تبلیغات


__
از تو تنها شدم...
4 مرداد 86 - 22:03

از تو تنها شدم

شوق بازآمدن سوی توام هست اما

تلخی سرد كدورت در تو

پای پوینده ی راهم بسته

ابر خاكستری بی باران

راه بر مرغ نگاهم بسته

وای ، باران، باران ؛

شیشه ی پنجره را باران شست از دل من

اما چه كسی نقش تو را خواهد شست ؟

رفته ای اینك و هر سبزه و سنگ

در تمام در و دشت

سوگواران تواند

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

رفته ای اینك ، اما آیا

باز برمی گردی ؟

چه تمنای محالی دارم....

من گمان می كردم

دوستی همچون سروی سرسبز

چارفصلش همه آراستگی ست

من چه می دانستم

هیبت باد زمستانی هست

من چه می دانستم

سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم

دل هر كس دل نیست

قلبها ز آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند....

و چه امید عظیمی به عبث انجامید

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

كه مرازندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم

چه امید عبثی

من چه دارم كه تو را در خور ؟

هیچ

من چه دارم كه سزاوار تو ؟

هیچ

تو همه هستی من ، هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟

همه چیز

تو چه كم داری ؟

هیچ...

آرزو می کردم

که تو خواننده شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟

نه، دریغا،هرگز

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

کاشکی شعر مرا می خواندی..

چه كسی باور كرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاكستر كرد ؟

حرف را باید زد

درد را باید گفت

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن پندار سرورآور مهر

آشنایی با شور ؟

و جدایی با درد ؟

و نشستن در بهت فراموشی یا غرق غرور ؟

سینه ام آینه ای ست با غباری از غم....

من چه می گویم ، آه

با تو اكنون چه فراموشی هاست....

عشق..
17 اردیبهشت 86 - 00:36

این عشق ماندنی
این شعر بودنی
این لحظه های با تو نشستن
سرودنی ست 

این تیره روزگار
در پرده غبار دلم را فروگرفت
تنها به خنده
یا به شکر خنده های تو
گرد و غبار از دل تنگم زدودنی ست

تنها تویی که بود و نمودت یگانه بود
غیر از تو هر که بود هر آنچه نمود نیست
بگشای در به روی من و عهد عشق بند
کاین عهد بستنی این در گشودنی ست
این شعر خواندنی
این شعر ماندنی
این شور بودنی
این لحظه های پرشور
این لحظه های ناب
این لحظه های با تو نشستن
سرودنی ست

****************

 
__