* تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز*
* می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم*
کوتاه ولی عمیق | |
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است | |
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون كه براش مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی
اگه یکی رودیدی وقتی داری گریه می کنی برمی گرده ومیادباهات اشک میریزه بدون
دوست داره
اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه
چی بودی
اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو
می میره
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو
مرده
اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو
مرده
درسهای گونهگونه هست:
درس دست یافتن به آب و نان!
درس زیستن كنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشك غم ز هم جدا شدن!
در كنار این معلمان و درسها،
در كنار نمرههای صفر و نمرههای بیست!
یك معلم بزرگ نیز
در تمام لحظهها، تمام عمر!
در كلاس هست و در كلاس نیست!
نام اوست: مرگ!
و آنچه را كه درس میدهد؛
زندگی است
سبب گر بسوزد مسبب تو هستی
سبب ساز این جهان تویی
در این حال مستی صفا کرده ام
تورا ای خدا من صدا کرده ام
از این روزگاری که من دیده ام
چه شب ها خدایا خدا کرده ام
نهادم سر سجده بر خاکت
تو را ای خدا من صدا کرده ام
که از من نگیری صفای دلم را
به راه محبت تو دانی خدایا چه ها کرده ام
شبب گر بسوزد مسبب تو هستی
سبب ساز این دل تویی
ز دست که اید که دستم بگیرد
مرا سایه امان تویی
در این حال مستی صفا کرده ام
تورا ای خدا من صدا کردام
از اینروزگاری که من دیده ام
چه شبها خدایا خدا کرده ام
نهادم سر سجده بر خاکت
تورا ای خدا من صدا کرده ام