... 12 مرداد 87 - 02:40 |
ای عاشق در انتظار چه نشستی در انتظار باد های پاییزی،بارانهای بهاری برگهای زرد و یا شکوفه ای ارغوانی در انتظار کدامی ، انتظار بیهودست پنجره را باز کن جدار را بشکن غبار را بشوی وخاطره ها را به خاطره ها بسپار تا پایان ، پایانها مانده است این است زندگی این است روزگار |
..... 19 خرداد 86 - 18:18 |
نمیدانم اینجا که ایستاده ام کجاست؟! امروز دیگرازدانستن و نداستن گـذشته ام امروز دیگر می توانم بدون تلاطم همه آن سالها را مرور کنم وشاید با مرور تمامی آن خاطرات خواستن ها و بدست آوردن ها را معـنی کنم من ایستاده ام و میدانم که در زیر پاهایم ویرانه ای بیش نیست |










