userinfo close

پیام های کوتاه

محمد پای بست , m2002m
زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم.
3 ماه پیش
   
جواد جعفرزاده , javadj
salam tavalodet mobarak dose aziz
8 ماه پیش
   
هادی آنلاین , mr_online
تولدتون مبارک دوست عزیز
1 سال پیش
   
مهرزاد گروسی , mg_parsian
tavalodet mobarak
1 سال پیش
   
اریا میرزا , ariabad
سلام دوس عزیز تولدت مبارك همیشه شاد و سلامت و سرزنده و خندان باشی
1 سال پیش
   
۞ پاینده ایران .۞ خدایا ! شفا و آرامش بندگانت را در كلام و دستهای من قرارده!

فربد نیک اقبال

denaboy_fn

مرد 32 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
3 سال و 4 ماه و 28 روز سن کلوبی ،
فربد نیک اقبال ، متولد شهر گچساران و دو سالی است ساکن یاسوج هستم. ایرانی و مفتخر به هویتم. عاشق تمامی انسان ها و فدایی...
 
21:00 1389/01/4
  نوروز 1389 خورشیدی

پاینده ایــران

شادباش نوروزی " نوروز 1389 خورشیدی "

که گردون نگردد مگر بر بهی       به ما باز گردد کلاه مهی

نوروز یادگار پر ارج نیاکان ، شراره فروزان فرهنگ ایران زمین ،

یادگاری ز روزگاران یگانگی و سرفرازی ملت ایران

بر شما پر سرور باد.

هدیه نوروزی مجموعه اینترنتی فرزند دنا

گاهنامه فرهنگی.
سال 1389 خورشیدی.
2569 شاهنشاهی.
3748 زرتشتی.
2010-2011 میلادی.


دانـلـــود کـنـیـد .....


  پسورد فایل فشرده :       www.dena2.co.cc



  • ارسال کامنت(0)
19:03 1388/09/29
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.

... و خون هرگز نمیخسبد.














16:28 1388/09/29
روح الامینی، جوادی و کامرانی


... و خون هرگز نمیخسبد.


سازمان قضائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در روز شنبه با صدور اطلاعیه ای از متهم شدن سه نفر به قتل عمد درارتباط با مرگ مشکوک سه زندانی زندان تعطیل شدۀ کهریزک خبر داد.

درپی تظاهرات و اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، گروهی از بازداشت شدگان درجریان سرکوب این تظاهرات به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند. اعمال شکنجه و بد رفتاری با زندانیان و بالاخره مرگ دست کم سه نفرموجی ازاعتراض ها را به گونه ای برانگیخت که خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دستور تعطیل این بازداشتگاه را صادر کرد.

براساس اطلاعیۀ امروز سازمان قضائی نیروهای مسلح، از تاریخ ٢٥ خرداد تا ٣ تیر ٣٣نفر و در تاریخ ١٩تیر ١٤٥نفر با دستور مقام قضائی به بازداشتگاه کهریزک اعزام شده اند. در این اطلاعیه هویت مقام قضائی صادرکنندۀ دستور فاش نشده است.

دربخش دیگری ازاین اطلاعیه می خوانیم پس ازآغاز تحقیقات درپی وصول خبر درگذشت سه نفر از بازداشت شدگان، در مجموع ٩٨نفر به دادسرای نظامی شکایت می کنند و در نهایت تعداد ٥١نفر از آنان، به نوشتۀ اطلاعیۀ سازمان قضائی نیروهای مسلح، پس از "پرداخت غرامت و دلجوئی از شاکیان" اعلام رضایت می کنند.

در اطلاعیۀ سازمان قضائی نیروهای مسلح تصریح شده است که به دلیل جان باختن سه نفر از بازداشت شدگان به نام های  محسن روح الامینی، امیر جوادی و محمد کامرانی و شکایت اولیای دم در مجمع ٢٢نفر از رده ها و قسمت های مختلف نیروی انتظامی و افراد مرتبط به عنوان متهم تحت تعقیب قرار می گیرند.

سازمان قضائی نیروهای مسلح در اطلاعیۀ امروز خود این نکته را مورد تأیید قرار می دهد که پزشکی قانونی ضمن رد فوت نامبردگان به لحاظ ابتلا به مننژیت، با تأیید وجود آثار متعددضرب و جرخ بر روی اجساد ،علت درگذشت آنان را مجموع صدمات وارده اعلام کرده است.

نگهداری بازداشت شدگان درکنار افراد شرور، ایراد ضرب و جرح، عدم رعایت حقوق شهروندی، محروم کردن بازداشت شدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی از دیگز مواردی است که در این اطلاعیه مورد تپأیید قرار گرفته است.

