تبلیغات


__
بار اول که تو را‎ ‎دیدم
14 اردیبهشت 87 - 19:32

بار اول که تو را‎ ‎دیدم
برق چشمانت دلم لرزاند
هرم دستانت اسیرم کرد
 نقش زیبایت گرفتار
بار اول که تو را‎ ‎دیدم  
همه جا گلشن زیبا‎ ‎بود
غم و اندوه همه پنهان
 دیده ام روشن و بینا بود
 روح خشکم جاریدریا
آن بیابان یک گلستان بود
 بار اول که تو را‎ ‎دیدم
 آشنای دیرینم بودی
 انگار نه اولین بارم
شاید آخرینم بودی

  • ارسال نظر (8)
كاش بارانی ببارد
21 بهمن 86 - 12:36

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند


بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند

 


قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها


رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

 


بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را


شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند

 


مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت


سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند

 


چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها


شاید این باران كه می بارد شما را تر كند

زندگی پر از سواله
21 بهمن 86 - 12:35

زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیاله می دونم

تو میگی یه روزی مال من میشی

اما موندنت محاله می دونم

تو میگی شبا دعامون می کنی

چشمه ی چشات زلاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما

ماه کاملم هلاله می دونم

تو میگی پرنده شیم بریم هوا

غصه ی ما دو تا باله می دونم

چشم من پر از غم نبودنت

دل تو پر از ملاله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم می شه

صبر تو رو به زواله می دونم

اون درخت سیب آرزوهامون

پر میوه های کاله می دونم

آره میری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دونم

می دانی؟
21 بهمن 86 - 12:35

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟


دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟


آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو


زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟


تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم


شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟


هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز


از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟


گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم


روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟


دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی


از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟


عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من


عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

جلوی آینه نرو!
21 بهمن 86 - 12:34

جلوی آینه نرو آینه خجالت میکشه

ماه اگه تو رو ببینه کلی منت میکشه
 
 
 پیش گلدونا نرو به چشمات عادت میکنن
 همین الانم دارن به من حسادت میکنن
 
 نرو بیرون از خونه آدما عاشقت بشن
 نمیدونن چقدر راهه تا لایقت بشن
 
 دیگه دوست پیدا نکن یه وقت منو گم میکنی
  بعد میگم شاید داری بهم ترحم میکنی
 
 به کسی نگاه نکن آدما طاقت ندارن
 عاشق چشات میشن ولی محبت ندارن
 
 وقتی مهمونی میری موتو پریشون نکنی
 بچه های مردمو یه وقتی مجنون نکنی
 
 حوصلت که سر میره نرو کنار پنجره
 که نگن دوباره این واسه کسی منتظره
 
 هرکی گفت دوست داره یه وقت باور نکنی
 هرچی کاشتم توی این سالا تو پرپر نکنی
 
 واسه هیچ کسی غیر من یه وقت ناز نکنی
 دوتا بال دادن بهت یه موقع پرواز نکنی
 
 تو مسیر زندگی یه وقتی تنهام نذاری
 نرسیدم به نگاه عاشقت جام نذاری
 
 تو به باغچه آب نده امشب شاید گل بکنه
 فردا که نیستی نمی تونه تحمل بکنه
 
 زیر بارون نریا ظرفیتش خیلی کمه
 فکر نکن هرکی می گه عاشقه مثل منه
 
 ماه اگه دلش شکست یه وقت نری کمک
 نکنه یادت بره تنهاییهای پسرک
 
 هوس گردش دنیا نکنی نری سفر
 که منم مجبور بشم بهت بگم منو ببر
 
 فانوس چشماتو تو کوچه ها روشن نکنی
 قلبای آدمارو مثل دل من نکنی
 
 عاشق کسی نشی یه وقت من از یادت نرم
 نکنه دیگه نری سراغ شعر دفترم
 
 بودنت با من واسه قلب تو دردسر نشه
 شعرای من پیش چشمای تو بی اثر نشه
 
 نکنه با حرف عاشقانه اذیتت کنم
 تو رو وادار به شکفتن محبتت کنم
 
 کاش میشد فقط یه بار چه توی خواب چه بیداری
 واسه دلخوشیم یه جور میگفتی دوسم داری
 
 کاش میشد اسم منو بیشتر از این صدا کنی
 من نگاهت میکنم تو هم به من نگاه کنی
 
 به گلا نگا نکن بذار که زندگی کنن
 بذا با خیال عشقت رفع تشنگی کنن
 
 به سوالای عجیب آدما جواب ندی
 از کسی نامه نگیری منو باز عذاب ندی
 
 اگر از من کسی رو دیدی که مهربونتره
 اسمشو که می یاری برق از نگاهت می پره
 
 ولی خسته كه شدی بیا دلم منتظره
 دلتو بهش بده اگردیدی عاشق تره

گفتی که مرا دوست نداری
21 بهمن 86 - 12:33

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست

ای یار نازنینم
21 بهمن 86 - 12:33

ای یار نازنینم که هستی یک فرشته

فدای اون چشمون پر از امید و عشقت

همدم من تو بودی تو روزای بی کسی

توشادی و تو غصه تو عمق دلواپسی

عکس قشنگت حالا کنار من تو قاب

نوشتت ُ یادمه واسم طلای ناب

میخوام اینو قاب کنم بذارمش تو موزه

تا که همه ببینن دوستی با تو چه خوبه

هرگز یادم نمیره خوبی هایی که کردی

برای خنده من چه خنده هایی کردی

درسته که همیشه من غرق فکرام بودم

اما به جون خودم کلی خاطر خوات بودم

اگه یه روزی مد شد آهنگ بی وفایی

ولی تو فراموش نکنی لحظه آشنایی

چه نقش نازی داشتی تو قصه زندگیم

فدای اون وجودت بودی برام بهترین

آدمای بی ریا خیلی کمن تو دنیا

یا اوج آسمونن یا پشت ماه یا دریا

اما نبودی بین کهکشون و ستاره

من تو رو پیدا کردم بذار بکن محاله

تو هفت آسمونم مثل تو پیدا نمیشه

میخوام بگم پیشم بمون ولی نگو نمیشه

دیشب دوباره دیدمت
21 بهمن 86 - 12:32

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود

بده دستات رو به من
21 بهمن 86 - 12:32

بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی

می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم

نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی

توی این کابوس درد،رویایه محربونمی

وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز

عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم

تو كیستی
21 بهمن 86 - 12:00

تو كیستی كه من این چنین بی تو بی تابم

به یاد تو هستم و شبها نمی برد خوابم

تو چیست‍ی كه این چنین ز موج هر تبسم تو

به سان قایق شكسته به روی گردابم

 دوستت دارم  همیشه وهمیشه

__