
پ.ن : آری این منم ،شب گرد شهری به کوچکی یک سلول انفرادی ...
پ.ن : غرش توفنده بر فانوس ِ ماه ، مرگ افلاطون و جالینوس ِ ما ، یادگاری بر تن سنگ لحد ، بازی نرد است و تاس بی عدد ، حکمت دیرین کفش پا به پا ، یادگار گنبد دوار ماست.
پ.ن :كاش لحظه ای آغوشت را به من اجاره میدادی بانو ...

دوست داشتم تو را به اندازه دوست داشتنم
در آغوش بگیرم ...
اما ،
چقدر فاصله دارم از تو
انقدر كه فقط لبخند های تو را می بینم
و تو مرا هیچ ....
برای او ، كه عشقش را پشت چشمان سبزش پنهان كرده است
پ.ن :چیزی بگو از عشق ،بگذار مرگ باشد...چیزی بگو با من ، بگذار تلخ باشد
پ.ن :تا كی و كی پندنیوسی كنم؟ چند نهان بُلبُلَهنوشی كنم؟ ...چند ز هجر تو خموشی كنم ؟ پیش كسان زهدفروشی كنم ؟
پ.ن : هیچ كس از من سراغی نمی گیرد ...این گوشه ، در خودم ، چه تنهای غریبی !
وبلاگ : دست نوشته های آخرین دیوانه


چه كسی فوت می كند شمع سوخته دلم را !
یك تولدی دیگر ،
در سو سوی نور شمعی كه بر فراز یك تكه كیك آب می شود
،
جشن سایه ای بر دیوار و جسمی
فراموش شده در ذهن های پر
مشغله ،
جشن یاد های تلخ و یادگار های فراموش شده
بدون مهمانی و
تجملی ،
نه آغوشی او را در كام می كشد
و نه پیامی او را امیدوار ...
با
سرفه های چركین
بی هیچ آرزوی فوت می كند،
شمع سالگرد زنده بودنش را
و
حجم اتاق پر می شود از تنهایی ،
در تاریكی به رقص می
افتد
شانه هایش ،
همراه با موسیقی هق هق بی پایان
در سالگرد جسمی كه روحش
هوای كودكی كرده ...
هوای یك تولد دوباره ،
در آخرین روز های یك آذر ماه سرد
...
مردی دوباره در یاد ها گم می شود !
هیچ كس ، جزء تقویم یادش نبود ...
خودم هم فراموش كرده بودم ،
تا اینكه دوباره فرا رسید !
پ.ن۱: دلم كمی مرگ می خواهد ...یكی مرا فوت كند لــــــــطفا !
پ.ن۲ :در چرخش پوچ این روزگار ،روزها مدفون در انتظار ، ها غرق سراب امید ،آه از روزگار،آه از انتظار
پ.ن۳ : امروز سالروز من است و میخواهم فقط مال من باشد ... میخواهم یك سال بی خوابیم ، را فوت كنم ... میخواهم تمام كاغذ های كه سیاه كردم را با خودم آتش بزنم ... یك نخ سیگار نم كشیده ، فنكی خالی ... اتاقی پر از كاغذ... و مردی كه سال ها پیش مرده بود ...
تولد :۱۸/۰۹/۱۳۶۴
وفات : ؟؟ /؟؟/؟؟؟؟
صلوات ...!

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای محــسن نامــجو با نام اوی با 4
کیفیت متفاوت ...
( به همراه پوستر جدید )

لینك های دانلود در ادامه مطلب ...

![]() ویژوال بیسیك |
![]() زبانهای تحت لینوکس |
![]() سی و ویژوال سی |
![]() پی اچ پی |
جاواو وی بی اسكریپت |
![]() دات نت |
![]() دلفی |
![]() دیگر زبانها |
|
|
برنامه نویسی مبتدی- متوسط- پیشرفته پذیرفته می شود
خدمات برنامه نویسی تحت ویندوز و تحت وب می باشد .NET, SQL, ACCESS, ASP, PHP
انجام پروژه های دانشجویی پذیرفته می شود C,Cpp , C#, PASCAL,VB.VC,MAPLE انجام کلیه پروژه های نرم افزاری و دانشجویی شما در حداقل زمان ممکن
همراه : ۰۹۳۶۶۴۰۲۱۶۸
لطفا اول در قسمت نظرات برنامه مورد نظر خود را بنوسید بعد به شماره بالا
زنگ بزنید یا اس ام اس ارسال كنید ...
شماره حساب :
۰۳۰۰۰۹۴۱۰۶۰۰۴
شماره كارت صادرات : ۹۹۸۷-۵۳۱۲-۶۹۱۰-۶۰۳۷
حساب سپهر بانك صادرات ، شعبه بلادیان شهرستان گچساران
به حساب آقای اسماعیل هاشمی
سفارش در قسمت نظرات ...
كمی آن طرفتر
در هیاهوی بی سابقه
تمام وجودشان را نو می كنند
كفشی نو
كلاهی نو
و عشقی نو...
كهنه ها می میرند
ماهی قرمز تاب نمی آورد
زندگی كوتاهش كوتاه تر می شود
عیدی یك شبه ،
برای ماهی قرمزی كه فدایی سفره ی رنگین ما می شوند !
دردهای گم شده در بوی لباس های نو
و شاید درد های تازه از بی پولی ...!
خدا می داند اما هر چه هست ...
ظاهرا ، همه انتظار عید را می كشند ...
و این طرف
من ، انتظار پاییز بعد را ...
اگر به شما بر نمی خورد ... سال نو مبارك !
سال ، سالی خوب برای شماست
بی شك ...مباركه !
پ.ن: توی این بیهودگی ها
سال ما كی میشه تحویل
روز شوم سال تحویل
ثانیه ، نحس میشه انگار
دل ما یخ زده از غم
این دنیا كجاش بهاره
عقربه تو راه رفتن
می مونه طاقت نداره
مرگ ماهی قرمز ها رو
توی تنگ دوام بیاره
زمستون ما تموم شد
ظاهرا اینجا بهاره
لعنت خدا به قلبی
كه دلی رو جا بزاره

