تبلیغات


__
نور اسلام
21 مرداد 87 - 11:29

نور اسلام شما از تابش شمشیر بود

ریشهء این دینتان در مسلخ زنجیر بود

رحمت آیینتان یا سنگ بود یا تیغ مرگ

فارغ از هرگونه فکر و اندکی تدبیر بود

فکرتان خون بود و تدبیر شما گردن زدن

کارتان یا نوحه و یا سجده و تکبیر بود

خرقه ی شوم شما در مکتب روی و ریا

از همان روزی که آمد کار آن تزویر بود

آن بهشت و دوزخ و آن حیله ی بی انتها

بدترین نقش خیال از عالم تصویر بود

حکم این دین سیاه و محفل اهریمنان

حاصلش یا گریه و یا ناله ی شبگیر بود

این همه حرف تباه و گفتن از کار گناه

از وجودِ صد حدیث و آیه و تفسیر بود

ای جوانی که هنوز هم مانده ای در سادگی

لحظه ای با خود بیندیش و مگو تقدیر بود!

میـــهن آبــــادمان مانند یک ویــــرانه گشت

بی خرد بودیم و از ایران همین تقصیر بود
مرگ ایران می شود فریاد آزادی نصـــــیب

حکم آن یا چوبهء دار است و یا درد صـــلیب

من در این شهر سیاه صد روح بیجان دیده ام

جسم ویران دیده ام در قعر این چاه مهــــــیب

دخترانی دیـده ام از شـــدت فــــقر و نیـــــاز

تن فروشی میکنند با ظاهر پاک و نجـــیب!!

من جوانها دیده ام در دود وهــــــم و اعتیاد

بی پناهانی که میگردند در این شهرغریب

مردمانی دیده ام در حسرت یک نان شب

یا فقیرانی که بیمارند و می خواهند طبیب

ای ریاکاری که از حرف من و امثال من

همچو یک دیوانه میگویی سخنهای عجیب!

تو برای ماندنت در مسند این تاج و تخت

فکر مردم را ربودی با چنین مکرو فریب

در ره آزادی ایــــران جـــــــــــاویدان من

دین ننگین شما همواره خار است و رقیب...

  • ارسال نظر (1)
Kohnavardy
7 آبان 86 - 20:22

    animated gifsCloud-01-june.gifanimated gifs

loo3-6.gif

Profile
4 مهر 86 - 10:25