سازمان قضائی نیروهای مسلح در اطلاعیه روز شنبه از صدور قرار منع تعقیب برای ١٠نفر از ٢٢نفری که تخت تعقیب قرار گرفته اند خبر داده و می افزاید برای١٢  نفر دیگر قرار پیگرد قانونی صادر شده است. اتهام سه نفر از این افراد با توجه به جان باختن محسن روح الامینی ، امیر جوادی و محمد کامرانی در کهریزک به استناد بند "ب" مادۀ ٢٠٦ قانون مجازات اسلامی از مصادیق قتل عمد تشخیص داده شده است. بر اساس اطلاعیۀ سازمان قضائی نیروهای مسلح، دادسرای نظامی تهران برای این سه تن به اتهام مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمد تقاضای مجازات کرده است. در پایان این اطلاعیه گفته شده است که نام متهمان پس از صدور حکم قطعی اعلام خواهد شد.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی که به این خبر اختصاص داده است یادآوری می کند که در جریان تظاهرات اعتراضی مردم به نتایج انتخابات خرداد ماه سال جاری، نزدیک به چهار هزار نفر بازداشت شدند و به گفتۀ منابع اپوزیسیون در جریان سرکوب تظاهرات ٧٢ تن کشته شده اند. منابع دولتی شمار کشته ها را ٣٦ نفر دانسته اند.

 




  • ارسال کامنت(0)
16:23 1388/09/29


آیت الله منتظری وفادار به آزادی ، حقوق ملت ایران ، حقوق بشر ، رخ در نقاب خاک کشید.



انالله و انا الیه راجعون

آیت الله حسینعلی منتظری، از پایه گذاران حکومت جمهوری اسلامی ایران و مرجع تقلید صبح یکشنبه در منزل خود در قم درگذشت. مرگ این مرجع تقلید در سن هشتاد و هفت سالگی بر اثر بیماری اعلام شده است.

آیت الله منتظری

مراسم به خاکسپاری وی روز دوشنبه، سی ام آذر ماه در قم برگزار می شود.

آیت الله حسینعلی منتظری، در سال ١٣٠١ در نجف آباد به دنیا آمد. وی در سن دوازده سالگی وارد حوزۀ علمیۀ شد و در سن نوزده سالگی به عنوان طلبه عازم قم گردید. از همان زمان فعالیت های سیاسی خود را در کنار آیت الله خمینی و مرتضی مطهری آغاز کرد و بارها در رژیم شاهنشاهی به زندان افتاد. وی که یکی از بنیانگذاران انقلاب اسلامی ایران است، در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. اصل ولایت فقیه در قانون اساسی توسط آیت الله منتظری در قانون اساسی ایران گنجانده شده است.

در سال ۱۳۶۴، مجلس خبرگان رهبری، آیت الله منتظری را بعنوان قائم مقام آیت الله خمینی انتخاب کرد. اما چهار سال بعد، یعنی در تاریخ هفتم فروردین ماه ١٣٦٨ آیت الله حسینعلی منتظری با حکم آیت الله خمینی از مقام قائم مقامی ولایت فقیه کنار گذاشته شد. برکناری آیت الله منتظری از این مقام به دلیل حمایت وی از مهدی هاشمی و اعتراض به دستگیری وی بود. مهدی هاشمی برادر داماد آیت الله منتظری بود و در ماجرای مک فارلین نقش مهمی داشت و در سال ۱۳۶۶ اعدام شد. اختلافات دیگری نیز بر جدایی آیت الله منتظری از آیت الله خمینی افزود. از جمله می توان به انتقادات منتظری از اعدام های زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ اشاره کرد. پس از آن، آیت الله خمینی در نامه ای خطاب به آیت الله منتظری، وی را ساده لوح خواند و نوشت:" شما پس از این وکیل من نیستید".

از همان تاریخ، تمامی تصاویر و نام آیت الله منتظری از کتاب های درسی، اداره های دولتی و معابر عمومی حذف شد و تمامی خیابانها و اماکنی که به نام آیت الله منتظری نام گذاری شده بود، تغییر نام داده شدند. دیوار حفاظتی منزل وی در قم نیز تخریب و رساله ها و تالیفات وی جمع آوری شدند. پس از اعتراض وی به استقراض خارجی از سوی دولت وقت در سال ۱۳۶۸ و انتقادات وی که طی یک سخنرانی اعتراضی گفته بود:" استقراض خارجی به استقلال سیاسی و اجتماعی ما لطمه می زند"، عده ای به منزل مسکونی وی هجوم آوردند و تابلوی دفتر آیت الله منتظری را کندند. از آن تاریخ به بعد، منزل مسکونی و دفتر وی بارها از سوی نیروهای لباس شخصی و نظامی مورد حمله قرار گرفته است. از جمله در ‏در ۲۱ بهمن ۱۳۷۱، هنگامی که آیت الله منتظری در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد پیروزی‏ ‏انقلاب اسلامی به  دستگیری برخی از نیروهای انقلابی از جمله فرمانده داوود کریمی اعتراض کرد، عده‌ای در برابر منزل مسکونی وی تجمع کرده به محل‏ ‏درس وی حمله کرده و عده‌ای از شاگردان وی را مضروب و دستگیر‏ ‏کردند، همان شب نزدیک به هزار نفر نیروی نظامی با‏ ‏قطع برق و تلفن‌ها و با محاصرهٔ کامل منطقه با کندن درب‌ها به وسیلهٔ‏ ‏جرثقیل و شکستن شیشه‌ها به دفتر و حسینیهٔ وی حمله کرده و پس از‏ ‏این تهاجم آرشیو دفتر و اموال دفتر و حسینیه را ضبط کردند.

