تبلیغات


__
/سه / سه / سه/
28 تیر 87 - 02:46

سه چیز در زندگی که بگذرد و هرگز بر نمیگردد:
زمان
واژه ها
فرصت
_________________________
سه چیز در زندگی که هیچ وقت از بین نمی رود:
صلح
امید
صداقت
_________________________
سه چیز که در زندگی بسیار ارزشمند هستند:
عشق
اعتماد به نفس
دوستان
_________________________
سه چیز که هیچ وقت قطعی نیستند:
رویاها
موفقیت
آینده
_________________________
سه چیز که زن / مرد را می سازد:
زحمت
درستی
تعهد
_________________________
سه چیز که زن / مرد را نابود می کند:
الکل
غرور
عصبانیت
_________________________
سه چیز که هنگامیکه از بین رفت سخت افزایش میابد:
احترام
اعتماد
دوستان
_________________________
سه چیز که هرگز شکست نمی خورد:
عشق حقیقی
اراده
اعتقاد

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را(مردی از تبار نور)
25 تیر 87 - 22:40

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
 

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در یکی از ماههای حرام، ماه رجب، پذیرای مقدم زیارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف می کردند، گاه پروردگارشان را می خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نیز که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد، شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا می خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و استثنایی داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که فاطمه آن را به خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر می شد.

چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علی نهادند؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، "عدل" را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل...

 

نسب علی (ع)

نسبت که به معنای اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودی انسان و تشکیل دهنده شخصیت اوست. طبق گفته قرآن و روایات و ائمه معصومین و نیز علم روانشناسی، فرد بسیاری از صفات و روحیات خود را از طریق وراثت به ارث می برد. حضرت علی (ع) به داشتن این ویژگی ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگی از نظر فضلیت و بزرگواری معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علی (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و این خانواده، در فضایل اخلاقی و صفات والای انسانی، در میان عرب و قریش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تیزهوشی و زیرکی، از امتیازات آنها به شمار می رفت و همه این فضایل، در حد اعلای خود به علی بن ابیطالب به ارث رسید.

پدر علی (ع)

یکی از شخصیتهای نقش آفرین صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علی (ع) و عموی بزرگوار پیامبر خدا (ص) است. او یکی از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئیس قبیله بنی هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهربانی و فداکاری در راه آیین توحیدی بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستی پیامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اینکه پیامبر به مقام رسالت رسید، در راه هدف مقدس ایشان که همان گسترش آیین یکتا پرستی بود، با تمام وجود جانبازی و فداکاری کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع می کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگی دیده از جهان فروبست. حضرت علی (ع) مراحل آغازین کودکی را در دامان تربیت چنین پدری بزرگوار رشد یافت.

مادر علی (ع)

مادر گرامی حضرت علی (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وی از نخستین زنانی بود که به پیامبر ایمان آورد و در دوران کودکی پیامبر، مدتی سرپرستی او را به عهده داشت. از این رو، پیامبر اکرم ضمن تکریم وی، با تعبیر مادر از او یاد می کرد و حتی هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پیامبر اکرم بسیار متأثر شده و پیراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده می کند و می میراند. ای خدا، به حق من و همه انبیای پیش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشای و دلیل و برهانش را بر او تلقین کن و جایگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمین هستی».

 کنیه علی (ع)

در فرهنگ عرب، کنیه اسمی غیر از نام اصلی شخص است، که برای مردان با کلمه اَب و اِبن، و برای زنان با اُم و بنت می آید و غالباً برای تعظیم و تکریم شخص به کار می رود. حضرت علی (ع) هم کنیه­های مختلفی داشت: از جمله:

ابو ترابکه کنایه از هم نشینی آن حضرت با خاک و سجده های طولانی ایشان داشت. در سال دوم هجری، علی (ع) روزی زمین خوابیده و مقداری گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در این هنگام پیامبر اسلام بر بالین ایشان آمد و با خطاب «یا ابوتراب» آن حضرت را بیدار کرد. از آن زمان آن حضرت به این کنیه مشهور شدند. ابوریحانتین:این کنیه را هم پیامبر برای ایشان قرار داد و به معنای پدر دو ریحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است.