این منم ،
جوانی از درون پوسیده
در برزخی از خودم و دنیای اطرافم ،
چوب خط می کشم بر دیوار های شهر
چوب خطِ تمام لحظه های تنهایی ...
می چرخم و خط می زنم آرزوهای از دست رفته ام
در جدال با جاذبه زمین ، جسمم را تکان می دهم
و با تمام وجودم نفرین می کنم عقربه ها را
که با سرعت نور زمان را می شکافند و پیش می روند
سر بر دیوار فراموشی می کوبم تا شاید از یاد ببرم
تمام حسرت های به جا مانده از گذشته را ...
میان مردگان همی زیسته ام ،
که زنده بودن را از یاد برده ام
و زندگی را تلخ ِ تلخ سر می کشم ...
از پس شب های پر از بی خوابی
دم و باز دمی رنگ گرفته از بی حوصله گی ،
بی دلخوشی پلک می زنم و سر می چرخانم
به سمت تمام سایه های که از کنارم رد می شوند
در امتداد کوچه های مسخ شده در تاریکی
این منم که سوت می زنم
و تمام شهر را از خواب بیدار می کنم
آری این منم ،
شب گرد شهری به کوچکی یک سلول انفرادی ...
پ.ن : تنهایی تمام وجودم را گرفته ... حتی زیر ناخن هایم چرک سیاه تنهایست ...!
پ.ن :معشوق جان به بهار آغشته ی منی که موهای خیس ات را خدایان بر سینه ام می ریزند و مرا خواب می کنند.(فیلم یک کیلو خرما برای مراسم تدفین را حتما ببینید ! )
پ.ن :
Hey you, don't tell me there's no hope at all, Open your heart, I'm coming home

گاهی آنقدر دلتنگی ام اوج می گیرید ،
که سقوط اشک هایم زمین را چاک می دهند
و ناله هایم ، تمام حجم خلاء اطرافم را فرا می گیرد
گاهی که دلتنگت می شوم ...
تمام ذهنم را جستجو می کنم ،
تا دوباره لبخند هایت را به یاد آروم ...
گاهی که از خود بی خود می شوم ،
تمام کوچه های شهر را برای دوباره دیدنت زیر و رو می کنم
گاهی که دلتنگت می شوم ،
فراموش می کنم که تو خیالی بیش نبودی ، در عمق پریشانی هایم ...
در نفس زدن هایم ، میان مسخ و جنون ،
این تو بودی ، توهم چشم سبز من
و چه مستانه می رقصدی ،
پا برهنه بر تمام ناخوشی هایم
و نفس که حبس می شود ،
آنگاه که من به عمق سبز چشمانت فرو می رفتم
وای از بی تو بودن ،
در شهری که تمام خیابان هایش را به نام تو سند زده ام
در شهری که همه اش خاکستری است ، جز چشمان سبز تو ...
گاهی که دوباره یاد تو زنده می شود ،
فراموش می کنم ...
که تو را سال ها پیش به خاک سپارده ام ...
پ.ن : وقتی نباشی ، فرقی نمی کند شنبه باشد یا سه شنبه ... تمام روز ها جمعه است و زندگی تعطیل !
پ.ن:گم كرده ام دختر چشم سبز رویا هایم را ...در كلان شهری ، كه خود نیز در آن گم شده ام
پ.ن : خروجی ذهنم مسدود شده ...
ترافیك سنگینی از كلمات ،
منم و چند صفحه از سالنامه
كه فقط شكل های عجیب و غریب توش كشیدم
این چند روز ...
حتی یه كلمه هم ننوشتم ،
فقط سالنامه رو روق می زنم و ...
به اینكه از كجا شروع كنم فكر می كنم
خسته می شم ...
می خوابم
بیدار میشم
دوباره فكر می كنم ...
حتی یه كلمه هم ننوشتم ،
و فقط دنبال نقطه آغاز ...
از كجا شروع كنم ...
از كجای این سال نحس ...؟
دست نوشته های آخرین دیوانه