تبلیغات


__
تبر - AXE
2 اردیبهشت 87 - 15:45
تازه ترین زخم دلم        قصه رفتن تو ِ
این روزا هر جا که میرم        حرفِ شکستن تو ِ
مثل یه آینه سوت و کور        شکستی و رها شدم
تبر شدم شکستمت        اگر چه بی خدا شدم

حیف روزای رفته که        به خاطرش خطر کنم
حیف روزای مونده که        قراره بی تو سر کنم...

خدا کنه تموم بشه        قصه تلخ رفتنت
بیای و از یادم بره        روزایی که شکستمت

تو سهم من نبودی و        به قصه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم        که تا خدا میبردمت

  • ارسال نظر (5)
کیوسک KIOUSK
22 دی 86 - 12:36

قدرت عشق عشق قدرت

مُدرنیته یه سنت

تو محور شرارت

ژیان و عشق سرعت

مُسکِن رنج و درد

به صورت قرص و گَرد

شام و ناهار نداریم

جاش میخوریم کیک زرد

انتخابای تستی

ازدواجای قسطی

دو زار ته گنجه بود

فرستادیم فلسطین

موفقیت تضمینی

موزیک زیر زمینی

دکتر قلب نمیخوایم

جراح فک و بینی

غیرت سیب زمینی

توصعه سبک چینی

دموکراسی دینی

پیتزای قرمه سبزی



بچه های پاپَتی

چلوکباب ساعتی

قاچاق زن به دُبی

آدمای غیرتی

خون با اسانس HIV

آنفولانزای مرغی

یکی از وبا میمیره

یکی جنون گاوی

ذخیره های ارزی

تحرکات مغزی

هیچی دیگه نداریم

اعتبارت قرضی

اقتصاد تزریقی

مرخصی تشویقی

سینمای فلسفی

موسیقی تلفیقی

عاشقای قزوینی

توصعه سبک چینی

دموکراسی دینی

پیتزای قرمه سبزی



دیزی توی کافی شاپ

مِدیتیشن به قصد رختخواب

نذری میدن افطاری

زرشک پلو با کچاپ

دنیاهای مجازی

دانشگاه یا شهربازی

قهرمانای ملی

پروینه با حجازی

داروهای تقلبی

معتادای تفننی

مد یا لباس ملی

صنایع تصنعی

آموزش از راه دور

فروش سوال کنکور

نزول یا سود بانکی

یا انتخاب یا که زور

غیرت سیب زمینی

توصعه سبک چینی

دموکراسی دینی

پیتزای قرمه سبزی


- پل شیخ فضل الله از رو ستارخان رد میشه! -



شکلات
6 آذر 86 - 19:56
با یه شکلات شروع شد . من یه شکلات گذاشتم توی دستش ‌. اون یه شکلات گذاشت توی دستم . من بچه بودم اونم بچه بود . ســرم رو بـالـا کـردم . سـرش رو بـالـا کـــرد دیـــــد که منو میشناسه . خندیدم ؛ گفت :‌ دوستـیـم ؟‌ گفتم : دوسته دوست . گفت: تا کجا ؟‌ گفتم : دوستی که تــــا نداره . گفت: تا مرگ !‌ خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره . گفت: باشه تا پس از مرگ! گفتم: نـه نـه نـه نـه ؛ تا نداره . گفت: قبول ؛ تا اونجا که همه دوباره زنده می شن یعنی زندگی پـــس از مرگ ؛ بـــا هم ... با هم دوستیم تا بـهشت ؛‌ تـا جهنم ؛ تا هرجا که باشه من و تو باهم دوستیم . خندیدم و گفتم: تو براش تا هرجا که دلت می خواد تـا بذار. اصلآ یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا . اما من اصلأ‌ تا نمی ذارم . نگاش کردم . نگام کرد . باور نمی کرد . مــی دونستم می خواد حتمآ دوستیمون تا داشته باشه . دوستیِ بدون تا رو نمی فهمید .



 گفت : بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم . گفتم باشه تو بذار . گفت شکلات . هــــربار که هــمدیگرو می بینیم یه شکلات مال تو یکی مال من . گفتم باشه . هر بار یه شکلات می ذاشتم تــوی دستش اون هــم یـه شکلات تـوی دست من . بـاز هـمـدیگرو نـگـاه می کردیم . یعنی که دوستیم . دوسته دوست . من تندی شکلاتمو باز می کردم و می ذاشتم تــوی دهنم و تنـد تنـد اونو می مکیدم . می گفت: شیکمو . تو دوست شیکمویی هستی و شکـلاتشو می ذاشت توی یک صندوقه کوچیک و قشنگ . می گفتم : ‌بخورش !‌ می گفت تـموم مـی شه . می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه . صندوقش پــر از شکلات شده بود . هیچ کدوم رو می خورد . من همشو خورده بودم . گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه بخوره یا کرما, اون وقت چیکار می کنی؟ گفت:‌مواظبشون هستم . می گفت: می خوام نـگهـشون دارم تـا وقتی کـه دوست هستیم و من شکلاتارو می ذاشتم تو دهنم و می گفتم : نه نه تا نداره, دوستی که تا نداره ...