ادامۀ اعتراضات آیت الله منتظری و موضع گیری های وی در قبال مسائل سیاسی و اجتماعی به حصر کامل منزل مسکونی وی در بیست و سوم آبان ۱۳۷۶ منجر شد. طی پنج سال، آیت الله منتظری جز با اعضای خانوادۀ خود با شخص دیگری اجازۀ ملاقات نداشت. حصر آیت الله منتظری در دهم دیماه ۱۳۸۱ در دوران ریاست جمهوری خاتمی پایان یافت.

نام آیت الله منتظری در جریان اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری بار دیگر بر سر زبانها افتاد. در نخستین واکنش، آیت الله حسینعلی منتظری از مسئولان خواست نسبت به " اشتباهات انجام شده در رویدادهای اخیر"، از مردم عذرخواهی کنند و گفت: " اینکه عده‌ای نسبت به حکومت خودی بوده‏ ‏و بتوانند دست به هر جنایتی بزنند، به خوابگاه دانشجویان حمله کرده و آنها‏ ‏را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقۀ بالا به پایین پرتاب کنند، ‏قتل‌های زنجیره‌ای را انجام دهند و فرهیختگان این ملت را وحشیانه ترور‏ ‏کنند و از مجازات مصون باشند، با هیچ دین و آئینی سازگار نیست".

در پی کشته و زخمی شدن برخی از مردم در روزهای پایانی خرداد ماه ۸۸ نیز آیت‌الله منتظری بیانیه ای صادر کرد و حمایت خود را از حرکت های مردم اعلام کرد. در این بیانیه که به شکل فتوا صادر شده بود، آیت الله منتظری دفاع از حقوق مردم در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی را حق مردم و رکن اصلی نظام معرفی کرده و نوشته بود:" هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هر یک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم".  وی همچنین در موضع گیری در قبال تسخیر سفارت آمریکا در سال ١٣٥٨، از این اقدام به عنوان "کار ناردست و اشتباه" یاد کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، در ساعات اولیۀ پس از انتشار خبر درگذشت آیت الله منتظری، آیت الله یوسف صانعی و ابراهیم امینی در منزل مسکونی وی حضور یافته و درگذشت وی را به خانوادۀ آیت الله منتظری تسلیت گفتند.

 


02:56 1387/12/29


" پاینده ایران "


رهگذر نوروز از جمشید مانده یادگار جملگی پاسش بدارید از گزند روزگار .

( كوروش بزرگ)

*************************

نوروز یادگار پر ارج نیاکان ،

شراره فروزان فرهنگ ایران زمین ،

یادگاری ز روزگاران یگانگی و سرفرازی ملت بزرگ ایران زمین ، بر شما پر سرور باد.


2b.jpg


سالی سرشار  از شادی و سرور ،  کامیابی ،  پیروزی و سربلندی  ،  عشق و آزادی ،  تندرستی و  پویایی برای

همه شما دوستان گرامی و عزیزم و خانواده های  گرامیتان آرزو دارم.


2ibku1j.jpg


هدیه من به  مناسبت سال جدید به همه دوستان عزیز و گرامیم :

دانلود رایگان سررسید 1388 خورشیدی همراه با توضیح جشن ها و مناسبت ها

دانلود رایگان سررسید 1388 خورشیدی همراه با راهنمای زمان

 جشن های ملی ایران باستان

در دو نمونه. هر یک از لینک های زیر یک نمونه از این سررسید ارزشمند می باشند.

