تبلیغات


__
شاید خدا دلش برام بسوزه
3 مرداد 87 - 06:22

من بد بختم ... نمیخوام تریپ غم بیام ... حس میکنم که بدبختم ...

وقتی کسی رو دوست داری که دوستت نداره یعنی بدبختی ...

یعنی ... الان نشستم جلوی کامپیوتر ... گوشیم رو تختمه ... پشت سرم ...

هر چند خط که تایپ میکنم برمیگردم به پشت سرم نگاه میکنم ...

فکر میکردم دوستم داره ... فکر میکردم تنهام نمیذاره ...

فکر میکردم براش مهمم ... فکر میکردم براش ارزش دارم ...

دیشب بیمارستان بودم ... حمله عصبی ... دستام خواب رفته بود ...

سمته چپ بدنم بی حس شده بود ... میدونی دلم چی میخواد ...

دلم میخواد فقط گریه کنم ... از این دری وری ها هم که میگن

مرد که گریه نمیکنه حالم بهم میخوره ... میخوام فقط گریه کنم ...

هیچ کاری نکنما ... حرف هم نزنم ... فقط گریه کنم ...

میخواد تنهام بذاره ... من بدونه عشقم نمیتونم ... میمیرم ...

سرم درد میکنه ... دوباره برگشتم به گوشیم نگاه کردم ...

فکر میکردم که فقط با من میمونه ... فکر میکردم ....

خسته شدم انقدر فکر کردم ... توروخدا یکی بیاد به من بگه

بمیر ولی فکر نکن ... کاش از خدا نمیترسیدم ... کاش

خدا رو قبول نداشتم ... کاش خدا رو دوست نداشتم ... کاش

خدا انقدر زیاد بهم حال نمیداد ... کاش وابسته نمیشدم به خدا ...

اونوقت بلد بودم دیگه نباشم ... خسته شدم از خودم ... از اینکه

هستم خسته شدم ... از فکر کردن خسته شدم ... از منتظر بودن

خسته شدم ... از دلهره داشتن خسته شدم ... از نگران بودن خسته

شدم ... از ... از خودم خسته شدم ... میدونم چون خدا رو قبول دارم

باید بسپرم به خودش ... ولی میترسم ... که خدا بخواد منو امتحان کنه...

میدونم که نمیتونم ...

اگه یه وقت کسی بخواد عشقمو بگیره من باید چی کار کنم ...

الان که اتفاقی نیوفتاده من وضعیتم اینجوریه ... حالا اگه بره

شهرستان ... یعنی اگه شهرستان قبول بشه دانشگاه من باید

چی کار کنم ... هزار جور اتفاق ممکنه بیوفته ... من رو

یادش میره ... میدونم ... من بدون عشقم میمیرم ...

خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون

میسپرمش بهت میرم تمومه تارو پودمو

یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو

کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو

بهش بگه دوسش داره ... خیلی بده زمونمون

خدا ... سپردمش بهت مواظب عشقم بمون

یادش بخیر من و تو و یه قلبه پاک و بی غرور

حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگه صبور

من تورو عاشق میکنم هرجور شده حتی به زور

کی میخواد فردا تورو از من بگیره

کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره

من باید فردا رو از دنیا بگیرم

من اگه از تو جدا بشم میمیرم

خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی

نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم ... راستی

یادم نره بهت بگم عزیزترینه من اونه

خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه

بمیرم واسه حق حقش گریه چقدر بهش میاد

وقتی که حرسش میگیره میگه از من بدش میاد

اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت

همون چشای معصومش از اول چشمم رو گرفت

ای خدا حتی اگه دوسم نداره

تو میتونی نذاری تنهام بذاره

 

میخوام دعا کنم ... التماس کنم به خدا ... که عشقم

رو ازم نگیره ... شاید خدا دلش برام بسوزه ...

 

  • ارسال نظر (3)
__