تبلیغات


__
رفت
4 مهر 86 - 22:31

گفتم نرو...پرپر میشم...گفت قربونت برم تو پرپرتم قشنگه...منم خر شدم پرپر شدم...اونم رفت

  • ارسال نظر (5)
روحت شاد و یادت گرامی مهستی جان
4 تیر 86 - 21:07
سلام دوستان یکی دیگه از اسطوره های موسیقی ایران درگذشت مهستی عزیز درگذشت خدا رحمتش کنه
چه باحال
1 فروردین 86 - 01:24
 در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران: درخیابان: دختر:جـــــــــووون! جیگرتــــــــــــــــو! پسر: گمشو! دختر: شماره بدم زنگ می‌زنی؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم می‌شی

ندارد
26 اسفند 85 - 07:12

جیر جیرك به خرس گفت: عاشقت شدم ...
خرس گفت: الان وقت خواب زمستانیه منه
وقتی بیدار شدم در این باره حرف می زنیم ...
وقتی خرس بیدار شد جیر جیرك را ندید...
خرس نمی دانست
جیر جیركها 3 روز بیشتر عمر نمیكنند....

* * * * * * *
یادت باشه اگه یه روز فكر كردی
نبودن یكی بهتر از بودنشه
چشماتو ببند واون لحظه ایی رو كه
اون كنارت نیست رو به خاطر بیار
اگه چشمات خیس شد بدون كه
داری به خودت دروغ میگی

عکس
9 بهمن 85 - 07:24

 اینم من و سگم چه مامانیه از تو که خوشکل تره:P


11 مهر 85 - 06:51

این منم


ریشامم خوشکل هست خودم دوست دارم روزی 3 بارم میشورمشون


ای خدا
31 شهریور 85 - 06:38
گفتم
نمیدانم که در قید چه هستی
طرفدار خدا یا بت پرستی
نمیدانم در این دنیای مهشر
به چه عشقی چونین ساکت نشستی
گفت

طرفدار خدای عشقم ای یار
از این عاشق کشی ها دست بردار
که کار بت پرست بی وفایی
نه من که غصمه درد جدایی
درد جدایی

گفتم
خدارا با تو هرگز نیست کاری
که تو خود ناخدای روزگاری
به روی زورقی درهم شکسته
مثل ماهی که رو ابرا نشسته
گفت

اگر من ناخدایم با خدایم
نه کن تو از خدای خود جدای
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق

گفتم
خدای عشق تو داره خدایی
که تو دینش گناهه بی وفایی
بگو رندا نمیگویی صد افسوس
تو نور ماهی و من نور فانوس
تو هشیارانه گفتی یا ز مستی
نفهمیدم که در قید چه هستی
گفت

من غرق سکوتم تو بخوان
قصه پرداز تویی
من هیچم و پوچم تو بمان
سینه و راز تویی
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق

گفتم
من غرق سکوتم تو بخوان
قصه پرداز تویی
من هیچم و پوچم تو بمان
سینه و راز تویی
من رو به زبانم
دم آغاز تویی



31 شهریور 85 - 06:26
با توام با تو که دستت
دست دنیا ساز برگه
با توام با تو که بغضت
معنی آواز رنجه

اگه یخ باد ستمگر
پی قتل عام برگه
اگه این باغ برهنه
باغ تاراج تگرگه
اگه بی پناهی گل
رنگ بی پناهی ماست
دستتو بذار تو دستم
وقت پیوند درختاست
اگه بی پناهی گل
رنگ بی پناهی ماست
دستتو بذار تو دستم
وقت پیوند درختاست

رو تن سخت درختا
بنویس و دوباره بنویس
رو تن سخت درختا
بنویس و دوباره بنویس
که شکست یک شقایق
مرگ باغ مرگ بهار نیست
رو تن سخت درختا
بنویس و دوباره بنویس
که شکست یک شقایق
مرگ باغ مرگ بهار نیست

اگه یخ باد ستمگر
پی قتل عام برگه
اگه این باغ برهنه
باغ تاراج تگرگه
اگه بی پناهی گل
رنگ بی پناهی ماست
دستتو بذار تو دستم
وقت پیوند درختاست
اگه بی پناهی گل
رنگ بی پناهی ماست
دستتو بذار تو دستم
وقت پیوند درختاست

31 شهریور 85 - 06:20

توی این شهر فرنگ
همه چی رنگ و وارنگ
جور واجورن آدما
همه شکل و همه رنگ
پشت ویترین دلا
همه چی خوب و قشنگ
اما تا دست بزنی
می خوره سرت به سنگ
دلا بی ثبات شدن
آدما ربات شدن
دلا بی ثبات شدن
آدما ربات شدن

توی عصر فاجعه
آدمکها آهنی
همه چشما شیشه ای
همه قلبا آهنی

دلی نیست اینجا دیگه همدلی نیست
من دارم غرق میشم ساحلی نیست
عشقو باید تو کتابا پیدا کرد
دلی هست و عاشق یکدلی نیست

دلا بی ثبات شدن
آدما ربات شدن
دلا بی ثبات شدن
آدما ربات شدن

باید رفت
31 شهریور 85 - 06:02
گفتی که باید رفت و رفت
اما نگفتی تا کجا
گفتی که باید موند و موند
هرگز نپرسیدم چرا
مونده ام تنها منو این سرگذشت
من گذشتم از تو و از آنچه بین ما گذشت
این اگه یکی شدن نیست
قصه فدا شدن نیست
این اگه ایثار تن نیست
تن به غیر از خود من نیست
پس کیه
اون کیه
این سوال بی جوابو
یه کسی جواب بده
این همه خیال و خوابو
یه کسی جواب بده
مونده ام تنها منو این سرگذشت
من گذشتم از تو و از آنچه بین ما گذشت
__