... 6 خرداد 86 - 10:17 |
من رانده ملکوتم و خاک است محبسم
پرواز آرزویم است و ولی روح در قفسم
|
15 فروردین 86 - 02:03 |
ای غم! سلام آتشین من به تو....
تو ای غم بیا و همدرد همیشگی من باش. بیا كه مصاحبت تو برای من كافی است.بیا كه بغض گلویم را میفشرد.بیا كه اشكم را نقدیمت كنم.بیا كه قلب خود را در پایت می افكنم.
....بیا كه به وجودت سخت محتاجم.
...اكنون بیا كه میخواهم در آغوشت فرو روم.بیا كه دوستی بهتر از تو سراغ ندارم.بیا كه تو مرا میخواهی و من تو را میطلبم.بیا كه تو میتوانی آزادانه در من پرواز كنی.
شهید چمران |
. 13 فروردین 86 - 08:48 |
|
- 11 اسفند 85 - 08:03 |
|
16 بهمن 85 - 23:32 |
"ای درد اگر تو نماینده خدایی كه برای آزمایش من قدم به زمین گذاشته ای تو را میپرستم ، تو را در آغوش میكشم و هیچگاه شكوه نمیكنم.
بگذار بندبندم از هم بگسلد، هستی ام در آتش درد بسوزد و خاكسترم به باد سپرده شود. باز هم صبر میكنم و خدای بزرگ را عاشقانه میپرستم.
خدایا كودك كه بودم از بلندی آسمان و ستارگان درخشنده اش لذت میبردم، اما امروز از آسمان لذت میبرم چون بدون آن خفه میشوم. زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحی ام نكاهد دیگر خفه میشوم"
شهید چمران |
... 28 آذر 85 - 23:03 |
من رانده ملکوتم و خاک است محبسم
پرواز آرزویم است و ولی روح در قفسم
|
... 17 شهریور 85 - 07:00 |
از ثری تا ثریا از خاک تا افلاک از فرش تا عرش از ملک تا ملکوت میروم- من مسافر بی نهایتم |