 

دانلود سررسید نمونه اول :

http://farbodnc.persiangig.ir/iran/sg1_88.rar

دانلود سررسید نمونه دوم :

http://farbodnc.persiangig.ir/iran/sg2_88.rar


 630165ato49lhm4b.gif630165ato49lhm4b.gif    630165ato49lhm4b.gif 630165ato49lhm4b.gif630165ato49lhm4b.gif630165ato49lhm4b.gif630165ato49lhm4b.gif

  • ارسال کامنت(0)
06:36 1387/12/28

آیین های جشن نوروز (2)

شراره فروزان فرهنگ ایران زمین

دیباچه
انسان، از نخستین سال های زندگی اجتماعی، زمانی که از راه شکار و گردآوری خوراک های گیاهی روزگار می گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبـیعی، یعنی تکرار فصول شد.  زمان یخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گیری پرندگان و چرندگان را از یکدیگر جدا کرد.  نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را بوجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغیـیـر آن آسانتر دیده می شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.  سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبوده، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زمانی دیگر تابستان هفت ماه ( از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردین ) بوده، و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است. گذشته از ایران: "سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستان ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی است".

آغاز سال
مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد.  آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.  

پیدایش جشن نوروز
در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند.  شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اوی

  به جمشید بر گوهر افشاندند                مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین                 بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

به نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروزروز

بزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :  

 جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.    

ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند : چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.  

به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانهً این که خداوند " گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود " برگزار کرد و هم در این روز بود که " جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود؛ و چون جمشید، آن روز دریافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آیـیـن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یاد آور     می شود که، " آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم.  در منطقهً لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الههً باروری و معروف به مادر خدایان، و الههً آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـُوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی  و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردین ) . 

صدرالدین عینی دربارهً برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا ( ازبکستان ) می نویسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـنی ها، راست آمدن این عید، طبـیـعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند : " حمل، همه چیز در عمل ". در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود.  وی در جای دیگر می گوید :   در بخارا " نوروز " را عید ملی عموم فارسی زبانان است، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای دینی به این عید که پیش از اسلامیت، عادت ملی بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم این عید را ترک نکرده بودند، رنگ دینی اسلامی داده، از وی فایده می بردند. از آیت های قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وی در نوروز از عادت های ملی بیـش تره بوده، تر کرده می خوردند. ولی برگزاری شکوهمند و باورمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بیـن همهً قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است، که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، علمی و فنی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ و در مقام مقایسه، امروز جامعـه و کشوری را با جشن و آیـیـن چندین روزه ای، که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایـی و عشایـری باشد، سراغ نداریم.   

روزها یا ماه جشن نوروز
مدت برگزاری جشن هایی چون مهرگان، یلدا، سده و بسیاری دیگر، معـمولا یک روز ( یا یک شب ) بـیشتر نیست.  ولی جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آیـیـن های نوروزی " گویاتر است، دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را، پس از جمشید یک ماه می نویسد :   

 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزیگران.  

کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی ها، تفریح و جشن های نوروز در میدان های عمومی تا سه هفته طول می کشید. "درو ویل" مدت تعطیلی جشن نوروز را در زمان فتحعلیشاه دو هفته می نویسد.  ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سیزده بدر " پایان می پذیرد. 

رسم ها و آیـیـن های نوروزی که از روزگاران کهن برگزاری آن ها از نسلی به نسل بعد به ارث رسیده، به ناگزیر با دگرگونی شیوه های زندگی، تکنولوژی های صنعتی و ماشینی، سازمان های اداری، شغـل ها، قانون ها، وسایـل ارتباط جمعی جدیـد - چنان که خواهیم دید - بدون آنکه هویـت خود را از دست بدهد، تحول یافته است.   از آداب و رسم های کهن پـیـش از نوروز، بایستی از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.  

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نمای کهن ایران، هر یک از دوازده ماه سال سی روز است و پنج روز باقی ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پیتک( در زبان و تقویم مازندرانی ) یا بهیزک ( در روز شمار زردشتیان ) گویند. ابوریحان دربارهً پنجه می نویسد :

  ... هر یک از ماه های فارسی سی روز است و از آن جا که سال حقیقی سیصد و شصت و پنج روز است، پارسیان پنج روز دیگر سال را " پنجی " و " اندرگاه " گویند. سپس این نام تعریب شده و " اندرجاه " گفته شد و نیز این پنج روز دیگر را روزهای مسترقه نامند، زیرا که در شمار هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود ....  

این پنج روز را که همزمان با یکی از شش " گهنبار " است، جشن می گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد، برگزار می شد.  