 1 سال ؛ 2 سال ؛ 4 سال ؛ 7 سال ؛ 20 سال شــد . اون بزرگ شده . منم بزرگ شدم . من همه شکلاتامو خوردم . اون همه شکلاتاشو نگه داشته . اومده امشب واسه خداحافظی . می خواد بره . بره اون دور دورا . مـیـگه میــرم و زود بـــرمی گردم . مـن می دونم میره و بر نمی گرده . یادش رفت شکلات رو به من بده . من یادم نرفت . یـه شکــلات گذاشتم کف دستش . گفتم این رو بخور . یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش ؛ ایــن هـم آخــریـن شــکـلات بــرای صندوق کوچیکت. یادش رفته بود صندوقی داره برای شکلاتاش. هر دو تا رو خورد . خندیدم . می دونستم دوستی مـن تـا نداره . می دونستم دوستیه اون تا داره . مثل همیشه . خوب شد که شکلاتامو خوردم امـــــا اون هـیـچ کـدومـشون رو نـــخورد .رفت اون دور دورا...منم چشمام پر اشک...گفتم خداحافظ....
ای تو همه احساس من
3 آبان 86 - 17:40

ای غنچه گل یاس من                      ای تو همه احساس من 

چی میشه یه لحظه باشی و تو همصدا شی با این دل تنها

آخه تو همه وجودمی عشق و غرورمی  شدی همه دنیام

 

 

آخه دوست دارم من به خدا

آه ای خدا هی خدا  بهش بگو واسش میمیرم

چشام اسیر چشمشه            دلم دلتنگ دلشه            بی اون مگه آروم میگیرم

 


ای تو هم بغض ترانه هام     ستاره پوش شبانه هام

چی میشه گلم تو باشی و هر جا که باشی بگی که مال منی

آخه تو عروس قصه ای و مرگ غصه ای تو تو مال منی

 

ایران/ویران؟
19 شهریور 86 - 13:11
این ایران ایرانی نیست که کوروش متصور شده بود.
این ایرانی نیست که یک ایرانی تصورش را میکرد.
این ایران ایران نیست.
این ایران ویرانه است.

باید قبول کنیم که ما جهان سومی هستیم.
همه جهان تصورشان از ایرانی یک وحشی است.
همونطور که 300 علناً نشان داد این تصورات را (که به نظر من اشتباه نکرده بود).

تا کی بر خود ببالیم که فلان دانشمند از سرزمین ایران بوده؟
تا کی یر خود تلقین کنیم که ایران حرف اول را میزند؟
تا کی ایرانی را یک متمدن بدانیم؟
و تا کی در این فلاکت بی شک زندگی کنیم؟

چرا هیچکس به فکر راه چاره ای نیست؟
چرا هر بی سر و پایی در دولت حال حاضر جولان میدهد؟
چرا به افسر پلیسی که تا بحال در دهشان سوار بر قاطر بوده و حال پشت باراباس نشسته باید التماس کرد؟


برای خودم متاسفم که در ایران ویران زندگی میکنم.
قصد من ترک کردن است و این کار را خواهم کرد...


به امید ناامیدی و ایرانی سربلند و نه ویرانی سر بلند...



                                                                                                                                                                     .فرزاد.

توبه نامه مرگ --
2 شهریور 86 - 21:51

 

دلت را خانه ما کن             مٌصفا کردنش با من

به ما درد خود افشا کن        مداوا کردنش با من

بیاور قطره اشکی              که من هستم خریدارش

بیاور قطره اخلاص            دریا کردنش با من

 


به ما گو حاجت خود را       اجابت میکنم آنی

طلب کن هر چه میخواهی    مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ         روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را جمع       منها کردنش با من

 

 

اگر گم کرده ای ای دل        کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش       پیدا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی         مشو نومید از رحمت

تو  توبه نامه را بنویس       امضاء کردنش با من

قانون تهران
5 مرداد 86 - 13:23

تهران : جنگل آسفالت شده...



یه قانون هست که هیچ جا درج شده نیستش   توی خیابون حاکم طرد شده نیستش

 

سخت شده ریسکش که بی صدا هر چی بدخواهه بشه بی صدا

 

بذار از این قانون یه کم بیشتر بگم هرچند منتقدین من میخوان بیشتر بشن

 

قانونی که بحثشه قانون جنگله ضعیف میمیره همیشه قوی سر تره

 

اینجا خیابونه چشاتو یه کم وا کن قانونشو شرح میدم باش یه کم تا کن

 

اینجا کفش آسفالته . با این حال که ناجا هست امکانش هست حق پایمال شه

 

چه لاتای بی خطری که تو زندونن چون که هر کی هر چی زور گفت بر ضد بودن

 

