تبلیغات


__
کارخانه عشق
4 آذر 86 - 23:07

be ean weblog sar bezanead va nazar yadeton nareh


weblogeh khodamehaaaaaaa

کوله بارم بسته بود

می دویدم نیافتم

پرسیدم حضوری نیافتم

دیدم تو را

ایا این جا کارخانه عشق است

می شود برای من سفارشی بگیرید

من تنگ خالی زندگی ام بی عشق مانده

درست است این جا کارخانه عشق است

 

http://www.karkhaneyeeshgh.blogfa.com

  • ارسال نظر (7)
تولدم مبارک
13 آبان 86 - 15:18

 

تولد تولدم مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککک تولدمههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هورااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
دوستت دارم
16 شهریور 86 - 23:27

زمستان گذشته است

گل ها شکفته اند

باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است

و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگ ها پنهان هستی

بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبایت را ببینم

زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است

********

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای خاطر نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست می دارم

سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده شاید دوباره گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییدیم

پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز

پل الوارد

www.karkhaneyeeshgh.blogfa.com

17 اردیبهشت 86 - 21:33


be ean weblog sar bezanead va nazar yadeton nareh


weblogeh khodamehaaaaaaa


http://www.karkhaneyeeshgh.blogfa.com/

همین سادگی رفتی
29 فروردین 86 - 03:21

 همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمی مونی
من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها كن
دست تو اول عشق
بپسرش به آخرین مرد
مردی كه پشت یك دیوار
واسه چشمات گریه می كرد
گریه می كرد
گریه می كرد

گفت : سلام !
29 فروردین 86 - 03:07
گفت :    سلام !
گفتم :    سلام !
معصومانه گفت : می مانی ؟
گفتم :    تو چطور ؟
محکم گفت :  همیشه می مانم !
گفتم :    می مانم  . 

روزها گذشت . روزی عزم  رفتن کرد .      گفتم :  تو که گفته بودی می مانی ؟!
گفت  :   نمی توانم !  قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم
سال نو مبارك
1 فروردین 86 - 22:15

سلام دوستان سال نو مبارك


امیدوارم سال خوبی داشته باشین


غزل

جبران خلیل جبران
1 فروردین 86 - 22:09

باری دستم را از مه آکندم،


سپس آن را گشودم


ومه را دیدم که کرمی شده بود.


باز،دستم را بستم و دگر بار


آن را گشودم... گنجشکی دیدم.


بار دیگر دست بر بستم وباز آن را


گشودم،این بار در کف دستم،


مردی اندوهگین بود که فرا می نگریست.


و چون دگر بار دست بربستم وگشودم،


جز مه چیزی ندیدم.


اما ترانه ای شنیدم،بس دل انگیز.



--------------------------



خانه ام مرا گوید:


ترکم مکن که گذشته ات در من نهفته است.


راه نیز می گوید:


در پی من بیا که آینده ات منم.


اما من به خانه و راه می گویم:


مرا گذشته و آینده ای نیست.


اگر بمانم،در ماندنم رفتن است


واگر بروم،در رفتنم ماندن.


که تنها محبت و مرگ،


همه چیز را دگرگون توانند کرد.



----------------------------



خداوند اندیشید و سخن گفت


نخستین اندیشه اش یک فرشته بود


ونخستین واژه اش یک انسان.



----------------------------



برای کسی که از روزنه های کهکشان می نگرد،


فضا تنها فاصله ی میان زمین و خورشید نیست.



----------------------------



به من گوش بسپار تا تو را بانگی دهم:


فکر همچون اسفنج،


ودل همچون جویبار است،


شگفتا که بیشتر ما،فرو بردن را


بر جاری شدن ترجیح می دهیم؟



----------------------------



این جمله هایی که در بالا مشاهده کردید


جمله هایی از کتاب ماسه و کف به نوشته ی


جبران خلیل جبران است.


بهتون پیشنهاد می کنم این کتاب رو مطالعه کنید.

__