برگزاری جشن خمسه در بین همهً قشرهای اجتماعی رواج داشت. به طوری که در 1311 هجری قمری مردی نیک اندیش در هزینه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش می کند که : " ... بقیه منافع وقف را هر ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک وضیع و شریف ذکور و اناث، صغیر و کبـیر بالسویه برسانند ".   در گاهشماری تبری، که نوروز در مرداد ماه برگزار می شد، مراسم پنجه، در دورهً صفویه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلی شاهی ظل اللهی، به دستور ولایت بهشت آسای مازندران کامیاب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزای بهاری سپری گشته، هوای آن دیار رو به گرمی نهاد، ارادهً تماشای جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گیلان است از خاطر خطیر سر زد.  رسم مردم گیلان است که در ایام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجیم آن ملک، بعد از انقضای سه ماه بهار قرار داده اند، و در میانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دریا آمده، پنج روز به سور و سرور می پردازند و همگی از لباس تکلیف عریان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با یکدیگر آب بازی کرده، و بدین طرب و خرمی می گذرانند و الحق تماشای غریبی است.   

میر نوروزی
از جمله آیـیـن های این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال  و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی، حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود، و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی کوسه یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور، در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "میر نوروزی" دوران حکومتش را " بیش از پنج روز " نمی داند.  

مسعـودی در این باره می نویسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ایران کوسه ای بر استر خود سوار شود ( و این جز در عراق و دیار عجم رسم نیست و اهل شام و جزیره و مصر و یمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سیر و گوشت چاق و دیگر غذاهای گرم و نوشیدنی های گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـیرون می کند و آب سرد بر او ریزد و احساس رنج نکند، و به فارسی بانگ زند: " گرما، گرما" و این هنگام عید عجمیان است که در اثـنای آن طرب کنند و شاد باشند. 

از برگزاری رسم میرنوروزی، تا 73 سال پیش، آگاهی داریم؛ علامه محمد قزوینی در پژوهشی ارزشمند دربارهً میرنوروزی - که مانند همه پژوهش های آن علامهً فقید ادبی و فرهنگی می باشد - شرحی آورده است، که خود می تواند پژوهش مردم نگاری باشد و دریغم آمد که به اشاره بسنده شود. 

.... یکی از دوستان موثـق نگارنده، از اطبای مشهور، که سابق در خراسان مقیم بوده اند، در جواب استفسار من از ایشان در این موضوع، مکتوب ذیل را به اینجانب مرقوم داشته اند که عیناً درج می شود : " در بهار 1302 هجری شمسی برای معـالجه بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول فروردین تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم، در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری، سواره و پـیاده می گذرند، که یکی از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشیدی نشسته، چتری بر سر افراشته بود.  جماعتی هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. یکدسته هم پـیاده به عنوان شاطر و فراش که بعضی چوبی در دست داشتند، در رکاب او یعـنی پیشاپـیش و در جنبـین و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب های بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبـیل گاو یا گوسفند بود، یعـنی استخوان جمجمه حیوانی، و این رمز از آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد. دنبال این جماعت، انبوه کثیری از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هیاهوی بسیار داشتـند. تحقیق کردم، گفتند که در نوروز یک نفر امیر می شود، که تا سیزده عید، امیر و حکمفرمای شهر است، به اعیان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس می دهد، که همه کم یا زیاد تقدیم می کنند. به این طریق که مثلا حکمی می نویسد برای فلان متعـین : - که شما باید صد هزار تومان تسلیم صندوق خانه کنید، البته مفهوم این است که صد تومان باید بدهید. البته این صد تومان را کم و زیاد می کردند، ولی در هر حال چیزی گفته می شد، غالب اعیان به رغبت و رضا چیزی می دادند. زیرا، جزو عادات عید نوروز به فال نیک می گرفتـند. از جمله به ایلخانی هم مبلغی حواله می دادند که می پرداخت. بعد از تمام شدن سیزده عید دورهً امارت او به سر می آید، و گویا در یک خاندان این شغـل ارثی بود ".    

بی گمان امروز، کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمزرنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان می بیـنیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند، بازماندهً شوخی ها و سرگرمی های انتخاب " میر نوروزی " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند، نه در وقت و جشنی دیگر؛ و آنان خود در شعرهایی که می خوانند، می گویند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه .  

روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال
یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند. زردشـتیان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ". 

در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد:  ... و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند. 

یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاه ها و " زیارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند.  در برخی از شهرهای ایران، روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که ایرانیان شیعه، در موقع سال تحویل، به زیارت قبر امامان و امامزادگان میروند.  

خانه تکانی
اصطلاح " خانه تکانی " را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسیدن نوروز، به کار می برند. در این خانه تکانی، که سه تا چهار هفته طول می کشد، بایستی تمامی ابزارها و وسیله هایی که در خانه است، جا به جا، تمیز، تعـمیر و معاینه شده و دوباره به جای خود قرار گیرد. برخی از ابزارهای سنگین وزن، یا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسیله های دیگر، فقط سالی یک بار، آن هم در خانه تکانی نوروزی، جا به جا و تمیز می شود.  در برخی از شهرهای آذربایجان نخستین چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. 

