... 5 آبان 86 - 20:03 |
پرسید که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است خندید به سادگیم آینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت : خوابی سالها دیر کرده است در ایینه به خود نگاه میکنم آه عشق او عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است |
... 15 خرداد 86 - 15:38 |
کاش می شد اشک را تهدید کرد |
8 اردیبهشت 86 - 03:48 |
کاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم فاصله های میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیم کاش با چشمانمان عهدی کنیم وقتی از اینجا به دریا می رویم جای بازی با صدای موجها درد های آبی اش را بشنویم کاش مثل آب مثل چشمه سار گونه نیلوفری را تر کنیم ما همه روزی از اینجا میرویم کاش این پرواز را باور کنیم کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم کاش اشکی قلبمان را بشکند با نگاه خسته ای ویران شویم کاش وقتی شاپرکها تشنه اند ما به جای ابرها گریان شویم |
5 اردیبهشت 86 - 17:03 |
کاش کسی حسرت دیدار نداشت کاش کسی به دل غم یار نداشت کاش وقتی از وصال یار سخن گفتیم کسی به چشم خود قطره ای اشک نداشت کاش جاده و راهی هرگز نمی دیدیم تا یار سفر کرده حسرت برگشت نداشت
|








