تدبیر چو در کار جهان ماند به مرداب خوشتر چه ز اوای خوش باده فروش است 21 اردیبهشت 86 - 11:11 |
********************************** این یکی رو صمیمانه تقدیم میکنم به همه چلچله ها چون از اون شعرهاییم هست که باهاش ارتباط خوبی گرفتم و خودم دوستش دارم . *************عشق*************** باز من و ترس جدایی عشق باز منه خسته و راهی عشق امدی از دور به وصلم نگار با نگهی بهر خدایی عشق در پی هر وصل بود هجر دوست خسته ام از وصلوجدایی عشق جان و تن امال مرا سوخته باز پی یک دم باقی عشق گر سخن از عشق بود زهر ناب عمر بود جمله فدایی عشق نوش لبت با لب من اشنا لعل لبت بانگ شفایی عشق من سخن از عشق ندانم مجاز زانکه دو طفلیم هوایی عشق عالم اگر زمه ای از عشق خواند شد سپه علم خدایی عشق عالم و خامی همه در بند عشق عشق بود علم رهایی ز عشق زهره تنهایی عشقم سخنی خوانده ام نیست نیازم به گدایی عشق سروده خودم بهار75 *************************************** وصف حال سر گشته و حیرانیم از خو یش گر یز انیم گویند که چون باشیم خود نیز نمید ا نیم از جمع گریز ا ن و در جمع غر یبا نیم همواره سر از غمها در کام گر یبا نیم مغرور چو کوهستان خوشحال که تنهاییم ا ند یشه فردا را از پیش پر یشا نیم استاد به درد اموخت این پند که پنداریم از ادمیان چون جن از نام خد ا یا نیم سروده خودم پاییز80 **************************************
وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی گریستم گفتند بهانه است وقتی خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم دکتر فقید ........................
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنمنمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنمنمی خوام دربدر پیچ و خم این جاده شمواسه آتیش همه یه هیزم آماده شمیا یه موجود کم و خالی و پر افاده شموایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شم |








