افسوس 20 شهریور 87 - 18:49 |
افسوس آن زمان که دوستش داشتم با نگاهش می فهماند که هنوز برای دوست داشتن کودکی... آن زمان که عاشقش شدم با نگاهش بهم گفت که جای منو به کسه دیگه ای داده! عشقم ، دوست داشتنم و همه ی خا طره های خوبو... آن زمان که سعی کردم مال خودم باشه... تلاش برای برگشتن اونی که ازت دور شده خیلی سخته! فکر کرد با احساسش بازی کردمو رفت. آره برای برگشتنش بچگی کردم اما اونقدری نبود که بزاره و بره چی شده بود ؟ کی بود که از من گرفتش؟ من چی کار کرده بودم که انقدر راحت رفت ؟ کی سعی کرد بگه از من عاشقتره؟ کی از من دورش کرد؟ هزاران سوال هزاران عذاب برای دوریش حتی نگاه سردش خدایا جواب سوالا کجاست ؟ این امتحان تا کی ادامه داره ؟ یعنی میشه بیاد وبگه دیگه نمیره ؟ میشه بگه منو بخشیده ؟
|
نامه ای از ویكتور هوگو ... 23 فروردین 87 - 18:09 |
قبل از هر چیز برایت آرزو میكنم كه عاشق شوی ، و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری ..... اگر همه اینها كه گفتم برایت فراهم شد ، |
انجیل 18 اسفند 86 - 15:36 |
برای انکس که ایمان دارد نا ممکن وجود ندارد(انجیل)
|
25 بهمن 27 بهمن 86 - 01:18 |
بازم 25 بهمن ! روز نحس از یک هفته پیشش باید فکر کنی خدایا کاش این روز نبود کاش هیچ وقت این روز وجود نداشت . روز عشاق ؟ به چه معنی ؟ به معنی از دست دادن عزیزترین کس ؟ یا به معنی یاد اوردن روزی که جلوی چشمات دفنش میکردن ؟ باید بری و یه تیکه سنگ برداری اروم به سنگ مزارش ضربه بزنی و واسش فاتحه بخونی . همه خوشحالن همه واسه هم هدیه می خرن می گن تو این روز باید واسه بهترین دوست و کسی که بیشتر از همه دوستش داشتی کادو بخری . کادوی من به مهرانه اسمونی اشک بود. یک سال گذست بدون مهرانه بدون خنده هاش بدون صدای گرمش و حتی بدون ناله هاش . فقط تنها کاری که میشه کرد بری تو اتاقش ساعتها تو سکوت بشینی و به جای خالیش نگاه کنی و تصور کنی مهرانه خوشحاله و داره می خنده خنده هایی که توی چهره ی هیچ کس تکرار شدنی نیست . یا شایدم بری و به سنگ سیاه زول بزنی و به خودت بقبولونی که مهرانه زیراین سنگ سیاه آروم بدون درد خوابیده . سخته سخت ! هیچ کسی نمی دونه جای خالیشو نمیشه هیچ جوری از یاد برد ... |
MEHRANE is a SUPERGIRL 19 بهمن 86 - 23:34 |
You can tell by the way, she walks that she's my girl (REAMMON) 18بهمنه تولد مهرانه تولد پاکترین مهربون ترین و زیبا ترین فرشته ی آسمونی. خیلی سخته جشن تولدشو بدون حضور خودش جشن بگیری و لبخند بزنی ولی هزار مرتبه تو خودت گریه کنی . تولد 18 سالگی بدون مهرانه . چند روز دیگه روزیه که پارسال مهرانه از پیشم رفت روز ولنتاین روزی که همه به اون کسی که دوستش دارن هدیه میدن خدا هم به مهرانه هدیه داد . هدیه ای سرشار از ارامش بدون درد بدون امپول بدون سرطان ... سخته که بخوای خنده های همیشگی شو فراموش کنی اما حالا که دیگه درد نداره خوشحال تره ... پس: اونی که تو آسمونی ! مهرانه ی خوشکلم تولدت مبارک... |
my mehraneh 17 مهر 86 - 00:45 |
Mehrane is a SUPERGIRL
You can tell by the way, she walks that she's my girl (REAMMON) BARAYE FERESHTE KOCHOLOYE MAN ...
... رها شد، رها
زیباترین مهر را در دل داشت هزار هزار آروز هزار هزار امید و هزاران درد ای کاش می توانستم اشکهایش را ببینم که ندیدم، سعادت نبود، قسمت ای کاش می توانستم دردش باشم که نشدم، سعادت نبود، قسمت هرگز فراموش نخواهم کرد کلامی را که می گفت “شمع 17 سالگی را چگونه باید فوت کرد و خندید” دختری بود رو به آسمان رو به ابر رو به پروردگار، استوار دوست داشت، همچنان بخندد دوست داشت، همچنان بگرید دوست داشت، دو باشد، در یک وجود دوست داشت، هنوز باشد هنوز و نهایت بهترین ها را بدست آورد هزاران شمع روشن هزاران دل هزاران چشم و هزاران دعا ای کاش من هم می توانستم ،او رفت در روزی که همه جفت بودند همه در عشق غوطه ور و در رنگ اسیر بودند ولی بهترین هدیه را مهرانه گرفت ... رها شد، رها تقدیم به مهرانه، به بنفشه و نهایت حضورش- مهدی نجاری اسفند 1385 BARAYE MAHERANEYE MAN
BENEVISID... |
hel hele hiya 19 اسفند 85 - 09:13 |
salam vorod afrade khazo khil bi enerji kam energi afsorde bi janbe bi hosele maghror dorogho va kasani ke ax khodeshon ro profileshon nist motlaghan mamno
|
















