
هوا دلپذیر شد
آهنگساز: اسفندیار منفردزاده(متولد تهران1319)
شاعر: کرامت الله دانشیان
اجراء توسط گروه کُر(!)، 22/۱۱/1357
هوا دلپذیر شد
گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به جوش آمدست خون درون رگ گیاه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
به خویشان به دوستان به یاران آشنا
به مردان تیز خشم
که پیکار می کنند
به آنان که با قلم
تباهی درد را
به چشم جهانیان
پدیدار می کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بند بندگی
و این بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان
به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد


چهره منحوسان آل سعود!
ننگ بر زشتی قاموس شما
دین فروشانِ هم آوازِ جهود
زود باشد که بگیرد ناگاه
شعله در خرمن سالوس شما


«صحت و سلامتی» نعمت فوق العاده ارزشمندی است. ما انسانها برای آن ارزش زیادی قائل هستیم؛ تا جائی كه برای حفظ آن، تلاشهای زیادی را انجام میدهیم.
به عنوان مثال اگر ورزش میكنیم؛ اگر در تغذیهمان نهایت دقت را به خرج میدهیم؛ اگر از بعضی غذاها پرهیز میكنیم؛ همه و همه به خاطر حفظ سلامتیمان است.
گاهی با اینكه غذای مورد علاقهمان فراهم است، اما به خاطر حفظ سلامتی جسممان پشت پا به میل باطنیمان زده و از خوردن آن امتناع میورزیم.
و حتی اگر در بهداشتی بودن یك غذای شك داشته باشیم به خاطر احتمال وجود ضرر، از خوردن آن خودداری میكنیم.
همه اینها را گفتم تا توجهمان را به این فرمایش حضرت علی (علیه السلام) جلب نمایم آن حضرت میفرماید:
«عجبت لمن یحتمى الطّعام لاذیّته كیف لا یحتمى الذّنب لالیم عقوبته»[1]
عجب دارم از كسى كه از غذا بخاطر زیانش مىپرهیزد، چگونه از گناه بخاطر كیفر دردناكش دورى نمىكند.
واقعا جای تعجب دارد كه رفتار تبعیض آمیز ما انسانها فقط در روابط اجتماعیمان خلاصه نمیشود؛ بلكه در حق جسم و روح خودمان هم تبعیض قائل میشویم. چرا كه به خاطر حفظ سلامتی جسم مان از انواع غذاها دست میكشیم؛ اما از ارتكاب گناه، كه عذاب دردناکش روح و حقیقت ما را می آزارد، هیچ ابایی نداریم.
تعجب داره نه؟!!!!
.............................................
[1] . شرح غرر الحكم و درر الكلم، ج 4، ص 337، حدیث شماره 6254.
برای جامعه و حكومت ایران كه داعیه اسلامی بودن دارد، مرور رویدادهایی كه در صدر اسلام رخ داده است، می تواند درس عبرتی باشد تا از وقوع حوادث مشابه آن در زمان حاضر و آینده جلوگیری کند.
ای غریو تو ارغنون دلم
سطوت خطبهات ستون دلم
خطبههای نماز جمعه تو
نقشه حمله با قشون دلم
چشم از نقش تو نگارین است
مینگارد مگر بخون دلم
عقل من پاره میكند زنجیر
كه به سر میزند جنون دلم
من هم از آن فن و فنون دانم
كه جنون زاید از فنون دلم
كلماتت چو تیشه فرهاد
میشكافند بیستون دلم
وز مواعظ كه میكنی آنگاه
صبر میزاید از سكون دلم
انقلاب من از تو اسلامی است
كه حریفی به چند و چون دلم
بازوان امام آنكه دگر
بی قرین است در قرون دلم
چشم امیدی و چراغ نوید
هم شكوهی و هم شكون دلم
در ركوع و سجود خامنهای
من هم از دور سرنگون دلم
خاصه وقت قنوت او كز غیب
دستها میشود ستون دلم
او به یك دست و من هزاران دست
با وی افشانم از بطون دلم
عرشیان میكنند صف به نماز
از درون دل و برون دلم
پیرم از چرخ واژگون و علیل
بشنو از بخت واژگون دلم
چون كمانی خمیده ایم لیكن
تیرآهی است در كمون دلم
طوطی عشقم و زبان از بر
جمله ماكان و ما یكون دلم
در ترازوی سنجشم مگذار
ای كم عشق تو فزون دلم
«شهریارم» لسان حافظ غیب
شعر هم شانی از شئون دلم
( روحش شاد)
«حالا آقای خاتمی خیلی تحفه است؟ آقای ناطق خیلی تحفه است؟ یا آن می آید یا این، ما رهبر بزرگی می خواهیم، رهبر شکوهمندی می خواهیم هر چی هر دستی یک اتم از رهبر ما کم بکند این خائن به آن امام است»
روز 12 اردیبهشت، سالروز در گذشت مرحوم کیومرث صابری فومنی است که عموم مردم، وی را با نام «گل آقا» می شناسند.
