
گجه لر آیَ باخیب من سنی یاد ایله میشم
صبحه جان یاتمامشام فکروخیال ایله میشم
گه یاتوب گه اویانوب بیله خیال ایله میشم
من باخان دا آیَ خدایا گوره سن یاردا باخیر...؟
|
چگونه جای مناسب برای کارمند جدید را تشخیص دهیم: 1. 400 آجر را در اتاقی بسته بگذار. 2. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند. 3- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.
سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن: الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.
ب: اگر آنها از نو (برای بار دوم) دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.
ج: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.
د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.
ه: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.
و: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.
ز: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.
ح: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.
ط:اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
ی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگداز.
ك: اگر آنها به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.
ل: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده. HOW TO PROPERLY PLACE NEW EMPLOYEES 1. Put 400 bricks in a closed room. 2. Put your new employees in the room and close the door. 3. Leave them alone and come back after 6 hours. Then analyze the situation: a. If they are counting the bricks put them in the Accounting Department. b. If they are recounting them, put them in Auditing. c. If they have messed up the whole place with the bricks, put then in Engineering . d. If they are arranging the bricks in some strange order, put them in Planning. e. If they are throwing the bricks at each other, put them in Operations. f. If they are sleeping, put them in Security. g. If they have broken the bricks into pieces, put them in Information Technology. h. If they are sitting idle , put them in Human R esources . i. If they sa y they have tried different combinations, they are looking for more, yet not a brick has been moved, put them in Sales. j. If they have already left for the day , put them in Marketing. k. If they are staring out of the window , put them in Strategic Planning . l. If they are talking to each other, and not a single brick has been moved, congratulate them and put them in Top Management. |
|
چگونه جای مناسب برای کارمند جدید را تشخیص دهیم: 1. 400 آجر را در اتاقی بسته بگذار. 2. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند. 3- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.
سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن: الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.
ب: اگر آنها از نو (برای بار دوم) دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.
ج: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.
د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.
ه: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.
و: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.
ز: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.
ح: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.
ط:اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
ی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگداز.
ك: اگر آنها به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.
ل: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده. HOW TO PROPERLY PLACE NEW EMPLOYEES 1. Put 400 bricks in a closed room. 2. Put your new employees in the room and close the door. 3. Leave them alone and come back after 6 hours. Then analyze the situation: a. If they are counting the bricks put them in the Accounting Department. b. If they are recounting them, put them in Auditing. c. If they have messed up the whole place with the bricks, put then in Engineering . d. If they are arranging the bricks in some strange order, put them in Planning. e. If they are throwing the bricks at each other, put them in Operations. f. If they are sleeping, put them in Security. g. If they have broken the bricks into pieces, put them in Information Technology. h. If they are sitting idle , put them in Human R esources . i. If they sa y they have tried different combinations, they are looking for more, yet not a brick has been moved, put them in Sales. j. If they have already left for the day , put them in Marketing. k. If they are staring out of the window , put them in Strategic Planning . l. If they are talking to each other, and not a single brick has been moved, congratulate them and put them in Top Management. |
1. 400 آجر را در اتاقی بسته بگذار.
2. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند.
3- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.
سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:
الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.
ب: اگر آنها از نو (برای بار دوم) دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.
ج: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.
د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.
ه: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.
و: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.
ز: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.
ح: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.
ط:اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
ی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگداز.
ك: اگر آنها به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.
ل: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده.
HOW TO PROPERLY PLACE NEW EMPLOYEES
1. Put 400 bricks in a closed room.
2. Put your new employees in the room and close the door.
3. Leave them alone and come back after 6 hours.
Then analyze the situation:
a. If they are counting the bricks put them in the Accounting Department.
b. If they are recounting them, put them in Auditing.
c. If they have messed up the whole place with the bricks, put then in Engineering .
d. If they are arranging the bricks in some strange order, put them in Planning.
e. If they are throwing the bricks at each other, put them in Operations.
f. If they are sleeping, put them in Security.
g. If they have broken the bricks into pieces, put them in Information Technology.
h. If they are sitting idle , put them in Human R esources .
i. If they sa y they have tried different combinations, they are looking for more, yet not a brick has been moved, put them in Sales.
j. If they have already left for the day , put them in Marketing.
k. If they are staring out of the window , put them in Strategic Planning .
l. If they are talking to each other, and not a single brick has been moved, congratulate them and put them in Top Management.
من سرطان دارم ، سرطان عشق !!!دوای درد من معشوقم است و تاریخ مرگم برابر با جدایی او از من می باشد.دوای دردم رسیدن به معشوقم است و تاریخ شفایم گرفتن دستان او و رسیدن به او می باشد.پس خداوندا ، دوای درد مرا به قلبم برسان تا این کابوس وحشتناک سرطان و مرگ به خاطر جدایی از عشق ، از وجودم محو شود
*آدم که تا 5 صبح بیدار بمونه از خرابی عصاب سرطان هم میگیره*
آنگاه که می پرسند
بهترین شعرت کدامست؟
تمام هستی و
عمر و
آرزوهایم را
جا می دهم در شعر
و بر تک تک ستاره ها می نویسم،
با خط فارسی زرنوشت:
شاهکار من
تویی!