تقصیر من چیه اگه دفاع کارم کلی حرف واسه زدن این دهن بذاره دارم

 

 

 

 

من و تو هر کدوم قربانی به یه نوبه ایم    میدونم توی دلت داری مثل من یه عقده ای  (تو عقده ای)

 

جامعه که ما رو تو خیابون بار آورد   خشونت و دیدیم نه یه بار بلکه بارها شد

 

چه تیغه هایی که کشیده شدن رو این بدن   زود میمیره کسی که میگه روئین تنم

 

اینجا کفش آسفالته    یه پاسگاست که قانون اساسی هم میشه توش پایمال شه

 

چرا هنوز زنده م   این واسه من یه سواله

 

باید طور دیگه بمیرم ؟ عزرائیل تز و داده؟

 

ما بین یه گله گرگ بزرگ شدیم    ما عین یه بچه گرگ خب گرگ شدیم!

 

روح بچه سیاه نیست وقت تولد   همون بچه م اما بچه طلف شد

 

من بی گناهم خدا هم شاهده     فکر میکنی بشه کسی به خدا هم باج بده؟!

 

 

 

 

من یه قربانی ام مثل خیلی ها    روزی که روح آزاد میشه کی میاد؟

 

آدم های دور تو همگی لاشخور صفت    نهایت تو هم میشه لاشخور چه بد...

 

خیلی ها زنده ن چون که کشتن جرمه   انسانیت کو؟ کشتن مرده...

 

پشتم شد به جامعه     عقده م توی رپ شد حادثه

 

اینا همه باعث این شدن فاصله    بین عشق و نفرت زیاد شه

 

چون خیابون قاصبه میگیره عشقو از تو   نفرت به جاش نگو چرا نا راحتی حرصم به جاش

 

دستبندو باز کن چون که بازم حرف دارم   من حرفام راسته و میکنم دفاع از کارم...

 

بذار بگم من یه قربانی از جنگلم...من یه قربانی ام...

 

 

من دیوونه نیستم...
21 تیر 86 - 12:47
تقدیم به دوستان



من دیوونه نیستم ...

 

دیوونگی زده به سر من – که من شدم پسر غم - پدر من یکمشم با من راه نیومد پسر – اگه به من بگن بجنگ واسه زندگی بی درنگ – میگم تو هم چشماتو ببند و به همه چی بخند – منم قید آدم نماهای این جنگلو زدم- بودم یه سرباز خدا ولی بی سنگرو هدف – می شکنم مهد زندگیمو بی شرفم من آره - قلب من با یه سایه نشده پاره ناله کاره منه - با سایه ها  با مانع ها نمیشه روبرو شدو حال من خرابه چرا آخه بدن من داغه - رد پای من نمیمونه رو زمینو همینو نمی دونمو دلیلو می پرسم از خودم رضا نگا چرا دنیا ضد تو به ما بگو چته – یه نفرم نمیپرسه این سوالو که مایله منو ببینه و نوازش کنه - آینه میگه رضا تو مُردی و حادثه سراغم نمیاد

 

------------------------------------------------------------------

 

خدا فقط بلدی الکی در حدی فرجی کنی که هیچ مرضی الکی مددی نداره

 

تویی که قانون این بازیو گذاشتی – بازنده منم به بارون چشام قسم شکایت صدف اینه مروارید چرا باید تو دلم زندانی بمونه – رضا هنگامی بخونه که سیر از زندگیه – بذار بگم عینه کیه – مروارید که میگه زندانیه خود رضاست و پیشرو یه حیوانیه که هیچ چیز سرش نمیشه دیوا نه ی روانیه ی علاقه داره به اوالیه مخت آسیب برسونه – با حرف هایی که میزنه خدا اونو شفا میده – خدا این تلافیه گذشته ی بده منه – کم به سر من اومده که درد سر پلوم منه – شیر مادرم حروم اگه تقصیر منه – تو منو دیوونه کردیو هر کیو دمه دست بود به سمت من فرستادی – قبلشم چیزی نگفتی

 

----------------------------------------------------------------

 

(همه چی درست میشه ) – من واسم چه فرقی داره – منم دوست دارم که زخمای دلم سطحی باشه – دیگه فروتنیم واسه خودش حدی داره – سروش تو بهم بگو که باشم تو مستی تا کی – فکر می کنم که خدا  هم رو من یه قصدی داره – که اینجوری تا کرده و بهم مستی داده ( اما نه پسر تو دیونه نیستی پاشو ) – با کی احساس راحتی کنم حتما با تو – دنیا ماله من میشه که بگیرمش تو دست - این همه رنج پدر احترام کو پس  - با اونکه میدونی با اون همه رَش خواسته دارم – ولی نمیخوای من دنیای خوبی داشته باشم – ( من به فکرتم می فهمیدی کاش یه بار )سخته داشته باشی اینهمه مشکل رو بخوای – (صبر کن پسر تو مشکل ندید ی هستی اول راه – فکر کردی الکی ان پسر همه ی عربده هام )

__