تبلیغات


__
درو دل
5 خرداد 87 - 07:27

بنام ایزد منان که جهان را آفرید

احساس دلتنگی عجیبی دارم . در ابتدا می خواستم راجع به معبودم در کتابها بخوانم و ببینم که بزرگان علم  و دین راجع به او چه گفته -اند. اما بالاخره فهمیدم که غیر ممکن است. غیر ممکن است که بتوانم خداوند را در آنها پیدا کنم. دیدن خدا چشم دیگری نمی خواست، با همین دو چشم خود هر روز، بارها و بارها او را  می دیدم اما بعد چشمانم را می بستم و می پرسیدم این خدا کجاست؟

تا بالاخره فهمیدم که من کورم، من ناشنوایم، من حس ادراک و تشخیص ندارم، والا خدای بزرگ خود را از همان ابتدای هستی نشان داد. درست است که نمیدانم او چیست یا کیست، اصلا ماهیتی مثل ما دارد یا خیر؟ از آب است یا آتش یا شاید هم خواب و یا باد و یا اصلا از جنسی غیر مادی و غیر زمینی است ؟ براستی نمی دانم.

اما می دانم که او هست. او هر چه که هست یا هر که ، وجود دارد. وجود او را با نغمه های پرندگان ، صدای خروشان امواج دریا ، دیدن طبیعت، جنگل ، کوه، دشت، دریا، سبزه، و حتی وجود خود، احساس می کنم. می دانم که هست، می دانم که مهربان است، بخشنده (لرئوفٌ رحیم) ، مقتدر، قوی و بسیار نا محدود است،نامحدود!

چند وقت است که در آیات قرآن عبارت ( و الله عزیزٌ الرحیم) را بسیار می بینم. به معنی( و خدا بسیار مقتدر و مهربان است.) اقتدار و مهربانی ، ترکیب جالبی است و برایم بسیار شگفت انگیز. ترکیب این دو واژه در واقع نمایانگر صفات خداست. خدایی که مقتدر است و مهربان. خدایی که قدرتش را به جا بکار می برد و در حق دیگران مهربان است. و براستی مهربان است ، خدایی که ما را از عدم خلق کرده است. و به کما این همه استعداد و توانایی داده است. و اینکه از روح خود در ما دمیده ، از روح خود!

__