تبلیغات


__
به سلامت
30 مرداد 87 - 16:32

 

سیب سرخی را به من بخشید و رفت
ساقه سبز دلم را چید و رفت
عاشقی های مرا باور نکرد
عاقبت بر عشق من  خندید و رفت
اشک در چشمان سردم حلقه زد
بی مروت گریه ام رو دید رفت
با غم هجرش مدارا می کنم
گر چه بر زخمم نمک پاشید و رفت.

 

 

  • ارسال نظر (0)
تلاش
17 مرداد 87 - 01:36

 

هر کاری که در زندگی می کنید

یا برای به دست آوردن عشق است

یا برای جبران کمبود عشق

 

love001_black.jpg

 

 

هی فلانی..
14 مرداد 87 - 15:09

 

هی فلانی.... می دانی؟...
می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!!
می آیند....... می مانند....... عادتت می دهند....... و می روند.......
و تو در خود می مانی....... و تو تنها می مانی.......
راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟
مثل همه ی فلانی ها...

 

واقعا ممکنه!؟
24 تیر 87 - 17:33

 

یه روز له میشی!
4 تیر 87 - 03:05

 

آن گاه که غرور کسی را له می کنی آن گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی آن گاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آن گاه که بنده ای را نادیده می انگاری آن گاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

 

می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ بسوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟؟؟؟؟؟؟

 

...
15 خرداد 87 - 14:40

 

یادم باشد حرفی نزنم که

به کسی بر بخورد...

نگاهی نکنم که

دل کسی بلرزد...

راهی نروم که

بیراه باشد...

خطی ننویسم که

آزار دهد کسی را.

یادم باشد که

روز و روزگار خوش است!

همه چیز رو به راه است و خوب!

تنها... تنها... دل ما دل نیست!

 

 

حضور
24 اردیبهشت 87 - 00:59

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست

 

 خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده برای کمال

 

 

آزادم...
4 اردیبهشت 87 - 12:12

من نه عاشق بودم

 

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

 

من خودم بودم و یک حس غریب 

 

که به صد عشق و هوس می ارزید...

 

 

 

هرگز
24 بهمن 86 - 13:08

 

♥ گرچه روزگار روزهایم را پیش فروش کرده است، ♥

       ♥  اما هرگز راحتش نخواهم گذاشت !! ♥

 

                                                                  از طرف یه دوست

خودش می دونه...
12 آبان 86 - 21:01

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی

 

ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم...!

 

 

__