مرحوم صابری از یاران شهید رجایی بود که بعد از شهادت ایشان نیز در کنار حضرت آیت الله خامنه ای به خدمت مشغول شد و در عین حال مجله «گل آقا» را نیز منتشر نمود.
روابط طولانی وی با رهبر معظم انقلاب باعث ایجاد رابطه ای دوستانه و صمیمی بین او ومقام معظم رهبری شده بود، ولی در عین حال، مرحوم صابری، حضرت آقارا به عنوان رهبر، مقتدای مفترض الطاعه و ولی امر خود می شناخت.
این رابطه عمیق بود که موجب شد رهبر انقلاب در پیام تسلیتی که به مناسبت در گذشت او صادر کردند، بنویسند: «این ضایعه ای در عرصه هنر و غم بزرگی برای دوستان و معاشران او و کسانی است که با سلامت نفس و پاکدامنی سیاسی او آشنا بودند. او یار دیرین شهید رجایی و طرفدار وفادار همیشگی انقلاب و نظام اسلامی بود. هنر برجسته او در سال های دفاع مقدس همواره در خدمت کشور قرار داشت و او تا آخرین روز عمر خود هرگز قلم و قریحه سرشار خود را جز در راه ایمان و باور خود بکار نگرفت.
اینجانب که مدتها از همکاری او و در همه بیست سال اخیر از لطف هنر او برخوردار بوده ام، خود را در غم درگذشت او شریک می دانم.»
عشق و علاقه مرحوم صابری به رهبر خود و تأکید بر پیروی محض از ایشان در سخنان و نوشته های وی از جمله در کتاب خاطراتش (که به همت نشر عروج منتشر شده است) مشهود است. به مناسبت در گذشت مرحوم صابری فومنی، بخش هایی از کتاب خاطرات وی که به رهبر معظم انقلاب مربوط است باز خوانی می کنیم.
گل آقا در بخشی از خاطراتش به ماجرای رحلت امام و بیعت اش با رهبر معظم انقلاب اشاره نموده و نوشته است:
سوال : مگر احمدی نژاد خبر از غیب دارد که از حتمیت وقوع زلزله خبر میدهد؟ ضمناً اگر زلزله بلاست چرا بر سر اسرائیلینمیآید؟
حتمی دانستن وقوع زلزله در تهران مستلزم خبر جدیدی از غیب نمیباشد. چنان چه پدران ما به نقل از پدرانشان ... و در نهایت به نقل از روایات و احادیث این خبر را میدادند.آقای احمدینژاد نیز خبر از غیب نداد، بلکه استناد به علم کرد و بدین مضمون اظهار نمود: تهران روی گسل قرار دارد و دورههای فعال شدن گسلها نیز مشخص است، لذا وقوع زلزله در تهران قطعی است ولی زمانش مشخص نیست. پس، باید از هم اکنون با راهکارهایی چون آمادگی امداد رسانی و نیز خلوت کردن تهران چارهاندیشی نمود و اضافه نمود که مهاجرت مردم از تهران نیز با شعار و دعوت عملی نمیگردد و دولت باید اقدامات تشویقی مثل اهدای زمین، وام، تسریع در انتقال کارمندان داوطلب و ... انجام دهد. آیا این خبر از غیب است؟
ریشهیابی زلزله در روایات
از رسول اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «هرگاه پنج چیز شایع شود، پنج چیز در میان شما جاگزین شود، هرگاه زنا شایع شود؛ زلزلهها ظاهر شود، هرگاه زکات را ندهند، حیوانات بمیرند و هرگاه حکّام در قضاوت جور کنند آسمان باران خود را نگهدارد و هرگاه ربا فاش و شایع گردد، خسف و فرو رفتن به زمین خواهد بود».
