- 1
- 2
حال همه ما خوبست اما تو باور مكن ! 17 مرداد 87 - 11:52 |
سلام http://www.umahal.com/song/21015.htm ![]() |
اقبال رنجه ( چشمک ) 14 مرداد 87 - 14:35 |
من با اقبال موافقام کهمی گفت ....
که اگر فهمیده بود، میسرود:
... چشمک |
بی تو من بدجوری تنهام 24 تیر 87 - 14:32 |
می دونم برات عجیبه
این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دستات
بدون حتی نوازش
می دونم که خنده داره
واسه تو درمون دردم
می گذری از من ومی ری
اما باز من ؛ بر می گردم
می دونم برات عجیبه
من با این همه غرورم
پیشه همه بدی هات
چه جوری بازم صبورم
می دونم واست سواله
که چرا پیشت حقیرم
دور می شی منو نبینی
باز سراغتو می گیرم
می دونی چرا همیشه
من بدهکار تو می شم
وقتی نیستی ام یه جوری
با خیالت راضی می شم
می دونی واسه چی از تو
بد می مبینم و می خندم
تا نبینی گریه هامو
هردوچشمامو می بندم
چاره ای جز این ندارم
وقتی خون شدی تو رگ هام
می میرم اگه نباشی
بی تو من بدجوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی
روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو رو خواستم
تو چه جور ازم گذشتی !!!
|
حدیث نامکرر عشق !!! 11 تیر 87 - 14:14 |
|
من و شب و چهل وقت دیگر... 10 تیر 87 - 15:07 |
هنوز فرصت هست...
فرشته می گوید
گفتند:چهل شب خانه ات را آب و جارو کن...
شب چهلمین خضر(ع)خواهد آمد.
چهل سال خانه ام را رفتم و روبیدم و خضر(ع) نیامد زیرا فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم
گفتند:چله نشینی کن. چهل شب خودت باش و خدا و خلوت شب.
چهلمین بر بام آسمان خواهی رفت ومن چهل سال از چله ی بزرگ زمستان تا چله ی کوچک تابستان را به چله نشستم اما هرگز بلندی را بوی نبردم زیرا... از یاد برده بودم که خودم را به چهل ستون دنیا زنجیر کرده ام.. ** |
به سوی تو ..... 3 تیر 87 - 23:17 |
ترانه ای بسیارررررررررررررر زیبا . فکر می کنم ارزش بارها شنیدن دوباره و دوباره را دارد . به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو،
آهنگ شعر فوق را با صدای کوروس سرهنگ زاده از اینجا دانلود کنید |
گفتگوهای کودکانه با خدا 20 خرداد 87 - 20:09 |
گفتگوهای کودکانه با خدا
خدای عزیز! به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟ امی
خدای عزیز! شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده. لاری
خدای عزیز! اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفشهای جدیدم رو بهت نشون میدم. میگی
خدای عزیز! شرط میبندم خیلی برایت سخت است که همه آدمهای روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچین کاری کنم. نان
خدای عزیز! در مدرسه به ما گفتهاند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام میدهد؟ جین
خدای عزیز! آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟ لوسی
خدای عزیز! این حقیقت داره اگر بابام از همان حرفهای زشتی را که توی بازی بولینگ میزند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمیرود؟ آنیتا
خدای عزیز! آیا تو واقعاً میخواستی زرافه اینطوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟ نورما
خدای عزیز! چه کسی دور کشورها خط میکشد؟ جان
خدای عزیز! من به عروسی رفتم و آنها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟ نیل
خدای عزیز! آیا تو واقعاً منظورت این بوده که ? نسبت به دیگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار میکنند؟ ? اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم. دارلا
خدای عزیز! بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود. جویس
خدای عزیز! وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمهای نزنی. دوست تو (اما نمیخواهم اسمم رو بگم)
خدای عزیز! لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. میتوانی دربارهاش پرس و جو کنی. بروس
خدای عزیز! برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم میدادیها! ها! دنی
خدای عزیز! من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش. تام
خدای عزیز! فکر میکنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد. روث
خدای عزیز! من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم. الیوت
خدای عزیز! از همۀ کسانی که برای تو کار میکنند، من نوح و داود را بیشتر دوست دارم. راب
خدای عزیز! برادرم یه چیزایی دربارۀ به دنیا آمدن بچهها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند. مگر نه؟ مارشا
خدای عزیز! من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم. با عشق کریس
خدای عزیز! ما خواندهایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاسهای دینی یکشنبهها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط میبندم او فکر تو را دزدیده. با احترام دونا
خدای عزیز! آدمهای بد به نوح خندیدند ? تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی میسازی ? اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کارو میکردم. ادی
خدای عزیز! لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه میکنم. دین
خدای عزیز! فکر نمیکنم هیچ کس میتوانست خدایی بهتر از تو باشد. میخوام اینو بدونی که این حرفو بخاطر اینکه الان تو خدایی، نمیزنم. چارلز
خدای عزیز! هیچ فکر نمیکردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سهشنبه ساخته بودی، دیدم، معرکه بود. اجی |
دست های خدا 19 خرداد 87 - 14:23 |
یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه. یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه. یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است. یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه. یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است. دو تا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دو تا ساندویچ ماهی میشه. همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه. همین در نبرد روزهای سخت بامردان سخت,مردان سخت می مانند نه روزهای سخت |
حرف ها - نزار قبانی 19 خرداد 87 - 13:53 |
کلمات
نزار قبانی |
آهنگی از قلم رنجه یك دوست 11 اردیبهشت 87 - 16:26 |
http://www.nowupload.com/:oEV دوتا روش برای قرار دادن عکس :
** اول عکس رو انتخاب میکنین بعد کلیک راست میکنیدوگزینهcopy بعد میاین تو این بحث و عکس رو past میکنید میتونید برای اینکار ازدکمه های ctrl vاستفاده کنید
این عکسا رو اول باید تو یه فضایی در وب قرار بدین بعد که یکی از روشهاشو براتون میگم اول به سایت http://www.irapic.com میرید بعد روزی گزینه browse کلیک می کنید و ادرس عکس رو از رو سیستمتون می دید و دکمه open رو می زنید بعدش دوباره دکمه آپلود تصویر رو میزنید تا عکستون آپیلود بشه حالا چند تا ادری میده که اخریش نوشته لینک مستقیم تصویر هم میتونید اونو بذارید تو کلوب هم اینکه لینک رو باز کنین و به روش اول کپی پیست کنین لطفا تصاویر با سایز 400×600 و با حجم کم باشه تا صفحه زود بالا بیاد. |
- 1
- 2











اولی برای عکسایی هستش که تو سایتا دیگه وجود دارند ومیخواین اینجا هم بذارین برا بقیه