... 30 شهریور 84 - 20:42 |
|
شیعه پاسخ می دهد 19 شهریور 84 - 23:23 |
شیعه پاسخ می دهد پرسش:اگر شیعه حق است چرا در اقلیت است و اکثر مسلمانان جهان آن را نپذیرفته اند؟ پاسخ: شناخت حق و باطل در گرو کمی پیروان و یا فزونی آنها نیست.در جهان امروز نسبت مسلمانان به منکران اسلام در حدود یک پنجم یا یک ششم است.اکثریت ساکنان خاور دور را بت پرستان و گاو پرستان و سایر منکران ماوراء طبیعت تشکیل می دهند. چین با جمعیت متجاوز از یک میلیاردجزء اردوگاه الحادی کمونیسم است و اکثریت مردم هندوستان را که نزدیک یک میلیارد جمعیت دارد گاو پرستان و بت پرستان تشکیل می دهند. و از سویی چنین نیست که اکثریت نشانه ی حقانیت باشد.قرآن مجید غالباً اکثریت ها را نکوهش نموده و به ستایش از برخی اقلیت ها می پردازدکه در این مورد به عنوان نمونه به برخی از آیات اشاره می نماییم: 1."و لا تجد اکثرهم شاکرین".(اکثر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت) 2."ان اولیائه الا المتقون و لکن اکثرهم لا یعلمون".(اولیای وی نیستند مگر پرهیزکاران ولیکن اکثر آنان نمی دانند) 3."و قلیلٌ من عبادی الشکور".(و اندکی از بندگان من سپاسگزارند) بنابراین انسان واقع گرا هیچگاه نباید از اقلیت پیروان آیین خود بهراسد و نیز نباید به خاطر اکثریت آنان مباهات کند.بلکه شایسته است چراغ عقل را روشن سازد و از نور و فروغ آن بهره مند گردد. مردی به امیر مومنان علی(ع) عرض کرد:چگونه ممکن است که مخالفان تو در جنگ جمل که اکثریت نسبی را تشکیل می دهند بر باطل باشند؟ امام (ع) فرمودند:"ان الحق والباطل لا یعرفان باقدار الرجال, اعرف الحق تعرف اهله, اعرف الباطل تعرف اهله". -حق و باطل با مقدار پیروان شناخته نمی شود حق را بشناس اهل آن را خواهی شناخت.باطل را بشناس اهل آن را خواهی شناخت. بر یک فرد مسلمان لازم است که این مسئله را از طریق علمی و منطقی تحلیل نماید ئ آیه ی "و لا تقف ما لیس لک به علم"را بسان چراغی فرا راه خود قرار دهد. گذشته از این هر چند شیعه از نظر جمعیت به پایه ی اهل تسنن نمی رسد اما اگر سرشماری دقیقی صورت گیردمعلوم خواهد شد که یک چهارم مسلمانان جهان را شیعیان تشکیل می دهند و آنان در نوع مناطق مسلمان نشین دنیا زندگی می کنند و در تمام برهه های تاریخ در میان آنان دانشمندان و نویسندگان نام آورو صاحبان تصانیف و آثار می زیسته اند.شایسته است روشن گردد که پایه گذاران علوم اسلامی نیز غالباً شیعه بوده اند که در میان آنان:ابوالاسود دئلی, پایه گذار علم نحو, خلیل بن احمد پایه گذار علم عروض, معاذبن مسلم بن ابی ساره ی کوفی پایه گذار علم صرف و ابوعبدالله محمدبن عمران کاتب خراسانی (مرزبانی)یکی از پیشتازان علم بلاغت به چشم می خورند. برای آگاهی بیشتر بر تالیفات انبوه علما و دانشمندان شیعه که شمارش همه ی آنها بسیار دشوار است می توانید به کتاب ارزشمند "الذریعه الی تصانیف الشیعه"مراجعه کنید و نیز جهت آشنایی با شخصیتهای بزرگ شیعه کتاب "اعیان الشیعه" و برای کسب اطلاع از تاریخچه ی شیعیان "تاریخ الشیعه" را ملاحظه فرمایید. |
مفاهیم سیاسی 19 شهریور 84 - 22:17 |