باز آن حضرت(ص) فرمود: «هرگاه در امّت من ده خصلت ظاهر شود خداوند ایشان را به ده چیز عقوبت کند». گفته شد: یا رسول الله! آن ده خصلت چیست؟ فرمود: «هرگاه دعا کم کنند بلا نازل شود، هرگاه صدقات (قرض، هدیه، وقف، مطلق قدمهای خیر و انفاقات خیریه) را ترک کنند مرضها زیاد شود، هرگاه زکات را منع کنند چارپایان بمیرند، هرگاه سلطان جور کند منع باران شود، هرگاه زنا در ایشان بسیار شود، مرگ ناگهانی در ایشان زیاد شود، هرگاه ربا زیاد شود، زلزلهها زیاد شود، هرگاه به خلاف آنچه خدا نازل فرموده حکم کنند دشمن ایشان بر ایشان مسلط شود، و هرگاه نقض عهد و پیمان کنند خداوند ایشان را مبتلا به قتل سازد و هرگاه کم فروشی کنند خداوند ایشان را به سالهای خشک و قحط بگیرد.»
سپس این آیه را تلاوت فرمود: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلّهم یرجعون؛3 فساد در دریا و خشکی ظاهر شد به سبب آنچه دست مردم کسب کرده تا اینکه بچشاند ایشان را اثر بعضی از آنچه عمل کردهاند، تا شاید برگشت کنند.»

نویسنده پرفروش ترین کتاب سال با تقدیر از دیدار احمدینژاد با کودکان یک مرکز بهزیستی در روز نخست سال 89، عنوان کرد: پیام احمدی نژاد از این رفتار این بود که «لحظهای نشستن و برخاستن با شما مردمانِ ستمدیده را با صدها ساعت نشستن و برخاستن با عالیجنابان و اشراف عوض نمیکنم.»
فرهاد جعفری، نویسنده پرفروش ترین کتاب سال در مطلبی از این اقدام رئیس جمهور که نخستین روز سال 1389 را با دیدار از کودکان مراکز شهید ترکمانی و مهرایرانیان آغاز کرد و با حضور در جمع کودکان به آغوش کشیدن و نوازش آنان پرداخت، تقدیر کرد و آن را مایه افتخاردانست.
این نویسنده در ابتدای مطلبش با عنوان "آهنگرزاده سمنانی" آورده است: چیزی که همین اولِ سالی؛ باز هم اشک به چشمانم آورد و بازهم مرا به رایی که به «محمود احمدینژاد» دادهام «مفتخرتر و مغرورتر» کرد آن بود که خواندم و دیدم که او، «نخستین لحظات سال نو» را (که معمولاً هیچیک از ما حاضر نیست «بودن با خانوادهی خود» را در چنان لحظاتی با هر چیز دیگری تعویض کند) با فرزندان شیرخوارگاهی در یک مرکز کودکانِ بدون سرپرست (یتیمان و صغیران) گذرانده است. با بچههایی اغلب «سر راهی» که هرگز طعم داشتن پدر و مادری را نچشیده یا نخواهند چشید.
وی در ادامه تصریح می کند: این بود که به شرافتِ «مردی از جنس مردم» بازهم درود فرستادم و بازهم دلم خواست اینجا میبود تا سخت درآغوشش میگرفتم و بر شانههای حکماً خستهاش، بوسه میزدم. تقریباً یقین دارم که اقداماتی از این دست که احمدینژاد مرتکب میشود، هرگز از سر «تظاهر به مردمداری و مردمدوستی» نیست. چراکه حتی اگر چنین نکند، بازهم از بسیار اقدامات و سخنها و مواضع و سیاستهایش پیداست که «مردمدار و مردمدوست و وطنپرست» است.