سعدی 23 مرداد 87 - 01:18 |
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جورست در نظر هم جور به، كه طاقت شوقت نیاوریم روی ار به روی ما نكنی حكم از آن توست بازآ كه روی در قدمانت بگستریم ما را سریست با تو كه گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم گفتی ز خاك بیشترند اهل عشق من از خاك بیشتر نه كه از خاك كمتریم ما با توایم و با تو نهایم نیست بلعجب در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب نه روی آن كه مهر دگر كس بپروریم از دشمنان برند شكایت به دوستان چون دوست دشمنست شكایت كجا بریم ما خود نمیرویم دوان در قفای كس آن میبرد كه ما به كمند وی اندریم سعدی تو كیستی كه در این حلقه كمند چندان فتادهاند كه ما صید لاغریم |
ایجاد گروه چت آنلاین موضوع آزاد 22 تیر 87 - 22:07 |
سلام دوستانگروه چت آنلاین تشکیل شد و هم اکنون دو جلسه از گروه با موفقیت تمام اجرا شد.موضوع جلسه اول : معارفه و قوانین گروهموضوع جلسه دوم : هدف زندگی موضوع جلسه سوم : هدف زندگی (ادامه بحث جلسه اول) در صورت تمایل به عضویت آیدی یاهو خودتونو به من ارسال کنید.برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنین |
از خدمت سربازی برگشتم 2 تیر 87 - 15:33 |
سلام بچه ها شکر خدا از خدمت سربازی به سلامتی برگشتم از امروز میتونین به من sms بزنین و email بفرستین . سر فرصت داستان خدمت سربازیمو براتون تعریف میکنم. ![]()
|
مسنجر رو با ایرانسل تجربه کنید حتما 16 دی 86 - 12:56 |
salam bache ha agar mikhayn id yahoo,gmail ,msn ya har id digaritoono ba gooshitoon va khate iranceletoon ba hazine kheili kam bala biyarin ba man tamas begirin ta rahnamayitoon konam |
Busy بودن در این حد 25 آذر 86 - 10:15 |
ببخشین دوستان این روزها خیلی سرم شلوغه حتی فرصت سر خاروندنم به معنای واقعی کلمه ندارم کسی راه حلی برای خروج از این حالت نداره |
خدا مواظب ماست 2 آبان 86 - 01:57 |
سلام خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم ببخشین سرم خیلی شلوغ بود موضوعی که می خوام در موردش حرف بزنم خیلی جای بحث داره فقط نتیجه افکار و عقاید صحیح یا نا صحیح خودم رو بشنو بعد فکر کن تو هم دوست داشتی نظرتو بگو. دوستان من ، اگه تو خیابون باشیم و بعد ببینیم که یک نفر تصادف میکنه و مجروح میشه اون لحظه چه حسی داریم ، اگه خبر فوت یک فردی رو که اصلا نه دیدیمش و نه میشناختیمش رو بهمون بدن چی ، خوب فکر کن خودتو تو یکی از اون لحضه هایی که گفتم بزار و ببین چه حسی بهت دست میده . مسلما کمتر آدمی پیدا میشه که از شنیدن یک چنین اتفاقاتی برای یک انسانی که نمیشناسه به فکر فرو بره ، ولی همه ما زمانی که خدای نکرده یکی از همین اتفاقات ناخوشایند برای یکی از نزدیکانمون یا خودمون بیفته این سوال رو از خودمون و از خدامون میپرسیم "چرا این اتفاق برای ما افتاد؟" و تمام اون اتفاقاتی رو که در طول زندگیمون برای بقیه افتاده و ما از اون با خبر شدیم رو در اون لحظه فراموش میکنیم. چرا؟ خوب در موردش فکر کن!!! خب این زمینه سازی بود برای یک بحث مفصل فعلا نمیخوام سرتونو درد بیارم باز بهم سر بزنید. نظرتون باعث خوشحالی من میشه. |
خاطرات شیرین نوجوانی 18 شهریور 86 - 17:54 |
خاطرات نوجوانیامروز بر گلبرگ های لطیف دوران نوجوانی ام کمی قدم زدم انگار دوباره به همان زمان برگشته بودم آه چه دورانی بود.... از خونه تا کوچه خاطره ها رو با تاکسی رفتم چه دورانی بود سر کوچه که پیاده شدم هر لحظه احساس می کردم دارم جوون تر و جوون تر میشم وای8->... احساس نشاط مضاعفی داشتم نمیتونم وصفش کنم یک حسی به میگفت بدو مدرسه دیر شده کمی دویدم باز کوچکتر شدم . بر راهی میرفتم که افکار آینده ام را ساخته بودند.مسیری که سرنوشتم را رقم زده بود ، سال کنکور آه چه سالی بود دوست داشتیم زودتر به دانشگاه بریم تا بزرگتر بشیم و حالا که بزرگتر شدم دوست داشتم یک بار دیگه کوچیک بشم و برم سر کلاس درس بشینم ،با بچه ها بازی کنم ، سر کلاس سر وصدا کنم معلم دعوام کنه من سرخ بشم. به دم در مدسه که رسیدم احساس میکردم الان برم تو چه جوری تو روی ناظم نگاه کنم ، رفتم تو حیاط خالی بود داخل سالن شدم یک آقای ناشناس گفت امرتون رو بفرمایین اونجا تازه فهمیدم خیلی ها دیگه الان اینجا نیستند مثل من |
انتظار 9 مرداد 86 - 23:25 |
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم
|
دوست من 5 تیر 86 - 02:20 |
بی تو بهار تکرار غریبانه ی پاییز است برای این خرسندم که در سرزمینی زندگی میکنم که نفس پاک تو آنرا عطر آگین ساخته است . بهترینم هنگامیکه کبوترپرشکسته درآشیانه از غم می نالد هنگامیکه بلبل افسرده از جور خزان به یاد گل برزمین بوسه میزند هنگامیکه آخرین برگ پاییزی نقش بر زمین میشود آن هنگام مرا یاد کن
|
بی بندو باری 3 تیر 86 - 02:42 |
سلام دوستان. واقعا چمون شده به سمت چه هدفی داریم پیش میریم . چی درسته
.چه چیزهایی رو داریم زیر پای خود خواهی و شهوت زیر پا میزاریم. واقعا به
کجا میرسیم با این راهی که پیش گرفتیم. سالم بودن تعریفش چیه تو این جامعه
که پر از .... وای نمیدونم چی بگم دل پر دردی دارم . واقعا به جامعه ای که داریم توش زندگی میکنیم میشه گفت اسلامی به مردمش میشه گفت مسلمون. |