خانه تکانی امسال، در خانه تکانی شهر نیز سرایت کرد :  مسئـول خدمات شهری شهرداری تهران در مصاحبه ای گفت : از آن جا که ایرانی ها براساس یک سنت حسنه همه ساله در واپسین روزهای سال اقدام به نظافت و پاکیزه گی منازل خود می کنند، شهرداری تهران نیز برای دستیابی به شهری پاکیزه و تمیز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گیری گذرگاه ها و جمع آوری نخاله ها و ضایعات شهری در مناطق بیست گانه شهرداری تهران اقدام می کند.  

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ".  و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند.  موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرهای آذربایجان، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد.  این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند. 

سفره هفت سین
رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند.  در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.  

در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند.  در ریشه یابی واژهً هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین ( هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده ) و هفت سینی از فراورده های کشاورزی نیز بیان شده است.  پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دورهً قاجاریه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عامیانهً مردم تحقیق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است؟

سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز             گو نباشد هفت سین رندان دُرد آشام را

میرزاده عشقی نیز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده : 

همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری

بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی


03:37 1387/12/27

nqfgzgf03l8dic7n008l.gif   چهارشنبه سوری‌ nqfgzgf03l8dic7n008l.gif 

  

یکی از آئینهای سالانه ایرانیان چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.


مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد.

 مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند.

  

در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم.در ایران كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد." 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( یا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم." 

"بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ایران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و یك شنبه و دوشنبه و ........نامیدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"
سور "در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است




مراسم چهارشنبه سوری 

 

بوته افروزی 

4shanbeh1.jpg

 

در ایران رسم است كه پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» كپه می كنند. با غروب  آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده

 

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"

هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به  ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.

 

مراسم كوزه شكنی 

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین  می اندازند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم  به توی كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند.     

همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی كه در محاسبه روز كبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت

 

فال گوش نشینی 

زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتكردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

   قاشق زنی 4shanbeh2.jpg

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

 

آش چهارشنبه سوری  

خانواده هایی كه بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.

 

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری 4shanbeh3.jpg

زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های خطرناك خراب نكنند 

مراسم دیگری مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد

  

   تحریف آیین چهارشنبه سوری

 

یافته های پزوهشی نشان می دهد كه تمامی آیین ها و یادمان هایی كه مردم ایران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نیاكان ما در آمیخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، امید به زندگی ، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم ، در هیچكدام از این آیین ها دیده نمی شود .

بهتر است بگوییم ، كسانی كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند ، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف كرده اند.

تصاویر :








































chaharshabeh soori

012.jpg




05:21 1387/07/18

وقتی تو می گویی وطن...

 

وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم

گویی شکست شیر را از موش باور میکنم

وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم

من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم

وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند

وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم

بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از  وطن

با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم

وقتی تومی گویی وطن بوی فلسطین می دهی

من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم

وقت تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چکد

من یاد قتل نفس با الله و اکبر میکنم

وقتی تو میگویی وطن شهنامه پرپر می شود

من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور  میکنم

بی نام زرتشت مَهین ایران و ایرانی مبین

من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم

خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می دود

من آیه های عشق را مستانه از بر می کنم

وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم وخودکشی

من یادی از حمام خون در تَلِ زَعتَر(اردوگاهی در فلسطین) میکنم

ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان

من رخت روشن بر تن گلگون کشور می کنم

ایران تو با یاد دین زن را به زندان می کشد

من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می کنم

ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست

من کیش مهر و عفو را تقدیم داور میکنم

تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می ستود

من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر میکنم

ایران تو می ترسد از بانگ نوایِ نای و نی

من با سرود عاشقی آن را معطر میکنم

وقتی تو میگویی وطن یعنی دیار یار و غم

من کی گل"امید"را نشکفته پر پر میکنم



شعر از استاد مصطفی بادکوبه ای



11:10 1387/07/16


010.gif              010.gif               010.gif

کردان نه از آکسفورد مدرک دارد نه از دانشگاه آزاد

گزارش رئیس کمیسیون آموزش مجلس از مدرک کردان؛
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی که ماموریت یافته بود درباره مدارک تحصیلی علی کردان وزیر کشور گزارشی را تهیه و به رئیس مجلس ارائه کند در جلسه غیر علنی مجلس اعلام کرد که کردان هیچ مدرکی از آکسفورد و دانشگاه آزاد ندارد   011.gif .
به گزارش مهر، علی عباسپور تهرانی در جلسه غیر علنی مجلس با تاکید بر اینکه برای تهیه گزارش از مراجع مختلف ازجمله وزارت علوم و دانشگاه آزاد استعلاماتی به عمل آمد تصریح کرد: در مصاحبه ای نیز با خود آقای کردان اطلاعات لازم جمع آوری شد و گزارش آن در اختیار رئیس مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و اینک خلاصه آن با توجه به اینکه نام برخی افراد در متن گزارش آمده است در این جا بیان می شود.
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات در خصوص مدرک دکترای افتخاری کردان بیان داشت : بعد از بررسی ها مشخص شد در حدود سال 76 فردی که به نحوی با انتشارات دانشگاه اکسفورد مرتبط بوده و در ایران فعالیت داشته (اسم و مشخصات فرد موجود است) در تماس با آقای کردان پیشنهاد داده است تا در ازای ارائه مقاله ای با واسطه به وی مدرک دکترای افتخاری داده شود و آقای کردان نیز مقاله خود را ارائه می دهد و بعد از مدتی مدرکی که به امضای سه نفر از اساتید دانشگاه اکسفورد رسیده برای ایشان ارسال می شود.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی یاد آور شد : طبق نظر وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری مدرک دکترای افتخاری کردان دال بر طی روند متعارف دانشگاهی نیست و این مدارک از این دست با امضای رئیس دانشگاه اعتبار دارد و در نتیجه روشن گردید فرد واسط مدرکی که اعتبار رسمی نداشته به عنوان دکترای افتخاری به آقای کردان تحویل داده است.
عباسپور درباره اظهارات پیشین وزیر کشور و معاون پارلمانی رئیس جمهور مبنی بر اثبات مفقود شدن مدرک اصلی کردان در دانشگاه آکسفورد و پیدا شدن آن در پی اعزام نماینده وزیر کشور به این دانشگاه هیچ توضیحی به نمایندگان نداد. رحیمی معاون رئیس جمهور که به گفته علیرضا زاکانی نسخه دیگری از این مدرک جعلی را در اختیار دارد، پس از واکنش های رسانه ای به جعلی بودن مدرک کردان در استانه اخذ رای اعتماد از مجلس، رسما رسانه ها را به شکایت در این زمینه و پیگری مجدانه برخورد قضایی تهدید کرده بود. در عین حال به نظر می رسد ابهام در خصوص اظهارات و عملکرد وی نیز بایستی مورد رسیدگی قرار گیرد.
وی در خصوص مدرک فوق لیسانس و لیسانس کردان نیز خاطر نشان کرد: طبق نظر دانشگاه آزاد اسلامی و اطلاعاتی که خود آقای کردان در اختیار ما قرار داد مشخص شد در آغاز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی که ورود به یک مقطع به مدرک مقطع پایین تر نیاز نداشت، ایشان در واحد تهران جنوب تهران در دوره های لیسانس و فوق لیسانس به طور همزمان واحدهای را گذرانده است اما نه به طور کامل، و در عین حال پس از تصمیم مراجع قانونی ذی ربط برای این گونه افراد و اعلام ترتیباتی که برای کسب این مدارک وجود داشته آقای کردان مدرک خود را پیگیری نکرده و دانشگاه آزاد هم مدرکی برای آقای کردان صادر نکرده است.
بر اساس این گزارش علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در پایان قرائت گزارش عباسپور ضمن تشکر از او، اظهار داشت: طبق وظیفه هیئت رئیسه مجلس و سوگندی که در آیین نامه خورده ایم وظیفه دیدیم که این موضوع مشخص شود و لازم بود براساس میثاقی که همه نسبت به اهداف انقلاب دارند و کارگزار نظام هستند مطالب روشن شود و در نهایت بر اساس مصالح تصمیم گیری شود


                      012.gif   012.gif   012.gif   012.gif   012.gif


05:33 1387/07/16

باید خون گریست

 ( نگاهی به فیلم ماجد نیسی )

