نصایح حضرت آیت الله بهجت -علاج ما، اصلاح نفس است 30 مهر 86 - 13:37 |
بسم الله الرحمن الرحیم [ اینجا] دار امتحان است، شما در فکر این باشید که خودتان را اصلاح بکنید، ما بین خودتان و خدایتان عایقی، مانعی پیدا نشود. اگر اصلاح کردید، رفع مانع کردید بین خودتان و خدا و وسائط [ انبیاء و اوصیاء] خدا اصلاح می کند ما بین شما و خلق. ما از خودمان هم باید بترسیم. بابا بترس برای دین، بترس برای خدا، افسار خودت را نده به کسی که نمی شناسی، او را معیت نکن، کاملاً دور خودت را حفظ کن. «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »
|
حکایت 27 مهر 86 - 20:37 |
یک روز یک جادو گر وارد یک دهی می شه و توی چاه آب یک دارویی می ریزه که همه مردم ده دیوانه میشن ولی پادشاه و وزیر از این آب نمی خورند (با خبر می شن آب آلودست) بعد از چند روز که همه مردم دیوانه میشن چون پادشاه و وزیر خوب بودن همه می گن پادشاه و وزیر دیوانه شدن و باید آنها را از بین برد بعد که پادشاه و وزیر با خبر می شن می گن از اون آب بیارین تا ما هم بخوریم بعد که پادشاه و وزیر دیوانه می شن مردم می گن باید جشن بگیریم چون پادشاه و وزیر خوب شدن
|
دوست دارید از شما چگونه یاد كنند ؟ 26 مهر 86 - 00:49 |
حدود یكصد سال پیش ؛ مردی روزنامه ای خرید و نگاه كرد و در كمال حیرت و تعجب ؛ نام خودش را در فهرست فوت شدگان دید ؛ تعجب كرد و از خود پرسید : آیا من مرده ام یا زنده ام ؟ وقتی خونسردی خود را بدست آورد ؛ تازه فهمید كه مردم در باره او چه میگویند ؛ در روزنامه در مورد مرگ وی نوشته بود ؛ شاه دینامیت مرد ؛ كسی كه میخواست دنیا را منفجر كند ؛ مرد ؛ گویا او در مراسم ختم خود نیز شركت كرد ( البته برادر ش مرده بود و به اشتباه نام ایشان در همه جا منتشر شده بود ). این مرد مخترع دینامیت بود " آلفرد نوبل " . سپس ایشان ازخودش پرسید : آیا می خواهم پس از مرگ ِ از من اینگونه یاد كنند ؟ ودر پی آن تصمیمی گرفت كه برای ایجاد برقراری صلح در جهان گام بر دارد . آلفرد نوبل ارزشهایش را مورد بازبینی و تغییر قرار داد و امروزه با جوائز ارزنده نوبل ؛ از این مرد یاد میكنند .
|
كاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟کاش می دانستی به چه می اندیشم !!! 22 مهر 86 - 01:27 |
كاش میدانستم ...
به چه می اندیشی ؟؟؟
غزل داغ نگاه !
شعر مستانه آه !
پنهان است!
و سرودن از تو
باز هم كتمان است !
به چه می اندیشی ؟؟؟ نغمه زرد كدامین پاییز...
به چه می اندیشم ؟
من فقط جرعه ای
از مهر تو را نوشیدم !!!
"خدا" را دیدم !!!
گاه بیداری را
به چه می اندیشم!!!
كاش میدانستی!!!
كاش ...
|
الوادع ای زمان طاعت و خیر 20 مهر 86 - 15:01 |
برگ تحویل می کند رمضان |
پرسند کیستیِ؟ 18 مهر 86 - 23:33 |
|
من از کجا آمده ام؟ اینجا کجاست؟ من اینجا چه می کنم؟ کجا باید بروم؟ چرا آمده ام و چرا می روم؟ 27 اردیبهشت 86 - 17:18 |
چرا آمده ام؟رحم الله إمرء علم من أین و فی أین و إلی أین.
من از کجا آمده ام؟ اینجا کجاست؟ من اینجا چه می کنم؟ کجا باید بروم؟ چرا آمده ام و چرا می روم؟ پرسید: - چرا آمده ام؟ چرا زندگی می کنم؟
|
مسئله حجاب 1 اردیبهشت 86 - 09:09 |
مسئله حجاب
مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد . زن در این جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد ، ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت كرده است .
حریم نگهداشتن زن میان خود و مرد یكی از وسائل مرموزی بوده است كه زن برای حفظ
مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است .
زن هر اندازه متینتر و با وقارتر و عفیفتر حركت كند و خود را در معرض نمایش برای مرد
نگذارد بر احترامش افزوده میشود.
قرآن كریم توصیه میكند زنان خود را بپوشانند میفرماید : " ذلك ادنی ان یعرفن فلا یؤذین"
ایرادی كه بر پوشیدگی زن میگیرند:
كار بی منطق
ولی در حقیقت سیمای حقیقی حجاب سبب
آرامش روانی
استحکام پیوند خانوادگی
استواری اجتماع
ارزش و احترام زن
می شود .
توضیح کامل تر مراجعه به کتاب مسئله حجاب اثر متفكر شهید استاد مرتضی مطهری
|
بوی بهار 27 اسفند 85 - 10:24 |
بوی بهار مادرم گندم درون آب میریزد ای بهار ای میهمان دیر آینده گاهگاهی هم
بوی بهار از سیاوش كسرایی
|
سفر به خیر 6 اسفند 85 - 23:12 |
ـ به كجا چنین شتابان؟ ـ به كجا چنین شتابان؟ ـ سفرت به خیر! اما ، تو و دوستی ، خدا را سفر به خیر از شفیعی كدكنی |