مفهوم سکولاریزم سکولاریزم واژه ای بیگانه و غربی است که در فرهنگ نامه ها به "جدا انگاری دین و دنیا"و "جدایی دین از امور اجتماعی"و "جدایی دین از سیاست" معنا شده است.این سه معنا که بر هر یک جداگانه تاکید شده است در طول یکدیگر است.از این رو بررسی و نقد هر یک از آنها می تواند نقد معانی دیگر را به همراه آورد; مثلاً اگر ثابت شد که در تعالیم دینی اداره ی امور دنیوی گنجانده شده است باید پذیرفت که دین در عرصه ی امور اجتماعی و سیاسی نیز راه دارد.نیز اگر ادعای جدایی دین از سیاست مخدوش شود معانی دیگر نیز بی اعتبار می شود. نظریه ی سکولاریزم محدوده ی وسیعی را در حوزه ی اجتماعی دین به خود اختصاص می دهد اما دقت در مفاهیم و معانی آن نشان می دهد که مرکز ثقل این نظریه رد حکومت دینی است به گونه ای که نظریه پردازان این تفکر با وجود اختلاف نظر در دلایل تعریف و گستره س سکولاریزم-هرگز تاسیس حکومتی با محوریت دین را نمی پذیرند و در لزوم نبود آن اتفاق نظر دارند. |
تربیت الگویی زنان در قرآن 19 شهریور 84 - 22:15 |
قرآن کریم با تبیین ویژگی های روشی و محتوایی مسایل اعتقادی بانوان به تربیت آنان به شیوه ی الگویی پرداخته است.در تبیین ویژگی های روشی ابتدا هویت فکری مستقل زنان مورد تاکید قرار گرفته و سپس به ساختار فکری آنان اشاره شده و پرسش آنان برای کشف حقیقت مورد ستایش قرآن کریم قرار گرفته و بر حق پذیری و پرهیز از لجاحت جاهلانه و استواری فکر و اعتقادی که بر اساس حق بنا شده تاکید شده است. همان گونه که سایر ادیان الهی زن را دارای هویت مستقل فکری و عقیدتی و در برابر اعمال خویش مسئول می دانند قرآن کریم نیز با اشاره به اعتقادات مخالف برخی از زنان با همسران خویش بر این مطلب صحه گذاشته است.به عنوان نمونه می توان به دعای همسر فرعون اشاره نمود که در آن نجات از فرعون و کردار ظالمانه ی او را از خدا مسئلت نموده است و این دعا بیانگر عمق اختلاف اعتقادی این دو و طرز فکر ممتاز همسر فرعون است. همچنان که همسر لوط پیامبر نیز از ویژگی های اعتقادی خاص خود برخوردار بود و از همین رو گرفتار نتیجه ی گرایشها و اعمال ناپسند خود در فالب عذاب الهی شد. ادامه دارد... |
چهل حدیث 19 شهریور 84 - 22:13 |
نشانه های مومن از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: برای مومن شایسته و سزاوار است که هشت خصلت در او باشد: 1. در هنگام حوادث تکان دهنده متین و با وقار باشد. 2. ودر برابر بلا صابر و خوددار. 3. ودر هنگام فراخی شاکر و سپاسگزار. 4. وبدانچه خدا روزی او کرده قانع. 5. به دشمنان هم ستم نکند. 6. و برای دوستان نیز زیاده بر وظیفه اش چیزی به عهده نگیرد. 7. تنش از وی در رنج است. 8. ولی مردم از ناحیه ی او در راحتی و آرامش هستند. به راستی که علم, دوست واقعی مومن و حلم و بردباری وزیر اوست.عقل فرمانده ی لشکریانش و مدارا کردن با مردم برادرش و برٍّ ونیکی پدر مومن خواهد بود. |
تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید اثر خواجه عبدالله انصاری 19 شهریور 84 - 22:10 |
سوره ی فاتحه
نزد اهل معرفت: ب بهای احدیت سین سنای صمدیت میم ملک الوهیت.بهاء او قدیم , سناء او کریم, ملک او عظیم.بهاء او با جلال, سناء او با جمال , وملک او بی زوال.بهاء او دلربا , سنای او مهر فزا, ملک او بی فناء. ای پیش رو از هر چه به خوبی است جلالت ای دور شده آفت نقصان ز کمالت زهره به نشاط آید چون یافت سماعت! خورشید به رشک آید چون دید جمالت؟ نزد اهل ذوق:-ب برِّ با اولیاء, سین سرّ با اصفیاء, میم منت بر اهل ولاء, ب برّ او با بندگان, سین سرّ او با دوستان, میم منت او بر مشتاقان.اگر نیکی او نبودی, چه جای تعبیه ی سرّ او بودی؟وگر منت او نبودی, بنده را چه جای وصل او بودی. و بر درگاه جلال او چه محل بودی, گر مهر ازل نبودی بنده چگونه آشنای لم یزل بودی؟ آب وگل را زهره ی مهر تو کی بودی اگر هم به لطف خودی نکردی در ازلشان اختیار مهر ذات تو است الهی دوستان را اعتقاد یاد وصف تو است یا رب غمگنانرا غمگسار دنیا به نام خدا خوش است و عقبی به عفو او و بهشت به دیدار او, در دنیا اگر نه پیغام و نام خدا بودی, بنده را چه جای منزل بودی, و در عقبی اگر نه عفو و کرمش بودی , کار بنده مشکل بودی, در بهشت اگر نه دیدار دل افروز او بودی شادی درویش به چه بودی؟خدایا به نشان تو بینندگانیم , به شناخت تو زندگانیم , به نام تو آبادانیم, به یاد تو شادانیم ,به یافت تو نازانیم, مست از جام مهر تو مائیم, صید عشق در دام تو مائیم. زنجیر معنبر تو دام دل ما است عنبر ز نسیم تو غلام دل ما است در عشق تو چون خطبه به نام دل ما است گوئی که همه جهان به کام دل ما است اسم(بسم الله)از سمت گرفته اند و سمت داغ , یعنی گوینده ی بسم الله دارنده ی آن رقم و نشان کرده ی آن داغ است.حضرت رضا(ع) فرمود: وقتی بنده بسم الله می گوید یعنی خداوندا داغ دارم و بدان شادم, اما از بود خود به فریادم, کریما بود مرا از پیش من برگیر که بود تو راست کند همه ی کارم.خدایا بود تو چراغ معرفت بیفروخت پس روشنی دل من افزونی است, گواهی تو ترجمانیِ من کرد پس نداء من افزونی است, نزدیکی تو چراغ وجد من بیفروخت پس همت من افزونی است, اراده ی تو کار من بساخت پس جهد من افزونی است, خداوندا از بودِ خود چه دیدم ؟مگر بلا و عنا , و از بود تو چه رسیدم؟همه عطا و وفا! آغاز کتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحیم از آن جهت است که همه ی معانی در آن سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است: قسمی جلال و هیبت و آن در نام الله است ,قسمی نعمت و تربیت و آن در نام رحمن است, قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیم است! معنی دیگر آن است که در آن زمان که خداوند پیغمبر را به خلق فرستاد مردم سه گروه بودند:بت پرستان, جهودان, ترسایان, گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند واین نام در میان آنان مشهور بود, گروه دوم نام او را رحمن می دانستند و در تورات مذکور.گروه سوم نام او را رحیم می دانستند و نزد آنان در انجیل معروف است.اینکه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحیم شده .جهت آنست که سرآغاز همه افرینش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش, یعنی که به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروریدم و به رحمت بیامرزیدم! پیر طریقت گفت:خداوندا نام تو ما را جواز, مهر تو ما را جهاز, شناخت تو ما را امان, و لطف تو ما را عیان.خداوندا, ضعیفان را پناهی , قاصدان را بر سر راهی و مومنان را گواهی چه عزیز است آن کس را که تو خواهی؟! |
دست های نیاز 19 شهریور 84 - 03:34 |
یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه ی سحرگاهم ده
الهی!به یادت دلم زنده است و به مناجاتت ترس و دردم آرام میگیرد.ای آرزوی من و ای بالاترین خواهش دلم!مرا جدا کن از گناهی که نمی گذارد مطیع تو باشم.
معبود من!به آن امید همیشگی که به تو داشته ام از تو می خواهم در آن لحظه ای که عذرها و بهانه هایم کمکم نمی کنند به من رحم کنی به عزتت سوگند اگر بیرونم کنی نمی روم...دست از التماس نمی کشم چون قلبم اندازه ی بزرگواری ات را فهمیده.محبوبا!یک بنده اگر رو به مولایش نیاورد به که باید رو آورد؟
معبودا!مهرت از دل بیرون نمی رود فراموش نمی کنم که در دنیا چه بخشش های شیرینی به من کردی و چطور سیاهی ام را پوشاندی.
امید بزرگ من!در این لحظه ی اوج فقر مرا پس نزن...به خاطر نادانی ام جوابم نکن به ناتوانی ام رحم کن...انا عبدک الضعیف...
|