سال ها پیش تلویزیون جمهوری اسلامی ایران فیلم تكان دهنده ای در مورد زنان و دختران نگون بخت ایرانی پخش نمود كه در آن خانواده های دل سنگ و فقیر ایرانی فرزندانشان را به قیمتی ناچیز تقدیم مردان مهاجر افغان می كردند. این قصه در آن زمان سرو صدای زیادی به پا كرد ولی موجی بود كه به دلیل سیاست زدگی متولیان رسانه ی ملی به فراموشی سپرده شد. هفته ی گذشته یكی از دوستان بخش هایی از این فیلم مستند(كه البته به لطف صداو سیمای فخیمه سانسور شده بود) را در اختیارم قرار داد. فیلمی با نام "گیسوی آشفته من" كه ماجد نیسی كارگردان آن بود. فیلم بی نهایت تكان دهنده و دهشتناك بود. بغض دختران مظلوم ایرانی در لحظه لحظه فیلم قابل مشاهده بود. چندین بار سعی كردم فیلم 7 دقیقه ای این قصه دردناك را ببینم(كه شاید فیلم كامل آن از این هم بیشتر باشد)  ولیكن نتوانستم. تا این كه دست آخر با صورتی پر اشك  آن را مشاهده نمودم. در بخشی از فیلم یكی از دختران ایرانی می گوید:"زندگی كه در خواب نمی دیدم در بیداری دیدم..." این دختر متولد 57 در 13 سالگی به یك افغان (با شیر بهایی  به مبلغ 30 هزار تومان) داده شده بود.پدر این دختر نگون بخت  معتاد بود. او می گوید:"اینجور پدرو  مادرها جایشان در جهنم است."این مادر 26 ساله(البته در زمان تهیه فیلم) در ادامه می گوید: "نمی خواهم فرزندم مانند خودم بدبخت شود و این گونه ازدواج كند."در ادامه فیلم زن جوان دیگری به تصویر كشیده می شود. زنی با سن 22 سال سن كه در 10 سالگی به افغان ها داده شد و راهی دیار غربتش كردند. او می گوید:"به پدرم وعده ی پول داده بودند ."هرچند آن پول وعده داده شده هرگز پرداخت نشد. مریم(دختر مذكور) می گوید:"شوهرم اكنون در كنار مرزها مشغول قاچاق مواد مخدر است..."مریم زمانی كه گفتگو كننده از او می خواهد برقع خود را بالا بزند از این كار خودداری می كند و می گوید:"اگر شوهرم و برادرهایش ببینند مرا می كشند." او اشاره می كند كه4 فرزند دارد كه هركدام از آن ها به فاصله ی یك سال از یكدیگر به دنیا آمده اند. مریم با صدایی بغض آلود پرده از یك فاجعه ی تكان دهنده بر می دارد.:"شوهرم زمانی كه برای قاچاق به لب مرزها می رود برادرانش به خانه امان می آیند و به من تجاوز می كنند..." مریم می گوید: "به شوهرم نمی توانم بگویم چون در این صورت برادرانش مرا می كشند."او همچنین می گوید:"یكی از فرزندانم متعلق به برادر شوهرم است." ماجد نیسی به سراغ زن نگون بخت دیگری می رود. او در مدت زندگی 8 ساله اش در افغانستان 8 فرزند به دنیا می آورد. دخترانش تنها چادری كه برای پوششان مورد استفاده قرار می گیرد را نوبتی می پوشند...در كنار درب سفارت ایران زنان مظلوم ایرانی صف كشیده اند. یكی می گوید:"مرا با فریب به اینجا آورده اند...به خدا قسم كه مرا با فریب اینجا آورده اند..." دیگری می گوید:"اگر مجبور نبودیم یك لحظه اینجا نمی ماندیم. نمی خواهیم جگرگوشه هامان را رها كنیم." این زن با چشمانی اشكبار می گوید:"شوهرم می خواست فرزندم را بفروشد...مگر من می گذارم بفروشد...گدایی می كنم و نمی گذارم این كار را بكند." در ادامه دختر یكی از این زنان نگون بخت روبروی دوربین قرار می گیرد و می گوید كه پدرش او را با سیم برق می زند.چشمان او پر اشك است. مادرش با گریه به دختر ش می گوید:"بگو ترا برای كفش می زند ،برای لباس می زند...بگو كه تابستان و زمستان با دمپایی راه می ری ،بگو نفت نداریم...حقیقت را بگو...اون یكی دخترم جواب شوهرم رو میده...میگه ما یه روز بزرگ می شیم و انتقام مادرمان را از تو می گیریم..."در اینجا دختر و مادر مانند ابر بهار گریه می كنند بارها این فیلم را می بینم و هربار با گلویی  پربغض و چشمانی گریان... نمی دانم این خواهران و مادران ایرانیم اكنون كجا هستند و چه می كنند...نمی دانم چند دختر دیگر پس از تهیه و پخش این فیلم از میهنشان جدا گردیدند و به بدبختی كشانده شدند. آن چه می دانم این است كه دختران ایرانی ناموس وطنمان هستند و باید به هر طریق و روشی آنان را یاری داد. باید این پیام را به گوش متولیان وقانون گذاران كشورمان رساند كه درد ما لایحه های عجیب و غریب و غیر كارشناسی خانواده نیست...درد ما مظلومیت زنان ایرانی است...آن های كه فریادشان را كسی نمی شنود یا حداقل كم رنگ و مبهم است...این جملات را با چشمانی اشكبار به پایان می رسانم . از این پس هر لحظه كه می خواهم به خود و آینده ام بیاندیشم به یاد دختران و زنانی می افتم كه باز هم.... راستی امشب این عزیزان چه می كنند...

منبع : وبلاگ ( اینجا ایران است )

http://yekmihanparast.blogfa.com

 


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.