القاب علی (ع)

در فرهنگ اعراب، لقب اسمی غیر از اسم اصل شخص و نامی است که کسی به آن شهرت می یابد. لقب بر مدح یا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علی (ع) فراوان است و همگی دلالت بر مدح حضرت علی (ع) می کنند؛ از جمله:

یعسوب الدین و یعسوب المؤمنین: ابن ابی الحدید که از بزرگان اهل سنت است، در این باره می گوید: این دو لقب را پیامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علی بخشید. یک بار به او لقب یعسوب الدین را داد؛ یعنی مالک و رئیس و حاکم دین، و در نوبت دیگر فرمود: یعسوبُ المؤمنین؛ یعنی آقا و رئیس مؤمنان.

مرتضی لقب دیگر حضرت علی (ع) به این معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از دیگر لقب های آن حضرت، می توان به اسدالله (شیرخدا)، حیدر (شیر بیشه ایمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

نهج البلاغه علی (ع)

یکی از گنجینه های جاوید و درخشان علم علوی كه از روح بلند پیشوای پرهیزكاران حضرت امیر مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزیده ای از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آمیز علـی (ع) و قطره ای از اقیانوس بیكران معارف الهــی است. مجموعه ای نفیس از سخنان زیبای امیر كلام حضرت علی (ع) كه گذشت روزگار نمی تواند غبار كهنگی بر آن بنشاند. ستاره ای درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا همیشه بر تارك علوم اسلامی خواهد درخشید. تأمل و تعمق در محتوای نهج البلاغــه می تواند ما را با گوشه هایی از مكتب مولای دنیا و دنیا پرستی حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهای الهیات، شجاعت، تهذیب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به این كتاب شریف یكی از نیازهای نسل امروز جامعه اسلامی است.

 

و علی (ع) می آید ...

ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته اند، تا او بیاید و بر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام های افلاکی عاشقان به سوی او می آیند و گیسوان سیاه شب به یمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علی (ع) می آید!...

و جمعه چه شکوهی دارد و این جمعه شکوهی دیگر!... 13 رجب سال سی ام از عام الفیل! آسمانیان طبق طبق نور می آوردند، آن گاه که دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علی اعلی خانه خویش را از برای قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت های خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن ندای یگانگی و توحید ذات مقدس خدای تعالی را سر دهد و او را تقدیس کند و فریاد حق طلبی اش را از میان کفرها و نفاق به گوش جان های عاشقان برساند و پرواز شور آفرین کبوتران عشق را جانی تازه بخشد.

 معشوق خدا

آسمانیان همه از شراب عشق علی (ع) نوشیده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اینکه زمنیان را فرصتی است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودی او رخ برگشایند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوریدگی پا به عرصه خاکی نهاد. او علی است و خدایش اعلی. او که مهتاب سپیدی رویش را از او دارد و کوچه ها همه بی قرار اویند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حدیث و اعجاز است و نگاه هستی بخشش پیاله جان ها را از شور زندگی، عشق و شیدایی لبریز می کند؛ او معشوق خداست.

 طبیب دردمندان

یاس ها و نرگس ها در بی کران های گذرگاه هستی، عرشیان و زمینیان را در هاله ای از عطر و رویا می برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علی (ع) به ودیعت گرفته اند! آب های همه دریاها از انعکاس نام او می درخشند و می خندند و نسیم های بهاری، در وزش لابه لای شاخ و برگ های بیدهای مجنون نام او را زمزمه می کنند و نغمه خوش طنین نام اوست که این گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت برای خاطر او تمام زنبق هایشان را نثار زمینیان کرده است! او علی است؛ طبیبی که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم می نهد و دل های نابینا و گوش های ناشنوا و زبان های بی کلام را درمان می کند. او علی (ع) است که غفلت و نادانی و حیرت و سرگردانی را معالجه و روشنی های حکمت و عرفان را تقدیم دل ها و جان های تشنه عاشقان الهی می کند.

 مردی از تبار نور

مردی می آید از تبار نور، از تبار عاشقان و شوریدگان. مردی که محمد (ص) از گل خنده های نگاه او نشاط می یابد و ابوطالب در نیمه شب های بیداری دل، با او راز دل می گوید و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روی او می گشاید تا گل شادمانی را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردی که طلوع مهرانگیز نگاهش دیگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لایزال به جان پاکان می نوشاند و پیاله حیات عاشقان از نگاهش لبریز می شد. علی، فصیح ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش بود.

http://www.irib.ir/منبع

http://www2.irib.ir/occasions/ImamALi/Imam ALi.fa.htmمنبع 

 

 

فریاد آشناست
18 تیر 87 - 15:37

 

از دور دست خاک

در گوش من صداست

تنها فقط صدا

آری فقط صداست

آوای نرم دوست

فریاد آشناست

این صاحب صدا

هر لحظه با منست

اما ز

من جداست

من باغ نیستم

اما دوغنچه ام

در غارت صباست

دریا نبوده ام

 اما دو گوهرم

بر خاکها رهاست

 یعقوب نیستم

 اما دو یوسفم

 در چنگ گرگهاست

 دراین لهیب غم

 چون کوه آهنم

 برجا و استوار

 مغرور و سر بلند

 این درد و این شکیب

 همتای کیمیاست

 گویم به خویشتن

 ای دل صبور باش

تدبیر با شماست

 تقدیر با خداست

دراین هجوم درد

سرمایه امید

جانمایه ام  دعاست

بهتر ازین دو چیز

با من بگو کجاست؟

شعر از شاعر (مهدی سهیلی )

 

 

 

شعری از شاعر :(مهدی سهیلی )
10 خرداد 87 - 19:46

کجاست دیده ی موسی که بنگرد شب ها
 هنوز شعشعه از کوه طور می بارد
 به لطف طبع تو نازم که با عنایت دوست
 ز واژه ی شعرت شعور می بارد
 ظهور شعر تو بر ذهن نازک اندیشان
هزارها سخن نو ظهور می بارد

 

گزیده ای از پند و اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش :
31 اردیبهشت 87 - 16:52

·       فرزندم !

 

 از مردم توقع کاری که انجام دادن آن

برایشان دشوار است ؛ نداشته باش  که در این صورت آن هم نشین از تو متنفرمی شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند ،

در نتیجه تنها و بی مونس می مانی  و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی .

               

·       از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد .

 

·       در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد .

 

·       به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛

 

زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .

 

·       اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند  آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن  همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه  و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده .

 

·       هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود

    کرده ای زیرا دشمن  را نسبت به خودت کار ساز کرده ای .

 

·       به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد  و برای رضای خدا .

 

·       اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین  از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی .

 

·       اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن .

 

 

·       فرزندم !

 بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند .

 

در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ).

تالیف : علامه مجلسی      بازنویسی : حسین صالح  

 

 

شعری از شاعر ( حمید گروگان )
29 فروردین 87 - 21:53

قلم....

قلم بنویس....

تورا سوگند  بر عهدی که  با  دستان  من  بستی

تو را سوگند بر میثاق و پیمانی  که با  آن  آشنا بستی

حدیث درد  را فریاد کن ....شوری بر آور

صفحه، صفحه ، دفتر مشقی که اول  روز  تعلیمم،

         معلم داد... پرکن

            -دفتر تکلیف من خالیسیت –

 

من جواب پرسش آموزگارم  را چه گویم ؟

...کو؟ کجا بنوشته ای  مشقی  که من گفتم :

هرشبی یک صفحه  از آن  داستان  ......

 

 

 

 

من جواب آموزگارم را چه گویم ؟

....پس حسابت کو؟

....نمی بینم جواب آن همه تفریق و جمع و ضرب و

                                            تقسیمی  که گفتم :

 

 

 

....نمی بینم جواب آن معمایی که گفتم :

آن کدامین  ((یک )) بود کو را برابر نیست  با ((یک های دیگر ؟))

 

 

 

آری...  دفتر تکلیف من خالیست

 

          آنک  این داستان  من ،

آن عهد و پیمان  همچنان باقیست

 

 

قلم  بنویس...

