می دونم تو میگی یه روزی مال من میشی اما موندنت محاله می دونم تو میگی شبا دعامون می کنی چشمه ی چشات زلاله می دونم توی آسمون سرنوشت ما ماه کاملم هلاله می دونم تو میگی پرنده شیم بریم هوا غصه ی ما دو تا باله می دونم چشم من پر از غم نبودنت دل تو پر از ملاله می دونم طاقتم دیگه داره تموم می شه صبر تو رو به زواله می دونم اون درخت سیب آرزوهامون پر میوه های کاله می دونم آره میری و نمی پرسی که این دل عاشق در چه حاله می دونم |
می دانی؟ 21 بهمن 86 - 12:35 |
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
|
جلوی آینه نرو! 21 بهمن 86 - 12:34 |
جلوی آینه نرو آینه خجالت میکشه ماه اگه تو رو ببینه کلی منت میکشه |
گفتی که مرا دوست نداری 21 بهمن 86 - 12:33 |
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست |
ای یار نازنینم 21 بهمن 86 - 12:33 |
ای یار نازنینم که هستی یک فرشته فدای اون چشمون پر از امید و عشقت همدم من تو بودی تو روزای بی کسی توشادی و تو غصه تو عمق دلواپسی عکس قشنگت حالا کنار من تو قاب نوشتت ُ یادمه واسم طلای ناب میخوام اینو قاب کنم بذارمش تو موزه تا که همه ببینن دوستی با تو چه خوبه هرگز یادم نمیره خوبی هایی که کردی برای خنده من چه خنده هایی کردی درسته که همیشه من غرق فکرام بودم اما به جون خودم کلی خاطر خوات بودم اگه یه روزی مد شد آهنگ بی وفایی ولی تو فراموش نکنی لحظه آشنایی چه نقش نازی داشتی تو قصه زندگیم فدای اون وجودت بودی برام بهترین آدمای بی ریا خیلی کمن تو دنیا یا اوج آسمونن یا پشت ماه یا دریا اما نبودی بین کهکشون و ستاره من تو رو پیدا کردم بذار بکن محاله تو هفت آسمونم مثل تو پیدا نمیشه میخوام بگم پیشم بمون ولی نگو نمیشه |
دیشب دوباره دیدمت 21 بهمن 86 - 12:32 |
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود تو در کنار من بشینی؟..... محال بود هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود چشمان مهربان تو پاک و زلال بود پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود نشنید لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم های تو محتاج بال بود سیب درخت بی ثمر آرزوی من یک عمر مانده بود ولی کال کال بود گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو رنج و ملال بود چیزی شبیه جام بلور دلی غریب حالا شکست وای صدای وصال بود شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد اما نه با خیال تو بودم حلال بود |
بده دستات رو به من 21 بهمن 86 - 12:32 |
بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی توی این کابوس درد،رویایه محربونمی وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم |
تو كیستی 21 بهمن 86 - 12:00 |
تو كیستی كه من این چنین بی تو بی تابم به یاد تو هستم و شبها نمی برد خوابم تو چیستی كه این چنین ز موج هر تبسم تو به سان قایق شكسته به روی گردابم دوستت دارم همیشه وهمیشه |