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو:در راه عشق و انتخاب ان خطا کردم
و من در حالتی ما بین "اشک" و "ماتم" و "حسرت"
کنار انتظاری که بدون پاسخ و درداست
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا....؟شاید به رسم عادت پروانگی هامان
باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت
دعا کردم.......!
اگر کسی تو را با تمام مهربانی ات دوست نداشت؛ دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او.او دلش برای پذیرش مهربانی تنگ اشت .گناه از او نیست ،تو هم با تمام مهربانی ات زیبا ترین معصوم دنیایی، پس خود را گنهکار نبین.
من عیسی نامی میشناسم ده بیمار را در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت.من خدایی میشناسم ابر رحمتش به عمر زمین و زمان باریده، یکی سپاسش میگوید و هزاان نفر کفر میگویند.پس چرا میپنداری بهتر از آنچه عیسی و خدای عیسی را سپاس گفتند از تو برای مهربانی ات قدر دانی میکنند؟
پس از ناسپاسیشان نرنج ، اما برای شادی دلشان بکوش که با مهربانی روح تو آرام میگیرد .تو با مهرت بال و پر میگیری و خوبی ، دلیل جاودانگی تو خواهد شد.
دوست بدار ، نه برای آنکه دوستت بدارند. تو بپاس زیبایی عشق ،عشق بورز .
من دریافته ام که دوست داشته شدن هیچ و اما دوست داشتن همه چیز است و بیش از آن بر این باورم که آنچه هستی ما را پر معنی میسازد، چیزی بجز احساسات و عاطفه ی ما نیست.پس آنکس نیکبخت است که بتواند عشق بورزد.
اگر دیدیم روزی نمیتوانیم کسی را ببخشیم بدون شک از بزرگی گناه طرف مقابل نیست بلکه مشکل از کوچکی و حقارت قلب ماست.
پس می بخشم تا شاید بخشیده شوم.
سوره نمل: آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گیه مطمئن هستی ،بر من تکیه کن .
سوره زمر: آنگاه که ناامیدی بر جانت پنجه افکند و رها نمی شوی ، به من امیدوار باش.
سوره فاطر: آنگاه که در پی تعالی و کمال هستی ، نیتت را پاک و الهی کن.
سوره فاطر: آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی ، به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم .
سوره اعراف: آنگاه که روحت تشنه ی رازو نیاز است، آهسته من را بخوان.
سوره بقره: آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد، به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم.
چرا خدا اینقدر دور از دسترسه؟ چرا راههای رسیدن به خدا اینقدر سخته؟ چرا نمیشه خدا رو بغل کرد؟ درست مثل مواقعی که از چیزی ناراحتی و می پری توی بغل مامانت و یه دل سیر گریه میکنی. اونجا مطمئنی که محبت مامانت تا بی نهایته و بدون هیچ توقعی… در تمام مدتی که داری گریه میکنی و اشک میریزی مامانتم مدام نوازشت میکنه و دلداریت میده و میگه نگران نشو عزیزم همه چی درست میشه. حالا چی میشد خدام اینطوری می بود. فکرشو بکنین چی میییییییشه اگه یه روزی خدا اینطوری آدمو دلداری بده و آرومش کنه.

اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود میآید، و به قدر آرزوی تو گسترده میشود،
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود،
و به قدر دل امیدواران گرم میشود…
پــدر میشود یتیمان را و مادر.
برادر میشود محتاجان برادری را.
همسر میشود بی همسر ماندگان را.
طفل میشود عقیمان را. امید میشود ناامیدان را.
راه میشود گمگشتگان را. نور میشود در تاریکی ماندگان را.
شمشیر میشود رزمندگان را.
عصا میشود پیران را.
عشق میشود محتاجانِ به عشق را…
خداوند همه چیز میشود همه کس را. به شرط اعتماد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبانهایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار…
و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفرهی شما، با کاسهیی خوراک و تکهای نان مینشیند و
بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد، و در دکان شما کفههای ترازویتان را میزان میکند
و “در کوچههای خلوت شب با شما آواز میخواند”…
مگر از زندگی چه میخواهید،
که در خدایی خدا یافت نمیشود، که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود، که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه میبرید؟
قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید.
زیرا که عشق چون عقاب است. بالا میپرد و دور… بی اعتنا به حقیران ِ در روح.
کینه چون لاشخور و کرکس است. کوتاه میپرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمیاندیشد.
بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور،خوبترین،جسدی ست متلاشی