                 که من فردا معلم را چه گویم  ؟

                 راستی آقا ...دواتم ریخت

                تا خوابم  به یغما  برد ...؟

 

 

 

عرض تسلیت
25 فروردین 87 - 19:11
عرض  تسلیت

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلك

 

 
باز بهار میرسد
6 فروردین 87 - 04:12

سلامم را که عطر گلها ی بهار ی را در بغل دارد نثار تان کرده آمدن بهار  را از ته دل برای تان مبارک باد میگویم .و امید وارم سال جدید ارمغان آور شاد کامی ها برایتان باشد،

 

همچنین  میلاد با سعادت رسول گرامی اسلام و پیشوای بزرگ مذهب جعفری، حضرت امام صادق (علیه السلام)


این روز فرخنده را به تمامی دوستان تبریک عرض می نمایم

 

 

 

باز بهار میرسد درد دلم تو چاره کن

                          شعله آشکار را با نگهی نظاره کن

وا ی بها رمن توئی بار دگر زراه دور

                     آو به آتشم بزن بر جگرم شراره کن

ناز نگاه نرگسی ازلب سوسنی بگو

                  دفچه بیار و دف بزن رشته غصه پاره کن

سبزه بیار و فال گیر بهر بتان سیمگون

                دست بزن به حافظی باز تو استخاره کن

داغ بنه تو بر لبم  با لب داغ و آتشت

               غمزه ز چشم من بخر ناز تو بر ستاره کن

فن جدید بوسه را شرح بده به عاشقان

                 نعره عاشقانه شو شعله نو شراره کن

 

عشق مرا نهان نکن بار دلم گران مکن

                قصه دل سپردنم بر همه آشکاره کن

دست بساغر ی ببر گرمی لعل من بجو

             گوش بسینه ام بنه هر نفسم شماره کن

 

 

فرصت بازنگری
13 بهمن 86 - 19:08

فرصت بازنگری دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش‏ها و آرمان‏هاست؛ و این که چه بودند و چه می‏کردند و چه می‏خواستند، و حال ما کجاییم و چه می‏کنیم... کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی‏کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون‏ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش‏اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می‏کنند؟

 

مهدی (عج) منتقم خون امام حسین (ع)
27 دی 86 - 01:55


یکی از القاب حضرت مهدی علیه السلام منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادی در سخنان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است. از جمله در روایتی که از امام محمّدباقر علیه السلام نقل شده، وقتی از آن حضرت سؤال می‌کنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهی قائم گفته می‌شود؟ آن حضرت در پاسخ می‌فرمایند:

چون در آن ساعتی که دشمنان، جدّم امام حسین علیه السلام را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در می‌گذری؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحی فرستاد که: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدّت زمان زیادی. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام‌حسین علیه السلام را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین علیه السلام انتقام خواهم گرفت.
1

در تفسیر آیه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَلیّه سلطاناً...؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می‌دهیم»...
2 از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین علیه السلام است که مظلوم کشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَلیِّه سلطانا» امام مهدی علیه السلام است.3 امام‌باقر علیه السلام نیز تصریح می‌کنند: ما اولیای دم امام حسین علیه السلام هستیم. هنگامی که قائم ما قیام کنند پی‌گیری خون امام حسین علیه السلام خواهد کرد.
4

در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است: أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا. کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت...
5

همچنین روایت شده است که حضرت مهدی علیه السلام پس از ظهور بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند و در مهم‌ترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود:

ای مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدّم حسین بن علی علیه السلام را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روی خاکها رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین علیه السلام را ناجوانمردانه کشتند...
6


در حقیقت با این گونه از عبارات نوید انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین علیه السلام را به جهانیان خبر می‌دهد...

و هم چنین به دلالت روایات فراوانی شعار یاران امام مهدی علیه السلام پس از ظهور این جمله بسیار الهام‌بخش است: یالثارات الحُسَین علیه السلام.
7
ای بازخواست کنندگان خون حسین علیه السلام.

این جمله اشاره به این معنا دارد که هنگام انتقام خون پاک امام حسین علیه السلام فرارسیده است کسانی که می‌خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون به‌ناحقّ ریخته حجّت الهی را بگیرند مهیا شوند.

پی‌نوشت:

1.دلائل‌الامامة، ص239.
2.سوره اسراء (17) آیه 33.
3.البرهان فی تفسیر القرآن، ج4، ص559.
4.همان، ص560.
5.دعای ندبه.
6.الزام‌الناصب، ج2، ص282.
7.النجم‌الثاقب، ص469.

منبع : سایت خبری شیعه نیوز

 

__