- 1
- 2
... 10 آذر 86 - 23:31 |
«تو را به اندازهی همهی كسانی كه دوست نداشتهام، دوست میدارم» |
... 19 آبان 86 - 23:18 |
نمیدونم یادت می یاد موقعی که میرفتی با هم چه عهدی بستیم؟ من عهد بستم که هر هفته که از رفتنت گذشت من غم تنهائیم رو تو یه کتاب بنویسم و تو هم هر هفته یه بوته گل تو هر جائی که هستی بکاری تا که دوباره بیای و امروز می بینم که دوست من که تو باهاش ازدواج کردی یه باغ پر از گلای رنگارنگ داری و من هم یه کتاب پوسیده به اندازه شاهنامه ...
|
... 19 آبان 86 - 23:13 |
ببار ای خالق عشق همه عشق و همه عشقمرا از من جدا کن ببر تا عالم عشقببار آن ابر رحمت که باشم محرم عشقمبادا دل ببندم به هر نامحرم عشق |
... 24 خرداد 86 - 00:24 |
کاش تو پیله هامون می موندیمآخه پروانه شدن کاره هرکسی نیست |
آسمونی 17 خرداد 86 - 01:56 |
امروز برایه من یه روزه خیلی قشنگ بود همیشه دلم می خواست روز تولدم برام بهترین و قشنگترین روز باشه خیلی از سالها از تولدم ناراضی بودم با اینکه همه بودن و روز شادی بود ولی دلم می خواست خیلی های دیگه هم بودن و اونوقت بهترین روز می شد اما امروز و امسال با همه سالها فرق داشت امروز تولدم نه مهمون داشت نه چراغونی و نه کادو های رنگارنگ بلکه مادر پدر و خواهر مهربونمو داشتم خونواده ای رو که تازه قدر بودن در کنارشونو فهمیدم و با تمامه وجودم بهشون افتخار می کنم روز تولدم با وجود اونا برام قشنگترین و بهترین روز شد
ا |
27 فروردین 86 - 08:33 |
let me be your hero Let me be your hero |
22 فروردین 86 - 08:36 |
كجای این شب تیره بیاویزم نگاهم را؟ |
AsemOoni 17 فروردین 86 - 09:34 |
بعضی وقتا آدم اونقدر خسته می شه که حتی توان صحبت کردن با خودشم نداره امروز برای منم از یکی از اون روزاست خیلی سخت بود تحمل چیزی که همیشه برام بزرگترین درد بود حالا اون دردو با تمام وجود احساسش کردم درد شیرینی بود اما زجر آور رفتن و گذشتن از چیزی که همیشه آرزوی بودنش رو داشتی هیچوقت فکر نمی کردم اون روز یکی از همین روزا باشه یه روز یکی از دوستام بهم گفت کسی که A B C D E F G .......H I G ............O P Q R S T U ....Z رو اختراع کرد یه نابغه بوده اما یه اشتباه بزرگ کرد اونم اینکه فاصله بین I و U رو زیاد گذاشت امروز به معنی واقعی این جمله رسیدم واقعا اشتباه بزرگی بود . .... موفق باشی |
17 فروردین 86 - 09:17 |
از عشق مگریز
|
8 فروردین 86 - 06:34 |
توی یكی از این هزار شب وقتی سرت رو بلند میكنی می بینی بین میلیونها ستاره یكی از اون ستاره های خیلی قشنگ و فروزان نظرت رو به به خودش جلب می كنه.
می كنی تا بالاخره به خواب می ری.
اون ستاره نیست. اون موقعی است كه تموم غمای دنیا هری میریزه تو دلت.>
تا بالاخره بعد از مدتها می فهمی با رفتن اون ستاره باز هم زنده ای.. باز هم زندگی می كنی..نفس می كشی و
ستاره دیگه نگاه نكنی.
قشنگ رو تماشا میكنی و باز هم یه شب می ری و میبینی اثری از اون ستاره نیست.
یه ستاره زیبای دیگه.
كه توی آسمون وجود داره.
|
- 1
- 2





