تنها 7 مرداد 86 - 15:46 |
مثنوی رنگ
پیش از تو حتی اسمان در چشم من ابی نبود
حتی شب چشمان من اینگونه مهتابی نبود تو امدی احساس من شد اشنا با رنگ عشق هر رویشی در شهر ما شد یك غزل اهنگ عشق تو امدی تا سایه ها بر روح شب پیكر دهند ایینه ها از شوق تو بر شعر من باور دهند پیش از تو حتی شبنمی از روح من دیدن نكرد حتی نگاه خسته ای احساس بازیدن نكرد تو امدی تا لهجه ها در شعر شب یكسان شود هر واژه ای در چشم ما هم لهجه ی باران شود
کاش!قلبم درد تنهایی نداشت سینه ام هرگز پریشانی نداشت کاش!برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش!میشدراه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت |








